عروسی در معارف و سیره معصوم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

ازدواج کاری پسندیده و رویدادی مهم در زندگی انسان است. به همین دلیل لازم است که انسان به اصل ازدواج و شیوه برگزاری آن توجهی فوق‌العاده داشته باشد. انجام این کار با ارزش و مهم به گونه‌ای آرام، بی‌سروصدا و مخفیانه مطلوب و معقول نیست. به همین دلیل در فرهنگ‌ها و اقوام گوناگون جهان این مراسم با شور و حالی خاص برگزار می‌شود.

شرع مقدس اسلام نیز برای ازدواج اهمیتی فوق‌العاده قایل است و توصیه کرده مراسم مربوط به ازدواج باشکوه و البته به گونه‌ای مطلوب و مشروع برگزار شود. تا آنجا که رسول خدا(ص) تفاوت بین ازدواج مشروع و پیوند رسمی بین دو تن و روابط نامشروع را همین مراسم و جشن و سرورها می‌دانند. آن بزرگوار در جریان ازدواج یکی از اصحاب و یاران خویش با تأیید مراسم عروسی و شور و نشاط موجود در آن توصیه فرمودند مراسم عقد و عروسی به گونه‌ای رسمی و همراه با جشن و سرور، البته به آنگونه که مشروع و مرضی خداوند است، برگزار شود[۱].

انجام این کار مهم می‌تواند موجب شادی و نشاط و منشأ برکاتی برای خانواده‌ها و آغازی خوب برای یک زندگی سالم باشد. اما به سبب بی‌توجهی به اصول و ضوابط حاکم بر آن به یکی از مهم‌ترین مشکلات و موانع ازدواج‌های سالم تبدیل شده است. امروزه برخی خرافات، باورها و رسوم نادرست، هزینه‌های سرسام‌آور، برخی اعمال و رفتارهای آلوده به انواع گناهان و... از جمله مشکلات بسیاری است که بر سر راه ازدواج جوانان و نیز خانواده‌ها خودنمایی می‌کند.

تحمیل هزینه‌های سنگین به جوانان به بهانه‌های گوناگون و هوس‌های متنوع در تهیه مسکن، تزیین و زیباسازی فضای خانه یا محل عقد و عروسی، ولیمه‌های پرهزینه، تهیه جهیزیه و تعیین مهریه‌های سنگین و... که اغلب غیر ضروری است، به خانواده‌ها، به ویژه زوج جوان ازدواج را طاقت‌فرسا و گاه ناممکن ساخته است. این آداب و رسوم نادرست نه‌تنها هزینه‌های سنگین اقتصادی را به خانواده‌ها و زندگی‌های تازه آغاز شده تحمیل می‌کند بلکه آنها را در آغاز زندگی زیر بار سنگین بدهکاری می‌برد. افزون بر آن عامل اصلی ترک یا تأخیر در ازدواج بسیاری از جوانان آماده و نیازمند به ازدواج خواهد بود.

درباره مراسم ازدواج موضوع‌هایی گوناگون مطرح است که به بخشی از آنها اشاره می‌کنیم[۲].

تدارک و تهیه منزل

خانه، جایگاه گروهی از انسان‌هاست که به دلایل و اهدافی ویژه، در آن گرد می‌آیند. خانه کعبه را نیز به سبب ازدحام و گردآمدن مردم پیرامون آن «بَکَّه» نامیدند. با این اجتماع به ظاهر کوچک و محدود خانوادگی، محور و کانونی در جامعه انسانی شکل می‌گیرد که از آغاز سنگ‌بنای همه جوامع انسانی بوده است. به همین سبب، نوع شکل‌گیری خانه و خانواده و چگونگی استمرار حیات آنها در کیفیت ساختمان و رشد و افول جوامع انسانی، فرهنگ‌ها و تمدن‌ها بسیار تأثیرگذار است. اهمیت خانه و خانواده زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم گاه برخی خانواده‌ها در طول تاریخ عمر انسان، در سرنوشت اهل همان خانه و همه جهان دخیل بوده‌اند[۳]. بنابراین با توجه به اهمیت شکل‌گیری خانه و خانواده و کم و کیف آن، بسیار مهم است که انسان، از همان آغاز شکل‌گیری خانواده، در اندیشه چگونگی پایه‌گذاری آن نیز باشد.

آنچه درباره اهمیت این بنای عظیم گفته شد، به ابعاد معنوی آن مربوط است. اما در هر حال، خانواده بُعد دیگری نیز دارد که ابعاد معنوی خانواده، در آن نمود و بروز ظاهری خواهد داشت. بُعد دوم، بُعد مادی و یا همان چهاردیواری و خانه‌ای است که هر زوج جوان از آغاز پیوند مقدس زناشویی و تشکیل خانواده در آن جای می‌گیرد. اهمیت آن چندان بالاست که در اغلب جوامع انسانی و فرهنگ‌های حاکم، تحقق ماهیت یک خانواده را به استقرار زن و شوهر و بعدها فرزندان در یک خانه می‌دانند؛ البته اینکه کیفیت و نوع تصاحب خانه چگونه باشد (ملکی، استیجاری، سازمانی و...) چندان تفاوت ندارد[۴].

البته تدارک خانه و سرپناه برای خانواده از وظایف سرپرست آن است. انتظار آن است که او در آغاز مسکنی را تدارک ببیند و سپس به تشکیل خانواده اقدام کند. اما آنچه مهم است، چگونگی آن است.

با نگاهی به پیشینه جامعه اسلامی خواهیم دید که تهیه مسکن و سرپناه برای زندگی، اگرچه یکی از مهم‌ترین وظایف سرپرست خانواده بوده و باید انجام می‌گرفته، اهمیت آن در حدی نبوده است که بر اصل ازدواج دختران و پسران تأثیر بگذارد. اصل مهمی که این مسئله و البته بر دیگر امور حاکم بود، بسنده کردن به کمترین حد بوده است. رعایت این اصل موجب می‌شد تا فکر زوج جوان، در آغاز زندگی با این مسئله درگیر نشود و به فکر امور دیگری نیز باشند. مراعات این اصل در همه امور در آغاز ازدواج و تشکیل خانواده برای آن است که امکان تهیه مسکن و دیگر امور مربوط به زندگی برای زوجین فراهم نیست بنابراین، توقع تهیه همه اسباب و وسایل زندگی در حد اعلا و کامل از زوج جوان بجا و درست نیست. آنچه لازم و ضروری است تدارک اموری جزئی و محدود برای آغاز زندگی است تا بعدها بنا بر وعده الهی[۵] و البته کوشش زوجین آرام آرام همه چیز از جمله مسکن فراهم شود.

پیروی از سنت و سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) در این زمینه برای ما راه‌گشا خواهد بود در نقل‌های تاریخی آمده است خانه‌ای که حضرت علی(ع)، در آستانه ازدواج برای خود و همسر بزرگوارشان(ع) تهیه کرده بودند چهار دیواری کوچکی بیش نبود، آن خانه نیز از آنِ ایشان نبود، بلکه یکی از اصحاب رسول خدا با افتخار در اختیارشان قرار داده بود. مورخان گزارش کرده‌اند که حضرت علی(ع) برای خواستگاری از حضرت فاطمه زهرا(س) به محضر رسول خدا(ص) شرفیاب شد. پس از آنکه مسئله را مطرح کردند حضرت به ایشان پاسخ مثبت دادند و فرمودند: «یا علی، آیا چیزی برای تشکیل خانواده در اختیاری داری؟» پاسخ دادند: «چیزی جز یک زره جنگی در اختیار ندارم». حضرت(ص)، فاطمه را به ایشان تزویج کردند و مهریه ایشان را ۵/۱۲ اوقیه [تقریبا معادل پانصد درهم] قرار دادند. آنگاه به ایشان فرمودند: «خانه‌ای برای خود تهیه کن تا فاطمه را به آن ببری». ایشان گفتند: «ای رسول خدا، اینجا هیچ خانه‌ای جز خانه حارثة بن نعمان نیست.»... حضرت(ص) فرمودند: «ما از حارثة بن نعمان خجالت می‌کشیم. همه خانه‌هایش را از او گرفته‌ایم». این خبر به حارثه رسید. خدمت حضرت رسید و عرض کرد: «ای رسول خدا من و دارایی‌ام از آنِ خدا و رسولش است. سوگند به خداوند هیچ چیز نزد من محبوب‌تر از آن چیزی نیست که شما از من بازستانی و آنچه از من می‌گیرید از آنچه نمی‌گیرید نزد من محبوب‌تر است». حضرت(ص) برای او دعای خیر کردند. پس فاطمه زهرا به امیرمؤمنان(ع) پیوستند و در خانه حارثة بن نعمان ساکن شدند. فرش خانه آن دو بزرگوار تنها یک پوست گوسفند بود که هنگام خواب نیز به منزله بستر از آن استفاده می‌کردند[۶].

