لشکر خدا در قرآن
مقدمه
- ﴿إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾[۱].
- ﴿لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ * ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ﴾[۲].
نکات: دراین آیات دوموضوع درباره جنود الهی وپیامبر مطرح شده است:
- امداد خداوند به محمدتوسط جنود الهی لشکریان نامرئی خدا و اعطای آرامش به وی در غار ثور: ﴿فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا﴾[۳].
- امداد رسانی لشکریان نامرئی خدا جنود الهی به پیامبر در جنگ حنین: ﴿لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ﴾[۴] ﴿وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا﴾[۵].[۶]
معناشناسی
واژه جنود جمع جُنْد از ریشه "ج ـ ن ـ د" است. در لغت هر جمعیت متشکّل برای دفاع از هدفی یا شخصی و به قصد یاری و پشتیبانی را جند گویند،[۷]بنابراین تجمّع و نصرت، مقوّمهای معنای جند هستند.[۸] لشکر و سپاه از مصادیق پر کاربرد این معنایند.[۹] برخی واژهپژوهان جند را معرّب واژه ایرانی گُند به معنای سپاه و ارتش دانستهاند که مستقیماً یا از طریق زبان آرامی به زبان عربی رفته است؛[۱۰] ولی به گفته برخی دیگر جند واژهای عربی و از جَنَد به معنای زمین سخت سنگلاخ و صخرهای است و لشکر را نیز به اعتبار سختی آن جند نامیدهاند.[۱۱] قرآن کریم جنود الهی را مأمورانی میشناساند که آنچه را خدا اراده کند با فرمان تکوینی یا تشریعی او محقق میسازند. در ۸ آیه از قرآن با واژههای جند و جنود از این مأموران الهی نام برده شده ﴿ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ﴾[۱۲]، ﴿إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾[۱۳]،﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا﴾[۱۴] و... و در آیات پرشمار دیگر از مصادیق جنود الهی سخن به میان آمده است؛ مانند ترسی که خداوند در جنگ بدر در دل کافران افکند ﴿إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ﴾[۱۵].[۱۶] و آرامشی که در جنگ حنین ﴿ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ﴾[۱۷] و دیگر موارد بر مؤمنان فرو فرستاد [۱۸].[۱۹]
گستره جنود الهی
قرآن کریم پس از اشاره به اینکه خداوندآرامش را در دلهای مؤمنان فرود آورد تا بر ایمانشان افزوده شود، همه جنود آسمانها و زمین را از آن خدا دانسته است: ﴿هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا﴾[۲۰] از سیاق آیه برمیآید که مقصود از جنود آسمانها و زمین، اسباب دیدنی و نادیدنی عالم است که تکوینا مطیع محض خدایند و خداوند هرآنچه را اراده کند به وسیله آنها محقق میسازد و هیچ چیز نمیتواند غالب بر خدا و مانع تحقق اراده وی شود، چنانکه با فرود آوردن آرامش در دلهای مؤمنان، موجب زیاد شدن ایمان آنان شده است،[۲۱] بنابراین همه مخلوقات، اعمّ از جاندار و بیجان، مصادیق جنود الهی هستند.[۲۲] برخی، جنود آسمانها و زمین را فرشتگان، انسانها، جنیان و شیاطین دانستهاند.[۲۳] گفته شده: جنود آسمانها، فرشتگان و جنود زمین، انسانها و جنیان[۲۴] و به گفتهای مؤمنان[۲۵]هستند. در آیه ﴿وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا﴾[۲۶] عبارت ﴿وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ تکرار شده است. این تکرار چنین توجیه شده است:
- تکرار برای تأکید است.[۲۷]
- با توجه به سیاق آیات، مقصود از جنود در مورد نخست، جنود رحمت و در مورد دوم جنود عذاب است.[۲۸]
