زهد در عرفان اسلامی
مقدمه
«زهد»، از جمله مراتب سیر و سلوک است و در بیشتر کتابهای اخلاق و سیر و سلوک، بابی با عنوان زهد به چشم میخورد. به بیان عارفان، انسان در راه رسیدن به خدا و دل بریدن از لذتهای مادی و رفتن به سوی معنویت، باید مراحل و منزلهایی را پشت سر بگذارد. یکی از منزلهایی که همه عارفان و بزرگان علم اخلاق بر آن تأکید کردهاند، زهد است. در ادامه، به بخشی از نگاشتههای بزرگان علم اخلاق درباره جایگاه زهد در اخلاق و سیر و سلوک (عرفان عملی) اشاره میکنیم.
غزالی، در کیمیای سعادت درباره زهد چنین مینویسد: بدان که هر که یخ دارد، وقت گرما بر آن حریحص بُود تا چون تشنه شود، آب بدان سرد کند. کسی بیاید که برابر زر بخرد، آن حرص وی بشود در عشق زر و گوید: یک روز آب گرم خورم و صبر کنم و [اگر] این زر که همه عمر با من بماند، بستانم، اولیتر از آنکه این یخ نگاه دارم که خود نماند و شبانگاه بگداخته بود. این ناخواستن یخ را در مقابل چیزی که بهتر از آن است، زهد گویند در یخ. حال عارف. اندر دنیا هم، چنین باشد که ببیند که دنیا در گذارد است که بر دوام همی گذرد و همی گذارد و در وقت مرگ، تمام برسد. چون آخرت بیند، باقی و صافی که هرگز نرسد و به نیم فروشند، الا به ترک دنیا. دنیا اندر چشم وی حقیر شود و دست از آن بدارد؛ در عوض آخرت که بهتر است از آن. این حالت را زهد گویند، به شرط آنکه این نهاد در مباحات دنیا باشد. و اما محظورات، خود، فریضه بود. دیگر آنکه با قدرت باشد، اما آنکه بر دنیا قادر نبود، صورت نبندد زهد از وی... و دیگر شرط آنکه سال از دست بدهد و نگاه ندارد و جاه نیز از دست بدهد[۱].
خواجه عبدالله انصاری در صد میدان، سیر و سلوک را به صد میدان تقسیم میکند که هر میدان، مقدمهای برای پیدایش میدان بعدی در جان سالک است و زهد را در میدان سیزدهم، پس از «یقظت» و پیش از «تجرید» قرار میدهد. خواجه در منازل السائرین، سیر و سلوک را ده قسم میداند که هر قسم، به ده باب تقسیم میشود و زهد، در قسم دوم قرار گرفته که «قسم الابواب» نام دارد و شانزدهمین باب از کتاب است. این قسم، پس از «اخبات» و پیش از «ورع» قرار دارد. خواجه عبدالله انصاری در صد میدان درباره زهد چنین مینگارد: از میدان یقظت؛ میدان زهد زاید، قوله تعالی: ﴿بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ﴾[۲]. زهد در سه چیز است: اول در دنیا و دیگر در خلق و سیم در خود. هر که دولت این جهان را از دشمن خود دریغ ندارد، در این جهان او زاهد است و هر که آزرم[۳] خُلق وی را در حق مداهنت نکند، در خلق زاهد است و هر که به چشم پسند در خود ننگرد، در خود زاهد است[۴].
ملااحمد نراقی نیز در معراج السعادة درباره حقیقت زهد و تعریف آن مینویسد: بدان که ضد محبت دنیا و مال را زهد گویند و آن عبارت است از دل بر داشتن از دنیا و آستین فشاندن بر آن و اکتفا کردن به قدر ضرورت از برای حفظ بدن و یا عبارت است از پشت کردن به دنیا و رو آوردن به آخرت، بلکه از غیر خدا قطع نظر کردن و رو آوردن به خدا و این بالاترین درجات زهد است. پس هر که دل بر دارد از هر چیزی که غیر از خداست، حتی از بهشت و قصور و غلمان و حور و به جز خدا چیزی را نطلبد و نجوید، آن، زاهد مطلق است[۵].[۶].
