ابراهیم بن یزید نخعی
| ابراهیم نخعی | |
|---|---|
تصویر قدیمی از مسجد کوفه | |
| نام کامل | ابراهیم بن یزید نخعی |
| جنسیت | مرد |
| کنیه | ابو عمران |
| لقب | |
| از قبیله | نخع |
| پدر | یزید بن قیس نخعی |
| مادر | ملیکة بنت یزید بن قیس |
| خویشاوندان |
|
| تاریخ تولد | ۵۰ هجری |
| محل زندگی | کوفه |
| درگذشت | ۹۵ هجری، کوفه |
| از اصحاب | |
| مشخصات حدیثی | |
| مشایخ او | |
| راویان از او | |
آشنایی اجمالی
ابوعمران ابراهیم بن یزید بن اسود نخعی[۱]، فقیه مشهور[۲]، منسوب به قبیله نخع از مذحج در کوفه[۳] بود که نزد عامه جایگاه علمی والایی داشت[۴]. شیخ طوسی او را از اصحاب امام علی و امام سجاد(ع) شمرده است[۵]، اما چون بنا بر اقوال معتبر وی سالها پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع) متولد شده، این مصاحبت نقد شده و حضور نامش در اسناد (مانند نقل از ابن عباس در «کنز الدقائق»[۶]) حمل بر روایات مرسل و بیواسطه شده است[۷]، نه ادراک و ملاقات حضوری. وی از مشایخی چون خالد بن یزید، ربیع بن خثیم، شریح قاضی و سوید بن غفله حدیث شنید[۸] و شاگردانی مانند حماد بن ابی سلیمان، سلیمان اعمش و سماک بن حرب را پرورد[۹].
ارزیابی مذهبی و رجالی او با تناقض همراه است؛ ابن شهرآشوب و شوشتری با استناد به شواهدی چون انکار تقدم و تفضیل امام علی(ع)[۱۰] و همراهی مقطعی با حاکمان ضدعلوی[۱۱]، او را ناصبی شمردهاند[۱۲]. در مقابل، سید محسن امین و مامقانی با تکیه بر قرائنی نظیر عبارت «علی أحب إلی من عثمان»، فتوا به مسح و عداوت با مرجئه[۱۳]، به تشیع و امامی بودن او گرایش یافتهاند[۱۴]؛ هرچند بررسیها نشاندهنده عدم ثبات موضع او در شرایط مختلف است[۱۵]. با این حال، رجالیان اهل سنت همچون عجلی و ذهبی او را ثقه، مفتی کوفه و دارای ورع دانسته[۱۶] و مرسلاتش را حجت شمردهاند[۱۷]. وی به سبب سب و لعن حجاج بن یوسف ثقفی، تحت تعقیب حکومت قرار گرفت[۱۸] و ناچار تا پایان عمر در اختفا زیست[۱۹]؛ البته هنگام آگاهی از خبر مرگ حجاج، سجده شکر به جا آورد[۲۰]. شعیب بن حجاج گزارش میدهد که او در زمان اختفا درگذشت و شبانه دفن شد، و پس از فوت وی، عامر بن شراحیل شعبی تصریح کرد که فردی چون او در علم بر جای نمانده است[۲۱]. همچنین اظهار نظرهای متفاوت وی سبب شده است که روایاتش گاه دال بر عامی بودن[۲۲]، گاه امامی بودن[۲۳] و گاه بیطرفی باشد[۲۴]. بر این اساس، ابراهیم النخعی را باید از چهرههای مردد تاریخ به شمار آورد و ریشه آن هم به خصوصیات اخلاقی و شخصیتی وی بر میگردد که با توجه به حوادث و احوالات روزگار، دگرگون میگشت[۲۵]
بیشتر مورخان وفات او را در حال فرار و اختفا در سال ۹۵ یا ۹۶ قمری (چهار ماه پس از مرگ حجاج) و در سن ۴۶ سالگی ثبت کردهاند[۲۶]؛ هرچند اقوال دیگری سن وی را هنگام مرگ ۴۸، ۴۹ یا ۵۸ سال نیز گفتهاند[۲۷].[۲۸]
جستارهای وابسته
- مذحج (قبیله)
- نخع (قبیله)
- قیس بن الأسود نخعی (جد)
- یزید بن قیس نخعی (پدر)
- ملیکة بنت یزید بن قیس (مادر)
- ابی بن قیس نخعی (عمو)
- علقمة بن قیس نخعی (عمو)
- اسود بن یزید نخعی (دایی)
- عبدالرحمن بن یزید نخعی (دایی)
منابع
پانویس
- ↑ تفسیر کنز الدقائق، ج۳، ص۷۲ - ۷۳ به گزارش از تأویل الآیات الظاهرة، ص۱۱۲-۱۱۳؛ الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۷۰.