به این ترتیب زندگی ساده و بی‌آلایش آن دو شخصیت بزرگوار عالم بشریت در چنین خانه به ظاهر محقری آغاز شد. در این چهاردیواری به ظاهر کوچک البته بنیاد پربرکت خانواده‌ای پایه‌ریزی شد که منشأ برکت‌های بسیاری در طول تاریخ بشریت شد. خانه حضرت علی و فاطمه زهرا(ع) شرافت و کرامتی ممتاز داشته است. خانه‌ای که پیامبر مکرم اسلام(ص) به روایت ابن‌عباس آن را خانه انبیا و شأن نزول آیه‌های شریف قرآن دانسته‌اند[۷] و فرزند بزرگوارشان امام صادق(ع) مقام و منزلت آن خانه را حتی از مسجدالنبی و روضه منوره حضرت(ص) نیز برتر و گرامی‌تر دانسته‌اند[۸]. البته نمی‌تواند چنین نباشد. جایگاهی که محل نزول وحی الهی، حدیث شریف کسا و بسیاری از معجزات پیامبر خاتم(ص) بوده و محل آمدوشد بزرگ‌ترین ملائکه الهی چون جبرئیل امین، اسرافیل، میکائیل و... بوده است. خانه باشرافت و پربرکتی که در شأن و منزلت آن، بارها آیه‌های شریف قرآن نازل شده است[۹]. این کرامت‌ها و شرافت‌های معنوی در آن خانه پربرکت چنان تأثیری داشته است که خود دارای شرافت شد و حضرت حق خانواده بزرگ رسول خاتم(ص) را به آن منسوب دانسته و در آیه تطهیر آنها را از هر خطا و لغزشی مصون داشته است[۱۰].[۱۱]

تزیین اطاق عقد و خانه عروس و داماد

غلبه هیجان‌ها، عواطف انسانی و توجه به زیبایی‌ها در دوران نوجوانی و جوانی به ویژه در زنان و دختران جوان به اوج می‌رسد. تشدید چنین حالت‌ها و روحیه‌هایی در جوانان به ویژه هنگام مراسم عقد و عروسی، ایجاب می‌کند تا برخی اقدام‌ها در این زمینه نیز انجام گیرد و در جهت درست کنترل شود آغاز زندگی با چنین اقدام‌هایی موجب شور و نشاط بیشتر در زوج جوان و فراهم شدن زمینه برای انجام دیگر امور زندگی است. در شرع مقدس اسلام این امور نه‌تنها نادیده گرفته نشده، بلکه گاه اموری پیشنهاد یا ترجیح داده شده است. از جمله مصادیق لذات حلال که در دین مقدس اسلام بر بهره‌گیری از آن بسیار تأکید شده، بهره‌گیری از مواهب و زیبایی‌های ظاهری است؛ لذایذ حلال، زمینه مناسبی برای دیگر فعالیت‌های زوج جوان و در نتیجه موفقیت آنان در امور دیگر خواهد شد. پیش از این گذشت[۱۲] که حضرت امام موسی بن جعفر(ع) در روایتی توصیه فرموده‌اند: اوقات شبانه‌روز خود را چهار قسمت کنید. ایشان درباره بخش چهارم اوقات فرموده‌اند: «... وقتی را با خود خلوت کنید و آن را به لذت‌های حلالتان اختصاص دهید؛ چراکه با کمک و استعانت از] حالات خوشی که از] لذت‌های حلال به دست می‌آورید، می‌توانید امور دیگر خود را به سامان برسانید»[۱۳].

از مصادیق کامیابی از لذت‌های حلال، بهره‌گیری از تزیینات ظاهری و زیبایی‌ها بصری در جشن عروسی است. سنت و سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) نیز چنین بوده است.

هنگام ازدواج پرمیمنت و مبارک امام علی و فاطمه زهرا(ع) اتاق کوچکی که به خانه امیرمؤمنان و فاطمه زهرا(ع) معروف است، به دست مبارک حضرت علی(ع) و به گونه‌ای ویژه و یگانه برای عروسی آماده و تزیین شده بود. در منابع تاریخی کیفیت تزیین این اطاق کوچک چنین گزارش شده است: علی بن ابی‌طالب(ع) نخست کف این اطاق محقر را با مقداری از شن‌های بیابان مسطح کردند. سپس فرشی از پوست گوسفند بر آن انداختند. چوبی در گوشه اتاق نصب کردند تا چوب لباسی اتاق عروس باشد. چوبی بزرگ‌تر را به منزله میله پرده خانه عروس بر دو طرف دیوار نصب فرمودند تا پرده‌ای بر آن بیاویزند. بالشی از برگ‌های درخت خرما آماده فرمودند تا در گوشه‌ای از اطاق عروس قرار گیرد. سبو یا کوزه‌ای گلی نیز برای نگهداری آب تهیه کردند و در اتاق قرار دادند[۱۴].

همه تزیینات خانه برترین عروس عالم که داماد برای ایشان تهیه دیده، و منتظر قدوم مبارک ایشان بودند، همین بوده است. گویا این بهترین عروس و داماد، با نگاهی از سر تمسخر به همه زخارف دنیا، به کمترین‌ها بسنده کرده بودند. ایشان از برترین مصادیق سخن خویش‌اند که «الزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا وَ الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَةِ»[۱۵].

در گزارشی دیگر از امام صادق(ع) چنین نقل شده است: رسول خدا(ص) خطاب به همسرانشان فرمودند: از حجره‌هایم برای دخترم و پسرعمویم خانه‌ای آماده کنید. ام‌سلمه(ع) عرض کردند: «ای رسول خدا، در کدام حجره؟» حضرت فرمودند: «حجره خودت». آنگاه رسول خدا(ص) به همسرانشان دستور فرمودند تا آن حجره را در خور شأن و مقام بی‌بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) به سبکی درست اصلاح و تزیین کنند[۱۶].[۱۷]

تکبیر و سپاس خداوند

ازدواج و اقدام برای تشکیل خانواده از بهترین کارهایی است که کانون توجه و تأکید شرع مقدس و رسول خدا و اهل‌بیت(ع) بوده است. چه نیکو و پسندیده است که این اقدام مبارک با نام و یاد خداوند آغاز شود تا توجه و عنایات بیشتری را از سوی او جلب کند. اما چه ذکری و یا چگونه گفته شود بهتر است؟ یکی از معروف‌ترین و مشهورترین شعارهایی که به مناسبت‌های گوناگون در جامعه اسلامی از آن استفاده می‌شود، صدای رسای تکبیر است. اغلب اعلان‌های عمومی، افشا و اخبار از رخدادهای مهم و... با صدای تکبیر به صورت جمعی و گروهی یا فردی انجام می‌شود.

از بهترین آداب جاری در صدر اسلام که با تدبیر رسول خدا(ص) و برای نخستین بار در مراسم عروسی امیرمؤمنان و فاطمه زهرا(ع) آغاز شد و سپس با همت بلند اهل‌بیت(ع) مرسوم گردید سر دادن تکبیر در عروسی و هنگام ورود عروس به خانه داماد است. در منابع تاریخی نقل شده است: هنگام رفتن فاطمه زهرا به خانه امیرمؤمنان(ع)، هزاران ملک به دستور خداوند و نیز برخی از محارم و خویشان نزدیک، چون حمزه سیدالشهدا و عباس، فرزندان عبدالمطلب، جعفر طیار و عقیل، فرزندان ابوطالب، عموها و عموزادگان رسول خدا(ص) ایشان را همراهی می‌کردند. این رخداد مهم و مبارک از امام جعفر صادق(ع) و در برخی نقل‌ها از زبان ابن عباس، چنین گزارش شده است: هنگامی که به دستور رسول خدا(ص) دختر گرامیشان را به سوی خانه شوهر حرکت دادند، جبرئیل، میکائیل و اسرافیل به همراه هفتاد هزار ملک به دستور خداوند نازل شدند] تا رسول خدا را در مشایعت فاطمه همراهی کنند[. استر رسول خدا، به نام دلدل، حاضر شد و فاطمه زهرا(س) در حالی‌که با پارچه‌ای بزرگ مانند قطیفه، پوشانده شده بود، بر آن سوار شدند. جبرئیل لجام و اسرافیل رکاب استر را در دست داشتند. میکائیل نیز از پشت سر در حرکت بود. حضرت رسول(ص) لباس‌های فاطمه زهرا را مرتب می‌کردند. در این هنگام جبرئیل، اسرافیل و میکائیل و دیگر ملائک صدای تکبیر سردادند. به این ترتیب تکبیر گفتن در عروسی تا روز قیامت سنت شد[۱۸].[۱۹]

شعرخوانی

یکی دیگر از آدابی که در عروسی‌ها مرسوم بوده و هست، خواندن اشعار شاد است که گاه با آلات و ابزار موسیقی همراه می‌شود البته نوع خواندن و نواختن و شدت و ضعف آن گاه آن مجلس را از ساحت شرع مقدس اسلام خارج می‌سازد و گاه مطلوب نظر شرع مقدس اسلام است که خود بر آن صحه گذارده و مشوقش نیز بوده است. بیان حد و حدود شرع اسلام از عهده این مقال خارج است و فقهای عظام در نوشته‌های فقهی خویش بدان پرداخته‌اند[۲۰].

