حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
(۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی در قرآن]] - [[حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی در حدیث]] - [[حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی در معارف و سیره نبوی]]| پرسش مرتبط  = }}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی در قرآن]] - [[حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی در حدیث]] - [[حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی در معارف و سیره نبوی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
== مقدمه ==
یکی از [[حقوق]] [[شهروندان]] یک [[کشور]] که لازم است برای او به رسمیت شناخته شود حقوق نشأت‌گرفته از [[عدالت قضایی]] است. این حقوق اعم از [[دادخواهی]]، [[حق تساوی]] افراد در برابر دادگاه‌ها، [[حق]] [[دفاع از خود]] و... است که در راستای [[اجرای عدالت]] برای اقلیت‌های دینیِ ساکن [[کشور اسلامی]] نیز به رسیمت شناخته می‌شود. برخی از این حقوق به اختصار عبارت است از:
یکی از [[حقوق]] [[شهروندان]] یک [[کشور]] که لازم است برای او به رسمیت شناخته شود حقوق نشأت‌گرفته از [[عدالت قضایی]] است. این حقوق اعم از [[دادخواهی]]، [[حق تساوی]] افراد در برابر دادگاه‌ها، [[حق]] [[دفاع از خود]] و... است که در راستای [[اجرای عدالت]] برای اقلیت‌های دینیِ ساکن [[کشور اسلامی]] نیز به رسیمت شناخته می‌شود. برخی از این حقوق به اختصار عبارت است از:


==[[حقّ]] دادخواهی==
== [[حقّ]] دادخواهی ==
غیرمسلمانان ساکن در [[مدینة النبی]] بارها برای [[حل اختلافات]] خویش به [[پیامبر]] مراجعه می‌کردند. البته برخی از این مراجعات جنبه [[حق‌طلبی]] نداشت و چه بسا افرادی با [[ظلم به دیگران]] و به دنبال [[منافع شخصی]] به پیامبر مراجعه می‌کردند تا به نفع آنان [[حکم]] کند و براساس همین [[رفتارها]] [[خداوند]] به پیامبر فهماند که او مجبور به رسیدگی به چنین دعاویی نیست و ایشان را مخیّر به رسیدگی کرد: {{متن قرآن|فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا}}<ref>«پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمی‌توانند رساند» سوره مائده، آیه ۴۲.</ref>. البته خداوند به پیامبر متذکر می‌شود که مخیّر بودن ایشان به دلیل آن است که گاه آنان به دنبال [[حکم الهی]] نیستند، چون که اگر به دنبال حکم الهی بودند در [[تورات]] نیز می‌توانستند حکم الهی را بیابند: {{متن قرآن|وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«چگونه تو را به داوری می‌گیرند در حالی که تورات نزد آنهاست که در آن حکم خداوند (آمده) است! سپس، بعد از آن، روی می‌گردانند و آنان مؤمن نیستند» سوره مائده، آیه ۴۳.</ref>.
غیرمسلمانان ساکن در [[مدینة النبی]] بارها برای [[حل اختلافات]] خویش به [[پیامبر]] مراجعه می‌کردند. البته برخی از این مراجعات جنبه [[حق‌طلبی]] نداشت و چه بسا افرادی با [[ظلم به دیگران]] و به دنبال [[منافع شخصی]] به پیامبر مراجعه می‌کردند تا به نفع آنان [[حکم]] کند و براساس همین [[رفتارها]] [[خداوند]] به پیامبر فهماند که او مجبور به رسیدگی به چنین دعاویی نیست و ایشان را مخیّر به رسیدگی کرد: {{متن قرآن|فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا}}<ref>«پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمی‌توانند رساند» سوره مائده، آیه ۴۲.</ref>. البته خداوند به پیامبر متذکر می‌شود که مخیّر بودن ایشان به دلیل آن است که گاه آنان به دنبال [[حکم الهی]] نیستند، چون که اگر به دنبال حکم الهی بودند در [[تورات]] نیز می‌توانستند حکم الهی را بیابند: {{متن قرآن|وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«چگونه تو را به داوری می‌گیرند در حالی که تورات نزد آنهاست که در آن حکم خداوند (آمده) است! سپس، بعد از آن، روی می‌گردانند و آنان مؤمن نیستند» سوره مائده، آیه ۴۳.</ref>.


