امنیت اقتصادی در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: واگردانی دستی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = امنیت اقتصادی
| عنوان مدخل  = امنیت اقتصادی
| مداخل مرتبط = [[امنیت اقتصادی در قرآن]] - [[امنیت اقتصادی در معارف و سیره علوی]] - [[امنیت اقتصادی در فقه سیاسی]] - [[امنیت اقتصادی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =
}}
==مقدمه==
==مقدمه==
«[[امنیت]]» در برنامه‌ریزی‌های [[اقتصادی]]، عامل مهمی است که بدون آن، رونق و [[شکوفایی]] اقتصادی امکان‌پذیر نیست. منظور از چنین [[امنیتی]]، [[شیوه]] برخورد [[دولت]] با [[تجار]] و کسبه و تولیدکنندگان و [[کارگران]] و [[برنامه‌ریزی]] دولتی در جهت امنیت شغلی آنان است<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۶.</ref>.
«[[امنیت]]» در برنامه‌ریزی‌های [[اقتصادی]]، عامل مهمی است که بدون آن، رونق و [[شکوفایی]] اقتصادی امکان‌پذیر نیست. منظور از چنین [[امنیتی]]، [[شیوه]] برخورد [[دولت]] با [[تجار]] و کسبه و تولیدکنندگان و [[کارگران]] و [[برنامه‌ریزی]] دولتی در جهت امنیت شغلی آنان است<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۶.</ref>.
خط ۱۲: خط ۱۹:
«وانگهی سخن خود را چنین آغاز کنی: [[بندگان خدا]]، مرا [[ولی خدا]] و [[جانشین]] او به سوی شما فرستاده است که حقی را که [[خداوند]] در اموالتان دارد بگیرم. پس آیا در [[اموال]] شما حقی هست که آن را به ولی او بپردازید؟
«وانگهی سخن خود را چنین آغاز کنی: [[بندگان خدا]]، مرا [[ولی خدا]] و [[جانشین]] او به سوی شما فرستاده است که حقی را که [[خداوند]] در اموالتان دارد بگیرم. پس آیا در [[اموال]] شما حقی هست که آن را به ولی او بپردازید؟


در این هنگام اگر گوینده‌ای جواب منفی داد، دیگر سخن خود را تکرار مکن، ولی اگر [[توانگری]] جواب مثبت داد همراهش روان شو با [[پرهیز]] از هر گونه [[هراس]] افکنی، [[تهدید]]، [[سخت‌گیری]] و [[تحمیل]]. پس هر آنچه از زر و سیم (نقدینه) به تو داد بستان. اگر (اموالی از نوع) گاو و گوسفند و شتر داشت، بی‌اجازه و سرزده بر آن داخل مشو؛ زیرا که (هر چند تو را به عنوان [[نماینده]] [[ولی امر]]، سهمی در آن هست اما) بیشتر آن، [[ملک]] اوست. بنابر این به هنگام آمدن بدان جا نباید با آهنگ زور و [[سلطه]] بر آن دام‌ها وارد شوی، به هیچ روی دامی را رم مده و هراسانش مکن که این، رنجش دامدار را در پی خواهد داشت»<ref>نهج البلاغه، نامه ۲۵.</ref><ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۶.</ref>۳۷۹
در این هنگام اگر گوینده‌ای جواب منفی داد، دیگر سخن خود را تکرار مکن، ولی اگر [[توانگری]] جواب مثبت داد همراهش روان شو با [[پرهیز]] از هر گونه [[هراس]] افکنی، [[تهدید]]، [[سخت‌گیری]] و [[تحمیل]]. پس هر آنچه از زر و سیم (نقدینه) به تو داد بستان. اگر (اموالی از نوع) گاو و گوسفند و شتر داشت، بی‌اجازه و سرزده بر آن داخل مشو؛ زیرا که (هر چند تو را به عنوان [[نماینده]] [[ولی امر]]، سهمی در آن هست اما) بیشتر آن، [[ملک]] اوست. بنابر این به هنگام آمدن بدان جا نباید با آهنگ زور و [[سلطه]] بر آن دام‌ها وارد شوی، به هیچ روی دامی را رم مده و هراسانش مکن که این، رنجش دامدار را در پی خواهد داشت»<ref>نهج البلاغه، نامه ۲۵.</ref><ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۶.</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:4432.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|'''تجلی امامت''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:امنیت]]
[[رده:امنیت اقتصادی]]

نسخهٔ ‏۲۸ اوت ۲۰۲۳، ساعت ۰۷:۵۹

مقدمه

«امنیت» در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی، عامل مهمی است که بدون آن، رونق و شکوفایی اقتصادی امکان‌پذیر نیست. منظور از چنین امنیتی، شیوه برخورد دولت با تجار و کسبه و تولیدکنندگان و کارگران و برنامه‌ریزی دولتی در جهت امنیت شغلی آنان است[۱].