خواندن اشعار و مدایح با صوتی شیوا و دلپذیر در مجالسی چون مجلس عقد و عروسی نیز در ابراز احساسات، عواطف، هیجانات و زیبایی‌دوستی انسان ریشه دارد؛ البته اگر به گونه‌ای درست و به دور از اقدام‌های حرام و نامشروع انجام شود، از مصادیق لذات حلال است و برای انسان مفید خواهد بود اما چنان‌که غفلت و بی‌توجهی و دخالت شیاطین جن و انس انسان را از صراح راط مستقیم و فضایل و کمالات معنوی به انحراف می‌کشاند، انسان در استفاده از این امور نیز گاه به انحراف و افراط و تفریط دچار می‌شود. شرع مقدس اسلام با مجاز شمردن استفاده از اشعار و غزلیات در عروسی‌ها، برای پرهیز از انواع آلودگی‌ها و انحراف‌های اخلاقی و رفتاری، مقرراتی ویژه و حد و حدودی برای آن تعیین کرده است؛ برای مثال خواندن برخی اشعار، غزلیات، مداحی و بهره‌گیری از برخی نواها و... در عروسی‌ها جایز است. افزون بر این، خواندن اشعار و غزلیات با صوت و آهنگی غنایی و نیز استفاده از برخی ابزار، البته تنها در مجالس زنانه[۲۱]، آن هم به گونه‌ای که موجب اختلاط با مردان نشود و صدایشان به نامحرمان نرسد، جایز است. شاید مستند فقهای گران‌قدر شیعه، در حکم به جواز این عمل، روایاتی است که بیانگر سیره رسول خدا(ص) در توصیه آن به زنان در مراسم عروسی فاطمه زهرا(س) بوده باشد در برخی روایت‌ها نقل شده است که حضرت به همسرانشان توصیه فرمودند به میمنت ازدواج حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا(ع) شادی کنند و دف بنوازند[۲۲]. روایات دیگری که به این مطلب اشاره دارد بر این مبنا استوار است که مجلس عروسی را اعلان کنید و به صورت رسمی انجام دهید؛ نه مانند کاری حرام و رابطه‌ای نامشروع که پنهانی و به دور از چشم مردم انجام می‌گیرد. یکی از راه‌های اعلان این سنت الهی خوانندگی و نوازندگی حلال در مراسم عروسی است. در این زمینه از سیره رسول خدا(ص) در برخورد با این‌گونه مراسم گزارش شده است: رسول خدا(ص) به همراه برخی اصحاب از نزدیک خانه علی بن هبار می‌گذشتند ناگهان سروصدایی شنیدند پرسیدند: «این سر و صدای چیست؟» عرض کردند: «مجلس عروسی علی بن هبار است». حضرت فرمودند: «چنین ازدواجی خوب است نه عمل نامشروع زناشویی». آنگاه خطاب به اصحاب فرمودند: «ازدواج‌های خود را ثبت کنید و به صورت علنی و رسمی بین خود انجام دهید، و در عروسی‌ها دف بنوازید». از آن پس اقدام به ازدواج با این سبک سنت شده است[۲۳].

همچنین در نقلی دیگر، حضرت(ص) به زنان بنی‌هاشم و دختران عبدالمطلب توصیه فرمودند تا افزون بر همراهی کردن با زهرای مرضیه برای رفتن به خانه شوهر، شادی‌کنان حمد و ثنای الهی گویند و اشعار غزلیات و ارجوزه‌هایی نیز بخوانند. منابع تاریخی و روایی سیره رسول خدا(ص) را چنین گزارش کرده‌اند: رسول خدا(ص) به دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار دستور دادند فاطمه زهرا(س) را هنگام رفتن به خانه شوهر همراهی کنند؛ شادمانی نمایند؛ شعر بخوانند؛ تکبیر و حمد و سپاس الهی گویند و چیزی نگویند یا کاری انجام ندهند که موجب خشنودی خداوند نباشد[۲۴].

نتیجه آنکه، که شرع مقدس اسلام گذشته از جواز ابراز شادی و سرور در مجالس عروسی، اعلان عمومی و ایجاد شور و نشاط و شادی را خود القا فرموده تا آن را میان مردم تثبیت کند. تأکید بر این است که به نظر فقها در این جهت عنایت کنند تا مبادا از مرز حدود الهی تجاوز شود[۲۵].

دعا

دعا یکی از بهترین عبادت‌هاست. به فرموده حضرت علی(ع) محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند بر روی زمین دعاست[۲۶]. بی‌شک چنین عمل پرارزشی آثار و برکات دنیوی و اخروی بسیاری برای انسان خواهد داشت. البته برخی دعاها، چون دعای پدر و مادر در حق فرزند، به دلیل داشتن برخی ویژگی‌ها آثار فوق‌العاده‌ای دارد[۲۷]. به فرموده رسول خدا(ص) دعای پدر در حق فرزند از شمشیر برنده‌تر است[۲۸] و همه آسمان‌ها را می‌شکافد تا به عرش الهی برسد[۲۹].

از سخنان رسول خدا(ص) و اهل‌بیت(ع) چنین برمی‌آید که آن بزرگواران هم فرزندان را به بهره‌گیری از دعای پدر و مادر ترغیب و تشویق می‌کردند و هم به پدر و مادر توصیه می‌کردند برای فرزندانشان دعا کنند؛ چراکه خداوند خواسته آنان را برمی‌آورد.

در منابع تاریخی و برخی کتاب‌های ادعیه، این رخداد معروف و مشهور تاریخی نقل شده است که بانویی به نام «ام‌داوود» به خدمت باسعادت امام جعفر صادق(ع) شرفیاب شد و از ایشان درخواست کرد تا برای آزادی فرزند در بندش دعایی کنند و چاره‌ای بیندیشند. حضرت به ایشان سفارش‌هایی کردند و دعایی را آموختند تا خود برای آزادی فرزندش بخواند. او نیز به دستور حضرت عمل کرد و در نتیجه، فرزندش از زندان آزاد شد[۳۰]. همچنین در رخدادی دیگر، از خواهرزاده امام صادق(ع) نقل شده است: من گرفتار بیماری شدیدی شدم. مادرم را به سراغ دایی‌ام، امام صادق(ع) فرستادم. ایشان تشریف آوردند و بر بالینم حاضر شدند. مادرم بیرون اتاق نگران حال من بود و پیوسته می‌نالید. حضرت به ایشان فرمودند لباسش را بپوشد؛ به بالای بام خانه برود؛ در آنجا روسری از سرش بردارد؛ موهایش را به سوی آسمان پریشان کند و این دعا را بخواند: «ای پروردگارم، این فرزند را تو به من عطا کردی. او را تو به من بخشیدی. خداوندا بخششت را به من تجدید کن و او را باز هم به من ببخش. بی‌شک تو قدرتمند و توانایی». سپس به سجده برو. مطمئن باش پیش از آنکه سر از سجده برداری، فرزندت شفا خواهد یافت. مادرم نیز به دستور حضرت(ع) عمل کرد. پس از مدت کوتاهی در اثر دعای مادرم شفا یافتم، و برخاستم و همان هنگام به همراه دایی‌ام به مسجد رفتم[۳۱].

