ریاح بن حارث نخعی در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

نام صحیح او ریاح بن حارث نخعی کوفی و کنیه‌اش ابومثنی است[۱]. خویی[۲] جد او را بکر بن وائل از قبیله ربیعه معرفی کرده که با توجه به انتساب او به قبیله نخع صحیح به نظر نمی‌رسد. ریاح تنها زمان رسول خدا(ص) را درک کرده، اما آن حضرت را ندیده است و از این رو، ابن حجر[۳] که نامش را ریاب گفته، شرح حالش را در بخش سوم الاصابه (مخضرمین) قرار داده است. ابن سعد[۴]، ابن حبان[۵] و عجلی[۶] ریاح بن حارث را از بزرگان تابعین شمرده‌اند که از امیرالمؤمنین علی(ع)، امام حسن(ع)، عمار، عبدالله بن مسعود، ابوایوب انصاری و برخی دیگر از صحابه روایت کرده است[۷]. ریاح در فتوحات عراق شرکت داشت و داستان پیدا شدن قبر و جسدی را که لباس‌های زربافت بر تن او بود، گزارش داده است[۸]. بخاری[۹]، خطیب بغدادی[۱۰] و ابن ماکولا[۱۱] این ریاح را که روایت مزبور را نقل کرده با ریاح مورد بحث دو نفر پنداشته است؛ اما ابوحاتم رازی[۱۲] و دیگران[۱۳] آن دو را یکی دانسته‌اند و ابن حجر[۱۴]اتحاد این دو را صحیح دانسته است. ریاح دوبار همراه خلیفه دوم به حج رفت[۱۵]. در جنگ صفین در سپاه علی(ع) حضور داشت. وی می‌گوید: من در کنار عمار نشسته بودم که گروهی با شعارهایی می‌گفتند: معاویه و اهل شام کافرند. عمار گفت: این سخن را نگویید؛ زیرا قبله و پیامبر ما و آنان یکی است، بلکه بگویید آنان ظالم و فاسق هستند و چون آنان بر ما بغی کرده‌اند بر ماست که با آنان بجنگیم تا به حق بازگردند[۱۶]. از ریاح روایت شده که گفت: من در رحبه کوفه کنار علی(ع) بودم که تعدادی نزد آن حضرت آمده و در حالی که سر و صورت خود را پوشانده بودند خطاب به آن حضرت گفتند: «السلام علیک یا مولانا» امام(ع) فرمود: چگونه من مولای شما هستم حال آنکه شما عرب هستید؟! گفتند: ما از رسول خدا(ص) شنیدیم که در غدیرخم فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه الّلهم وال من والاه وعاد من عاداه». ریاح گوید: من به دنبال آنان رفتم و گفتم: شما کیستید؟ گفتند: گروهی از انصاریم و این ابوایوب انصاری است. من دست او را گرفتم و با او مصافحه کردم[۱۷]. ریاح همچنین شاهد توهین خوارج به امیرالمؤمنین(ع) و پاسخ منطقی آن حضرت به آنان بود[۱۸]. ریاح در رکاب امام حسن مجتبی(ع) و شاهد خطبه آن حضرت در مدائن و حمله خوارج به او بود[۱۹]. شاید با توجه به این اخبار، علامه سیدمحسن امین[۲۰] در شمار شیعیان از ریاح نام برده است. تاریخ وفات او را صفدی[۲۱] حدود سال نود هجری گفته است.[۲۲]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. بخاری، التاریخ الکبیر، ج3، ص328 و ج6، ص199؛ مزی، تهذیب الاکمال، ج9، ص256.
  2. خویی، معجم رجال الحدیث، ج8، ص165.
  3. ابن حجر، الاصابه، ج2، ص429.
  4. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج6، ص199.
  5. ابن حبان، کتاب الثقات، ج4، ص238.
  6. عجلی، معرفة الثقات، ج1، ص365.
  7. نیز بنگرید: ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج3، ص511؛ مزی، تهذیب الاکمال، ج9، ص256؛ ذهبی، الکاشف، ص399.
  8. ابن حجر، الاصابه، ج2، ص429.
  9. بخاری، التاریخ الکبیر، ج3، ص328-329.
  10. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج8، ص418.
  11. ابن ماکولا، الاکمال، ج4، ص14.
  12. ابوحاتم رازی، ج3، ص511.
  13. مزی، تهذیب الکمال، ج9، ص256.
  14. ابن حجر، الاصابه، ج2، ص429.
  15. بخاری، التاریخ الکبیر، ج3، ص328.
  16. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج1، ص346-348.
  17. کوفی، مناقب الامام امیرالمؤمنین، ج2، ص378، ص424، ص433 و ص454؛ ابن ابی‌عاصم، کتاب السنه، ص590؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج4، ص173؛ ذهبی، طرق حدیث من کنت مولاه، ص50، که با کمال تعجب گوید: ریاح را نمی‌شناسم!
  18. کوفی، مناقب الامام امیرالمؤمنین، ج2، ص340.
  19. خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج8، ص418؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج13، ص263.
  20. سیدمحسن امین، اعیان الشیعه، ج7، ص38.
  21. صفدی، الوافی بالوفیات، ج14، ص106.
  22. هدایت‌پناه، محمدرضا، مقاله «رياح بن حارث نخعی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۵۹-۳۶۰.