- هر دو مورد برای تخویف و تهدید است؛ ولی اوّلی تهدید مشرکان قریش و دومی تهدید منافقان و سایر مشرکان است[۲۹]. در داستان هجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه و پنهان شدن وی در غار ثور که دشمن در چند قدمی او بود نیز از تأیید پیامبر (ص) با جنود دیده نشدنی سخن به میان آمده است: ﴿إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾[۳۰] بعضی از مفسران مقصود از این جنود دیده نشدنی را فرشتگان دانستهاند[۳۱] که مانع شدند کافران، پیامبر (ص) را ببینند.[۳۲] برخی، مقصود از این جنود را فرشتگانی دانستهاند که در جنگ بدر و احزاب و حنین پیامبر (ص) را یاری دادند.[۳۳] برخی، نیروهای خارج از حسّ بشر را که خداوند با آنها از پیامبر (ص) حمایت کرد نیز همچون فرشتگان از مصادیق جنود یادشده دانستهاند.[۳۴] در آیه ﴿وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ﴾[۳۵] آمده است که جنود پروردگار را جز خدا کسی نمیداند: ﴿وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ﴾. بسیاری در تفسیر این آیه گفتهاند: شمار جنود الهی به حدّی زیاد است که کسی جز خدا آن را نمیداند.[۳۶] برخی ـ با توجه نقلی که میگوید: این آیه در پاسخ ابوجهل نازل شد که پس از نزول آیه ﴿عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ﴾[۳۷] گفته بود: یاران محمد ۱۹ نفر بیشتر نیستند [۳۸] ـ با مرتبط دانستن این آیه با آیه ﴿عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ﴾[۳۹] که بر پایه آن شمار نگهبانان آتش جهنم ۱۹ عدد است. گفتهاند: نمیتوان این تعداد را دلیل بر کم بودن جنود الهی پنداشت، زیرا هر یک از این ۱۹ خازن خود جنود بسیاری زیر فرمان دارند که شمار آنها را جز خدا کسی نمیداند.[۴۰] برخی گفتهاند: کنه، کمیت و کیفیت جنود الهی را جز خدا نمیداند.[۴۱] از اطلاق علم نفی شده در آیه بر میآید که علم به حقیقت، ویژگیهای آفرینش، شمار جنود الهی، کارهایی که میکنند و حکمتهای دقیق در همه این موارد به خداوند اختصاص دارد[۴۲].[۴۳]
پیروزی جنود الهی
خدای سبحان پس از اشاره به یاری شدن حتمی پیامبران (ع)، جند خویش را غالب دانسته است: ﴿ وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ ﴾[۴۴] مقصود از جند خدا در این آیه مؤمنان [۴۵] یا رسولان الهی و پیروانشان [۴۶] هستند. شاهد و مؤید این تطبیق آیاتیاند که ایمان را مایه برتری دانسته: ﴿وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾[۴۷] و به غالب بودن حزب خدا که معنایی نزدیک به جند خدا دارد اشاره کرده: ﴿وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ﴾[۴۸].[۴۹] و از غلبه حتمی رسولان خدا (ع) سخن میگویند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۵۰]، ﴿إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ﴾[۵۱] غالب بودن مؤمنان به معنای غلبه آنان بر کافران با حجت و برهان و پیروزی در جنگ است.[۵۲] البته این غلبه و پیروزی تا زمانی است که آنها جنود خدا باشند؛ یعنی به فرمان الهی عمل و در راه او جهاد کنند؛ اما اگر تنها نام مؤمن را بر خود نهند و به مقتضای آن عمل نکنند، نباید به یاری و غلبه امیدی داشته باشند.[۵۳] از مصادیق غلبه سپاه الهی میتوان این موارد را برشمرد:
- بادی که در جنگ احزاب به دستور خدا اردوگاه دشمنان اسلام را درهم ریخت ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا﴾[۵۴].[۵۵]
- پرندگان ابابیل که لشکر ابرهه را نابود کرده، مانع ویرانی کعبه شدند. ﴿أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ﴾[۵۶].[۵۷] شکست ظاهری و مقطعی مؤمنان در برخی از جنگها منافاتی با مضمون آیات فوق ندارد، زیرا گاه شکست ظاهری در حقیقت پیروزی است، چنان که امام حسین (ع) و یارانش با شهادت خویش به هدف نهایی خود یعنی رسوایی بنیامیه و نجات اسلام از سقوط و بنیان گذاردن مکتب آزادگی رسیدند[۵۸] و نیز پیروزی نهایی از آن مؤمنان است[۵۹].[۶۰]
ماموریتهای سپاه فرشتگان
قرآن کریم از مهمترین مأموریتهای فرشتگان به عنوان جنود الهی را یاری رساندن به مسلمانان در جنگهای صدر اسلام بر میشمارد؛ نمونه آنکه:
- در جنگ احزاب مدینه محاصره[۶۱] و چنان اوضاع دشوار شد که رزمندگان اسلام به خدا گمانهایی نابجا بردند: ﴿إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا﴾[۶۲] در چنین اوضاعی خداوند فرشتگان[۶۳] را به یاری مؤمنان فرستاد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا﴾[۶۴] و بر پایه برخی نقلها: فرشتگان میخهای خیمههای کافران را کنده، طنابهای آنها را میبریدند و آتش آنان را خاموش و دیگهایشان را واژگون میکردند [۶۵] و روحیه مسلمانان را قوت بخشیده، کافران را میترساندند.[۶۶]
- در جنگ حنین، مسلمانان به پرشمار بودن خویش دلخوش شدند؛ اما این کثرت افراد برایشان سودی نداشت و زمین با همه فراخی بر آنان تنگ شد؛ به گونهای که مأمنی نمییافتند تا بدانجا بگریزند، پس به دشمن پشت کرده، شکست خوردند: ﴿لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ﴾[۶۷].[۶۸] پس از آن خداوند آرامش را بر پیامبر و مؤمنان فرو فرستاد و آنان را با فرشتگان[۶۹] یاری داد تا اینکه به جنگ بازگشتند و بر کافران پیروز شدند: ﴿ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ﴾[۷۰] خلاصه آنکه در جنگهای صدر اسلام فرشتگان به فرمان الهی رزمندگان را استوار میساختند: ﴿إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ﴾[۷۱] و گاهی در کنار آنان با کافران میجنگیدند[۷۲] این یاری رسانی، مژدهای برای مسلمانان و نیز آرامبخش دلهای ایشان بود: ﴿وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ﴾[۷۳] گفتنی است که در آیات ﴿وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنْزِلِينَ﴾[۷۴]، ﴿إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ﴾[۷۵] با اشاره به اینکه فرشتگان جنود الهی هستند، درباره نابودی یکی از اقوام کافر آمده است که خداوند برای نابود کردن آنان سپاهی از آسمان نفرستاد، بلکه آنها تنها با فریادی نابود شدند. زیرا نابودی ایشان بر خداوند آسان بود و به فروفرستادن سپاه فرشتگان از آسمان نیازی نبود تا با آنان بجنگند و نابودشان کنند [۷۶].[۷۷]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ «اگر او را یاری ندهید بیگمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش میگفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با» سوره توبه، آیه ۴۰.
- ↑ «بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید * آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است» سوره توبه، آیه ۲۵-۲۶.
- ↑ «اگر او را یاری ندهید بیگمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش میگفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با» سوره توبه، آیه ۴۰.
- ↑ «بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۵.
- ↑ «آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است» سوره توبه، آیه ۲۶.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱، ص ۴۲۵.
- ↑ المصباح، ص ۱۱۱؛ التحقیق، ج ۲، ص ۱۱۹ ـ ۱۲۰، «جند».
- ↑ مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۴۸۵، «جند».
- ↑ لسان العرب، ج ۲، ص ۳۸۱؛ تاج العروس، ج ۴، ص ۴۰۲؛ لغت نامه، ج ۵، ص ۶۹۱۲، «جند».
- ↑ واژههای دخیل، ص ۱۷۲.
- ↑ مفردات، ص ۲۰۷، «جند»؛ مجمعالبیان، ج ۲، ص ۶۱۶.
- ↑ «آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است» سوره توبه، آیه ۲۶.
- ↑ «اگر او را یاری ندهید بیگمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش میگفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمیدیدید پشتیبانی کرد و سخن کافران را فروتر نهاد و سخن خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۴۰.
- ↑ «ای مؤمنان! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که سپاهیانی بر شما تاختند و ما بر (سر) آنان بادی و (نیز) سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره احزاب، آیه ۹.
