یزید بن شراحیل انصاری در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

برخی اسم او را یزید گفته‌اند[۱] به همین سبب برخی تراجم‌نگاران دو عنوان زید[۲] و یزید بن شراحیل انصاری آورده‌اند و در مدخل یزید، به زید ارجاع داده‌اند[۳]. احتمال قوی یزید تصحیف زید است؛ زیرا در نقل روایت غدیر و در تفسیر آیه ۷ سوره بینه زید یا یزید بن شراحیل انصاری آمده است، اگرچه این روایات از طرق دیگر هم نقل شده‌اند.

زید، کاتب اميرالمؤمنين على(ع)[۴] و از افرادی است که حدیث غدیر و نص رسول خدا(ص) بر (انتصاب) حضرت علی(ص) به خلافت را روایت کرده است[۵]. يعلى بن مره می‌گوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: «من كنت مولا فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»، زمانی هم که حضرت علی(ع) به کوفه آمد و مردم را سوگند داد یا از مردم خواست که چه کسی از رسول خدا(ص) حدیث فوق را شنیده است؛ پانزده مرد از جمله زید (یا یزید) بن شراحیل برخاستند و تأیید کردند[۶].

هر چند ابن حجر[۷] سند روایت پیش گفته را ضعیف می‌داند (ممکن است بر اثر تعصبات مذهبی باشد)، ولی نام زید را در بخش اول الاصابه (صحابه) آورده است. از او نقل است که رسول خدا(ص) به اصحابش فرمود: مرا به برترین افراد خودتان آگاه کنید. گفتند شما ای رسول خدا(ص) فرمود: (سخن شما را) تصدیق کردم، من برترین شما هستم، ولی شما را به برترین برترین (افراد) شما خبر می‌دهم که از جهت اسلام پیشگام، از جهت علم از شما بیشتر، از جهت حلم از شما بزرگ‌تر است و آن علی بن ابی طالب(ع) است. به خدا قسم! علمی را به امانت جز او به کسی نسپردم، چیزی را جز او به کسی تعلیم ندادم، به چیزی جز او به کسی امر نکردم، چیزی را جز او به کسی واگذار نکردم. آگاه باشید همانا امر زنانم را به دست او قرار دادم، او جانشین من، پس از من بر شماست پس شما را شاهد گرفتم پس برای او شهادت دهید[۸].

همچنین زید می‌گوید: از علی(ع) شنیدم که می‌فرمود: رسول خدا(ص) در حالی که سینه‌ام تکیه گاه ایشان بود، برایم حدیث گفت و فرمود: ای علی، آیا قول خداوند را شنیدی که فرمود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمْ خَيْرُ ٱلْبَرِيَّةِ[۹]، تو و پیروانت هستید، وعده‌گاه من و شما حوض (کوثر) است، زمانی که امت‌ها برای حساب زانو زده‌اند، پیشانی سفیدان و آبرومندان را فرا می‌خوانند[۱۰].

در ماجرای قیام مختار ثقفی (سال ۶۷زید نزد محمد بن حنفیه رفت و پس از سلام، از قیام مختار و خوانخواهی از اهل بیت(ع) سخن گفت. محمد بن حنفیه به او گفت: به سخن او (مختار) اهمیت نده؛ زیرا گمان می‌کند شیعه ماست، ولی با قاتلان امام حسین می‌نشیند و سخن می‌گوید. زید این سخن را به مختار رساند، مختار نیز (برای اطمینان خاطر ابن حنفیه) عمر بن سعد و پسرش را کشت و سر آن دو را برای محمد بن حنفیه فرستاد[۱۱]. همچنین محمد بن حنفیه به واسطه زید به شیعیان کوفه نامه نوشت و آنها را از طرفداران مصعب بن زبیر بیم داد[۱۲] این گزارش بیانگر آن است که زید تا پس از قیام مختار زنده بوده است.[۱۳]

منابع

پانویس

  1. طبری، تاریخ، ج۶، ص۶۲؛ ابن عقده کوفی، کتاب الولایه، ص۱۵۱؛ ابن طاووس، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ص۱۴۰.
  2. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۶۲؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۵۰۴.
  3. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۵، ص۴۶۰؛ ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۵۲۱.
  4. حاکم حسکانی، شواهد التنزيل، ج۲، ص۴۵۹؛ قاضی نعمان، شرح الأخبار فی فضائل الائمة الاطهار، ج۱، ص۴۵۷.
  5. ابن عقده کوفی،كتاب الولايه، ص۱۵۱؛ سید بن طاووس، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ص۱۴۰؛ امینی، ج۱، ص۳۸.
  6. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۶۲؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۵۰۴.
  7. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۵۰۴.
  8. ابن حاتم، الدر النظيم، ص۲۵۲؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۲۶، ص۶۶.
  9. «بی‌گمان آنانکه ایمان آورده‌اند و کردارهایی شایسته کرده‌اند، بهترین آفریدگانند» سوره بینه، آیه 7.
  10. حاکم حسکانی، شواهد التنزيل، ج۲، ص۴۵۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۱۵؛ اربلی، كشف الغمة في معرفة الأئمه، ج۱، ص۳۰۷؛ بحرانی، حلية الابرار، ج۲، ص۴۰۸.
  11. طبری، تاریخ، ج۶، ص۶۲.
  12. طبری، تاریخ، ج۶، ص۱۰۳.
  13. مرادی‌نسب، حسین، مقاله «زید بن شراحیل انصاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۴۴۳-۴۴۴.