زهد، منزل رهایی از دلبستگیهای دنیا
زهد در منازل سیر و سلوک بهمعنای رهایی از رغبت به دنیا و هر چه غیر خدا است. در حقیقت انسان باید نخست هرگونه رنگ تعلق به دنیا است را از خود تخلیه کند تا قلب بالجمله و به تمام معنای رنگ خدایی بگیرد. پس رهایی از رغبت منفی گام نخستی است که انسان را برای رغبت مثبت بهسوی خدا آماده میکند. از نظر قرآن، کسی میتواند در منزل زهد درآید که به مالکیت، ربوبیت خدا، قضا و قدر الهی ایمان داشته باشد و هر چیزی که به او و دیگران میرسد از ناحیه خدا بداند و به داشتههایش دل نبدد و نسبت به از دست دادهها تأسف نخورد. از این روست که امیرمؤمنان امام علی(ع) و نیز امام صادق(ع) در تعریف زهد میفرمایند: «الزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ ﴿لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ﴾[۷] وَ مَنْ لَمْ يَأْسَ عَلَى الْمَاضِي وَ لَمْ يَفْرَحْ بِالْآتِي فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَيْهِ»[۸]؛ «تمام زهد در دو جمله از قرآن است که میفرماید: تا برای آنچه از دست دادهاید تأسف مخورید و به آنچه به شما داده است، سرمست و فرحناک مباشید؛ و هر کس بر رفتهها تأسف نخورد و به آنچه میآید سرمست و فرحناک نشود، زهد را تمام و کمال به دست آورده است». از این مطلب دانسته میشود که زهد نداشتن و مالک نبودن چیزی نیست، بلکه معنای زهد آن است که چیزی مالک قلب او نشود، بلکه خدا را مالک قلب خود دانسته و آن را عرش الهی قرار دهد: «قَلْبُ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ»[۹]؛ «و بگذارد تا خدا با تمام صفات خویش در آن تجلی کند»؛ زیرا هیچ یک از آیات الهی از این ظرفیت و سعه وجودی برخوردار نیست تا خدا بهتمامِ در آن تجلی کند و تنها این قلب مؤمن است که چنین سعه وجودی را دارا است و میتواند آیینه تمامنمای صفات الهی باشد، چنانکه در حدیث قدسی آمده است: «لَا يَسَعُنِي أَرْضِي وَ لَا سَمَائِي وَ لَكِنْ يَسَعُنِي قَلْبُ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ»[۱۰].[۱۱]
معنا و مفهوم زهد عرفانی
چنانکه گفته شد زهد در لغت ضد رغبت و حرص بر دنیا است[۱۲]. واژه زهد در قرآن به کار نرفته است؛ اما عباراتی در قرآن به کار رفته که دلالت بر مفهوم زهد دارد و در روایات معصومان(ع) این آیات به معنای زهد معنا شده است. چنانکه امیرمؤمنان(ع) آیه ۲۳ سوره حدید را به معنای زهد گرفته است و همچنین پیامبر اکرم(ص) فرمود: «قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى ﴿لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا﴾[۱۳]»[۱۴]؛ «یعنی کدام یک از شما در دنیا زاهدتر است». در اصطلاح اخلاقی و عرفانی، زهد به معنای پشت کردن به دنیا و روی آوردن به آخرت، بلکه قطع نظر کردن از غیر خدا و رو آوردن به خدا است که این بالاترین درجات زهد است[۱۵]. خواجه عبدالله انصاری در تعریف زهد از منظر عرفان مینویسد: الزُّهْدُ إِسْقَاطُ الرَّغْبَةِ عَنِ الشَّيْءِ بِالْكُلِّيَّةِ[۱۶]؛ «زهد آن است که شما بهطورکلی میل و رغبتت را از هر چه غیر خداست ساقط کرده و فقط دل را به خدا بدهی».
بوعلی سینا در تعریف زاهد مینویسد: آنکه از تنعم دنیا رو گردانده، زاهد است[۱۷]. البته باید دانست که در مکتب قرآنی، زهد، دست کشیدن از دنیا نیست، بلکه پر نکشیدن دل به سوی دنیاست. ای بسا فقیر راغب به دنیا و چه بسا غنی زاهد از دنیا باشد. پس شاخص زهد و بیرغبتی به دنیا این است که بود و نبود آن، در روح شخص اثر نگذارد و آن را متلاطم نکند؛ چنانکه از آیه ۲۳ سوره حدید و تفسیر معصوم(ع) بر نمیآید. از این روست که در روایات زهد به معنای بیرغبتی به دنیا و گرایش به آن است، به طوری که بیرغبت به دنیا او را تقوای الهی و ورع در مرتبه بالاتر سوق دهد و از هرگونه حرام و گناه باز دارد. امام حسن مجتبی(ع) فرمود: «[الزُّهْدُ] الرَّغْبَةُ فِي التَّقْوَى وَ الزَّهَادَةُ فِي الدُّنْيَا»[۱۸]؛ «زهد، میل به تقوا و پرهیزکاری و بیرغبتی نسبت به دنیا است». رسول خدا(ص) فرمود: «الزُّهْدُ فِي الدُّنْيَا قَصْرُ الْأَمَلِ وَ شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ الْوَرَعُ عَنْ كُلِّ مَا حَرَّمَ اللَّهُ»[۱۹]؛ «زهد در دنیا عبارت است از: کوتاه نمودن آرزو، شکر همه نعمتها و ورع و اجتناب نمودن از هر چه که خداوند آن را حرام نموده است». از روایات به دست نمیآید که عدم بهرهگیری از طیبات و نعمتهای الهی به معنای زهد نیست؛ بلکه چنانکه خدا در قرآن فرموده است مؤمنان باید از نعمتهای طیب دنیا استفاده کنند، ولی اجازه ندهند که قلب بدان تعلق خاطر پیدا کند: ﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾[۲۰]. از این روست که رسول خدا(ص) نسبت به ریاضت غیر شرعی و حرام کردن حلال خدا هشدار داده و فرموده است: «الزُّهْدُ لَيْسَ بِتَحْرِيمِ الْحَلَالِ وَ لَكِنْ أَنْ يَكُونَ بِمَا فِي يَدَيِ اللَّهِ أَوْثَقُ مِنْهُ بِمَا فِي يَدَيْهِ»[۲۱]؛ «زهد این نیست که انسان حلال خدا را بر خود حرام کند، بلکه زهد این است که انسان به آنچه در دست خداست اعتماد و اطمینان بیشتری داشته باشد تا به آنچه در دست خود و در سیطره قدرت محدود بشری است».