از جمله مواردی که در سخنان و سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) دیده می‌شود، دعای پدر در حق فرزند، هنگام ازدواج و رفتن فرزند به خانه بخت است. در چنین موقعیتی زمینه‌های عاطفی، دل شکسته والدین و فرزندان و اقدام به یکی از مهم‌ترین سنت‌های الهی، زمینه مناسب‌تری را برای توجه بیشتر خداوند به آنان فراهم می‌کند. به همین دلیل تأثیر دعا از دیگر موقعیت‌ها بیشتر است. شاید به دلیل تأثیر بسیار دعا در این زمان است که این سنت حسنه از زمان رسول خدا و اهل‌بیت(ع) مرسوم بوده است. حضرت علی(ع) فرموده‌اند: رسول خدا(ص) فاطمه زهرا(س) را به من تزویج فرمودند. آنگاه سراغ من آمدند و دستم را گرفتند و فرمودند: «این دعا را بخوان: «بِسْمِ اللَّهِ وَ قُلْ عَلَى بَرَكَةِ اللَّهِ وَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ». سپس مرا نزد ایشان نشاندند و چنین دعا کردند: «بارپروردگارا، علی و فاطمه دوست داشتنی‌ترین آفریدگان تو نزد من‌اند. تو نیز آنان را دوست داشته باش و به نسل ایشان برکت عطا کن و از سوی خودت برای آنها محافظانی را مقرر فرما و من ایشان و نسل پاکشان را از شر شیطان رانده شده به تو می‌سپارم»[۳۲].

سفارش‌ها و توصیه‌های پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) به دعا برای فرزندان در زمان‌های ویژه و سیره آن بزرگواران در عمل به این مهم نشان می‌دهد که این موقعیت‌های ویژه به پذیرش دعا نزدیک است. مراسم ازدواج، به ویژه هنگامی که فرزند در حال جدایی از خانواده و والدین است یکی از آن زمان‌ها و موقعیت‌های ویژه است. شاید علت عمده این مسئله، نخست آن باشد که خداوند برای والدین و دعای آنان در حق فرزندان ارزش قایل است؛ دوم، آنکه آنان در حال انجام یکی از مهم‌ترین تکالیف و وظایف الهی خویش‌اند؛ سوم، آنکه هنگام جدایی و فراق بین فرزند و پدر و مادر است. در این زمان دل‌ها از هر زمان دیگری شکسته‌تر است. در چنین حالتی انسان بیشتر از هر زمان به پناهگاهی مطمئن احساس نیاز دارد. همه این عوامل موجب می‌شود پروردگار متعال توجه و عنایتی ویژه به آنان کند و در نتیجه دعاها به پذیرش نزدیک شود[۳۳].

ولیمه

ازدواج رخدادی با اهمیت و قابل توجه در زندگی انسان است. به همین دلیل، در همه اقوام و ملل دنیا برای آن تشریفاتی خاص در نظر می‌گیرند. البته کم و کیف این مراسم بسیار متفاوت است، ولی جوهره همه آنها نشان دادن توجه به این مسئله مهم است. شرع مقدس اسلام که خود مشوق و رواج‌دهنده امر مقدس ازدواج است، بر انجام مراسم و تشریفات ویژه برای آن تأکید ورزیده است. چنان‌که پیش از این گفتیم، رسول خدا(ص) وجه امتیاز ازدواج‌های مشروع و رسمی از ارتباط‌های نامشروع زناشویی را اموری چون برگزاری مراسم و علنی کردن ازدواج می‌دانند[۳۴] که البته ولیمه دادن و اطعام از مهم‌ترین این آداب است.

سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) به خوبی نشان می‌دهد که آن بزرگواران چگونه این سنت حسنه الهی را به پاکی و به دور از تشریفات اضافی و اسراف و تبذیر پاس می‌داشته‌اند. امیرمؤمنان(ع) می‌فرمایند: حضرت(ص) خطاب به من فرمودند: «علی جان، برخیز و زره‌ات را بفروش». من رفتم و آن را فروختم، پولش را نزد حضرت آوردم و در دامنشان نهادم. نه ایشان از مقدار آن پرسیدند و نه من از مقدارش به ایشان خبر دادم. آن‌گاه حضرت به من فرمودند: «علی جان، برخیز و برای خانواده‌ات غذای مناسب و فراوانی تهیه کن. گوشت و نان]برای ولیمه عروسی شما] به عهده من و خرما و روغن به عهده تو». سپس خرما و روغن خریدم و حضرت خود آستین‌های مبارکشان را بالا زدند و مشغول آماده‌سازی طعام شدند.... آنگاه گوسفندی چاق و مقدار زیادی نان برای ما آماده شد. سپس حضرت(ص) به من فرمودند: «هرکس را دوست داری برای ولیمه دعوت کن». من به مسجد رفتم و دیدم مسجد از اصحاب رسول خدا(ص) پر شده است. از اینکه تنها برخی را دعوت کنم و از بقیه منصرف شوم، حیا کردم. به همین دلیل، بالای یک بلندی رفتم و همه را به ولیمه عروسی دختر رسول خدا، فاطمه زهرا(س) دعوت کردم. همه استقبال کردند. من از بسیاری مردم و کمی غذا خجالت کشیدم. حضرت از وضع روحی من باخبر شدند و فرمودند: «علی جان، من از خداوند خواهم خواست تا برکت این طعام را فزونی بخشد». در نتیجه دعای ایشان آن‌قدر غذا بابرکت شد که همه مردم از آن خوردند و دعاگویان در حق ما، پراکنده شدند. با آنکه شمار آنان از چهارهزار تن بیشتر بود، باز هم غذا به همان اندازه اول باقی ماند و چیزی از آن کم نشد[۳۵].[۳۶]

جهیزیه

جهیزیه بخشی از وسایل و اثاثیه لازم و ضروری زندگی است که خانواده داماد یا عروس برای زوج جوان تهیه می‌کنند. کم‌وکیف این وسایل و اثاثیه لازم و ضروری و نیز تهیه آن به وسیله خانواده عروس یا داماد، به نوع فرهنگ و آداب و رسوم حاکم بر جوامع انسانی بستگی دارد؛ البته رسوم در این زمینه بسیار متفاوت‌اند و در طول قرون متمادی دستخوش تغییر و تحول بوده‌اند.

اما نکته مهم و اصل اساسی در تهیه جهیزیه توجه به نیازها و ضرورت‌هاست. از آنجا که جهیزیه تنها بخشی از اثاثیه لازم و ضروری برای آغاز زندگی است، پس در تهیه آن باید از ریخت‌وپاش، اسراف و زیاده‌روی‌های بی‌جا پرهیز کرد.

نکته بارز و روشن در سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) تأکید بر همین اصل مهم در تهیه جهیزیه است. امام صادق(ع) سیره رسول خدا و امیرمؤمنان را در تهیه جهیزیه برای فاطمه زهرا(س) چنین گزارش فرموده‌اند: وقتی رسول خدا(ص) فاطمه زهرا را به ازدواج امیرمؤمنان علی(ع) درآوردند، خطاب به علی(ع) فرمودند: «علی جان، برخیز و زره‌ات را بفروش». امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: من رفتم و آن را فروختم و بهایش را برای حضرت آوردم و در دامنشان نهادم... حضرت(ص) مشتی از آن را به بلال دادند تا برای فاطمه عطر خوش‌بویی تهیه کند. مشتی را به ابابکر دادند و فرمودند برای فاطمه(س) آنچه از لباس و اثاث خانه لازم می‌دانند تهیه کنند. عمار یاسر و برخی اصحاب را نیز با وی همراه کردند. آنان به دستور حضرت به بازار رفتند و وسایلی را تهیه دیدند. برخی وسایلی که آنان خریده بودند عبارت بود از: هفت درهم پارچه، چهار درهم روسری بلند؛ حوله‌ای خیبری به رنگ مشکی؛ تختی که با لیف خرما بافته شده بود؛ دو زیرانداز از گلیم کتانی مصری که یکی از آنها از لیف خرما پر شده و دیگری پشم گوسفند بود؛ چهار بالش از چرم طائف که درونش از علف خشک پر شده بود؛ پوششی از پشم؛ حصیری هجری (عراقی)؛ آسیاب دستی؛ ظرف رخت‌شویی مسی؛ خیکی چرمی، بادیه‌ای برای شیر؛ مَشکی برای آب؛ آفتابه‌ای قیراندود شده؛ سبویی سبز رنگ برای نظافت؛ و کوزه‌ای سفالی.... وقتی اثاثیه را نزد حضرت آوردند، رسول خدا آنها را با دست مبارکشان جابه‌جا کردند و می‌فرمودند: «خداوند به اهل‌بیت(ع) برکت دهد...»[۳۷].[۳۸]

مهریه

مهریه از جمله حقوق زن است. خداوند مهریه را شرط صداقت و راستی مرد در علاقه و محبتی که او به زن ابراز می‌کند، قرار داده است: ﴿وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا[۳۹].

