حیوة بن جرول کندی

آشنایی اجمالی

او فرزند جرول بن احنف بن سمط بن امری‌القیس، از تیره بنو معاویة بن حارث، از قبیله کنده[۱] از قبایل یمنی[۲] است. نام پدرش را جندل[۳]، خنزل[۴]، حنزل[۵]، جزل[۶]، جنزل[۷] و حزول[۸] نیز گفته‌اند؛ روشن است که این اختلاف‌ها بیشتر ناشی از رسم‌الخط‌اند. جرول در شمار صحابه بوده[۹] و از او با نام ابوحیوه کندی[۱۰] روایت نیز نقل شده است[۱۱].

ابن حجر شرح حال حیوه را در بخش سوم الاصابه (مخضرمین) آورده و می‌گوید: او زمان رسول خدا(ص) را درک کرده است[۱۲]؛ مستند ابن حجر روایتی است که ابن عساکر[۱۳] از حیوه آورده، مبنی بر اینکه او از معاذ بن جبل درخواست کرده که به فرزندش، رجاء، قرآن بیاموزد. با توجه به وفات معاذ بن جبل در سال ۱۸ق[۱۴] می‌‌توان نتیجه گرفت که حیوه دوران پیامبر(ص) را درک کرده است؛ ولی از آنجا که ابن عساکر[۱۵] با توجه به سن رجاء[۱۶] و نیز ضعف راوی حدیث، ابان بن ابی‌عیاش، احتمال ملاقات او با معاذ بن جبل را منتفی می‌داند. ابن حجر در ادامه قطعی بودن روایت رجاء از ابوالدرداء انصاری[۱۷]، را به عنوان دلیل دیگر هم دوره بودن حیوه با پیامبر(ص) ذکر کرده است. با توجه به وفات ابوالدرداء در سال ۳۱ق[۱۸]سخن ابن حجر درباره مخضرم بودن حیوه قابل قبول است.

از حیوه تنها یک روایت، آن هم به نقل از پدرش ثبت شده است؛ بر پایه آن رسول خدا(ص) شخصی را که با زنی باردار از اسیران غزوه حنین[۱۹] آمیزش داشت، سخت نفرین کرد[۲۰]. فقها بر این روایت در باب حرمت آمیزش با زن اسیر باردار استناد کرده‌اند[۲۱]. برخی منابع حدیثی[۲۲] روایتی را از رجاء بن حیوه (فرزند صاحب مدخل) و او از پدرش و او از عبدالله بن عمرو، درباره فضیلت تفقه در دین نقل کرده‌اند؛ اما چنین امری صحیح نیست و همان‌گونه که طبرانی در کتاب دیگرش مسند الشامیین[۲۳] تصریح کرده، این روایت از فرزند رجاء بن حیوه (ابن رجاء بن حیوه) از پدرش (رجاء) روایت شده و حیوه راوی این روایت نیست.

مشهورترین شخص در خاندان حیوه، فرزندش رجاء است، او از تابعین مشهور[۲۴] و در شمار فقها[۲۵] و محدثان و از متنفذان دربار سلیمان بن عبدالملک[۲۶] بود[۲۷] و سلیمان با مشورت او عمر بن عبدالعزیز را به جانشینی خود برگزید[۲۸]. او بعدها در حکومت عمر بن عبدالعزیز سمت مشاورت[۲۹] و نیز کتابت[۳۰] را بر عهده داشت. نوادۀ حیوه، عاصم بن رجاء نیز در شمار محدثان بود[۳۱]. [۳۲]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۶۰.
  2. ابن اثیر، اللباب، ج۲، ص۲۶۵.
  3. ابن حزم، جمهره انساب، ص۴۲۹.
  4. ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۱، ص۱۱۷؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۳۶۸ و ص۵۶۲.
  5. ابن عدیم، ج۸، ص۳۶۲۱.
  6. ذهبی، سیر اعلام البلاء، ج۴، ص۵۵۷.
  7. ابن منظور، مختصر تاریخ دمشق، ج۸، ص۳۱۲.
  8. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۹۶.
  9. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۵۲۶؛ ذهبی، تجرید اسما الصحابه، ج۱، ص۸۱.
  10. ابن جوزی، تلقیح فهوم اهل الاثر فی عیون التاریخ والسیر، ص۳۱۳.
  11. بنگرید: ادامه مدخل.
  12. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۶۰.
  13. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۹۹ و نیز طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۳۳.
  14. خلیفه بن خیاط، تاریخ، ص۹۶.
  15. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۱۰۰.
  16. که در سال ۱۱۲ ق فوت کرده، خلیفه بن خیاط، تاریخ، ص۲۷۰.
  17. ذهبی، سیر اعلام النبلا، ج۴، ص۵۵۷.
  18. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۷۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۲۹؛ اقوال دیگر را بنگرید: ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۶۲۲.
  19. یا خیبر، ر.ک: طبرانی، معجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۰۲.
  20. طبرانی، مسند الشامیین، ج۳، ص۲۱۶؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۵، ص۲۸۷۰.
  21. ابن حزم، المحلی، ج۹، ص۲۱۶؛ نووی، المجموع فی شرح المهذب، ج۱۰، ص۱۴؛ ابن قدامه، المغنی، ج۷، ص۵۱۵.
  22. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۱، ص۳۸۱؛ طبرانی، معجم الاوسط، ج۸، ص۳۰۲.
  23. طبرانی، مسن الشامیین، ج۳، ص۲۰۷.
  24. ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۲۶۴.
  25. ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۲۹۸.
  26. حک: ۹۶-۹۹.
  27. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۹۹.
  28. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۶۱؛ طبری، تاریخ، ج۶، ص۵۵۰.
  29. بلاذری، انساب الاشراف، ج۸، ص۱۴۰.
  30. طبری، تاریخ، ج۶، ص۱۸۱.
  31. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۴۸۸؛ ابن‌ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۶، ص۳۴۲.
  32. قلیچ، رسول، مقاله «حيوة بن جرول كندى»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۶۸-۱۶۹.