در روایت اسماعیل بن مسلم از امام صادق(ع) است که فرموده: زهد در دنیا از میان بردن مال و حرام کردن حلال نیست، بلکه زهد در دنیا این است که به آنچه در دست داری بیش از آنچه در دست خداست اعتماد نداشته باشی[۲۲]. در روایتی که علی بن ابراهیم از نوفلی و سکونی از امام صادق(ع) از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده آمده است که آن حضرت در پاسخ کسی که از او درباره زهد در دنیا پرسش کرده فرموده است: آن عبارت از دوری جستن از حرام است[۲۳].[۲۴]
خصوصیات زاهدان و آثار زهدورزی
کسی که نسبت به دنیا رغبت و دلبستگی ندارد و با آنکه از آن استفاده میکند نسبت به داشته و از دست رفتهها با فرحناکی و افسوس نمینگرد، دارای ویژگیها و خصوصیاتی میشود که آثار و برکات آن در زندگی دنیوی و اخروی پدیدار میشود. در آیات و روایات به این خصوصیات زاهدان و آثار زهدورزی اشاره شده است. از مهمترین ویژگیهای زاهدان و آثار زهد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ترک افسوس: بر اساس تفسیر امام علی(ع) از آیه ۲۳ سوره حدید که آن را به زهد سوره معنا کرده باید گفت افسوس نخوردن بر از دست دادهها، از اوصاف زاهدان است.
- ایثارگری: ایثارگری و ترجیح دیگران بر خویشتن، در عین نیازمندی، از اوصاف زاهدان است[۲۵].
- ترک فرحناکی: ترک شادی مستانهای که از آن به فرح یاد شده به هنگام بهرهمندیها و به دست آوردن مواهب دنیوی و فخرفروشی به دادههای الهی، از اوصاف زاهدان است[۲۶].
- صبر: صبر و شکیبایی، از اوصاف زاهدان مؤمن و دارای عمل صالح است[۲۷].
- عفت: عفت نفس و اجتناب از اظهار فقر و مسکنت در عین نیازمندی، از اوصاف زاهدان است[۲۸].
- مزد نخواستن: مزد نخواستن برای اجرای رسالت و هدایت مردم و تبلیغ همانند پیامبران از نشانههای زهدورزی و صفات ایشان است[۲۹].
- محبت به مهاجران: محبت و دوستی نسبت به مهاجران، از نشانههای زهد مؤمنان است[۳۰].
- هدایت: هدایت خاص الهی و بهرهمندی از رستگاری، از اوصاف زاهدان است[۳۱].
- آخرتگرایی در دنیا: امام علی(ع) در وصف زاهدان فرموده است: «كَانُوا قَوْماً مِنْ أَهْلِ الدُّنْيَا وَ لَيْسُوا مِنْ أَهْلِهَا فَكَانُوا فِيهَا كَمَنْ لَيْسَ مِنْهَا عَمِلُوا فِيهَا بِمَا يُبْصِرُونَ»[۳۲]؛ «گروهی هستند که گرچه (در ظاهر) اهل دنیا هستند، ولی (در باطن) از اهل دنیا نیستند، در دنیا هستند مانند کسی که در آن نیست، عمل آنها در دنیا به آن چیزی است که بعد از مرگ میبینند و برای دفع عذاب خدا از خود، شتابان به وظائف خود عمل میکنند».
- دلهای گریان و چهرههای خندان: از دیگر صفات زاهدان واقعی است. امام علی(ع) فرمودند: «إِنَّ الزَّاهِدِينَ... تَبْكِي قُلُوبُهُمْ وَ إِنْ ضَحِكُوا»[۳۳]؛ «انسانهای زاهد گرچه (در ظاهر) خندان و متبسم هستند، لکن قلبهای آنها گریان است». و نیز فرمود: «إِنَّ الزَّاهِدِينَ... يَشْتَدُّ حُزْنُهُمْ وَ إِنْ فَرِحُوا»[۳۴]؛ «انسانهای زاهد، حزن و اندوهشان شدید است؛ گرچه (در ظاهر) خوشحال هستند».
- صبر در معصیت و شکر در نعمت: از دیگر صفات زاهدان است که امام علی(ع) فرموده است: «الزَّاهِدُ فِي الدُّنْيَا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرَامُ صَبْرَهُ وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلَالُ شُكْرَهُ»[۳۵]؛ «زاهد در دنیا، کسی است که حرام بر صبر او غالب نشود و در مقابل محرمات، صبر خویش را از دست ندهد و استفاده از حلال الهی نیز او را از شکر پروردگار باز ندارد».
- اجتناب از حرام: شاید سختترین کار آن است که انسان بتواند از حرام چشم بپوشد در حالی که میتواند انجام دهد. در صفات زاهدان پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «أَزْهَدُ النَّاسِ مَنِ اجْتَنَبَ الْحَرَامَ»[۳۶]؛ «زاهدترین مردم، کسی است که از حرام اجتناب کند».
- دارای صفات پیامبران: زهد صفت پیامبران است. رسول خدا(ص) فرمود: «مَا اتَّخَذَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا زَاهِداً»[۳۷]؛ «خداوند هیچ بندهای را به پیامبری انتخاب نکرد، مگر اینکه زاهد و بیمیل نسبت به دنیا بود».
- کلید خیر: از نظر آموزههای وحیانی هر کسی خیر میجوید باید خزائن آن را با کلید زهدورزی باز کند و از همه خیر بهره گیرد. امام صادق(ع) فرموده است: «جُعِلَ الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي بَيْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الزُّهْدَ فِي الدُّنْيَا»[۳۸]؛ «تمام خوبیها در خانهای قرار داده شده و کلید آن زهد و بیرغبتی نسبت به دنیا است».
- دستیابی به اساس دین: اساس و بنیاد دین را میبایست از طریق زهدورزی به دست آورد؛ زیرا امام علی(ع) فرموده است: «الزُّهْدُ أَصْلُ الدِّينِ»؛ «زهد، اصل و اساس دین است»[۳۹].