نکته شایان ذکر این است که در [[دعاوی]] مربوط به احوال شخصیه مانند [[نکاح]]، [[قاضی]] موظف است بر طبق [[دین]] [[اهل کتاب]] حکم کند.<ref>[[روح الله شریعتی|شریعتی، روح الله]]، [[حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی (مقاله)|مقاله «حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۵۱۹.</ref>
نکته شایان ذکر این است که در [[دعاوی]] مربوط به احوال شخصیه مانند [[نکاح]]، [[قاضی]] موظف است بر طبق [[دین]] [[اهل کتاب]] حکم کند.<ref>[[روح الله شریعتی|شریعتی، روح الله]]، [[حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی (مقاله)|مقاله «حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۵۱۹.</ref>


==حق تساوی افراد در برابر دادگاه‌ها==
== حق تساوی افراد در برابر دادگاه‌ها ==
اجرای عدالت مستلزم برخورد یکسان با همه افراد در دادگاه‌هاست تا [[اقلیت]] ساکن در [[کشور اسلامی]] نیز با [[اطمینان]] خاطر بتوانند [[زندگی]] کنند و بدانند که در صورت نیاز برای [[احقاق حق]] می‌توانند به [[دادگاه]] [[رجوع]] کرده و دادگاه نیز به [[عدالت]] و [[مساوات]] با آنان برخورد می‌کند. [[قرآن مجید]] خطاب به [[پیامبر اکرم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ}}<ref>«و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن» سوره مائده، آیه ۴۲.</ref>. پیامبر اکرم{{صل}} آنگاه که برای [[شفاعت]] در [[اجرای حد]] بر فردی، به ایشان رجوع کردند فرمودند که اگر دخترم [[فاطمه]] هم دزدی کند دستش را قطع خواهم کرد. بعضی از [[مفسران]] نقل کرده‌اند که [[یهود]] [[مدینه]] برای عدم اجرای [[حکم]] فرد زناکاری که از اشراف بود نزد [[پیامبر]] آمدند تا ایشان حکمی دیگر دهد، ولی ایشان نیز همان حکم را [[تأیید]] کرد، در حالی که [[عالمان]] یهود می‌خواستند به دلیل اشراف‌زادگی فرد [[حکم الهی]] را [[تغییر]] دهند. پیامبر آنان را نزد عالم‌ترین فرد یهود برد و وی را قسم داد که حکم الهی که در [[تورات]] آمده را بیان کند او نیز همان حکم پیامبر را بیان کرد و چنین افزود: این حکم را ما در مورد اشراف [[اجرا]] نمی‌کنیم و به همین دلیل [[زنا]] بین اشراف ما زیاد شده است<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۳۵۷.</ref>.
اجرای عدالت مستلزم برخورد یکسان با همه افراد در دادگاه‌هاست تا [[اقلیت]] ساکن در [[کشور اسلامی]] نیز با [[اطمینان]] خاطر بتوانند [[زندگی]] کنند و بدانند که در صورت نیاز برای [[احقاق حق]] می‌توانند به [[دادگاه]] [[رجوع]] کرده و دادگاه نیز به [[عدالت]] و [[مساوات]] با آنان برخورد می‌کند. [[قرآن مجید]] خطاب به [[پیامبر اکرم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ}}<ref>«و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن» سوره مائده، آیه ۴۲.</ref>. پیامبر اکرم {{صل}} آنگاه که برای [[شفاعت]] در [[اجرای حد]] بر فردی، به ایشان رجوع کردند فرمودند که اگر دخترم [[فاطمه]] هم دزدی کند دستش را قطع خواهم کرد. بعضی از [[مفسران]] نقل کرده‌اند که [[یهود]] [[مدینه]] برای عدم اجرای [[حکم]] فرد زناکاری که از اشراف بود نزد [[پیامبر]] آمدند تا ایشان حکمی دیگر دهد، ولی ایشان نیز همان حکم را [[تأیید]] کرد، در حالی که [[عالمان]] یهود می‌خواستند به دلیل اشراف‌زادگی فرد [[حکم الهی]] را [[تغییر]] دهند. پیامبر آنان را نزد عالم‌ترین فرد یهود برد و وی را قسم داد که حکم الهی که در [[تورات]] آمده را بیان کند او نیز همان حکم پیامبر را بیان کرد و چنین افزود: این حکم را ما در مورد اشراف [[اجرا]] نمی‌کنیم و به همین دلیل [[زنا]] بین اشراف ما زیاد شده است<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۳۵۷.</ref>.


