عکاشة بن محصن اسدی
مقدمه
عکاشة بن محصن اسدی کنیهاش ابا محصن و از بزرگان صحابه که صورت زیبایی داشت و همراه پیامبر از مکه به مدینه مهاجرت کرد[۱].
وی که از دلاور مردان عصر خود به شمار میرود با بنی عبد شمس بن عبدمناف همپیمان و هم قسم شده بود[۲] و در اکثر جنگها در رکاب پیامبر(ص) بود. برخی از جنگها که او در آنها حضور داشت:
جنگ بدر
نقل شده، در جنگ بدر که در سال دوم هجری اتفاق افتاد، عکاشة بن محصن در رویارویی با کفار آن قدر جنگید که شمشیرش شکست و به نزد پیامبر اکرم(ص) رسید و گفت که شمشیرش شکسته است. پیامبر(ص) به او قطعه چوبی عطا کرد و فرمود که با آن بجنگند و همین که عکاشه چوب را از پیامبر(ص) گرفت و آن را به جنبش در آورد آن چوب، به شمشیری بلند و استوار و براق تبدیل شد و او همچنان با آن شمشیر جنگید تا خداوند پیروزی را نصیب مسلمانان فرمود. او از این شمشیر، که از معجزات پیامبر(ص) نیز شمرده شده، در جنگها استفاده میکرد و نام آن را عون گذاشت[۳].
سریه نخله
در سال دوم هجری و روزهای آخر ماه رجب، شبی پس از نماز عشاء، پیامبر خدا(ص) عبدالله بن جحش را فرا خواند و به او فرمود: "صبح در حالی که سلاح خویش را همراه داری بیا تا تو را به نقطهای بفرستم". عبدالله بامداد در حالی که شمشیر و سپر و کمان و ترکش خویش را به همراه داشت به در خانه پیامبر(ص) رفت. پیامبر(ص) نماز صبح را با مردم خواند و به خانه بازگشت و دید که عبدالله همراه با چند تن از قریش و از جمله عکاشه در مقابل در خانه ایستاده است. پس ایشان را به مأموریتی فرستاد[۴].
جنگ احد
در سال سوم هجری و در جنگ احد قبل از اینکه سپاه اسلام رو در روی سپاه کفر قرار بگیرد، پیامبر(ص) مأمور شد که لشکر خود را آماده سازد. به همین منظور پیامبر(ص) عکاشه را فرا خواند و او را دلداری داده و فرمانده راست لشکر قرار داد و سمت چپ لشکر خود را به ابوسلمه مخزومی سپرد و سعد وقاص را در مقدمه لشکر و مقداد بن عمرو را در عقب لشکر گماشت و خود آن حضرت در قلب لشکر جای گرفت. و عبدالله جبیر را خواست و پنجاه مرد تیر افکن و شجاع و شمشیرزن به وی سپرد و به او فرمود: "شما از رخنه آن کوه مراقبت کنید که در برابر ماست و از آنجا نصیحت مرا گوش کنید و به هیچ طرف نروید. اگر ما پیروز شدیم و با شکست خوردیم، شما آنجا باشید و به هیچ وجه برای جمعآوری غنائم آنجا را رها نکنید". در هنگام جنگ تیرهای پیامبر(ص) تمام شد و به ناگاه سر کمانش نیز شکست و پیش از آن، زه کمانش هم پاره شده بود. کمان رسول خدا(ص)، در حالی که زه آن بیش از یک وجب نبود، در دست او مانده بود. عکاشة بن محصن کمان را گرفت تا به آن زه بیندازد، پس به رسول خدا(ص) گفت: "ای رسول خدا، این زه به طرف دیگر کمان نمیرسد". پیامبر(ص) فرمود: "آن را بکش خواهد رسید!" عکاشه میگوید: سوگند به کسی که او را به حق مبعوث فرموده است، همان زه، درست شد چنانکه دو یا سه بار هم آن را به کناره کمان پیچ دادم. پس پیامبر(ص) کمان خود را از من گرفت و همواره تیر میانداخت[۵].
غزوه خیبر
عکاشة بن محصن در جنگ خیبر هم در رکاب پیامبر(ص) بود و ایشان او را یکی از فرماندهان سپاه قرار داده بود[۶].
سریه غمر
سریه عکاشة بن محصن اسدی به غمر مرزوق[۷] در ماه ربیع الاول سال ششم هجرت اتفاق افتاد. نقل شده که پیامبر اکرم(ص) عکاشة بن محصن را با چهل مرد به غمر گسیل فرمود. عکاشه با سرعت به سمت غمر مرزوق راه افتاد و چون خبر حرکت او به آن قومی که در آنجا بودند، رسید، فرار کرده و در بلندیهای سرزمین خود پناه گرفتند و زمانی که عکاشه به آنجا رسید، سرزمین آنان را خالی از مردم دید. وی که مردی زیرک بود، شجاع بن وهب را جلوتر فرستاد و او رد پای شتران را یافت و آن را دنبال کرد و آنها توانستند ساربانی را اسیر بگیرند و به ساربان گفتند که اگر اطلاعاتی را از قومشان به آنان بگوید به او امان میدهند. وی جای شتران پسر عموهای خود را که فرار کرده بودند، به آنان نشان داد. تعداد آنها دویست شتر بود. و مسلمانان شتران را پیدا و آن مرد را آزاد کردند و شتران را به مدینه فرستادند و بیآنکه با دشمنی رویارو شوند به حضور پیامبر(ص) رسیدند[۸].