با توجه به این نگاه قرآنی روشن می‌شود که دین مقدس اسلام به مهریه نگاهی مادی ندارد و به مقدار آن توجه نمی‌کند. در بیان و سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) نیز این نگاه خودنمایی می‌کند. تا آنجا که یکی از ویژگی‌های مثبت در ملاک‌های انتخاب همسر کمی مهریه فرد است. در مقابل، زنانی که مهریه‌های سنگین دارند، بسیار نکوهش شده‌اند. درباره اهمیت جایگاه مهریه در اسلام به ویژه در فقه و حقوق اسلامی از امام صادق(ع) این سخن شریف و تأمل‌برانگیز نقل شده است: «کسی که با زنی ازدواج کند درحالی‌که نیت او این نباشد که مهریه همسرش را بدهد، آن مرد نزد خداوند چون زناکاران خواهد بود!»[۴۰].[۴۱]

منابع

پانویس

  1. ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۵۱۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۶، ص٢۶١؛ ج۱۰، ص۲۵۷.
  2. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۸۹.
  3. خانه‌های انبیا و اولیای الهی در طول عمر بشر محل رشد انسان‌هایی بوده است که رشد و ترقی معنوی و سعادت دنیوی و اخروی بشریت مرهون آنهاست. در مقابل چه‌بسا خانه‌هایی که محل رشد طاغوتیان، گردن‌کشان، افراد آلوده به انواع فسادها و رذایل و انحرافات اخلاقی و رفتاری و... بوده و سقوط انسان‌ها از اوج بندگی خداوند به پست‌ترین مراتب حیوانیت و پست‌تر از آن، به دست بی‌کفایت آنها صورت گرفته است.
  4. اهمیت این مطلب در برخی فرهنگ‌ها از این نیز بیشتر است؛ تا جایی که برخی خانواده‌ها شرط ازدواج فرزندشان را مالک خانه بودن داماد می‌دانند بعضی از خانواده‌ها مهریه یا بخشی از مهریه دخترانشان را تمام یا دانگی از یک منزل قرار می‌دهند و بر آن پافشاری می‌کنند.
  5. ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ «و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.
  6. «... فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص): يَا عَلِيُّ! أَ لَكَ حَاجَةٌ؟ قَالَ: بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَقَالَ: لَعَلَّكَ جِئْتَ خَاطِباً، قَالَ: نَعَمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ! قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ: هَلْ عِنْدَكَ شَيْ‏ءٌ يَا عَلِيُّ؟ قَالَ: مَا عِنْدِي يَا رَسُولَ اللَّهِ شَيْ‏ءٌ إِلَّا دِرْعِي. فَزَوَّجَهُ رَسُولُ اللَّهِ عَلَى اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشٍّ وَ دَفَعَ إِلَيْهِ دِرْعَهُ. فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص): هَيِّئْ مَنْزِلًا حَتَّى تُحَوَّلَ فَاطِمَةُ إِلَيْهِ. فَقَالَ عَلِيٌّ(ع): يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا هَاهُنَا مَنْزِلٌ إِلَّا مَنْزِلُ حَارِثَةَ بْنِ النُّعْمَانِ وَ كَانَ لِفَاطِمَةَ(س) يَوْمَ بَنَى بِهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) تِسْعُ سِنِينَ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): وَ اللَّهِ لَقَدِ اسْتَحْيَيْنَا مِنْ حَارِثَةَ بْنِ النُّعْمَانِ قَدْ أَخَذْنَا عَامَّةَ مَنَازِلِهِ فَبَلَغَ ذَلِكَ حَارِثَةَ فَجَاءَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَنَا وَ مَالِي لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ اللَّهِ مَا شَيْ‏ءٌ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا تَأْخُذُهُ وَ الَّذِي تَأْخُذُهُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا تَتْرُكُهُ فَجَزَاهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) خَيْراً فَحُوِّلَتْ فَاطِمَةُ إِلَى عَلِيٍّ(ع) فِي مَنْزِلِ حَارِثَةَ وَ كَانَ فِرَاشُهُمَا إِهَابَ كَبْشٍ جَعَلَا صُوفَهُ تَحْتَ جُنُوبِهِمَا...» (الفضل بن الحسن الطبرسی، أعلام الوری، ص۷۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۹، ص۱۱۲).
  7. «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: كُنْتُ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ قَدْ قَرَأَ الْقَارِي: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ. فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا الْبُيُوتُ؟ فَقَالَ: بُيُوتُ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ(س)» (شاذان بن جبرئیل قمی، الفضائل، ص۱۰۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۳، ص٣٢۶).
  8. «عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) الصَّلَاةُ فِي بَيْتِ فَاطِمَةَ(س) أَفْضَلُ أَوْ فِي الرَّوْضَةِ؟ قَالَ: فِي بَيْتِ فَاطِمَةَ(س)» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص۵۶۶؛ ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۸). در نقلی دیگر چنین آمده است: «عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): الصَّلَاةُ فِي بَيْتِ فَاطِمَةَ(س) مِثْلُ الصَّلَاةِ فِي الرَّوْضَةِ؟ قَالَ: وَ أَفْضَلُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص۵۶۶؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۵، ص۲۸۵). سیره امامان معصوم(ع) نیز این مطلب مهم را تأیید می‌کند. مورخان گزارش کرده‌اند که آن بزرگواران هنگامی که به بارگاه ملکوتی جد بزرگوارشان(ص) مشرف می‌شدند، پس از ادای احترام به ایشان و زیارت روضه منوره، برای اقامه نماز به خانه مادرشان زهرای مرضیه می‌رفتند. در این زمینه از سیره امام جواد چنین گزارش شده است: «الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي شَيْخٌ مِنْ أَصْحَابِنَا يُقَالُ لَهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ رَزِينٍ، قَالَ: كُنْتُ مُجَاوِراً بِالْمَدِينَةِ - مَدِينَةِ الرَّسُولِ(ص) - وَ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) يَجِي‏ءُ فِي كُلِّ يَوْمٍ مَعَ الزَّوَالِ إِلَى الْمَسْجِدِ فَيَنْزِلُ فِي الصَّحْنِ وَ يَصِيرُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ يُسَلِّمُ عَلَيْهِ وَ يَرْجِعُ إِلَى بَيْتِ فَاطِمَةَ(س) فَيَخْلَعُ نَعْلَيْهِ وَ يَقُومُ فَيُصَلِّي، فَوَسْوَسَ إِلَيَّ الشَّيْطَانُ فَقَالَ إِذَا نَزَلَ فَاذْهَبْ حَتَّى تَأْخُذَ مِنَ التُّرَابِ الَّذِي يَطَأُ عَلَيْهِ فَجَلَسْتُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ أَنْتَظِرُهُ لِأَفْعَلَ هَذَا فَلَمَّا أَنْ كَانَ وَقْتُ الزَّوَالِ أَقْبَلَ(ع) عَلَى حِمَارٍ لَهُ فَلَمْ يَنْزِلْ فِي الْمَوْضِعِ الَّذِي كَانَ يَنْزِلُ فِيهِ وَ جَاءَ حَتَّى نَزَلَ عَلَى الصَّخْرَةِ الَّتِي عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ ثُمَّ دَخَلَ فَسَلَّمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) قَالَ ثُمَّ رَجَعَ إِلَى الْمَكَانِ الَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ فَفَعَلَ هَذَا أَيَّاماً فَقُلْتُ إِذَا خَلَعَ نَعْلَيْهِ جِئْتُ فَأَخَذْتُ الْحَصَى الَّذِي يَطَأُ عَلَيْهِ بِقَدَمَيْهِ فَلَمَّا أَنْ كَانَ مِنَ الْغَدِ جَاءَ عِنْدَ الزَّوَالِ فَنَزَلَ عَلَى الصَّخْرَةِ ثُمَّ دَخَلَ فَسَلَّمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) ثُمَّ جَاءَ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ فَصَلَّى فِي نَعْلَيْهِ وَ لَمْ يَخْلَعْهُمَا حَتَّى فَعَلَ ذَلِكَ أَيَّاماً فَقُلْتُ فِي نَفْسِي لَمْ يَتَهَيَّأْ لِي هَاهُنَا وَ لَكِنْ أَذْهَبُ إِلَى بَابِ الْحَمَّامِ فَإِذَا دَخَلَ إِلَى الْحَمَّامِ أَخَذْتُ مِنَ التُّرَابِ الَّذِي يَطَأُ عَلَيْهِ فَسَأَلْتُ عَنِ الْحَمَّامِ الَّذِي يَدْخُلُهُ فَقِيلَ لِي إِنَّهُ يَدْخُلُ حَمَّاماً بِالْبَقِيعِ لِرَجُلٍ مِنْ وُلْدِ طَلْحَةَ فَتَعَرَّفْتُ الْيَوْمَ الَّذِي يَدْخُلُ فِيهِ الْحَمَّامَ وَ صِرْتُ إِلَى بَابِ الْحَمَّامِ وَ جَلَسْتُ إِلَى الطَّلْحِيِّ أُحَدِّثُهُ وَ أَنَا أَنْتَظِرُ مَجِيئَهُ فَقَالَ الطَّلْحِيُّ: إِنْ‏ أَرَدْتَ دُخُولَ الْحَمَّامِ فَقُمْ فَادْخُلْ فَإِنَّهُ لَا يَتَهَيَّأُ لَكَ ذَلِكَ بَعْدَ سَاعَةٍ. قُلْتُ: وَ لِمَ؟ قَالَ: لِأَنَّ ابْنَ الرِّضَا يُرِيدُ دُخُولَ الْحَمَّامِ. قَالَ: قُلْتُ: وَ مَنِ ابْنُ الرِّضَا؟ قَالَ: رَجُلٌ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ لَهُ صَلَاحٌ وَ وَرَعٌ. قُلْتُ لَهُ: وَ لَا يَجُوزُ أَنْ يَدْخُلَ مَعَهُ الْحَمَّامَ غَيْرُهُ؟ قَالَ: نُخْلِي لَهُ الْحَمَّامَ إِذَا جَاءَ قَالَ: فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ إِذْ أَقْبَلَ(ع) وَ مَعَهُ غِلْمَانٌ لَهُ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ غُلَامٌ مَعَهُ حَصِيرٌ حَتَّى أَدْخَلَهُ الْمَسْلَخَ فَبَسَطَهُ وَ وَافَى فَسَلَّمَ وَ دَخَلَ الْحُجْرَةَ عَلَى حِمَارِهِ وَ دَخَلَ الْمَسْلَخَ وَ نَزَلَ عَلَى الْحَصِيرِ. فَقُلْتُ لِلطَّلْحِيِّ: هَذَا الَّذِي وَصَفْتَهُ بِمَا وَصَفْتَ مِنَ الصَّلَاحِ وَ الْوَرَعِ؟ فَقَالَ: يَا هَذَا! لَا وَ اللَّهِ مَا فَعَلَ هَذَا قَطُّ إِلَّا فِي هَذَا الْيَوْمِ. فَقُلْتُ فِي نَفْسِي: هَذَا مِنْ عَمَلِي أَنَا جَنَيْتُهُ. ثُمَّ قُلْتُ: أَنْتَظِرُهُ حَتَّى يَخْرُجَ فَلَعَلِّي أَنَالُ مَا أَرَدْتُ إِذَا خَرَجَ فَلَمَّا خَرَجَ وَ تَلَبَّسَ دَعَا بِالْحِمَارِ فَأُدْخِلَ الْمَسْلَخَ وَ رَكِبَ مِنْ فَوْقِ الْحَصِيرِ وَ خَرَجَ(ع). فَقُلْتُ فِي نَفْسِي: قَدْ وَ اللَّهِ آذَيْتُهُ وَ لَا أَعُودُ وَ لَا أَرُومُ مَا رُمْتُ مِنْهُ أَبَداً وَ صَحَّ عَزْمِي عَلَى ذَلِكَ فَلَمَّا كَانَ وَقْتُ الزَّوَالِ مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ أَقْبَلَ عَلَى حِمَارِهِ حَتَّى نَزَلَ فِي الْمَوْضِعِ الَّذِي كَانَ يَنْزِلُ فِيهِ فِي الصَّحْنِ فَدَخَلَ وَ سَلَّمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ جَاءَ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ فِي بَيْتِ فَاطِمَةَ(س) وَ خَلَعَ نَعْلَيْهِ وَ قَامَ يُصَلِّي» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴٩٣).
  9. آیه‌های شریفی چون: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ «(این چراغ) در خانه‌هایی (است) که خداوند رخصت داده است تا والایی یابند و نامش در آنها برده شود؛ سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها در آنها او را به پاکی می‌ستایند» سوره نور، آیه ۳۶؛ ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا «جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
  10. ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا «جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
  11. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۹۰.
  12. در ابتدای این کتاب و در بحث «آثار و برکات تشکیل خانواده»، این روایت به تفصیل بیان شد.
  13. «اجْتَهِدُوا فِي أَنْ يَكُونَ زَمَانُكُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اللَّهِ وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِينَ يُعَرِّفُونَكُمْ عُيُوبَكُمْ وَ يُخْلِصُونَ لَكُمْ فِي الْبَاطِنِ وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِيهَا لِلَذَّاتِكُمْ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهَذِهِ السَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلَاثِ سَاعَاتٍ» (حسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص۴٠٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۲۱).
  14. الفضل بن الحسن الطبرسی، أعلام الوری، ص۷۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۹، ص۱۱۲.
  15. از سخنان حضرت علی خطاب به یار باصفای خویش نوف بکّالی که در فرازی از آن فرموده‌اند: «... يَا نَوْفُ! طُوبَى لِلزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَةِ أُولَئِكَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِسَاطاً وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً وَ مَاءَهَا طِيباً وَ الْقُرْآنَ دِثَاراً وَ الدُّعَاءَ شِعَاراً وَ قُرِّضُوا مِنَ الدُّنْيَا تَقْرِيضاً عَلَى مِنْهَاجِ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ(ع)...» (نهج‌البلاغه، حکمت ١٠۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴١، ص١۶؛ ج۵۰، ص۳۱۵؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۱، ص۳۳۷؛ محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الأمالی، ص۳۳۷؛ علی بن موسی بن طاووس، فلاح السائل، ترجمه محمد روحی، ص۳۸۲).
  16. «... فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) [لِأَزْوَاجِهِ]: هَيِّئُوا لِابْنَتِي وَ ابْنِ عَمِّي فِي حُجَرِي بَيْتاً. فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فِي أَيِّ حُجْرَةٍ، يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): فِي حُجْرَتِكِ. وَ أَمَرَ نِسَاءَهُ أَنْ يُزَيِّنَّ وَ يُصْلِحْنَ مِنْ شَأْنِهَا...» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۴٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩۴ و ٩۶).
  17. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۹۵.
  18. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع)، قَالَ: لَمَّا زُفَّتْ فَاطِمَةُ إِلَى عَلِيٍّ(ع)، نَزَلَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ إِسْرَافِيلُ، وَ‏ مَعَهُمْ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ قُدِّمَتْ بَغْلَةُ رَسُولِ اللَّهِ(ص) الدُّلْدُلُ وَ عَلَيْهَا فَاطِمَةُ(س) مُشْتَمِلَةٌ قَالَ: فَأَمْسَكَ جَبْرَئِيلُ بِاللِّجَامِ وَ أَمْسَكَ إِسْرَافِيلُ بِالرِّكَابِ وَ أَمْسَكَ مِيكَائِيلُ بِالثَّفَرِ وَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُسَوِّي عَلَيْهَا الثِّيَابَ فَكَبَّرَ جَبْرَئِيلُ وَ كَبَّرَ إِسْرَافِيلُ وَ كَبَّرَ مِيكَائِيلُ وَ كَبَّرَتِ الْمَلَائِكَةُ وَ جَرَتِ السُّنَّةُ بِالتَّكْبِيرِ فِي الزِّفَافِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» (محمد بن جریر الطبری، دلائل الإمامة، ص۲۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص۱۳۹؛ علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۳۹۸؛ میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص۱۹۷). در روایت دیگری آمده است که ده‌ها هزار ملک تسبیح گویان رسول خدا(ص) را در مشایعت حضرت زهرا همراهی می‌کردند: «... لَمَّا زُفَّتْ فَاطِمَةُ(س) إِلَى عَلِيٍّ(ع) كَانَ النَّبِيُّ(ص) قُدَّامَهَا وَ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِهَا وَ مِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِهَا وَ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ خَلْفَهَا يُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ يُقَدِّسُونَهُ حَتَّى طَلَعَ الْفَجْرُ» (علی بن موسی بن طاووس، فلاح السائل، ص۵۸۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩۴ و ٩۶).
  19. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۹۸.
  20. بحث از غنا و موسیقی دو بحث شناخته شده در کتب فقهی و دیگر منابع مربوط است. این بحث را از جنبه‌های گوناگون کارشناسان و صاحب‌نظران در علوم مختلف از جمله فقه، حقوق، روانشناسی، جامعه‌شناسی، عرفان و... بررسی کرده‌اند. طالبان این مباحث می‌توانند به این‌گونه منابع مراجعه کنند.
  21. روح‌الله الموسوی الخمینی، تحریرالوسیلة، ج١، کتاب مکاسب محرمه، مسئلۀ ۱۳.
  22. «عَنْ عَلِيِّ بْنِ هَبَّارٍ قَالَ: اجْتَازَ النَّبِيُّ(ص) بِدَارِ عَلِيِّ بْنِ هَبَّارٍ فَسَمِعَ صَوْتَ دَفٍّ فَقَالَ: مَا هَذَا؟ قَالُوا: عَلِيُّ بْنُ هَبَّارٍ عَرَّسَ [أَعْرَسَ] بِأَهْلِهِ. فَقَالَ(ص): حَسَنٌ هَذَا النِّكَاحُ لَا السِّفَاحُ. ثُمَّ قَالَ(ص): أَسْنِدُوا النِّكَاحَ وَ أَعْلِنُوهُ بَيْنَكُمْ وَ اضْرِبُوا عَلَيْهِ بِالدَّفِّ، فَجَرَتِ السُّنَّةُ فِي النِّكَاحِ بِذَلِكَ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵١٨؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۶، ص٢۶١؛ ج۱۰۰، ص۲۵۷).
  23. «... وَ قَالَ(ص) لِعَلِيٍّ(ع): قُمْ يَا أَبَا الْحَسَنِ! فَاخْطُبْ أَنْتَ لِنَفْسِكَ، قَالَ: فَقَامَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ(ص) وَ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ شُكْراً لِأَنْعُمِهِ وَ أَيَادِيهِ... وَ قَدْ زَوَّجَنِي رَسُولُ اللَّهِ(ص) ابْنَتَهُ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا دِرْعِي هَذَا وَ قَدْ رَضِيتُ بِذَلِكَ... وَ انْصَرَفَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِلَى أَزْوَاجِهِ فَأَمَرَهُنَّ أَنْ يُدَفِّفْنَ لِفَاطِمَةَ فَضَرَبْنَ بِالدُّفُوفِ...» (علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۳۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٢۴).
  24. «كِتَابُ مَوْلِدِ فَاطِمَةَ عَنِ ابْنِ بَابَوَيْهِ فِي خَبَرٍ أَمَرَ النَّبِيُّ(ص) بَنَاتِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ نِسَاءَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ أَنْ يَمْضِينَ فِي صُحْبَةِ فَاطِمَةَ وَ أَنْ يَفْرَحْنَ وَ يَرْجُزْنَ وَ يُكَبِّرْنَ وَ يَحْمَدْنَ وَ لَا يَقُلْنَ مَا لَا يُرْضِي اللَّهَ. قَالَ جَابِرٌ فَأَرْكَبَهَا عَلَى نَاقَتِهِ وَ فِي رِوَايَةٍ عَلَى بَغْلَتِهِ الشَّهْبَاءِ وَ أَخَذَ سَلْمَانُ زِمَامَهَا وَ حَوْلَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ حَوْرَاءَ وَ النَّبِيُّ(ص) وَ حَمْزَةُ وَ عَقِيلٌ وَ جَعْفَرٌ وَ أَهْلُ الْبَيْتِ يَمْشُونَ خَلْفَهَا مُشْهِرِينَ سُيُوفَهُمْ وَ نِسَاءُ النَّبِيِّ(ص) قُدَّامَهَا يَرْجُزْنَ فَأَنْشَأَتْ أُمُّ سَلَمَةَ [شِعْرٌ]» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص٣۵۴؛ میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص۴٣ و ۱۹۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١١۵). در گزارشی دیگر چنین آمده است: «وَ قَالَ(ص) لِعَلِيٍّ(ع): قُمْ يَا أَبَا الْحَسَنِ! فَاخْطُبْ أَنْتَ لِنَفْسِكَ. قَالَ: فَقَامَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ(ص) وَ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ شُكْراً لِأَنْعُمِهِ وَ أَيَادِيهِ... وَ قَدْ زَوَّجَنِي رَسُولُ اللَّهِ(ص) ابْنَتَهُ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا دِرْعِي هَذَا وَ قَدْ رَضِيتُ بِذَلِكَ... وَ انْصَرَفَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِلَى أَزْوَاجِهِ فَأَمَرَهُنَّ أَنْ يُدَفِّفْنَ لِفَاطِمَةَ فَضَرَبْنَ بِالدُّفُوفِ...» (علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۳۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٢۴).
  25. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۰۰.
  26. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ فِي الْأَرْضِ الدُّعَاءُ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الْعَفَافُ. قَالَ وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) رَجُلًا دَعَّاءً» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۴۶٨).
  27. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: كَانَ أَبِي(ع) يَقُولُ: خَمْسُ دَعَوَاتٍ لَا يُحْجَبْنَ عَنِ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى، دَعْوَةُ الْإِمَامِ الْمُقْسِطِ وَ دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَأَنْتَقِمَنَّ لَكَ وَ لَوْ بَعْدَ حِينٍ وَ دَعْوَةُ الْوَلَدِ الصَّالِحِ لِوَالِدَيْهِ وَ دَعْوَةُ الْوَالِدِ الصَّالِحِ لِوَلَدِهِ وَ دَعْوَةُ الْمُؤْمِنِ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ فَيَقُولُ وَ لَكَ مِثْلُهُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۵٠٩).
  28. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِيَّاكُمْ وَ دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ فَإِنَّهَا تُرْفَعُ فَوْقَ السَّحَابِ حَتَّى يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْهَا فَيَقُولَ ارْفَعُوهَا حَتَّى أَسْتَجِيبَ لَهُ وَ إِيَّاكُمْ وَ دَعْوَةَ الْوَالِدِ فَإِنَّهَا أَحَدُّ مِنَ السَّيْفِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۵٠٩).
  29. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَرْبَعَةٌ لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ حَتَّى تُفَتَّحَ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ تَصِيرَ إِلَى الْعَرْشِ: الْوَالِدُ لِوَلَدِهِ وَ الْمَظْلُومُ عَلَى مَنْ ظَلَمَهُ وَ الْمُعْتَمِرُ حَتَّى يَرْجِعَ وَ الصَّائِمُ حَتَّى يُفْطِرَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۵۱۰).
  30. این رخداد در اغلب کتاب‌های ادعیه و تاریخ زندگی امام صادق(ع) نقل شده است. از جمله: محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٧، ص٣٠٧.
  31. «عَلِيُّ بْنُ مِهْرَانَ بْنِ الْوَلِيدِ الْعَسْكَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنِ الْأَرْقَطِ وَ هُوَ ابْنُ أُخْتِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ(ع) قَالَ: مَرِضْتُ مَرَضاً شَدِيداً وَ أَرْسَلْتُ أُمِّي إِلَى خَالِي فَجَاءَ وَ أُمِّي خَارِجَةٌ فِي بَابِ الْبَيْتِ وَ هِيَ أُمُّ سَلَمَةَ بِنْتُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ هِيَ تَقُولُ: وَا شَبَابَاهْ! فَرَآهَا خَالِي، فَقَالَ: ضُمِّي عَلَيْكِ ثِيَابَكِ ثُمَّ ارْقَيْ فَوْقَ الْبَيْتِ ثُمَّ اكْشِفِي قِنَاعَكِ حَتَّى تُبْرِزِي شَعْرَكِ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ قُولِي: رَبِّ! أَنْتَ أَعْطَيْتَنِيهِ وَ أَنْتَ وَهَبْتَهُ لِي. اللَّهُمَّ! فَاجْعَلْ هِبَتَكَ الْيَوْمَ جَدِيدَةً إِنَّكَ قَادِرٌ مُقْتَدِرٌ. ثُمَّ اسْجُدِي. فَإِنَّكِ لَا تَرْفَعِينَ رَأْسَكِ حَتَّى يَبْرَأَ ابْنُكِ. فَسَمِعَتْ ذَلِكَ وَ فَعَلَتْهُ قَالَ: فَقُمْتُ مِنْ سَاعَتِي فَخَرَجْتُ مَعَ خَالِي إِلَى الْمَسْجِدِ» (ابراهیم بن علی عاملی کفعمی، المصباح، ص۱۵۱؛ عبدالله و حسین ابنا بسطام، طب الأئمة(ع)، ص۱۲۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۲، ص۱۰).