- کلید آخرت و رهایی از دوزخ: همانطوری که گفته شد، کلید هر خیری از جمله بهشت و آخرت سعید در زهدورزی است؛ همچنین از روایت به دست میآید که شخص با زهد است که میتواند خود را از دوزخ و آتش آن برهاند. امام صادق(ع) ضمن بیان فایده و آثار زهدورزی به تعریف آن نیز پرداخته و میفرماید: «الزُّهْدُ مِفْتَاحُ بَابِ الْآخِرَةِ وَ الْبَرَاءَةُ مِنَ النَّارِ وَ هُوَ تَرْكُكَ كُلَّ شَيْءٍ يَشْغَلُكَ عَنِ اللَّهِ مِنْ غَيْرِ تَأَسُّفٍ عَلَى فَوْتِهَا»[۴۰]؛ «زهد، کلید آسایش در جهان آخرت و رهایی از آتش جهنم است و زهد عبارت است از اینکه انسان هر چیزی که او را از یاد پروردگارش بازمیدارد کنار بگذارد، بدون اینکه برای از دست دادن آن افسوس بخورد». در این حدیث امام(ع) به این نکته توجه میدهد که زاهد باید از هرچه او را از خدا بازمیدارد و به خود مشغول میدارد، اجتناب کند. همچنین ایشان ناظر به آیه ۲۳ سوره حدید، به مسئله تأسف خوردن نسبت به از دسترفتهها توجه میدهد که خود بیانگر آن است که شخص تعلق خاطر نسبت به چیزی دارد که نباید داشته باشد.
- میل به خدا و نیکیهایش: زهد، انسان را بهسوی خدا و هرچه در نزد اوست، متمایل و راغب میگرداند. امام علی(ع) فرموده است: «أَصْلُ الزُّهْدِ حُسْنُ الرَّغْبَةِ فِيمَا عِنْدَ اللَّهِ»[۴۱]؛ «اساس زهد به این است که انسان به نیکویی نسبت به آنچه در نزد خداوند است، میل و رغبت داشته باشد».
- حسابگرایی: از آثار زهد آن است که انسان حسابگر میشود و هیچ کاری را بدون در نظر گرفتن خدا انجام نمیدهد: امام صادق(ع) فرموده است: «[الزَّاهِدُ] الَّذِي يَتْرُكُ حَلَالَهَا مَخَافَةَ حِسَابِهِ وَ يَتْرُكُ حَرَامَهَا مَخَافَةَ عَذَابِهِ»[۴۲]؛ «زاهد، کسی است که به جهت ترس از حسابرسی پروردگار، از حلال دنیا میگذرد و به جهت ترس از عذاب او نزدیک حرام نمیشود». حضرت علی(ع) درباره دنیا میفرمایند: «الدُّنْيَا حَلَالُهَا حِسَابٌ وَ حَرَامُهَا عِقَابٌ»[۴۳]؛ «آنچه در این دنیاست یا حرام است که اگر انسان بخواهد مرتکب بشود باید عقاب الهی را متحمل بشود».
- بیتوجهی به مادیات دنیا: امام علی (ع) (به یکی از اصحابشان) فرموده است: «يَا نَوْفُ! طُوبَى لِلزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَةِ أُولَئِكَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِسَاطاً وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً»[۴۴]؛ «ای نوف، خوشا به حال کسانی که نسبت به دنیا زهد ورزیده و بیمیل شدند و رغبت به آخرت دارند، آنان کسانی هستند که زمین را فرش، خاک آن را بستر و آب آن را شربت گوارا قرار دادند».
- تلاش و تکلف بسیار برای آخرت: امام صادق (ع) فرمود: «الزَّاهِدُ الَّذِي يَخْتَارُ الْآخِرَةَ عَلَى الدُّنْيَا وَ الذُّلَّ عَلَى الْعِزِّ وَ الْجَهْدَ عَلَى الرَّاحَةِ وَ الْجُوعَ عَلَى الشِّبَعِ»[۴۵]؛ «انسان زاهد کسی است که آخرت را بر دنیا برگزیده، خواری را بر عزت (ظاهری) ترجیح داده، تلاش و کوشش خستگیناپذیر را بر راحتی و گرسنگی را بر سیری مقدم دانسته است».
- معاونت در دینداری: کسی که بخواهد در کار دین خود موفق باشد باید از زهد به عنوان معاون بهره گیرد. امام علی (ع) فرموده است: «عَلَيْكَ بِالزُّهْدِ فَإِنَّهُ عَوْنُ الدِّينِ»[۴۶]؛ «بر شما باد زهد و بیرغبتی نسبت به دنیا، به درستی که زهد، معاون و همراه دین است».
- برترین شیوه بندگی خدا: رسول خدا (ص) فرمود: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنَ الزُّهْدِ فِي الدُّنْيَا»[۴۷]؛ «بندگی و عبادت پروردگار، با چیزی بالاتر و برتر از زهد و بیرغبتی نسبت به دنیا صورت نگرفته است».
- صفت متقین: امام علی (ع) فرمود: «الزُّهْدُ شِيمَةُ الْمُتَّقِينَ»[۴۸]؛ «زهد و بیرغبتی به دنیا، خصلت و روش انسانهای باتقوا است».
- فروتنی و تواضع از آثار زهد: فروتنی از آثار زهد است. امام علی (ع) فرمود: «لَا يَكُونُ زَاهِداً حَتَّى يَكُونَ مُتَوَاضِعاً»[۴۹]؛ «هیچ شخصی زاهد نیست مگر اینکه (نسبت به دیگران) متواضع باشد».
