شورش نجدة بن عامر

مقدمه

او یکی از سران خوارج بود که همراه با نافع بن ازرق و دیگران با عبدالله زبیر همکاری می‌کرد. هنگامی که خوارج از ابن زبیر جدا شدند نجده با نافع بن ازرق به بصره رفت، ولی در بعضی از مسائل میان آن دو اختلاف افتاد و به همین جهت نجده از ابن ازرق جدا شد و به یمامه رفت. پیش از ورود نجده به یمامه خوارج در آنجا تشکیلاتی داشتند و با ابو طالوت بیعت کرده بودند و گاهی به بعضی از آبادیهای اطراف و کاروانهایی که از آنجا می‌گذشت حمله می‌کردند و اموال آنها را به غارت می‌بردند. خوارج یمامه با این شرط با ابو طالوت بیعت کرده بودند که اگر شخصی بهتر از او پیدا کردند با او بیعت کنند. وقتی نجدة ابن عامر به یمامه رفت خوارج ابو طالوت را عزل و با او بیعت کردند و حتی خود ابو طالوت هم با او بیعت نمود، و این در سال شصت و شش اتفاق افتاد و در آن زمان نجده سی سال داشت. نجده حملات خود را به اطراف گسترش داد و بعضی از سران قبایل را کشت. کار او بالا گرفت و سه هزار نیرو جمع کرد.

نجده با سپاه خود راه بحرین را پیش گرفت. قبیلۀ ازد از او استقبال کردند و گفتند نجده برای ما از حاکمان خودمان بهتر است؛ زیرا او با جور و ستم مبارزه می‌کند، درحالی‌که حاکمان ما خود ستمگرند. در این میان، غیر از قبیلۀ ازد قبایل دیگر بحرین از جمله عبدالقیس آمادۀ جنگ با نجده شدند و گفتند نخواهیم گذاشت یک خارجی حروری احکام خود را در میان ما اجرا کند. این بود که در قطیف با او درگیر شدند اما بسیاری از آنها به قتل رسیدند و بقیه به دست نجده به اسارت درآمدند و قطیف نیز (مانند بحرین) به تصرف نجده درآمد[۱]. کار نجده و خوارج پیرو او آنچنان بالا گرفت که عبدالملک بن مروان خلیفۀ اموی نامه‌ای به او نوشت و نسبت به او اظهار مودّت کرد و به او قول داد که اگر به یمامه اکتفا کند حکومت آنجا را به او تفویض خواهد نمود، اما نجده سخن عبدالملک را نپذیرفت و به توسعۀ قدرت و حکومت خود پرداخت[۲]. نجده فرزند خود مطرح بن نجده را به تعقیب فراریان از عبدالقیس فرستاد. آنها در منطقه‌ای به نام ثویر به یکدیگر رسیدند و جنگ درگرفت و پسر نجده و جمعی از همراهانش کشته شدند. نجده مجددا به آن منطقه نیرو فرستاد و مقاومت افراد عبدالقیس را درهم شکست. نجده بحرین را مقرّ حکومت خود کرده بود تا اینکه در سال شصت و نه مصعب بن زبیر والی بصره سپاهی را که از چهارده هزار تن تشکیل شده بود به فرماندهی عبدالله بن عمیر برای سرکوبی نجده به سوی بحرین فرستاد. این سپاه به محل مأموریت خود رسید، ولی نجده آنها را غافلگیر کرد و بسیاری از آنها را کشت و سپاه بصره شکست خورد و هرچه داشتند به غنیمت نجده درآمد. پس از این حادثه نجده نیرویی را به فرماندهی عطیة بن اسود به سوی عمان فرستاد و این نیرو عباد بن سلیمان حاکم عمان را شکست داد. همچنین نجده به شهرهای مختلف دست‌اندازی کرد و آنها را به اطاعت خود درآورد و از آنها مالیات گرفت که از جملۀ آن شهرها صنعا بود. همچنین او ابو فدیک را به حضرموت فرستاد و مالیات آنجا را هم اخذ کرد[۳]. نجده در سال شصت و هشت جهت انجام حج با دو هزار تن به مکه رفت. به گفتۀ یعقوبی آن سال در موسم حج چهار پرچم در عرفات زده شد: پرچم محمد بن حنفیه و اصحابش، پرچم ابن زبیر و اصحابش، پرچم نجدة بن عامر حروری و اصحابش، و پرچم بنی امیه[۴].

پس از مراسم حج، نجده به سوی مدینه رفت و مردم مدینه از جمله عبدالله بن عمر خود را آمادۀ جنگ با او کردند، ولی نجده از آنجا بازگشت و به طائف رسید. عاصم بن عروه از طرف مردم با او بیعت کرد و نجده وارد طائف نشد[۵]. نجده همچنان در اوج قدرت بود که میان اصحاب او اختلاف افتاد و جمعی از آنان در چند مورد به وی اعتراض کردند و نارضاییها بالا گرفت تا آنجا که نجده را عزل کردند و با ابو فدیک عبدالله بن ثور بیعت نمودند. البته بنابر قول ولهاوزن آنها ابتدا با ثابت تمّار بیعت کردند و چون او از نظر نژاد عرب نبود از وی خواستند که یک نفر عرب را برای رهبری برگزیند و او ابو فدیک را انتخاب کرد[۶]. پس از این جریان، نجده مخفی شد و ابو فدیک افراد بسیاری برای پیدا کردن او مأمور نمود تا سرانجام او را یافتند و کشتند[۷].[۸]

منابع

پانویس

  1. ابن اثیر: الکامل، ج ۳، ص۳۵۲
  2. ولهاوزن: الخوارج و الشیعه، ص۷۰
  3. ابن اثیر: الکامل، ج ۳، ص۳۵۳
  4. تاریخ یعقوبی، ج ۳، ص۱۰
  5. ابن اثیر: الکامل، ج ۳، ص۳۵۳
  6. الخوارج و الشیعه، ص۷۳
  7. ابن اثیر: الکامل، ج ۳، ص۳۵۵
  8. جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۱۰۳.