عملکرد امام در این حوزه

حضرت علی(ع) در این باره می‌فرماید: «... وَ لَا تُحْشِمُوا أَحَداً عَنْ حَاجَتِهِ وَ لَا تَحْبِسُوهُ عَنْ طَلِبَتِهِ وَ لَا تَبِيعُنَّ لِلنَّاسِ فِي الْخَرَاجِ كِسْوَةَ شِتَاءٍ وَ لَا صَيْفٍ وَ لَا دَابَّةً يَعْتَمِلُونَ عَلَيْهَا وَ لَا عَبْداً وَ لَا تَضْرِبُنَّ أَحَداً سَوْطاً لِمَكَانِ دِرْهَمٍ وَ لَا تَمَسُّنَّ مَالَ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ مُصَلٍّ وَ لَا مُعَاهَدٍ إِلَّا أَنْ تَجِدُوا فَرَساً أَوْ سِلَاحاً يُعْدَى بِهِ عَلَى أَهْلِ الْإِسْلَامِ فَإِنَّهُ لَا يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ أَنْ يَدَعَ ذَلِكَ فِي أَيْدِي أَعْدَاءِ الْإِسْلَامِ فَيَكُونَ شَوْكَةً عَلَيْهِ»؛ «... هرگز مبادا کسی را از ما یحتاجش باز دارید و از رسیدن به خواسته‌اش بی‌بهره نمایید، هرگز مبادا از برای گردآوری خراج، پوشاک زمستانی یا تابستانی کسی را یا حیوان سواری را که با آن کار می‌کند یا برده خدمتکارش را بفروشید، هرگز مبادا احدی از مردم را برای درهمی بی‌ارزش تازیانه بزنید، و هرگز مبادا به مال خواسته احدی از مردم - مسلمان نمازگزار یا اقلیت‌های در گرو پیمان -دست بیازید، مگر اسب و جنگ افزاری بیابید که در تجاوز به مسلمانان به کار گرفته شده است. در چنین صورتی سزاوار نیست که مسلمان، آنان را در اختیار دشمن باقی بگذارد تا بر ضد مسلمان شوکتی بیابد»[۲].

آن حضرت (ع) در جای دیگر در همین باره می‌فرماید: «انْطَلِقْ عَلَى تَقْوَى اللَّهِ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ لَا تُرَوِّعَنَّ مُسْلِماً وَ لَا تَجْتَازَنَّ عَلَيْهِ كَارِهاً وَ لَا تَأْخُذَنَّ مِنْهُ أَكْثَرَ مِنْ حَقِّ اللَّهِ فِي مَالِهِ»؛ بر مبنای تقوای خدایی که یگانه است و برای او شریکی نیست به پیش رو! هرگز مبادا مسلمانی را بیمناک‌سازی یا بر (زمین و باغ) او به غیر دلخواهش و به زور وارد شوی و گذر کنی یا از او چیزی بیشتر از آنچه حق خدا در مال اوست بگیری»[۳].

باز می‌فرماید: «ثُمَّ تَقُولَ عِبَادَ اللَّهِ أَرْسَلَنِي إِلَيْكُمْ وَلِيُّ اللَّهِ وَ خَلِيفَتُهُ لآِخُذَ مِنْكُمْ حَقَّ اللَّهِ فِي أَمْوَالِكُمْ فَهَلْ لِلَّهِ فِي أَمْوَالِكُمْ مِنْ حَقٍّ فَتُؤَدُّوهُ إِلَى وَلِيِّهِ فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ لَا فَلَا تُرَاجِعْهُ وَ إِنْ أَنْعَمَ لَكَ مُنْعِمٌ فَانْطَلِقْ مَعَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُخِيفَهُ أَوْ تُوعِدَهُ أَوْ تَعْسِفَهُ أَوْ تُرْهِقَهُ فَخُذْ مَا أَعْطَاكَ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ فِضَّةٍ فَإِنْ كَانَ لَهُ مَاشِيَةٌ أَوْ إِبِلٌ فَلَا تَدْخُلْهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ فَإِنَّ أَكْثَرَهَا لَهُ فَإِذَا أَتَيْتَهَا فَلَا تَدْخُلْ عَلَيْهَا دُخُولَ مُتَسَلِّطٍ عَلَيْهِ وَ لَا عَنِيفٍ بِهِ وَ لَا تُنَفِّرَنَّ بَهِيمَةً وَ لَا تُفْزِعَنَّهَا وَ لَا تَسُوءَنَّ صَاحِبَهَا فِيهَا»؛ «وانگهی سخن خود را چنین آغاز کنی: بندگان خدا، مرا ولی خدا و جانشین او به سوی شما فرستاده است که حقی را که خداوند در اموالتان دارد بگیرم. پس آیا در اموال شما حقی هست که آن را به ولی او بپردازید؟

در این هنگام اگر گوینده‌ای جواب منفی داد، دیگر سخن خود را تکرار مکن، ولی اگر توانگری جواب مثبت داد همراهش روان شو با پرهیز از هر گونه هراس افکنی، تهدید، سخت‌گیری و تحمیل. پس هر آنچه از زر و سیم (نقدینه) به تو داد بستان. اگر (اموالی از نوع) گاو و گوسفند و شتر داشت، بی‌اجازه و سرزده بر آن داخل مشو؛ زیرا که (هر چند تو را به عنوان نماینده ولی امر، سهمی در آن هست اما) بیشتر آن، ملک اوست. بنابر این به هنگام آمدن بدان جا نباید با آهنگ زور و سلطه بر آن دام‌ها وارد شوی، به هیچ روی دامی را رم مده و هراسانش مکن که این، رنجش دامدار را در پی خواهد داشت»[۴][۵]

منابع

پانویس

  1. ناظم‌زاده، سید اصغر، تجلی امامت ص ۳۶.
  2. نهج البلاغه، نامه ۵۱.
  3. نهج البلاغه، نامه ۲۵.
  4. نهج البلاغه، نامه ۲۵.
  5. ناظم‌زاده، سید اصغر، تجلی امامت ص ۳۶.