عروسی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از جشن عروسی)

جشن عروسی

از جمله مسائلی که در ازدواج به آن توجه شده و در بین بیشتر اقوام و ملل و فرهنگ‌ها نقطه اوج ازدواج به شمار می‌آید، برگزاری مراسم و تشریفات ازدواج است که به «عروسی» معروف است. اهمیت جشن عروسی در کارکردهای اجتماعی آن ریشه دارد و تأکید بر اهمیت ازدواج به عنوان نقطه عطفی در زندگی زوج جوان، تحکیم نسبی پیوند ازدواج، فراهم کردن زمینه ابراز شادی، تقویت پیوندهای دوستی و خویشاوندی و اعلان عمومی ازدواج به منظور زدودن هرگونه شائبه عدم مشروعیت، از مهم‌ترین این کارکردها هستند[۱]. جالب توجه است که تعالیم اسلام برای مراسم ازدواج، استثناهایی در نظر گرفته که در واقع به بعد جشن و شادمانی و کارکردهای مذکور باز می‌گردد؛ برای نمونه، غنا، که آوازه‌خوانی طرب‌انگیز است، در مراسم ازدواج با رعایت حدود خاص و برگزاری مجلسی که زنان کاملاً از مردان جدا هستند و صدای آنها نیز به گوش نامحرمان نمی‌رسد، جایز شمرده شده است[۲].[۳]

ولیمه عروسی

یکی از آداب پسندیده اسلامی در برگزاری شادی‌ها، تقسیم این شادی و سرور با دیگران است. یکی از مصادیق این شادی که در روایات نیز به آن توصیه شده، دعوت برای اطعام عمومی یا ولیمه دادن به دوستان و خویشاوندان از فقیر و غنی است. رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «ولیمه جز در پنج مورد نیست: در عرس، یا خُرس، یا عذار، یا وکار یا رکاز. پس عرس ولیمه ازدواج است، و خرس ولیمه تولد نوزاد است، و عذار، ولیمه ختنه است، و وکار، ولیمه ساختن یا خریدن خانه است، و رکاز ولیمه حاج به هنگام بازگشت از مکه است»[۴].

رسول خدا(ص) برای جلوگیری از اسراف و زیاده‌روی در این زمینه نیز می‌فرمایند: «ولیمه دادن روز اول (یک بار) حق است و روز دوم کاری است شایسته، ولی بیشتر از دو روز برای نشان دادن به مردم و برای گوش به گوش گفتن است»[۵].[۶]

زفاف دو عروس

شب زفاف

«زفاف» از ماده «زفّ» در اصل در مورد وزش باد و حرکت سریع شترمرغ که مخلوطی از راه رفتن و پریدن است به کار رفته است. سپس این کلمه به طور کنایه در مورد «زفاف عروس»، یعنی بردن عروس به خانه داماد همراه با نشاط و هیجان استعمال شده است[۷]. معصومین(ع) آداب مهمی را در این زمینه سفارش فرموده‌اند که به اختصار اشاره می‌کنیم: صادق آل محمد در این باره می‌فرمایند: «عروسی را در شب قرار دهید و روز اطعام نمایید»[۸].

پیامبر گرامی اسلام(ص) در برگزاری این سنت پیش قدم بوده‌اند، چنان‌که در جریان ازدواج قمرَین، منیرَین امیرالمؤمنین و زهرای اطهر می‌خوانیم: هنگامی که آفتاب نزدیک به غروب رسید حضرت رسول به ام سلمه فرمود: فاطمه زهرا را بیاور. ام سلمه رفت و حضرت زهرا را در حالی آورد که پرِ لباس‌هایش به زمین کشیده می‌شد و از روی پدر بزرگوارش به قدری عرق خجلت می‌ریخت که به زمین خورد. پیامبر خدا به او فرمود: خدا تو را در دنیا و آخرت از زمین خوردن نگاه دارد. موقعی که فاطمه اطهر در مقابل پدر خود رسید، رسول خدا نقاب را از صورت آن بانو برداشت تا حضرت علی صورت آن شفیعه روز جزا را دید. سپس حضرت محمد(ص) دست فاطمه را گرفت و در دست امیرالمؤمنین نهاد و فرمود: «بَارَكَ اللَّهُ لَكَ فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ، يَا عَلِيُّ، نِعْمَ الزَّوْجَةُ فَاطِمَةُ، وَ يَا فَاطِمَةُ، نِعْمَ الْبَعْلُ عَلِيٌّ»؛ «یا علی! خدا قدم این دختر پیغمبر را برای تو مبارک کند! یا علی! فاطمه خوب زوجه‌ای است، ای فاطمه! علی خوب شوهری است. متوجه منزل شوید و عملی انجام ندهید تا خود بیایم. حضرت امیر می‌فرماید: من دست فاطمه را گرفتم و پس از اینکه متوجه منزل شدیم، وی یک طرف نشست و من هم نزد او نشستم. من و فاطمه هر کدام به علت اینکه از یک دیگر خجالت می‌کشیدیم و حیا می‌کردیم به زمین چشم دوخته بودیم[۹].[۱۰]

