رافع بن خدیج اوسی انصاری در تاریخ اسلامی

آشنایی اجمالی

وی رافع بن خدیج بن رافع بن عدی بن زید بن جشم بن حارثه است[۱] و کنیه‌اش را «ابوعبدالله» و «ابوخدیج» گفته‌اند[۲]. ابن عبدالبر[۳] وی را از قبیله خزرج و از تیره بنی‌نجار دانسته، ولی ابن سلام[۴] و ابن حزم[۵] او را از قبیله اوس و از تیره بنو عبداشهل می‌دانند. مادرش حلیمه نام دارد[۶].

رافع، عریف (رئیس) قوم خود بود و نسل بسیاری از وی در مدینه و بغداد باقی ماند[۷]. پیامبر(ص) به دلیل پایین بودن سنش به وی اجازه شرکت در جنگ بدر را نداد، ولی در نبرد احد[۸] و بسیاری از جنگ‌های دیگر حضور یافت[۹]. رافع در احد زخمی شد[۱۰] و به گفته همسرش تیری بر بدن او نشست و وقتی پیامبر(ص) به بالینش رسید، فرمود: می‌توانم تیر را کاملا بیرون کشم اما اگر دوست می‌داری نوک تیر را باقی گذاشته و بقیه آن را در آورم و روز قیامت گواه بر شهید شدن تو باشم و رافع دومی را پذیرفت و تا زمان معاویه این بخش از تیر همراه او بود تا آنکه درد آن شدت گرفت و به سبب همین عارضه از دنیا رفت[۱۱]. وی در جنگ صفین در سپاه امام علی(ع) حضور داشت[۱۲].

روایات مختلفی از او نقل شده است؛ از جمله در باب ثبت روایاتی که از رسول خدا(ص) رسیده[۱۳]، جایگاه عامل زکات[۱۴]، نیز روایاتی درباره آخرالزمان، شرک اصغر بودن ریا[۱۵] و حرم بودن مدینه[۱۶]. در روایت دیگری می‌گوید: امام علی(ع) به عمار فرمود:حکم «مذی» را از پیامبر(ص) سؤال کن که پیامبر(ص) در پاسخ فرمود: باید محل را شست و وضو گرفت[۱۷]. البته نظر فقهای شیعه در مورد مذی با این روایت متفاوت است[۱۸].

رافع ساکن کوفه بود، سپس به مدینه آمد و آنجا درگذشت[۱۹]. طبق برخی نقل‌ها درگذشت وی در ۸۶ سالگی بوده است[۲۰]، اما سال وفاتش را به اختلاف ۶۸[۲۱]، ۷۳[۲۲] و ۷۴[۲۳] گفته‌اند، ولی ابن حجر[۲۴] دوره حکومت معاویه[۲۵] را تاریخ صحیح درگذشت وی می‌داند. سائب بن یزید، مجاهد، عطاء، شعبی و نواده‌اش عبایة بن رفاعه و برخی دیگر از او روایت نقل کرده‌اند[۲۶].[۲۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۲، ص۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۵۷؛ بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۳۴۸.
  2. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۳۳.
  3. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۵۹.
  4. ابن سلام، کتاب النسب، ص۲۷۴.
  5. ابن حزم، جمهره أنساب العرب، ص۳۴۰.
  6. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۶۳.
  7. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۳۴۸.
  8. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۴۴.
  9. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۳۴۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۰.
  10. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۴۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۰.
  11. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۲۳۹.
  12. منقری، وقعه صفین، ص۵۰۷؛ نیز ر.ک: طوسی، رجال الطوسی، ص۳۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۰.
  13. هیثمی، مجمع الزوائد، ج۱، ص۱۵۱.
  14. ابن ماجه، سنن، ج۱، ص۵۷۸؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۳، ص۸۴؛ احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۱۴۳.
  15. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۲۴۵ و ۲۵۳.
  16. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۳۴۹.
  17. طبرانی، المعجم الأوسط، ج۱، ص۲۱۹ و ج۸، ص۲۴۶.
  18. ر.ک: علی بن بابویه، فقه الرضا، ص۶۷؛ صدوق، المقنع، ص۱۲.
  19. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۳۴۸.
  20. بنگرید: طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۲۴۰؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۴۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۰.
  21. ابن ابی‌عاصم، الآحاد والمثانی، ج۴، ص۱۲۰.
  22. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۴۴؛ ابن حبان، مشاهیر علماء الأمصار و أعلام فقهاء الأقطار، ص۳۱.
  23. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۰؛ خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه بن خیاط، ص۲۰۸.
  24. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۶۴.
  25. حک: ۴۱-۶۰.
  26. ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۷۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۶۳.
  27. ابوالقاسمی، عظیم، مقاله «رافع بن خدیج انصاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۹۶-۲۹۷.