قعقاع بن شور ذهلی: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
قعقاع برای چند روز [[مال و منال]] [[دنیا]] این [[شهادت]] [[نامه]] دروغین را [[امضا]] کرد و به [[کفر]] [[حجر بن عدی]] [[شهادت]] داد. {{عربی|نعوذ بالله من سبات العقل و نفس الأماره}}<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۲۶۸.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۱۶.</ref> | قعقاع برای چند روز [[مال و منال]] [[دنیا]] این [[شهادت]] [[نامه]] دروغین را [[امضا]] کرد و به [[کفر]] [[حجر بن عدی]] [[شهادت]] داد. {{عربی|نعوذ بالله من سبات العقل و نفس الأماره}}<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۲۶۸.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۱۶.</ref> | ||
== قعقاع و شرکت در | == قعقاع و شرکت در دستگیری [[مسلم بن عقیل]] == | ||
متأسفانه وقتی [[انسان]] در مسیر [[گناه]] و [[انحراف]] قرار میگیرد گاهی تا [[اسفل]] السافلین پیش میرود و به [[فکر]] چارهجویی نسبت به خطاهای گذشتهاش نمیافتد از این رو قعقاع با این که روزی [[کارگزار]] و [[شیعه]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود [[انحراف]] او تا آنجا پیش رفت که وقتی [[عبیدالله بن زیاد]] در [[کوفه]] با [[مقاومت]] [[مسلم بن عقیل]] و [[همراهی]] [[مردم]] با او، روبهرو شد، تدبیری اندیشید که [[مردم]] را از [[لشکر]] [[شام]] بترساند و از این طریق اطراف [[مسلم بن عقیل]] را متفرق سازد. لذا به [[دستور]] او [[کثیر بن شهاب]]، [[محمد بن اشعث]]، [[شبث بن ربعی]]، [[حجار بن ابجر اسلمی]]، [[شمر بن ذی الجوشن]] و از جمله قعقاع بن شور ذهلی برای متفرق کردن اطرافیان [[مسلم بن عقیل]] [[همت]] گماشتند. از یک سو [[مردم]] را از آمدن [[لشکر]] [[شام]] ترساندند و از دیگر سو به وعدهها و هدیههای [[عبیدالله بن زیاد]] امیدوارشان نمودند و طولی نکشید که بسیاری از [[یاران]] [[مسلم بن عقیل]] را در شمار خدمتگزاران [[عبیدالله بن زیاد]] درآوردند<ref>ر. ک: بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۴۹.</ref>. | متأسفانه وقتی [[انسان]] در مسیر [[گناه]] و [[انحراف]] قرار میگیرد گاهی تا [[اسفل]] السافلین پیش میرود و به [[فکر]] چارهجویی نسبت به خطاهای گذشتهاش نمیافتد از این رو قعقاع با این که روزی [[کارگزار]] و [[شیعه]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود [[انحراف]] او تا آنجا پیش رفت که وقتی [[عبیدالله بن زیاد]] در [[کوفه]] با [[مقاومت]] [[مسلم بن عقیل]] و [[همراهی]] [[مردم]] با او، روبهرو شد، تدبیری اندیشید که [[مردم]] را از [[لشکر]] [[شام]] بترساند و از این طریق اطراف [[مسلم بن عقیل]] را متفرق سازد. لذا به [[دستور]] او [[کثیر بن شهاب]]، [[محمد بن اشعث]]، [[شبث بن ربعی]]، [[حجار بن ابجر اسلمی]]، [[شمر بن ذی الجوشن]] و از جمله قعقاع بن شور ذهلی برای متفرق کردن اطرافیان [[مسلم بن عقیل]] [[همت]] گماشتند. از یک سو [[مردم]] را از آمدن [[لشکر]] [[شام]] ترساندند و از دیگر سو به وعدهها و هدیههای [[عبیدالله بن زیاد]] امیدوارشان نمودند و طولی نکشید که بسیاری از [[یاران]] [[مسلم بن عقیل]] را در شمار خدمتگزاران [[عبیدالله بن زیاد]] درآوردند<ref>ر. ک: بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۴۹.</ref>. | ||
نسخهٔ ۱ نوامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۱۹
مقدمه
قعقاع بن شور ذهلی در ابتدا از اصحاب امیرالمؤمنین (ع) بود[۱] که حضرت او را به عنوان کارگزار خود در کسکر و میسان[۲] برگزید، اما وقتی خبر فساد مالی او به حضرت رسید، او را مورد سرزنش و ملامت قرار داد او از ترس مجازات به جانب معاویه فرار کرد و به او ملحق شد و بعداً هم از مخالفان حضرت گردید.