غزوه غابه (ذیقرده)
غزوه غابه در سال ششم هجری روی داد و سبب این جنگ آن بود که پیامبر(ص) بیست شتر شیرده داشت که در غابه میچرید و ابوذر غفاری نگهبان آنها بود و عیینة بن حصن فزاری با چهل سوار آنها را غارت و یکی از پسران ابوذر را شهید کردند، و مردی از قبیله غفار را نیز کشتند و زن او را اسیر کردند و آن زن شبانه بر یکی از شتران پیامبر(ص) سوار شده و از آنجا فرار کرد و نزد پیامبر میآمد و ماجرا را تعریف کرد. پیامبر(ص) خود به قصد جنگ حرکت کرد و عکاشة بن محصن نیز در آن جنگ شرکت کرد و دو نفر از مشرکان را به نامهای او بار و عمرو بن اوبار کشت[۹].[۱۰]
سرانجام عکاشه
عکاشه هنگام رحلت پیامبر(ص) چهل و چهار ساله بود[۱۱] و یک سال پس از آن در سال دوازدهم هجرت و روزگار خلافت ابوبکر در بزاخة[۱۲] کشته شد. علت کشته شدنش این بود که در جنگ رده او بر دشمن هجوم میبرد و هرگاه بانگ اذان میشنید همان لحظه از هجوم دست میکشید و چون اذان نمیشنید، به دشمن حمله میکرد. گویند: چون خالد و مسلمانان به طلیحه (طلیحة بن خویلد الاسدی) و اصحاب او نزدیک شدند عکاشة بن محصن و ثابت بن اقرم جلوتر رفتند تا برای مسلمانان خبر بیاورند. عکاشه بر اسبی به نام رزام و ثابت بر اسبی به نام محبر سوار بودند. آن دو در راه به طلیحه و برادرش، سلمة بن خویلد برخوردند که آنان هم برای کسب خبر از لشکر خود بیرون آمده بودند. طلیحه با عکاشه به جنگ پرداخت و سلمه با ثابت بن اقرم درگیر شد. سلمه اندکی بعد ثابت بن اقرم را کشت و در این هنگام طلیحه فریاد برآورد و به سلمه گفت: "مرا دریاب که هم اکنون این مرد مرا میکشد". سلمه هم بر عکاشه حمله کرد و همراه طلیحه او را کشته، و به سرعت به سوی لشکر خود گریختند و ماجرا را به آنها خبر دادند. عینیة بن حصن که همراه طلیحه بود و طلیحه او را در نبود خود، به فرمانده لشکر گماشته بود از این خبر خوشحال شد و گفت: "این، نشان پیروزی است". در این هنگام خالد بن ولید همراه مسلمانان به محل درگیری رسیده، به جنازه ثابت بن اقرم بر خوردند که زیر دست و پای اسب سواران له شده بود. این کار بر مسلمانان بسیار گران تمام شد و پس از اندکی پیمودن راه به جنازه عکاشة بن محصن برخوردند و این موضوع چنان بر روحیه ایشان اثر گذاشت که به قول برخی، نمیتوانستند گام از گام بردارند[۱۳].[۱۴]
منابع
پانویس
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۶۷؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۳، ص۱۰۸۰؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۵۶۴.
- ↑ البدایه و النهایه، ابن کثیر دمشقی، ج۳، ص۲۹۰.
- ↑ معجم الصحابه، این قانع، ج۱۱، ص۳۹۳۸؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۳، ص۱۰۸۰؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۵۶۵.
- ↑ المغازی، واقدی، ج۱، ص۱۸-۱۹.
- ↑ المغازی، واقدی، ج۱، ص۲۴۲.
- ↑ تاریخ الخمیس، دیاریکری، ج۲، ص۴۳؛ ناسخ التواریخ، سپهر، ج۳، ص۱۱۶۷.
- ↑ غمر مرزوق نام آبگیری در سرزمین بنی اسد است که تا راه اصلی مدینه دو شب راه است. عمره یکی از منازل و بار انداز قدیمی حجاج عراقی، در کرانه شرقی وادی عقیق (طائف) بوده که حجاج هنگام عبور از بین عشیره و مسلح، در شش منزلی شمال شرقی مکه در آنجا منزل میکردهاند. (فرهنگ اعلام جغرافیایی - تاریخی در حدیث و سیره نبوی، محمد حسن شراب، ص۲۹۲).
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۲،ص ۶۵؛ عیون الاثر، ابن سید الناس، ج۲، ص۹۵؛ السیرة النبویة، ابن کثیر، ج۳، ص۳۳۸.
- ↑ المغازی، واقدی، ج۲، ص۵۴۶.
- ↑ اسماعیلی، ابوالحسن، مقاله «عکاشة بن محصن الاسدی بدری»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶، ص۳۰۶ ـ ۳۱۲.
- ↑ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۳، ص۱۰۸۰؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۵۶۴.
- ↑ بزاخه، نام آبگیری از قبیله طیء در سرزمین نجد است و برخی هم گفتهاند از آن بنی اسد است.
- ↑ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۵۶۵؛ الاصابه، ابن حجر، ج۴، ص۴۴۰.
- ↑ اسماعیلی، ابوالحسن، مقاله «عکاشة بن محصن الاسدی بدری»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶، ص۳۱۵-۳۱۶.