فترت
معناشناسی
فترت به معنای مدت سکون و آرامش است. راغب اصفهانی، فتر و فتور را "سکون بعد از حدّت" و "ضعف بعد از قوّت" معنا کرده است[۱].
فترت در مباحث نبوت
دوران "فترت" به دوران قبل از بعثت انبیا و رسولان الهی اطلاق میشود[۲] که حرکت، شدت و قدرتی که از دعوت الهی، مجاهدتها و اصلاحات و معنویت رسول قبلی ایجاد شده، فروکش کرده و به ضعف، سستی و سکون گراییده است. دوره فترت قبل از رسول اکرم (ص)، دوران حاکمیت جاهلیت با همه ویژگیهای فرهنگی ضدالهی آن، نهتنها در جزیرة العرب بلکه در سراسر جهان که به وحشیگری و بربریت روی آورده بود، لقب گرفته است[۳].
این کلمه یک بار در قرآن کریم آمده و به فاصله زمانی بین حضرت عیسی (ع) و رسول گرامی اسلام (ص) اشاره کرده است[۴].[۵]
فترت در مباحث مهدویت
در مباحث مهدوی، در بیشتر روایات به مدت زمانِ پنهانزیستی حضرت مهدی (ع)، غیبت تعبیر شده؛ اما در پارهای از آن، از این دوره بهعنوان "فترت" یاد شده است. ابو حمزه میگوید: خدمت امام صادق (ع) رسیدم و عرض کردم: صاحب الامر شمایید؟ فرمود: نه. گفتم پسر شما است؟ فرمود: نه. گفتم: پسر پسر شما است؟ فرمود: نه. گفتم: پسر پسر پسر شما است؟ فرمود: نه. گفتم: پس او کیست؟ فرمود: همان کسی است که زمین را پر از عدالت میکند؛ چنانکه پر از ستم و جور شده باشد. او در زمان فترت (پیدا نبودن امامان) میآید، چنانکه رسول خدا (ص) در زمان فترت (پیدا نبودن رسولان) مبعوث شد[۶].[۷]
پرسشهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ راغب اصفهانی، المفردات، ص ۳۷۱
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۶۲۲؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۱۷۴.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص ۴۳۸.
- ↑ ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءَنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾ای اهل کتاب! فرستاده ما در دوره نیامدن فرستادگان، نزد شما آمده است در حالی که (آیات الهی را) برای شما روشن میگرداند تا نگویید نویدبخش و بیمدهندهای نزد ما نیامد، پس به راستی نویدبخش و بیمدهندهای برای شما آمده است و خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره مائده، آیه ۱۹.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۵۳۰؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص ۳۲۹ - ۳۳۰.
- ↑ کافی، ج ۲، ص ۱۴۱.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۵۳۰؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص ۳۲۹ - ۳۳۰.