همراهی جمعی از زنان با عروس تا خانه شوهر

یکی از آداب و تشریفات برگزاری جشن عروسی اعلام عمومی آن است که از گذشته در میان مسلمانان رواج داشته است و حتی در روایات و سیره معصومین(ع) قابل مشاهده است. ابن الشیخ در کتاب امالی از جابر بن عبدالله انصاری روایت می‌کند که گفت: هنگامی که شب عروسی فاطمه زهرا فرا رسید پیغمبر معظم اسلام(ص) استر خود را آورد و یک قطیفه روی آن افکند و به فاطمه فرمود: سوار شو! آن‌گاه به سلمان دستور داد تا مهار آن را بکشد و خود آن حضرت آن استر را می‌رانید. در بین راه بود که رسول خدا صدایی شنید. ناگاه دید جبرئیل و میکائیل و اسرافیل با هفتاد هزار ملک آمده‌اند. پیامبر خدا به ایشان فرمود: برای چه به زمین آمده‌اید؟ گفتند: ما آمده‌ایم فاطمه زهرا را برای علی بن ابی طالب ببریم. سپس جبرئیل مهار آن مرکب را گرفت. اسرافیل رکاب آن را گرفت و میکائیل به دنبال آن بود و پیغمبر خدا لباس‌های فاطمه را می‌آراست. سپس جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و ملائکه و رسول خدا تکبیر گفتند، و بدین جهت است که گفتن تکبیر در شب عروسی از آن به بعد تا قیامت مرسوم و مستحب است[۱۱].[۱۲]

آداب مباشرت

از روش‌های زمینه‌ساز پیش از تولد در سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) معاشرت و روابط صحیح و سالم پدر و مادر است. روابط درست والدین، علاوه بر اینکه الگوی سالم معاشرت را فراروی فرزندان می‌گذارد، موجب می‌شود فرزندان نیز برای والدین احترام ویژه‌ای قائل شوند و از آنها حرف‌شنوی داشته باشند. روابط والدین دامنه گسترده‌ای دارد، بخشی از این رابطه مربوط به پیش از تولد فرزند، یعنی روابط آنها در خصوص آمیزش و مباشرت است. در متون اسلامی، روایات بسیاری از بزرگان دین درباره آداب آمیزش و تأثیر آن در روح و جسم فرزند آمده است. آنچه در سیره معصومان(ع) آمده، سفارش‌های پیامبر(ص) به علی(ع) در زمینه زمان، مکان، حالات روحی حاکم بر همسران در زمان آمیزش کرده است.

حالات روحی و معنوی انسان و حتی نوع غذا به قدری در پیدایش فرزند مؤثر است که پیامبر(ص) قبل از انعقاد نطفه فاطمه زهرا(س)، تنها یادگار خود، به دستور خداوند، چهل روز خلوت گزید و به روزه و عبادت پرداخت؛ در پایان چهل روز هم از غذاهای بهشتی‌ای که جبرئیل برای او آورد، تناول کرد[۱۳] و نتیجه آن فرزندی شد که یازده امام معصوم از نسل او به بشریت روشنایی بخشید.

تأثیر آداب آمیزش در تربیت فرزند، که در سیره معصومان(ع) و روایات ذکر شده، بر دو گونه است: تأثیر در صحت و سلامت جسمی و حتی چهره فرزند؛ تأثیر معنوی یا تأثیر در روح و روان فرزند[۱۴].

منابع

پانویس

  1. حسین بستان، اسلام و جامعه‌شناسی خانواده، ص۵۰.
  2. تحریر الوسیله، ج٢، مسئله ۱۳ از مسائل مکاسب و متاجر.
  3. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص۴۱.
  4. «لَا وَلِيمَةَ إِلَّا فِي خَمْسٍ فِي عُرْسٍ أَوْ خُرْسٍ أَوْ عِذَارٍ أَوْ وِكَارٍ أَوْ رِكَازٍ فَالْعُرْسُ التَّزْوِيجُ وَ الْخُرْسُ النِّفَاسُ بِالْوَلَدِ وَ الْعِذَارُ الْخِتَانُ وَ الْوِكَارُ الرَّجُلُ يَشْتَرِي الدَّارَ وَ الرِّكَازُ الرَّجُلُ يَقْدَمُ مِنْ مَكَّةَ»؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۵۶.
  5. «الْوَلِيمَةُ أَوَّلَ يَوْمٍ حَقٌّ‌، وَ الثَّانِيَ مَعْرُوفٌ‌، وَ مَا زَادَ رِيَاءٌ وَ سُمْعَةٌ»؛ الکافی، ج۵، ص۳۶۸.
  6. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۴۴.
  7. مفردات الفاظ قرآن، ج۱، ص۳۸۰.
  8. «زُفُّوا عَرَائِسَكُمْ لَيْلًا، وَ أَطْعِمُوا ضُحًى‌»؛ الکافی، ج۵، ص۳۶۶.
  9. امالی شیخ طوسی، ص۴۳.
  10. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۴۷.
  11. کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۸.
  12. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۴۶.
  13. قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، ج۱، ص۲۴۷.
  14. حسینی‌زاده و داوودی، سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت، ص ۴۳.