اما از دیدگاه [[اسلام]] و در کشور اسلامی، چنانچه یکی از [[اقلیت‌ها]] با [[حاکم اسلامی]] نیز در مسئله‌ای [[اختلاف]] پیدا کند [[قاضی]] موظف است در حکم مساوات را رعایت نماید و بالاتر این که اگر قاضی احتمال دهد که احترامات وی به طرف [[مسلمان]] [[تصور]] عدم رعایت عدالت را در غیرمسلمان ایجاد می‌کند لازم است در احترامات نیز مساوات را رعایت نماید، چنانچه [[روایت]] است که [[علی بن ابی طالب]] با فردی غیرمسلمان برای رفع دعوا نزد [[عمر]]، که [[خلیفه]] بود، رفتند. عمر با [[احترام]] نام [[حضرت]] را می‌برد و غیرمسلمان را به اسم می‌خواند. در این حال [[حضرت]] به او توجه دادند که به گونه‌ای [[رفتار]] نکن که وی [[تصور]] کند [[عدالت]] از بین [[مسلمانان]] رخت بربسته است<ref>حسن القبانچی، شرح رسالة الحقوق، ج۲، ص۵۹۰.</ref>.<ref>[[روح الله شریعتی|شریعتی، روح الله]]، [[حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی (مقاله)|مقاله «حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۵۱۹.</ref>
اما از دیدگاه [[اسلام]] و در کشور اسلامی، چنانچه یکی از [[اقلیت‌ها]] با [[حاکم اسلامی]] نیز در مسئله‌ای [[اختلاف]] پیدا کند [[قاضی]] موظف است در حکم مساوات را رعایت نماید و بالاتر این که اگر قاضی احتمال دهد که احترامات وی به طرف [[مسلمان]] [[تصور]] عدم رعایت عدالت را در غیرمسلمان ایجاد می‌کند لازم است در احترامات نیز مساوات را رعایت نماید، چنانچه [[روایت]] است که [[علی بن ابی طالب]] با فردی غیرمسلمان برای رفع دعوا نزد [[عمر]]، که [[خلیفه]] بود، رفتند. عمر با [[احترام]] نام [[حضرت]] را می‌برد و غیرمسلمان را به اسم می‌خواند. در این حال [[حضرت]] به او توجه دادند که به گونه‌ای [[رفتار]] نکن که وی [[تصور]] کند [[عدالت]] از بین [[مسلمانان]] رخت بربسته است<ref>حسن القبانچی، شرح رسالة الحقوق، ج۲، ص۵۹۰.</ref>.<ref>[[روح الله شریعتی|شریعتی، روح الله]]، [[حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی (مقاله)|مقاله «حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۵۱۹.</ref>


==[[حق]] [[دفاع]]==
== [[حق]] [[دفاع]] ==
هر فرد در [[دادگاه]] حق [[دفاع از خود]] را دارد و این حق به [[کیش]] و [[دین]] فرد ارتباطی ندارد؛ زیرا ملاک، [[اجرای عدالت]] و [[مساوات]] است و حق دفاع نیز راهی برای [[احقاق حق]] و اجرای عدالت است. بعلاوه حق [[توکیل]] نیز حقی عمومی است و هر فردی می‌تواند در دفاع از خود وکیلی را معرفی کند.<ref>[[روح الله شریعتی|شریعتی، روح الله]]، [[حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی (مقاله)|مقاله «حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۵۲۰.</ref>
هر فرد در [[دادگاه]] حق [[دفاع از خود]] را دارد و این حق به [[کیش]] و [[دین]] فرد ارتباطی ندارد؛ زیرا ملاک، [[اجرای عدالت]] و [[مساوات]] است و حق دفاع نیز راهی برای [[احقاق حق]] و اجرای عدالت است. بعلاوه حق [[توکیل]] نیز حقی عمومی است و هر فردی می‌تواند در دفاع از خود وکیلی را معرفی کند.<ref>[[روح الله شریعتی|شریعتی، روح الله]]، [[حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی (مقاله)|مقاله «حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۵۲۰.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== پرسش مستقیم ==
 
==پرسش مستقیم==
[[حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی چیست؟ (پرسش)]]
[[حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی چیست؟ (پرسش)]]
{{پایان مدخل‌ وابسته}}


==منابع==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100627.jpg|22px]]، [[روح الله شریعتی|شریعتی، روح الله]]، [[حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی (مقاله)|مقاله «حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|'''سیره سیاسی پیامبر اعظم''']]
# [[پرونده:1100627.jpg|22px]] [[روح الله شریعتی|شریعتی، روح الله]]، [[حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی (مقاله)|مقاله «حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|'''سیره سیاسی پیامبر اعظم''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی]]
[[رده:حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی]]
[[رده:مدخل]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۲۳:۴۶

مقدمه

یکی از حقوق شهروندان یک کشور که لازم است برای او به رسمیت شناخته شود حقوق نشأت‌گرفته از عدالت قضایی است. این حقوق اعم از دادخواهی، حق تساوی افراد در برابر دادگاه‌ها، حق دفاع از خود و... است که در راستای اجرای عدالت برای اقلیت‌های دینیِ ساکن کشور اسلامی نیز به رسیمت شناخته می‌شود. برخی از این حقوق به اختصار عبارت است از:

حقّ دادخواهی

غیرمسلمانان ساکن در مدینة النبی بارها برای حل اختلافات خویش به پیامبر مراجعه می‌کردند. البته برخی از این مراجعات جنبه حق‌طلبی نداشت و چه بسا افرادی با ظلم به دیگران و به دنبال منافع شخصی به پیامبر مراجعه می‌کردند تا به نفع آنان حکم کند و براساس همین رفتارها خداوند به پیامبر فهماند که او مجبور به رسیدگی به چنین دعاویی نیست و ایشان را مخیّر به رسیدگی کرد: ﴿فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا[۱]. البته خداوند به پیامبر متذکر می‌شود که مخیّر بودن ایشان به دلیل آن است که گاه آنان به دنبال حکم الهی نیستند، چون که اگر به دنبال حکم الهی بودند در تورات نیز می‌توانستند حکم الهی را بیابند: ﴿وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ[۲].