- ↑ مزی: إبراهیم بن یزید بن قیس بن الأسود بن عمرو بن ربیعة بن ذهل بن ربیعة بن ذهل بن سعد بن مالک بن النخع النخعی أبوعمران الکوفی، فقیه أهل الکوفة تهذیب الکمال، ج۲، ص۲۳۳ - ۲۳۴، ش۲۶۵.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۷۰.
- ↑ و حمل عنه العلم و هو ابن ثمان عشرة سنة... و کان مزاحاً؛ المعارف، ص۴۶۳.
- ↑ ابراهیم بن یزید النخعی؛ رجال الطوسی، ص۵۷، ش۴۷۷؛
إبراهیم بن یزید النخعی الکوفی، یکنی أبا عمران، مات سنة ست و تسعین، مولی و کان أعور؛ رجال الطوسی، ص۱۱۰، ش۱۰۷۳. - ↑ یادآوری: مراد از «ابراهیم النخعی» در سند روایت تهذیب الأحکام (ج۵، ص۲۹۹، ح۱۰۱۳): «مُوسَی بْنُ الْقَاسِمِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ النَّخَعِیِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ...». «ابراهیم بن أبی بکر بن سماک» است و نه راوی مورد بحث.
- ↑ «و عن إبراهیم النخعی قال: خرج علی (کرم الله وجهه) فجلس فی المسجد و اجتمع أصحابه، فجاء الحسین فوضع یده علی رأسه فقال...»؛ ینابیع الموده، ج۳، ص۱۰۱، ح۲؛
«... عن إبراهیم النخعی أن عمر بن الخطاب دعا بامرأة أراد أن یرجمها قد ولدت الستة أشهر من زوجها و أنکر زوجها ذلک وقد حضر علی بن أبی طالب(ع) فقال...»؛ الإیضاح، ص۱۹۰ - ۱۹۱؛
«عن إبراهیم النخعی قال: مر رسول الله - صلوات الله علیه و آله - بعلی(ع) فقال له: لتقاتل الناکثین و القاسطین و المارقین». شرح الأخبار، ج۱، ص۱۳۳۸ - ۳۳۹، ح۳۰۷. - ↑ تهذیب الکمال، ج۲، ص۲۳۴ - ۲۳۵، ش۲۶۵.
- ↑ تهذیب الکمال، ج۲، ص۲۳۵ - ۲۳۶، ش۲۶۵.
- ↑ لإن أخر من السماء أحب إلی من أن أتناول عثمان بسوء مسند أحمد، ج۴، ص۳۷۱؛ قاموس الرجال، ج۱، ص۳۲۰، ش۲۲۸ به گزارش از حلیة الأولیاء، ج۴، ص۲۱۸.
- ↑ متشابه القرآن و مختلفه، ج۲، ص۷۱.
- ↑ ... و أما روایة إبراهیم النخعی فإنه ناصبی جداً تخلف عن الحسین(ع) و خرج مع ابن الأشعث فی جیش عبیدالله بن زیاد إلی خراسان و کان یقول لا خیر إلا فی النبیذ الصلب ابنشهرآشوب؛ مناقب آل أبی طالب(ع)، ج۲، ص۵؛ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۲۲۹؛ قاموس الرجال، ج۱، ص۳۴۲ - ۳۴۳، ش۲۴۶.
- ↑ أعیان الشیعه، ج۲، ص۲۵۰، ش۴۷۰.
- ↑ و لم یرد من أصحابنا توثیق الرجل،... و إن کان ربما یکشف عد الشیخ إیاه من أصحاب أمیر المؤمنین و السجاد(ع) و عدم غمزه فی مذهبه کاشف عن کونه إمامیاً - کما أوضحناه فی الفائدة السادسة - وانضم إلی ذلک المدائح المذکورة، اندرج الرجل فی الحسان، والله العالم؛ تنقیح المقال، ج۵، ص۱۲۳ - ۱۲۴، ش۶۴۶.