- تظاهر به تزهد: رسیدن به زهد واقعی نیازمند گذر از مراحلی است که گام نخست آن تظاهر به زهد است. امام علی (ع) فرمود: «أَوَّلُ الزُّهْدِ التَّزَهُّدُ»[۵۰]؛ «ابتدا و شروع زهد و بیرغبتی نسبت به دنیا، با تظاهر به زهد محقق میگردد».
- رویش حکمت: از آثار زهدورزی رویش حکمت و کسب نورانیت آن است. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «يَا أَبَا ذَرٍّ! مَا زَهِدَ عَبْدٌ فِي الدُّنْيَا إِلَّا أَنْبَتَ اللَّهُ الْحِكْمَةَ فِي قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ وَ يُبَصِّرُهُ عُيُوبَ الدُّنْيَا وَ دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا»[۵۱]؛ «ای اباذر، هیچ بندهای نسبت به دنیا زهد نورزد، مگر اینکه خداوند حکمت را در قلبش میرویاند و به واسطه آن زبانش را به کلمات حکیمانه گویا میکند و او را نسبت به عیوب دنیا بصیرت داده، درد و داروی آن را به او میشناساند». همچنین فرمود: «بِالزُّهْدِ تُثْمِرُ الْحِكْمَةُ»[۵۲]؛ «ثمره و نتیجه حکمت با زهد و بیرغبتی نسبت به دنیا حاصل میگردد».
- آسایش برتر: برای کسب آسایش برتر در آخرت باید نسبت به دنیا زهد داشت. امام علی (ع) فرمود: «الزُّهْدُ فِي الدُّنْيَا الرَّاحَةُ الْعُظْمَى»[۵۳]؛ «زهد و بیرغبتی نسبت به دنیا، آسایش بزرگ و برتر است».
- سعادت: از آثار زهدورزی کسب سعادت دنیا و آخرت است. امام علی (ع) فرمود: «أَعْظَمُ النَّاسِ سَعَادَةً أَكْثَرُهُمْ زَهَادَةً»[۵۴]؛ «سعادتمندترین مردم، کسانی هستند که بیشتر از دیگران نسبت به دنیا زهد میورزند».
- برخورداری از رحمت الهی: امام علی (ع) فرمود: «ازْهَدْ فِي الدُّنْيَا تَنْزِلْ عَلَيْكَ الرَّحْمَةُ»[۵۵]؛ «در دنیا زاهد باش تا رحمت پروردگار بر تو نازل گردد».
- بینیازی: امام علی (ع) فرمود: «لَنْ يَفْتَقِرَ مَنْ زَهِدَ»[۵۶]؛ «زاهد، هرگز محتاج و فقیر نمیشود».
- بهشت: امام علی (ع) فرمود: «ثَمَنُ الْجَنَّةِ الزُّهْدُ فِي الدُّنْيَا»[۵۷]؛ «ثمن و بهای بهشت، زهد در دنیاست».
- رهایی از بند نفس و کسب رضایت الهی: امام علی (ع) فرمود: «مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيَا أَعْتَقَ نَفْسَهُ وَ أَرْضَى رَبَّهُ»[۵۸]؛ «کسی که نسبت به دنیا زهد بورزد، نفس خویش را آزاد کرده و پروردگارش را راضی ساخته است».
- راه سلامت: زهد راه سلامت است که انسان بدان به سلامت از دنیا خارج میشود[۵۹]. امام علی (ع) فرمود: «أَلَا وَ إِنَّ الدُّنْيَا دَارٌ لَا يُسَلَّمُ مِنْهَا إِلَّا بِالزُّهْدِ فِيهَا»[۶۰]؛ «آگاه باشید که همانا دنیا خانهای است که انسان سالم از آن خارج نمیشود مگر با زهد و بیرغبتی نسبت به دنیا».
- پرهیز از خیالبافی: زاهدان انسانی منطقی و عقلی هستند و از خیالبافی به دور؛ پس هرچه دارند را از خدا میدانند و اگر چیزی را بر اثر مصیبتی از دست دادن به حکمت الهی و مصلحت خویش میدانند[۶۱].
- پرهیز از فخرفروشی: زاهدان اگر دارایی دارند از خدا دانسته و نسبت به آن به دیگران فخر نمیفروشند و تفاخر نمیورزند[۶۲].
- بخشندگی و پرهیز از بخل: از دیگر صفات آنان این است که بخشنده بوده و از بخل پرهیز میکنند[۶۳].
- اخلاص کامل: زاهدان انسانهایی هستند که در هر کاری با اخلاص کامل وارد میشوند و خلوص در همه اعمال ایشان متجلی است[۶۴].[۶۵]
راههای کسب زهد و عوامل آن
زهدورزی نیازمند بسترها و زمینههایی است که از آن به عنوان راهها و عوامل زهد یاد میشود. از مهمترین این زمینهها و عوامل میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ایمان به خدا: ایمان به خداوند، زمینهساز زهد و بینیازی و انقطاع از مردم و پیوستن به خدا است[۶۶].
- ایمان به تقدیرات الهی: ایمان و اعتقاد به تقدیر الهی یعنی نوشته شدن هر چیزی برای انسان از قبل از خلقت، سبب زهدورزی و عدم شادی بر برخورداریها و عدم ناراحتی در از دست دادنها است[۶۷].
- ایمان به پاداش الهی: ایمان به برتری پاداشهای الهی برای مؤمنان و صاحبان عمل صالح، زمینهساز زهدورزی آنان است[۶۸].