ابن ابی الحدید در شرح خطبه ۵۶ از نهج البلاغه[۳] فصلی گشوده و افرادی از صحابه و تابعین و محدثان که از حضرت علی (ع) منحرف شده و نسبت به او بد عقیده گشته یا به طمع دنیا دشمنان آن حضرت را یاری کردهاند را نام میبرد، از جمله افرادی که با حضرت بوده و به انحراف رفتهاند عبارتند از: انس بن مالک، اشعث بن قیس کندی، جریر بن عبدالله بجلی، ابو مسعود انصاری، نجاشی شاعر عراق در صفین، قعقاع بن شور ذهلی و... ، و مینویسد: حضرت امیر (ع) قعقاع را به امارت کسکر گماشت و ولی از برخی کارهای او ناراحت شد، از جمله این که زنی را به همسری گرفت و کابین (صداق) او را (به مبلغ زیادی) صد هزار درهم قرار داد، از این رو، قعقاع مورد اعتراض امام (ع) قرار گرفت و از ترس مجازات از کسکر گریخت و به معاویه پیوست[۴].[۵]
قعقاع و شهادت دروغ بر ضد حجر بن عدی و یارانش
از دیگر انحرافات قعقاع فساد دینی اوست. طبری درباره فساد دینی قعقاع مینویسد: زیاد بن ابیه وقتی میخواست حجر بن عدی و یارانش را به شام بفرستد و قصد جدی داشت سر آنان را بر بالای دار بکشد، نامهای تنظیم کرد و از بزرگان کوفه خواست به دروغ بر کفر و طغیان حجر بن عدی و یارانش شهادت دهند و زیر نامه را امضا کنند، نامه را هفتاد نفر امضا کردند از جمله قعقاع بن شور ذهلی و قدامة بن عجلان و مصقلة بن هبیره شیبانی[۶] بودند.
قعقاع برای چند روز مال و منال دنیا این شهادت نامه دروغین را امضا کرد و به کفر حجر بن عدی شهادت داد. نعوذ بالله من سبات العقل و نفس الأماره[۷].[۸]
قعقاع و شرکت در دستگیری مسلم بن عقیل
متأسفانه وقتی انسان در مسیر گناه و انحراف قرار میگیرد گاهی تا اسفل السافلین پیش میرود و به فکر چارهجویی نسبت به خطاهای گذشتهاش نمیافتد از این رو قعقاع با این که روزی کارگزار و شیعه امیرالمؤمنین (ع) بود انحراف او تا آنجا پیش رفت که وقتی عبیدالله بن زیاد در کوفه با مقاومت مسلم بن عقیل و همراهی مردم با او، روبهرو شد، تدبیری اندیشید که مردم را از لشکر شام بترساند و از این طریق اطراف مسلم بن عقیل را متفرق سازد. لذا به دستور او کثیر بن شهاب، محمد بن اشعث، شبث بن ربعی، حجار بن ابجر اسلمی، شمر بن ذی الجوشن و از جمله قعقاع بن شور ذهلی برای متفرق کردن اطرافیان مسلم بن عقیل همت گماشتند. از یک سو مردم را از آمدن لشکر شام ترساندند و از دیگر سو به وعدهها و هدیههای عبیدالله بن زیاد امیدوارشان نمودند و طولی نکشید که بسیاری از یاران مسلم بن عقیل را در شمار خدمتگزاران عبیدالله بن زیاد درآوردند[۹].
آری، کار این یار دیرین امیرالمؤمنین (ع) به جایی رسید که در کنار شمر بن ذیالجوشن و شبث بن ربعیها قرار گیرد و مسلم بن عقیل نماینده به حق سیدالشهدا امام سوم شیعیان ابا عبدالله الحسین (ع) را به پای دار بکشاند!![۱۰].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ رجال طوسی، ص۵۵، ش۸.
- ↑ کسکر ناحیه گستردهای است که مرکز آن واسط و در بین راه بصره و کوفه قرار دارد. و میسان شهری است بین بصره و واسط که در زمان عمر فتح شده است.
- ↑ در خطبه ۵۶ حضرت (ع) فرمود: «أَمَّا إِنَّهُ سَيَظْهَرُ عَلَيْكُمْ بَعْدِي رَجُلٌ رَحْبُ الْبُلْعُومِ مُنْدَحِقُ الْبَطْنِ...»؛ «همانا به زودی پس از من مردی گشاده گلو و شکم برآمده (معاویه) بر شما چیره خواهد شد.»...
- ↑ ر.ک: شرح ابن ابی الحدید، ج۴، ص۸۷؛ ج۲، ص۱۹۵؛ ج۳، ص۱۳.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۱۱۵-۱۱۱۶.
- ↑ مصقله نیز از اصحاب و کارگزاران حضرت علی (ع) بود ولی بعداً به انحراف رفت، شرح حال او خواهد آمد.
- ↑ تاریخ طبری، ج۵، ص۲۶۸.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۱۱۶.
- ↑ ر. ک: بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۴۹.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۱۱۶-۱۱۱۷.