قیس بن سعد بن عباده در نهج البلاغه
مقدمه
قیس بن سعد بن عباده، مردی شجاع و مدبر، از قبیله خزرج و کنیهاش ابوعبدالله بود. پدرش سعد بن عباده، رئیس قبیله خزرج و مادرش فکهیه نام داشت. قیس در سال آغازین اسلام در مدینه به دنیا آمد. او در همان روزهای نوجوانی درشمار صحابه پیامبر اکرم (ص) درآمد و در بیشتر جنگهای پیامبر اکرم (ص) حضور داشت.
قیس بن سعد بن عباده یکی از راویان حدیث غدیر و از معتقدان به ولایت و وصایت امام (ع) بود. از اینرو پس از غصب خلافت، یکی از دوازده نفری بود که تصمیم به رویارویی با ابوبکر گرفتند. او به درخواست امام تنها به اعتراض زبانی پرداخت. قیس در سال ۱۹ در فتح مصر شرکت کرد و سپس ساکن همان جا شد تا اینکه در ماجرای اعتراض به عثمان، به مدینه آمد. قیس در دوران خلافت امام (ع) همواره در رکاب ایشان حاضر بود. در نبردهای جمل و صفین و نهروان حضوری چشمگیر داشت و به درجه جانبازی رسید. همچنین فرمانده شرطة الخمیس بود.
قیس در سال ۳۶ هجری بهدستور امام به کارگزاری مصر انتخاب شد. امام (ع) او را همراه با دستورالعملی به دیار مصر فرستاد و به او سفارش کرد که با مردمان مهربان، اما در برابر دشمنان و شروران سختگیر باشد. بنابراین قیس به همراه هفت تن از خانوادهاش راهی مصر شد. قیس با ورود به مصر دستور داد نامه امام را برای مردم بخوانند، سپس خود بر منبر رفت و خطاب به مردم سخنانی ایراد کرد و از امام (ع) بهعنوان شایستهترین فرد پس از پیامبر یاد کرد و آنها را به بیعت با امام فراخواند. وی ضمن سخنان خود، روش حکومتی خود را برمبنای قرآن و سنت بیان کرد و اینگونه گفت که اگر ما به قرآن و سنت پیامبر عمل نکردیم، بیعتی بر عهده مردمان نیست.
حضور قیس برای معاویه امری گران دشوار بود، از اینرو معاویه تلاش خویش را برای فریب او آغاز کرد و چون موفق به فریب او نشد. دست به حیلهای ناجوانمردانه زد و ضمن ایجاد نامهای ساختگی، قیس را در زمره یاران خویش و خائنان به امام قلمداد کرد و به شایعهپردازی علیه او پرداخت. سرانجام خدعههای معاویه رخنهای در میان یاران امام ایجاد کرد و باعث برکناری او از امارت مصر و جانشینی محمد بن ابیبکر شد. قیس پس از خلع ید از امارت مصر در مدینه ساکن شد، اما همواره در زمره مخلصان و ارادتمندان امام (ع) قرار داشت.
قیس بن سعد پس از چندی از سوی امام، فرماندار آذربایجان و جایگزین اشعث بن قیس شد.
قیس پس از شهادت امام علی (ع) در کنار امام حسن مجتبی (ع) قرار گرفت و از فرماندهان و پیشقراولان سپاه آن حضرت و از یاران وفادار امام به شمار میآمد. گویند که وی بسیار بلند قد و مردی سخاوتمند و شجاع بود و در سال ۵۹ یا ۶۰ هجری دارفانی را وداع گفت[۱].
منابع
پانویس
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص۶۴۶-۶۴۷.