- یادکرد بسیار آخرت: از وصیتهای امام علی(ع) به فرزندشان امام حسن(ع) این است: «أَكْثِرْ ذِكْرَ الْآخِرَةِ وَ مَا فِيهَا مِنَ النَّعِيمِ وَ الْعَذَابِ الْأَلِيمِ فَإِنَّ ذَلِكَ يُزَهِّدُكَ فِي الدُّنْيَا وَ يُصَغِّرُهَا عِنْدَكَ»[۶۹]؛ «بسیار به یاد آخرت و نعمتهای آن و عذاب دردناکی که در آن است باش، پس همانا یادآوری این امور تو را نسبت به دنیا بیرغبت نموده و دنیا را در نظر تو کوچک میکند».
- یقین: ریشه و خاستگاه زهد یقین نسبت به خدا و آخرت و امور دیگر است. امام علی(ع) فرمود: «أَصْلُ الزُّهْدِ الْيَقِينُ»[۷۰]؛ «ریشه و اساس زهد، یقین است».
- مرگ: یکی از عواملی که در زهدورزی بسیار نقش دارد، مرگ است. در قرآن از مرگ به یقین نیز تعبیر شده است[۷۱]. شاید مراد امام علی(ع) نیز از یقین همین مرگ بود که آن را اساس زهد دانسته است. امام کاظم(ع) هنگامی که بر سر قبری حضور یافتند، فرمودند: «إِنَّ شَيْئاً هَذَا آخِرُهُ لَحَقِيقٌ أَنْ يُزْهَدَ فِي أَوَّلِهِ»[۷۲]؛ «همانا دنیایی که نهایت و آخرین منزلش این است، پس سزاوار است که از ابتدا نسبت به آن زهد ورزیده شود».
- معرفت: معرفت و شناخت نسبت به حقایق هستی از جمله ارزش دنیا و آخرت موجب میشود تا انسان گرایش به زهد نسبت به دنیا پیدا کند. از نظر امام علی(ع) حتی داشتن اندکی از معرفت نیز میتواند این زهد را بیافریند. ایشان فرموده است: «يَسِيرُ الْمَعْرِفَةِ يُوجِبُ الزُّهْدَ فِي الدُّنْيَا»[۷۳]؛ «داشتن اندکی از معرفت و شناخت، موجب بیرغبتی نسبت به دنیا خواهد شد». و در جایی دیگر میفرماید: «كَيْفَ يَزْهَدُ فِي الدُّنْيَا مَنْ لَا يَعْرِفُ قَدْرَ الْآخِرَةِ»[۷۴]؛ «چگونه میشود کسی که شناخت و معرفتی نسبت به آخرت ندارد، در مورد دنیا زهد ورزیده و بیرغبت باشد».
- مرگ شهوت: انسان باید به گونهای عمل کند که شهوتهای نفسانی بر روان وی چیره نباشد و به نوعی شهوت در دلش مرده باشد تا بتواند زاهد شود. امام علی(ع) فرموده است: «كَيْفَ يَصِلُ إِلَى حَقِيقَةِ الزُّهْدِ مَنْ لَمْ تُمِتْ شَهْوَتَهُ»[۷۵]؛ «چگونه میشود انسانی که شهوت و خواستههای نفسانی را در درون خود از بین نبرده است، به حقیقت زهد دست پیدا کند؟».
- بریدن از دنیا: رسول خدا(ص) فرموده است: «كَيْفَ يَعْمَلُ لِلْآخِرَةِ مَنْ لَا يَنْقَطِعُ مِنَ الدُّنْيَا رَغْبَتُهُ»[۷۶]؛ «چگونه انسانی که میل و رغبتش به دنیا قطع نشده، برای آخرت خویش کار کند».
- پرهیز از توده مردم: نشست و برخاست با عالمان انسان را به آخرت گرایش و از دنیا دور میکند، در حالی که نشست و برخاست با تودههای مردم عکس آن است. امام علی(ع) فرمود: «إِذَا طَلَبَ الزَّاهِدُ النَّاسَ فَاهْرَبْ مِنْهُ»[۷۷]؛ «زمانی که زاهد، طالب مردم باشد، پس از او دوری کنید».
- دینداری: انسان دیندار است که به زهد دست مییابد؛ زیرا چارچوبهای شریعت انسان را در مسیر زهدورزی قرار میدهد. امام علی(ع) فرموده است: «الزُّهْدُ ثَمَرَةُ الدِّينِ»[۷۸]؛ «زهد، نتیجه و ثمره دین است».[۷۹]
درجات زهد عرفانی
خواجه عبدالله انصاری انواع زهد را بیان کرده و شدت و ضعف در مراتب زهد را تبیین میفرماید: وَ هُوَ لِلْعامَّةِ قُرْبَةٌ، وَ لِلْمُريدِ ضَرُورَةٌ، وَ لِلْخاصَّةِ خِسَّةٌ؛ «زهد برای عامه، موجب قربت الی الله است و برای مرید ضرورت و برای خاصه خست و پستی است و از زهد سخنی نمیگویند». این زهد به سه درجه الزُّهْدُ فِي الشُّبْهَةِ، الزُّهْدُ فِي الْفُضُولِ، الزُّهْدُ فِي الزُّهْدِ، تقسیم میشود. وَ هُوَ عَلَى ثَلاثِ دَرَجَاتٍ: الدَّرَجَةُ الأُولى الزُّهْدُ فِي الشُّبْهَةِ بَعْدَ تَرْكِ الْحَرامِ بِالْحَذَرِ عَنِ الْمَعْتَبَةِ وَ الْأَنَفَةِ عَنِ الْمَنْقَصَةِ وَ كَراهَةِ مُشَارَكَةِ الْفُسَّاقِ؛ این زهد نیز به سه درجه تقسیم میشود که اول آن زهد از شبهات پس از ترک حرام است که با پرهیز از عتاب الهی و پرهیز از نقص و ناخوش داشتن مشارکت با فساق تحقق مییابد.
