زهد در نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

دنیای نکوهیده آدمی را فریب می‌دهد و او را اسیر فریبندگی‌های خود می‌کند. انسان‌ها با زهدپیشگی و دوری از آمال و آرزوهای دور و دراز و دست نیافتنی، خود را از فریبندگی دنیای مذموم می‌رهانند و در مسیر زندگی، راه کمال را در پیش می‌گیرند. زهد و ورزیدن به‌معنای بی‌رغبتی از چیزی و روی برگرداندن از آن به‌دلیل حقیر شمردن آن است. اعراض از دنیا و روی برگرداندن از زرق و برق آن، از صفات نیکو و خصلت‌های پارسایان است. آنان دنیا را کوچک می‌بینند و در نتیجه آخرت برایشان بزرگ جلوه می‌کند. امام (ع) در کلام خویش بر این مضمون تأکید دارند و در نهج البلاغه در چهارده مورد از واژه "زهد" استفاده کرده‌اند. آن حضرت در کلامی، علم را راهنمای آدمی در آنچه فرمان خداوند است می‌داند و زهد را محملی می‌نامد که راه وصول به آن را برای انسان هموار می‌کند. از این‌رو کسی که در دنیا زهد نورزد، بهره‌ای از بهشت نخواهد برد. پس زهد و پارسایی بستری است که صفات کمال در آن به بار می‌نشیند. در منظر امام (ع) زهد در سایه سه چیز به‌دست می‌آید: کوتاهی آرزوها، شکر نعمت‌ها، دوری از حرام. ای مردم، زهد در این جهان، کاستن از دامنه آرزوهاست و سپاس‌گزاری در برابر نعمت‌ها و پارسایی از حرام‌ها[۱].

کاستن آرزوها بستر مناسبی است تا آدمی شکرگزار نعمت‌های الهی باشد و از حرام چشم بپوشد. امام (ع) چنین زهدی را ثروت می‌نامد[۲] که در سایه آن آدمی از بدبختی دنیا رها می‌شود و به سرای پایدار می‌رسد و رستگار می‌شود. زهد حقیقی آن نیست که آدمی گوشه‌نشینی پیشه سازد و خود را از نعمت‌های دنیایی بی‌بهره گرداند، بلکه بدین معناست که انسان از قید و بندها و تعلقات مادی و دنیوی آزاد باشد. امام (ع) در بیان فسلفه زهد می‌فرماید: همه زهد میان دو کلمه از قرآن قرار گرفته است. خدای تعالی می‌فرماید: "تا بر آنچه از دستتان می‌رود اندوگین نباشید و بدانچه به دستتان می‌آید شادمانی نکنید." کسی که بر گذشته تأسف نخورد و بر آینده شادمان نباشد، زهد را از دو سوی آن گرفته است[۳]. از این‌رو انسان زاهد امکانات این جهانی را در مسیر کمال خویش به‌کار می‌گیرد و خود را اسیر خواهش‌های مادی و نفسانی نمی‌کند. در بیان امام هر که در این دنیا زهد بورزد، خود را آزاد ساخته و پروردگار خویش را خشنود کرده است. زهد ورزیدن ثمراتی دارد که در بیان امام به برخی از آن‌ها اشاره شده است؛ از جمله: بصیرت نسبت به دنیا[۴]، حکمت، علم، شناخت حقایق هستی، آسایش در دنیا و آخرت، اعتماد به خدا و ناچیز شمردن سختی‌ها و مصیبت‌ها در دنیا. چنین انسانی از اسارت دنیا رهایی می‌یابد و به عزت و سربلندی می‌رسد. از این‌رو امام علی (ع) در بیانی می‌فرماید: روش مؤمن زهد است و تمام همّتش دین‌داری؛ عزّتش در قناعت و همه کوشش او برای آخرت. حسنات و کارهای نیکش بسیار، درجاتش عالی و والاست و بر رهایی و رستگاری خود (از این جهان) اشراف پیدا کرده است[۵].[۶]

توصیف زهد

امام علی (ع) در عبارت زیر از روشی منطقی برای توصیف زهد استفاده کرده است: زهد، کوتاه کردن آرزوهاست[۷]. زهد، شکرگزاری به هنگام دست‌یابی به نعمت است[۸]. زهد، خویشتن‌داری از محرمات است[۹]

از شیوه‌های دیگر امام (ع) برای توصیف، استفاده از نتایج یا معلول‌هاست. از نمونه‌های این شیوه است:

  1. امام (ع) به جای آن‌که ماهیّت انسان منفور را بیان کند، حالات و رفتارهای او را که نتیجه پلیدی‌هایی است که در وجود آدمی جای گرفته و او را منفور کرده‌اند بازگو می‌کند: از منفورترین مردم نزد خداوند، کسی است که خدا او را به خود واگذاشته است. این شخص از راه راست منحرف شده است و راه را بدون راهنما می‌رود. اگر برای کاشتن محصولی دنیوی خوانده شود اجابت می‌کند و اگر برای کاشتن محصولی اخروی از او دعوت کنند، افسرده می‌شود. گویی عملی که برای دنیا انجام می‌دهد و عملی که در آن احساس سستی و افسردگی می‌کند، از او ساقط است.
  2. از نمونه‌های دیگر، توصیف تقوای الهی است: تقوای الهی داروی درد قلب‌های شما و موجب بینایی کوری دل‌هاتان و درمان بیماری کالبدهاتان و زداینده فساد سینه‌هایتان است. پلیدی‌های جان‌های شما را پاک‌کننده و تاریکی دیده‌هایتان را روشنی‌بخشنده است. دل‌هایتان را از بیم و نگرانی ایمن می‌کند و در تاریکی (نادانی) شما را روشنی است[۱۰]. در این توصیف، تکیه امام (ع) بر معلول‌ها یا نتایج و فواید تقوای الهی است.
  3. از نمونه‌های دیگر این شیوه از توصیف، عباراتی است که حضرت (ع) در تطبیق رفتار با حق فرموده است: ای مردم اگر شما از یاری و دفاع از حق سرپیچی نکنید و سستی نورزید و در محو ساختن و اهانت به باطل مسامحه نکنید، کسانی که از نظر انسانیت از شما پایین‌ترند نمی‌توانند در موجودیت شما شک کنند و با قدرت‌طلبی و سلطه‌گری بر شما برتری جویند، ولی شما مانند قوم بنی‌اسرائیل به گمراهی در بیابان‌ها افتادید. قسم به زندگانی‌ام، این گمراهی پس از من برای شما چند برابر خواهد شد، زیرا حق را پشت سر خود انداختید و از آن که به شما نزدیک بود، خود را گسیخته و به آن‌که از شما دور بود پیوستید[۱۱]. در این عبارات، امام (ع) به بیان معلول و نتیجه اعراض از حق می‌پردازد تا حق را آن‌گونه‌که می‌خواهد توصیف کند[۱۲].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. نهج البلاغه، خطبه ۸۰: «"أَیُّهَاالنَّاسُ، الزَّهَادَةُ قِصَرُ الاْمَلِ، وَالشُّکْرُ عِنْدَ النِّعَمِ، وَالتَّوَرُّعُ عِنْدَ الْـمَحَارِمِ، فَإِنْ عَزَبَ ذلِکَ عَنْکُمْ فَلاَ یَغْلِبِ الْحَرَامُ صَبْرَکُمْ، وَلاَ تَنْسَوْا عِنْدَالنِّعَمِ شُکْرَکُمْ"»
  2. نهج البلاغه، حکمت ۳: «"وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ"»
  3. نهج البلاغه، حکمت ۴۳۱: «"الزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ، قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: "لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ"؛ وَ مَنْ لَمْ يَأْسَ عَلَى الْمَاضِي وَ لَمْ يَفْرَحْ بِالْآتِي، فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَيْهِ"»
  4. نهج البلاغه، حکمت ۳۸۳: «"ازْهَدْ فِي الدُّنْيَا، يُبَصِّرْكَ اللَّهُ عَوْرَاتِهَا"»
  5. غررالحکم، ص ۱۱۹: «"الْمُؤْمِنُ دَأْبُهُ زَهَادَتُهُ وَ هَمُّهُ دِيَانَتُهُ وَ عِزُّهُ قَنَاعَتُهُ وَ جِدُّهُ لِآخِرَتِهِ قَدْ كَثُرَتْ [آثَرَتْ‏] حَسَنَاتُهُ وَ عَلَتْ دَرَجَاتُهُ وَ شَارَفَ [رشاف‏] خَلَاصَهُ وَ نَجَاتَه"»
  6. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص ۴۵۰- ۴۵۱.
  7. نهج البلاغه، خطبه ۸۰: «أَیُّهَاالنَّاسُ، الزَّهَادَةُ قِصَرُ الاْمَلِ».
  8. نهج البلاغه، خطبه ۸۰: «وَالشُّکْرُ عِنْدَ النِّعَمِ».
  9. نهج البلاغه، خطبه ۸۰: «وَالتَّوَرُّعُ عِنْدَ الْـمَحَارِمِ».
  10. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸: «فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ دَوَاءُ دَاءِ قُلُوبِكُمْ وَ بَصَرُ عَمَى أَفْئِدَتِكُمْ وَ شِفَاءُ مَرَضِ أَجْسَادِكُمْ وَ صَلَاحُ فَسَادِ صُدُورِكُمْ وَ طُهُورُ دَنَسِ أَنْفُسِكُمْ وَ جِلَاءُ [غِشَاءِ] عَشَا أَبْصَارِكُمْ».
  11. نهج البلاغه، خطبه ۱۶۶: «أَيُّهَا النَّاسُ، لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ وَ لَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِينِ الْبَاطِلِ، لَمْ يَطْمَعْ فِيكُمْ مَنْ لَيْسَ مِثْلَكُمْ وَ لَمْ يَقْوَ مَنْ قَوِيَ عَلَيْكُمْ، لَكِنَّكُمْ تِهْتُمْ مَتَاهَ بَنِي إِسْرَائِيلَ، وَ لَعَمْرِي لَيُضَعَّفَنَّ لَكُمُ التِّيهُ مِنْ بَعْدِي أَضْعَافاً بِمَا خَلَّفْتُمُ الْحَقَّ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ وَ قَطَعْتُمُ الْأَدْنَى وَ وَصَلْتُمُ الْأَبْعَدَ. وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِنِ اتَّبَعْتُمُ الدَّاعِيَ لَكُمْ، سَلَكَ بِكُمْ مِنْهَاجَ الرَّسُولِ وَ كُفِيتُمْ مَئُونَةَ الِاعْتِسَافِ وَ نَبَذْتُمُ الثِّقْلَ الْفَادِحَ عَنِ الْأَعْنَاقِ».
  12. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص 227-228.