- ↑ ... حدثنا بن عون قال: کان إبراهیم یأتی السلطان فیسألهم الجوائز؛ الطبقات، ج۶، ص۲۷۷.
... و قالت بنت عبدالله بن مطیع لزوجها یحیی بن طلحة: ما رأیت ألأم من أصحابک، إذا أیسرت لزموک، و إذا أعسرت ترکوک! فقال: هذا من کرمهم؛ یأتوننا فی حال القوة ما علیهم، و یفارقوننا فی حال الضعف منا عنهم. و قیل لإبراهیم النخعی: متی کنت؟ قال: حیث احتیج إلی؛ الأمالی، مرتضی، ج۱، ص۲۸۷. - ↑ عجلی: کوفی ثقة و کان مفتی الکوفة و کان رجلاً صالحاً فقیهاً متوقیاً قلیل التکلف معرفة الثقات، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۱۰، ش۴۵.
ذهبی: "و کان عجب فی الورع و الخیر، متوقیاً للشهرة، رأساً فی العلم" الکاشف، ج۱، ص۲۲۷، ش۲۲۱. - ↑ ثقة؛ إلا أنه یرسل کثیراً؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۶۹، ش۲۷۰.
و قال الحافظ أبو سعید العلائی: هو مکثر من الإرسال و جماعة من الأئمة صححوا مراسیله تهذیب التهذیب، ج۱، ص۱۵۶، ش۳۲۵.
... سمعت یحیی یقول: مرسلات ابراهیم صحیحة؛ الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۳، ص۱۶۹. - ↑ عن منصور قال: ذکرت لإبراهیم لعن الحجاج أو بعض الجبابرة؟ فقال: ألیس الله یقول: ﴿أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ﴾... قال سمعت إبراهیم یسب الحجاج. (الطبقات، ج۶، ص۲۷۹).
- ↑ ر.ک: التاریخ الصغیر، ج۱، ص۲۵۶؛ التاریخ الکبیر، ج۱، ص۳۳۴، ش۱۰۵۲.
- ↑ عن حماد قال: بشرت إبراهیم بموت الحجاج فسجد و بکی من الفرح؛ (تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۷۴، ش۷۰؛ نیز ر.ک: الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۸۰؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۱۹۷؛ سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۵۲۴، ش۲۱۳).
- ↑ مات رجل ما ترک بعده مثله لا بالکوفة ولا بالبصرة ولا بمکة ولا بالمدینة ولا بالشام ر.ک: التاریخ الصغیر، ج۱، ص۲۵۶؛ التاریخ الکبیر، ج۱، ص۳۳۴، ش۱۰۵۲.
- ↑ مسند أحمد، ج۴، ص۳۷۱.
- ↑ کفایة الأثر، ص۲۱۳ – ۲۱۸.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۷۵.
- ↑ سید مرتضی: ... و قالت بنت عبدالله بن مطیع لزوجها یحیی بن طلحة: ما رأیت ألأم من أصحابک، إذا أیسرت لزموک، و إذا أعسرت ترکوک! فقال: هذا من کرمهم؛ یأتوننا فی حال القوة ما علیهم، و یفارقوننا فی حال الضعف منا عنهم. و قیل لإبراهیم النخعی: متی کنت؟ قال: حیث احتیج إلی؛ مرتضی، الأمالی، ج۱، ص۲۸۷.
- ↑ ر.ک: المعارف، ص۴۶۳؛ طبقات خلیفه، ص۲۶۵ - ۲۶۶؛ التاریخ الکبیر، ج۱، ص۳۳۴، ش۱۰۵۲؛ تهذیب الکمال، ج۲، ص۲۴۰؛ الکاشف، ج۱، ص۲۲۷، ش۲۲۱؛ تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۷۴، ش۷۰؛ تهذیب التهذیب، ج۱، ص۱۵۵، ش۳۲۵؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۸.
- ↑ ر.ک: التاریخ الکبیر، ج۱، ص۳۳۴، ش۱۰۵۲؛ التعدیل و التجریح، ج۱، ص۳۳۶، ش۵۷؛ الوافی بالوفیات، ج۶، ص۱۰۸.
- ↑ ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، ج۱ ص۵۴۲-۵۵۷.