درجه دوم از زهد نیز عبارت است از: وَ الدَّرَجَةُ الثّانِيَةُ: الزُّهْدُ فِي الْفُضُولِ وَ مَا زَادَ عَلَى الْمِسْكَةِ وَ الْبَلاغِ مِنَ الْقُوتِ، بِاغْتِنَامِ التَّفَرُّغِ إِلى عِمَارَةِ الْوَقْتِ وَ حَسْمِ الْجاشِ وَ التَّحَلّي بِحِلْيَةِ الْأَنْبِياءِ وَ الصِّدِّيقِينَ؛ زهد نسبت به زیاده از داشتهها و بلوغ کمالی از قوت با بهرهگیری از اوقات فراغت برای آباد کردن وقت و قطع کردن طمع و آراستن به زیور پیامبران و صدیقان.
درجه سوم که زهد در زهد است با این نشانهها همراه است: وَ هُوَ بِثَلاثَةِ أَشْيَاءَ، وَ اسْتِواءُ الْحَالَاتِ عِنْدِي وَ الذَّهَابُ عَنْ شُهُودِ الِاكْتِسَابِ، نَاظِرًا إِلى وَادِي الْحَقَائِقِ؛ مساوی بودن حالات مثلاً فقر و غنا و درد و درمان در نزد زاهد، چنانکه ابوطاهر میگوید: یکی درد و یکی درمان پسندد *** یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران *** پسندم آنچه را جانان پسندد نشانه دوم نیز از دست رفتن شهود اکتسابی و نادیده گرفتن مقامات اینچنینی و در مرتبه سوم دقت نظر در وادی حقایق هستی است به گونهای که دیگر چیزی جز حقایق هستی نمیبیند. حضرت علی(ع) در خطبه متقین میفرماید: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ»؛ «غیر خدا در نظرشان کوچک میآید وقتی خدا را در نظرشان بزرگ بیاورند. پس در این مراتب، سالک زاهد آنچه را که قبلاً از آنها دوری کرده و زهد ورزیده است، در نظرش کوچک نمیآید». خواجه عبدالله انصاری در صد منزل نیز مینویسد: زهد در سه چیز است: «در دنیا، در خلق، در خود». نشانههای زهد در دنیا سه چیز است: یاد مرگ، قناعت به قوت، صحبت با درویشان. نشانههای زهد در خلق عبارت است از دیدن سبق حکم، استقامت قدر، عجز خلق. و اما نشانههای زهد در خود؛ شناخت کید دیو، فهم ضعف خود و تاریکی استدراج.[۸۰]
منابع
پانویس
- ↑ امام محمد غزالی، کیمیای سعادت، تصحیح: احمد آرام، ج۲، ص۷۳۰ و ۷۳۱.
- ↑ «برنهاده خداوند برای شما بهتر است» سوره هود، آیه ۸۶.
- ↑ شرم، حیا.
- ↑ خواجه عبدالله انصاری، صد میدان، ص۳۰ و ۳۱.
- ↑ ملا احمد نراقی، معراج السعادة، ص۲۸۶.
- ↑ عظیمی، امین، زهد از دیدگاه پیامبر اعظم ص ۱۵.
- ↑ «تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید» سوره حدید، آیه ۲۳.
- ↑ نهجالبلاغه، فیض الاسلام، حکمت ۴۳۱؛ تفسیر قمی، ج۲، ص۱۴۶؛ بحارالانوار، ج۷۰، ص۵۲.
- ↑ بحارالانوار، ج۵۵، ص۳۹.
- ↑ عوالی اللآلی، ج۴، ص۷.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۱۰۱.
- ↑ لسان العرب، ج۶، ص۹۷، «زهد».
- ↑ «تا شما را بیازماید که کدام نکوکردارترید» سوره هود، آیه ۷.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص۴۴۷؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۹۳، ح۱.
- ↑ معراج السعاده، ص۳۳۵؛ التحقیق، ج۴، ص۳۱۱، «زهد».
- ↑ منازل السائرین، منزل ۱۶.
- ↑ الاشارات، نمط نهم، فصل مقالات العارفین.
- ↑ تحف العقول، ص۲۵۴.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۷، ص۱۶۱.
- ↑ «بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزیهای پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آوردهاند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن میداریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۷۲.
- ↑ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۱۰.
- ↑ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۵۱؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۰۹.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۱۰۲.
- ↑ ﴿وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ «و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.
- ↑ ﴿لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ﴾ «تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۳.
- ↑ ﴿فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ * وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ﴾ «آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را میخواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است میداشتیم، بیگمان او را بهرهای سترگ است * و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند» سوره قصص، آیه ۷۹-۸۰.
- ↑ ﴿لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ﴾ «(این بخششها) برای نیازمندانی است که در راه خداوند به تنگنا در افتادهاند (و برای کسب و کار) سفر نمیتوانند کرد، نادان آنان را- از بس که خویشتندارند- توانگر میپندارد، ایشان را به چهره باز میشناسی، آنها از مردم با پافشاری چیزی نمیخواهند؛ و آنچه از دارایی (خود) ببخشید بیگمان خداوند به آن داناست» سوره بقره، آیه ۲۷۳.