نکته شایان ذکر این است که در دعاوی مربوط به احوال شخصیه مانند نکاح، قاضی موظف است بر طبق دین اهل کتاب حکم کند.[۳]

حق تساوی افراد در برابر دادگاه‌ها

اجرای عدالت مستلزم برخورد یکسان با همه افراد در دادگاه‌هاست تا اقلیت ساکن در کشور اسلامی نیز با اطمینان خاطر بتوانند زندگی کنند و بدانند که در صورت نیاز برای احقاق حق می‌توانند به دادگاه رجوع کرده و دادگاه نیز به عدالت و مساوات با آنان برخورد می‌کند. قرآن مجید خطاب به پیامبر اکرم می‌فرماید: ﴿وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ[۴]. پیامبر اکرم (ص) آنگاه که برای شفاعت در اجرای حد بر فردی، به ایشان رجوع کردند فرمودند که اگر دخترم فاطمه هم دزدی کند دستش را قطع خواهم کرد. بعضی از مفسران نقل کرده‌اند که یهود مدینه برای عدم اجرای حکم فرد زناکاری که از اشراف بود نزد پیامبر آمدند تا ایشان حکمی دیگر دهد، ولی ایشان نیز همان حکم را تأیید کرد، در حالی که عالمان یهود می‌خواستند به دلیل اشراف‌زادگی فرد حکم الهی را تغییر دهند. پیامبر آنان را نزد عالم‌ترین فرد یهود برد و وی را قسم داد که حکم الهی که در تورات آمده را بیان کند او نیز همان حکم پیامبر را بیان کرد و چنین افزود: این حکم را ما در مورد اشراف اجرا نمی‌کنیم و به همین دلیل زنا بین اشراف ما زیاد شده است[۵].

اما از دیدگاه اسلام و در کشور اسلامی، چنانچه یکی از اقلیت‌ها با حاکم اسلامی نیز در مسئله‌ای اختلاف پیدا کند قاضی موظف است در حکم مساوات را رعایت نماید و بالاتر این که اگر قاضی احتمال دهد که احترامات وی به طرف مسلمان تصور عدم رعایت عدالت را در غیرمسلمان ایجاد می‌کند لازم است در احترامات نیز مساوات را رعایت نماید، چنانچه روایت است که علی بن ابی طالب با فردی غیرمسلمان برای رفع دعوا نزد عمر، که خلیفه بود، رفتند. عمر با احترام نام حضرت را می‌برد و غیرمسلمان را به اسم می‌خواند. در این حال حضرت به او توجه دادند که به گونه‌ای رفتار نکن که وی تصور کند عدالت از بین مسلمانان رخت بربسته است[۶].[۷]

حق دفاع

هر فرد در دادگاه حق دفاع از خود را دارد و این حق به کیش و دین فرد ارتباطی ندارد؛ زیرا ملاک، اجرای عدالت و مساوات است و حق دفاع نیز راهی برای احقاق حق و اجرای عدالت است. بعلاوه حق توکیل نیز حقی عمومی است و هر فردی می‌تواند در دفاع از خود وکیلی را معرفی کند.[۸]

پرسش مستقیم

حقوق قضایی اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی چیست؟ (پرسش)

منابع

پانویس

  1. «پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمی‌توانند رساند» سوره مائده، آیه ۴۲.
  2. «چگونه تو را به داوری می‌گیرند در حالی که تورات نزد آنهاست که در آن حکم خداوند (آمده) است! سپس، بعد از آن، روی می‌گردانند و آنان مؤمن نیستند» سوره مائده، آیه ۴۳.
  3. شریعتی، روح الله، مقاله «حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی»، سیره سیاسی پیامبر اعظم ص ۵۱۹.
  4. «و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن» سوره مائده، آیه ۴۲.
  5. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۳۵۷.
  6. حسن القبانچی، شرح رسالة الحقوق، ج۲، ص۵۹۰.
  7. شریعتی، روح الله، مقاله «حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی»، سیره سیاسی پیامبر اعظم ص ۵۱۹.
  8. شریعتی، روح الله، مقاله «حقوق اقلیت‌ها در حکومت نبوی»، سیره سیاسی پیامبر اعظم ص ۵۲۰.