- ↑ «(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی میفرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردنها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید» سوره انفال، آیه ۱۲.
- ↑ نمونه، ج ۲۳، ص ۴۹۷ ـ ۴۹۸.
- ↑ «آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است» سوره توبه، آیه ۲۶.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص ۲۲۷.
- ↑ جمالیزاده، احمد، مقاله «جنود الهی»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ «اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداوند است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۴.
- ↑ المیزان، ج ۱۸، ص ۲۶۲.
- ↑ الکاشف، ج ۷، ص ۴۶۲؛ الجدید، ج ۶، ص ۴۷۶ ـ ۴۷۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۹، ص ۱۶۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص ۲۶۴؛ فتح القدیر، ج ۵، ص ۵۴.
- ↑ کشف الاسرار، ج ۹، ص ۲۰۸.
- ↑ مواهب علیه، ص ۱۱۴۹؛ روح البیان، ج ۹، ص ۱۲.
- ↑ «و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداوند است و خداوند، پیروزمند فرزانهای است» سوره فتح، آیه ۷.
- ↑ فتح القدیر، ج ۵، ص ۵۵.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۲۸، ص ۷۱؛ تفسیر مراغی، ج ۲۶، ص ۸۷؛ المنیر، ج ۲۶، ص ۱۵۸.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص ۱۷۶؛ المنیر، ج ۲۶، ص ۱۵۹.
- ↑ «اگر او را یاری ندهید بیگمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش میگفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمیدیدید پشتیبانی کرد و سخن کافران را فروتر نهاد و سخن خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۴۰.
- ↑ جامع البیان، ج ۱۰، ص ۹۶؛ روض الجنان، ج ۹، ص ۲۵۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۱۴۹.
- ↑ مجمع البیان، ج ۵، ص ۴۹؛ الجدید، ج ۳، ص ۳۳۹.
- ↑ روح المعانی، ج ۱۰، ص ۱۴۲.
- ↑ من وحی القرآن، ج ۱۱، ص ۱۱۸.
- ↑ «و دوزخبانان را جز از فرشتگان نگماردیم و شمار آنان را جز آزمونی برای کافران قرار ندادیم تا اهل کتاب، یقین پیدا کنند و مؤمنان بر ایمان خود بیفزایند و اهل کتاب و مؤمنان، دچار تردید نشوند و سرانجام بیماردلان و کافران بگویند که خداوند از این مثل چه میخواهد؟ بدینگونه خداوند هر که را بخواهد در گمراهی وا مینهد و هر که را بخواهد راهنمایی میکند و سپاه پروردگارت را کسی جز او نمیداند و این جز یادآوری برای آدمیان، نیست» سوره مدثر، آیه ۳۱.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۹، ص ۱۰۲؛ فتح القدیر، ج ۵، ص ۳۹۷؛ روحالبیان، ج ۱۰، ص ۲۳۵.
- ↑ «بر آن نوزده (نگهبان گمارده شده) است» سوره مدثر، آیه ۳۰.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۸۷؛ کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۲۸۷.
- ↑ «بر آن نوزده (نگهبان گمارده شده) است» سوره مدثر، آیه ۳۰.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۸۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص ۷۱۳؛ تفسیر مراغی، ج ۲۹، ص ۱۳۷ ـ ۱۳۸.
- ↑ کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۲۸۷؛ روح المعانی، ج ۲۹، ص ۲۲۰.
- ↑ المیزان، ج ۲۰، ص ۹۱.
- ↑ جمالیزاده، احمد، مقاله «جنود الهی»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ «و درباره بندگانی که فرستادهایم، از سوی ما از پیش سخن رفته است که آنان یاری شدهاند. و بیگمان تنها سپاه ماست که پیروز است» سوره صافات، آیه ۱۷۱-۱۷۳.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۸، ص ۷۲۲؛ زادالمسیر، ج ۳، ص ۵۵۵؛ من هدی القرآن، ج ۱۱، ص ۲۹۷.
- ↑ فتح القدیر، ج ۴، ص ۴۷۷؛ روح البیان، ج ۷، ص ۴۹۷؛ المنیر، ج ۲۳، ص ۱۵۷.
- ↑ «و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۹.