  32. «قَالَ عَلِيٌّ(ع): فَزَوَّجَنِي رَسُولُ اللَّهِ(ص) ثُمَّ أَتَانِي فَأَخَذَ بِيَدِي فَقَالَ: قُمْ بِسْمِ اللَّهِ وَ قُلْ عَلَى بَرَكَةِ اللَّهِ وَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ. ثُمَّ جَاءَنِي حَتَّى أَقْعَدَنِي عِنْدَهَا، ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّهُمَا أَحَبُّ خَلْقِكَ إِلَيَّ فَأَحِبَّهُمَا وَ بَارِكْ فِي ذُرِّيَّتِهِمَا وَ اجْعَلْ عَلَيْهِمَا مِنْكَ حَافِظاً وَ إِنِّي أُعِيذُهُمَا بِكَ وَ ذُرِّيَّتَهُمَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۳۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص۹۳؛ ج١٠٠، ص٢٧۴؛ محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۵۵). همچنین حضرت فرمودند: «اللَّهُمَّ هَذِهِ ابْنَتِي وَ أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَيَّ اللَّهُمَّ وَ هَذَا أَخِي وَ أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَيَّ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لَكَ وَلِيّاً وَ بِكَ حَفِيّاً وَ بَارِكْ لَهُ فِي أَهْلِهِ، ثُمَّ قَالَ: يَا عَلِيُّ! ادْخُلْ بِأَهْلِكَ بَارَكَ اللَّهُ لَكَ وَ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ... إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۴٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩۴ و ٩۶).
  33. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۰۲.
  34. پیش از این، گذشت که وقتی حضرت(ص) سروصدای منزل یکی از اصحاب را شنیدند و جویای آن شدند پاسخ شنیدند که مراسم عروسی ایشان است. حضرت فرمودند: «... حَسَنٌ هَذَا النِّكَاحُ لَا السِّفَاحُ. ثُمَّ قَالَ(ص): أَسْنِدُوا النِّكَاحَ وَ أَعْلِنُوهُ بَيْنَكُمْ وَ اضْرِبُوا عَلَيْهِ بِالدَّفِّ. فَجَرَتِ السُّنَّةُ فِي النِّكَاحِ بِذَلِكَ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۱۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۶، ص٢۶١؛ ج١٠٠، ص٢۵٧).
  35. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِيّاً فَاطِمَةَ(ع) دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ تَبْكِي. فَقَالَ لَهَا: مَا يُبْكِيكِ؟... قَالَ عَلِيٌّ(ع): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): قُمْ! فَبِعِ الدِّرْعَ فَقُمْتُ فَبِعْتُهُ وَ أَخَذْتُ الثَّمَنَ وَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَسَكَبْتُ الدَّرَاهِمَ فِي حَجْرِهِ فَلَمْ يَسْأَلْنِي كَمْ هِيَ وَ لَا أَنَا أَخْبَرْتُهُ... ثُمَّ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ(ص): يَا عَلِيُّ! اصْنَعْ لِأَهْلِكَ طَعَاماً فَاضِلًا. ثُمَّ قَالَ(ص): مِنْ عِنْدِنَا اللَّحْمُ وَ الْخُبْزُ وَ عَلَيْكَ التَّمْرُ وَ السَّمْنُ. فَاشْتَرَيْتُ تَمْراً وَ سَمْناً فَحَسَرَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَنْ ذِرَاعِهِ وَ جَعَلَ يَشْدَخُ التَّمْرَ فِي السَّمْنِ حَتَّى اتَّخَذَهُ حَيْساً وَ بَعَثَ إِلَيْنَا كَبْشاً سَمِيناً فَذُبِحَ وَ خُبِزَ لَنَا خُبْزٌ كَثِيرٌ. ثُمَّ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ(ص): ادْعُ مَنْ أَحْبَبْتَ فَأَتَيْتُ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ مُشْحَنٌ بِالصَّحَابَةِ. فَأُحْيِيتُ [فَحَيِيتُ‏] أَنْ أُشْخِصَ قَوْماً وَ أَدَعَ قَوْماً ثُمَّ صَعِدْتُ عَلَى رَبْوَةٍ هُنَاكَ وَ نَادَيْتُ أَجِيبُوا إِلَى وَلِيمَةِ فَاطِمَةَ(س) فَأَقْبَلَ النَّاسُ أَرْسَالًا فَاسْتَحْيَيْتُ مِنْ كَثْرَةِ النَّاسِ وَ قِلَّةِ الطَّعَامِ فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَا تَدَاخَلَنِي فَقَالَ: يَا عَلِيُّ! إِنِّي سَأَدْعُو اللَّهَ بِالْبَرَكَةِ. قَالَ عَلِيٌّ(ع): فَأَكَلَ الْقَوْمُ عَنْ آخِرِهِمْ طَعَامِي وَ شَرِبُوا شَرَابِي وَ دَعَوْا لِي بِالْبَرَكَةِ وَ صَدَرُوا وَ هُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَرْبَعَةِ آلَافِ رَجُلٍ وَ لَمْ يَنْقُصْ مِنَ الطَّعَامِ شَيْ‏ءٌ...» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۴٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩۴ و ٩۶).
  36. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۰۶.
  37. «لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِيّاً فَاطِمَةَ(ع)... قَالَ عَلِيٌّ(ع) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): قُمْ فَبِعِ الدِّرْعَ فَقُمْتُ فَبِعْتُهُ وَ أَخَذْتُ الثَّمَنَ وَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَسَكَبْتُ الدَّرَاهِمَ فِي حَجْرِهِ... ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَةً وَ دَعَا بِلَالًا فَأَعْطَاهُ فَقَالَ ابْتَعْ لِفَاطِمَةَ طِيباً ثُمَّ قَبَضَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) مِنَ الدَّرَاهِمِ بِكِلْتَا يَدَيْهِ فَأَعْطَاهُ أَبَا بَكْرٍ وَ قَالَ ابْتَعْ لِفَاطِمَةَ مَا يُصْلِحُهَا مِنْ ثِيَابٍ وَ أَثَاثِ الْبَيْتِ وَ أَرْدَفَهُ بِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ وَ بِعِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَحَضَرُوا السُّوقَ... فَكَانَ مِمَّا اشْتَرَوْهُ قَمِيصٌ بِسَبْعَةِ دَرَاهِمَ وَ خِمَارٌ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ وَ قَطِيفَةٌ سَوْدَاءُ خَيْبَرِيَّةٌ وَ سَرِيرٌ مُزَمَّلٌ بِشَرِيطٍ وَ فِرَاشَيْنِ مِنْ خَيْشِ مِصْرَ حَشْوُ أَحَدِهِمَا لِيفٌ وَ حَشْوُ الْآخَرِ مِنْ جِزِّ الْغَنَمِ وَ أَرْبَعَ مَرَافِقَ مِنْ أَدَمِ الطَّائِفِ حَشْوُهَا إِذْخِرٌ وَ سِتْرٌ مِنْ صُوفٍ وَ حَصِيرٌ هَجَرِيٌّ وَ رَحًى لِلْيَدِ وَ مِخْضَبٌ مِنْ نُحَاسٍ وَ سِقَاءٌ مِنْ أَدَمٍ وَ قَعْبٌ لِلَّبَنِ وَ شَنٌّ لِلْمَاءِ وَ مِطْهَرَةٌ مُزَفَّتَةٌ وَ جَرَّةٌ خَضْرَاءُ وَ كِيزَانُ خَزَفٍ حَتَّى إِذَا اسْتَكْمَلَ الشِّرَاءَ حَمَلَ أَبُو بَكْرٍ بَعْضَ الْمَتَاعِ وَ حَمَلَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ(ص) الَّذِينَ كَانُوا مَعَهُ الْبَاقِيَ فَلَمَّا عَرَضَ الْمَتَاعَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) جَعَلَ يُقَلِّبُهُ بِيَدِهِ وَ يَقُولُ بَارَكَ اللَّهُ لِأَهْلِ الْبَيْتِ...» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۴٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩۴ و ٩۶).
  38. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۰۹.
  39. «و کابین زنان را با خشنودی به آنان بپردازید و اگر با خوشدلی چیزی از آن را به شما بخشیدند نوش و گوارا بخورید» سوره نساء، آیه ۴.
  40. «قَالَ الصَّادِقُ(ع): مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ لَمْ يَنْوِ أَنْ يُوَفِّيَهَا صَدَاقَهَا فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ زَانٍ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۹).
  41. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۱۲ ـ ۲۲۳.