- ↑ ﴿أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ﴾ «آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمیخواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» سوره انعام، آیه ۹۰؛ ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ﴾ «و به یقین نوح را نزد قومش فرستادیم (و به ایشان گفت:) من برای شما بیم دهندهای آشکارم» سوره هود، آیه ۲۵؛ ﴿وَيَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ﴾ «و ای قوم من! برای آن (پیامبری خود) از شما مالی نمیخواهم، پاداش من جز بر (عهده) خداوند نیست و من کسانی را که ایمان آوردهاند (از خود) نمیرانم، بیگمان آنان به لقای پروردگار خویش خواهند رسید اما من شما را قومی میبینم که نادانی میورزید» سوره هود، آیه ۲۹؛ ﴿يَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلَا تَعْقِلُونَ﴾ «ای قوم من! در برابر آن (رسالت) از شما پاداشی نمیخواهم؛ پاداش من جز بر (عهده) آن کس که مرا آفریده است نیست پس آیا خرد نمیورزید؟» سوره هود، آیه ۵۱؛ ﴿وَمَا تَسْأَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ﴾ «و تو از آنان برای این (رسالت خویش) پاداشی نمیخواهی؛ این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.
- ↑ ﴿وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ «و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.
- ↑ ﴿اتَّبِعُوا مَنْ لَا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ﴾ «از کسانی که پاداشی از شما نمیخواهند و خود رهیافتهاند پیروی کنید» سوره یس، آیه ۲۱.
- ↑ بحارالانوار، ج۶۷، ص۳۲۰.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ١١٢.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ١١٢.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۷، ص۱۱۲.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج۲، ص۳۳۳.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۳، ص۵۲.
- ↑ غررالحکم، ص۲۷۵، ح۶۰۴۶.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۱۵.
- ↑ غررالحکم، ص۲۷۵، ح۶۰۵۸.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۱۱.
- ↑ کافی، ج ۲، ص ۴۵۹، ح ۲۳.
- ↑ بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۳۱۹.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۱۵.
- ↑ غررالحکم، ص۲۷۵، ح۶۰۴۲.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۳۳۳.
- ↑ غررالحکم، ص ۲۷۵، ح ۶۰۳۴.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۸.
- ↑ غررالحکم، ص ۲۷۵، ح ۶۰۵۵.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۸۰.
- ↑ غررالحکم، ص ۲۷۶، ح ۶۰۸۹.
- ↑ غررالحکم، ص ۲۷۶، ح ۶۰۷۷.
- ↑ غررالحکم، ص ۲۷۶، ح ۶۰۸۶.
- ↑ غررالحکم، ص ۲۷۶، ح ۶۰۸۴.
- ↑ غررالحکم، ص ۲۷۶، ح ۶۰۹۳.
- ↑ غررالحکم، ص ۲۷۶، ح ۶۰۹۰.
- ↑ غررالحکم، ص ۲۷۷، ح ۶۱۰۰.
- ↑ ﴿قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا﴾ «گفت: من، تنها فرستاده پروردگار تو هستم تا به تو پسری پاکیزه ببخشم» سوره مریم، آیه ۱۹.
- ↑ غررالحکم، ص ۱۳۸، ح ۲۴۳۱.
- ↑ ﴿مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ﴾ «هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.
- ↑ ﴿مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ﴾ «هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.
- ↑ ﴿وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ «و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.
- ↑ ﴿إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ﴾ «و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم» سوره ص، آیه ۴۶.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۱۰۴.
- ↑ ﴿يَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلَا تَعْقِلُونَ﴾ «ای قوم من! در برابر آن (رسالت) از شما پاداشی نمیخواهم؛ پاداش من جز بر (عهده) آن کس که مرا آفریده است نیست پس آیا خرد نمیورزید؟» سوره هود، آیه ۵۱؛ ﴿وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾ «و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمیخواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست» سوره شعراء، آیه ۱۰۹ و ۱۲۷.
- ↑ ﴿مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ﴾ «هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.
- ↑ ﴿وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ﴾ «و نوح پروردگارش را بخواند و گفت: پروردگارا! پسرم از خاندان من است و بیگمان وعده تو راستین است و تو داورترین داورانی» سوره هود، آیه ۴۵؛ ﴿تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ﴾ «این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی میکنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمیدانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۹؛ ﴿يَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلَا تَعْقِلُونَ﴾ «ای قوم من! در برابر آن (رسالت) از شما پاداشی نمیخواهم؛ پاداش من جز بر (عهده) آن کس که مرا آفریده است نیست پس آیا خرد نمیورزید؟» سوره هود، آیه ۵۱؛ ﴿إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ﴾ «(یاد کن) آنگاه را که برادرشان نوح بدیشان گفت: آیا پرهیزگاری نمیورزید؟» سوره شعراء، آیه ۱۰۶؛ ﴿وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾ «و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمیخواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست» سوره شعراء، آیه ۱۰۹ و ۱۲۷؛ و آیات دیگر.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۷، ص۲۲۴.
- ↑ غررالحکم، ص۲۷۵، ح۶۰۵۸.
- ↑ ﴿وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ﴾ «و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۹۹.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۲۰.
- ↑ غررالحکم، ص۶۳، ح۷۶۵.
- ↑ غررالحکم، ص۱۴۶، ح۲۶۵۲.
- ↑ غررالحکم، ص۲۷۶، ح۶۰۶۴.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۷، ص۱۸۲.
- ↑ غررالحکم، ص۲۷۶، ح۶۰۶۲.
- ↑ غررالحکم، ص۲۷۵، ح۶۰۴۵.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۱۱۱.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۱۱۴.