- ↑ «و هر کس سروری خداوند و پیامبرش و آنان را که ایمان دارند بپذیرد (از حزب خداوند است) بیگمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۷، ص ۱۷۷.
- ↑ «ای مؤمنان! چون میخواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگوییتان صدقهای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است ولی اگر (چیزی) نیابید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.
- ↑ «ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری میکنیم» سوره غافر، آیه ۵۱.
- ↑ الکشاف، ج ۴، ص ۶۷؛ زادالمسیر، ج ۳، ص ۵۵۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۶، ص ۳۶۳.
- ↑ المیزان، ج ۱۷، ص ۱۷۸.
- ↑ «ای مؤمنان! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که سپاهیانی بر شما تاختند و ما بر (سر) آنان بادی و (نیز) سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره احزاب، آیه ۹.
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۲۱، ص ۲۰۳؛ تفسیر نور، ج ۹، ص ۳۳۵.
- ↑ «آیا ندیدی پروردگارت با پیلسواران چه کرد؟ آیا نیرنگ آنان را بیرنگ نکرد؟ و بر (سر) ایشان پرندگانی دستهدسته فرستاد. که بر آنان سنگریزههایی از گلسنگ فرو میافکندند. پس (خداوند) آنها را چون کاهبرگی نیم جویده کرد» سوره فیل، آیه ۱-۵.
- ↑ البلاغ، ج ۱، ص ۶۰۱.
- ↑ نمونه، ج ۱۹، ص ۱۸۹؛ ج ۲۳، ص ۴۶۶ - ۴۶۷.
- ↑ الکشاف، ج ۴، ص ۶۷.
- ↑ جمالیزاده، احمد، مقاله «جنود الهی»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ مجمع البیان، ج ۸، ص ۵۳۱ ـ ۵۳۲.
- ↑ «هنگامی که از فراز و فرودتان بر شما تاختند و آنگاه که چشمها کلاپیسه شد و دلها به گلوها رسید و به خداوند گمانها (ی نادرست) بردید؛» سوره احزاب، آیه ۱۰.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۱، ص ۸۱؛ التبیان، ج ۸، ص ۳۲۰؛ الکشاف، ج ۳، ص ۵۲۶.
- ↑ «ای مؤمنان! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که سپاهیانی بر شما تاختند و ما بر (سر) آنان بادی و (نیز) سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره احزاب، آیه ۹.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص ۹۴ ـ ۹۵؛ فتح القدیر، ج ۴، ص ۳۰۵؛ روح المعانی، ج ۲۲، ص ۲۳۶.
- ↑ مجمع البیان، ج ۸، ص ۵۳۲.
- ↑ «بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۵.
- ↑ التبیان، ج ۵، ص ۱۹۷ ـ ۱۹۸.
- ↑ جامع البیان، ج ۱۰، ص ۷۴؛ تفسیر ثعلبی، ج ۵، ص ۲۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۱۱۳.
- ↑ «آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است» سوره توبه، آیه ۲۶.
- ↑ «(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی میفرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردنها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید» سوره انفال، آیه ۱۲.
- ↑ زبدة التفاسیر، ج ۳، ص ۱۸؛ تفسیر قاسمی، ج ۵، ص ۲۶۵؛ المیزان، ج ۹، ص ۲۲.
- ↑ «و خداوند آن را جز مژدهای برای شما قرار نداد و (آنان را فرستاد) تا دلهاتان بدان آرام یابد و یاری جز از سوی خداوند پیروزمند فرزانه نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۲۶.
- ↑ «و ما پس از وی از آسمان بر قوم او هیچ سپاهی فرو نفرستادیم و بنای فرستادن هم نداشتیم» سوره یس، آیه ۲۸.
- ↑ «(عذاب آنان) جز یک بانگ آسمانی نبود که ناگاه همه (با آن) خاموش شدند» سوره یس، آیه ۲۹.
- ↑ الکاشف، ج ۶، ص ۳۱۲؛ الجدید، ج ۶، ص ۱۶؛ المیزان، ج ۱۷، ص ۸۰.
- ↑ جمالیزاده، احمد، مقاله «جنود الهی»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.