تبلیغ خصوصی: تفاوت میان نسخه‌ها

 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۹: خط ۹:
* از جالب‌ترین و کارآمدترین شیوه‌های عملی در [[سیره تبلیغی]] [[پیامبر]] {{صل}} توجه به تک تک افراد و گلچین کردن آنها از میان [[جماعت]] بود؛ امری که امروزه در عصر ارتباطات یک طبیب دوار و [[دلسوز]] از، به دنبال بیماران می‌گشت تا امراض [[باطنی]] آنان را ش با [[نور]] [[اسلام]] مداوا کند<ref>[[محمد علی تاج‌الدین|تاج‌الدین، محمد علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۸.</ref>.
* از جالب‌ترین و کارآمدترین شیوه‌های عملی در [[سیره تبلیغی]] [[پیامبر]] {{صل}} توجه به تک تک افراد و گلچین کردن آنها از میان [[جماعت]] بود؛ امری که امروزه در عصر ارتباطات یک طبیب دوار و [[دلسوز]] از، به دنبال بیماران می‌گشت تا امراض [[باطنی]] آنان را ش با [[نور]] [[اسلام]] مداوا کند<ref>[[محمد علی تاج‌الدین|تاج‌الدین، محمد علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۸.</ref>.
* [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در [[کلامی]] زیبا این [[ویژگی پیامبر]] {{صل}} را چنین توصیف می‌کند: "[[پیامبر]]، طبیبی است که به همراه معالجه خویش همواره می‌گردد و مرهم‌هایش را محکم و آماده و ابزارها را سرخ کرده است؛ هر جا که لازم باشد، مرهم‌ها و ابزارهای داغ کردن را بر روی آنها می‌نهد که جاهای مجروح و [[نیازمند]] به معالجه، دل‌های کور و گوش‌های کر و زبان‌های لال است. این طبیب [[روحانی]] به [[کمک]] دوا و معالجه خود، بیماری‌های [[غفلت]]، [[نادانی]]، [[حیرت]] و سرگردانی را معالجه و برطرف می‌کند"<ref>{{متن حدیث|طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ يَضَعُ ذَلِكَ حَيْثُ الْحَاجَةُ إِلَيْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُكْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَيْرَةِ}}؛ نهج البلاغه، ص ۱۵۶.</ref><ref>[[محمد علی تاج‌الدین|تاج‌الدین، محمد علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۹.</ref>.
* [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در [[کلامی]] زیبا این [[ویژگی پیامبر]] {{صل}} را چنین توصیف می‌کند: "[[پیامبر]]، طبیبی است که به همراه معالجه خویش همواره می‌گردد و مرهم‌هایش را محکم و آماده و ابزارها را سرخ کرده است؛ هر جا که لازم باشد، مرهم‌ها و ابزارهای داغ کردن را بر روی آنها می‌نهد که جاهای مجروح و [[نیازمند]] به معالجه، دل‌های کور و گوش‌های کر و زبان‌های لال است. این طبیب [[روحانی]] به [[کمک]] دوا و معالجه خود، بیماری‌های [[غفلت]]، [[نادانی]]، [[حیرت]] و سرگردانی را معالجه و برطرف می‌کند"<ref>{{متن حدیث|طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ يَضَعُ ذَلِكَ حَيْثُ الْحَاجَةُ إِلَيْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُكْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَيْرَةِ}}؛ نهج البلاغه، ص ۱۵۶.</ref><ref>[[محمد علی تاج‌الدین|تاج‌الدین، محمد علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۹.</ref>.
* [[پیامبر]] {{صل}} در سه [[سال اول بعثت]] که با [[دعوت]] سرّی همراه بود، به عضو گیری از میان [[جوانان]] پرداخت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۱۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۲، ص ۳۱۸؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۲۴ و ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۲۶۲.</ref>؛ زیرا [[جوانان]] از نظر [[فکری]] و روحی، [[آمادگی]] بیشتری داشتند؛ برخلاف افراد مسن که قلبشان با سنت‌های [[جاهلی]] و [[سنت]] پرستی آلوده شده بود. [[رسول اکرم]] {{صل}} در این سه سال توانست حدود پنجاه نفر<ref>السیرة النبویة، ج ۱، ص ۲۵۰ - ۲۶۲.</ref> هوادار [[استوار]] و مقاوم، پیدا و پایه‌های [[نهضت اسلامی]] را محکم کند و این کار مقدمه‌ای برای عمومی کردن [[دعوت اسلامی]] بود؛ [[حضرت علی]] {{ع}}<ref>همان، ص ۲۴۰؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج ۴، ص ۱۴۵؛ تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۳۱۲؛ تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۲۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۱۵ و ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۵۷.</ref> و [[خدیجه]] {{س}}<ref>السیرة النبویه، ص ۲۴۵؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۷۱؛ تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۲۳؛ الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۱۵ و الکامل، ج ۲، ص ۵۷. البدء و التاریخ، ج ۴، ص ۱۴۵ - ۱۴۶؛</ref>، اولین [[زن]] و مرد [[مسلمان]] و نیز بلال حبشی، [[عمار]]، [[زید بن حارثه]]، [[جعفر بن ابی طالب]] و... جزو این افراد بودند<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۲، ص ۴ و السیرة النبویه، ج ۱، ص ۲۵۰ - ۲۶۲.</ref><ref>[[محمد علی تاج‌الدین|تاج‌الدین، محمد علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۹.</ref>.
* [[پیامبر]] {{صل}} در سه [[سال اول بعثت]] که با [[دعوت]] سرّی همراه بود، به عضو گیری از میان [[جوانان]] پرداخت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۱۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۲، ص ۳۱۸؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۲۴ و ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۲۶۲.</ref>؛ زیرا [[جوانان]] از نظر [[فکری]] و روحی، [[آمادگی]] بیشتری داشتند؛ برخلاف افراد مسن که قلبشان با سنت‌های [[جاهلی]] و [[سنت]] پرستی آلوده شده بود. [[رسول اکرم]] {{صل}} در این سه سال توانست حدود پنجاه نفر<ref>السیرة النبویة، ج ۱، ص ۲۵۰ - ۲۶۲.</ref> هوادار [[استوار]] و مقاوم، پیدا و پایه‌های [[نهضت اسلامی]] را محکم کند و این کار مقدمه‌ای برای عمومی کردن [[دعوت اسلامی]] بود؛ [[حضرت علی]] {{ع}}<ref>همان، ص ۲۴۰؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج ۴، ص ۱۴۵؛ تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۳۱۲؛ تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۲۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۱۵ و ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۵۷.</ref> و [[خدیجه]] {{س}}<ref>السیرة النبویه، ص ۲۴۵؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۷۱؛ تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۲۳؛ الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۱۵ و الکامل، ج ۲، ص ۵۷. البدء و التاریخ، ج ۴، ص ۱۴۵ - ۱۴۶؛</ref>، اولین [[زن]] و مرد [[مسلمان]] و نیز بلال حبشی، [[عمار]]، [[زید بن حارثه]]، [[جعفر بن ابی طالب]] و... جزو این افراد بودند<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۲، ص ۴ و السیرة النبویه، ج ۱، ص ۲۵۰ - ۲۶۲.</ref><ref>[[محمد علی تاج‌الدین|تاج‌الدین، محمد علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۹.</ref>.


== ویژگی‌های [[تبلیغ]] خصوصی در [[سیره رسول خدا]] {{صل}} ==
== ویژگی‌های [[تبلیغ]] خصوصی در [[سیره رسول خدا]] {{صل}} ==
خط ۱۹: خط ۱۹:
# برخورد کریمانه با افراد و گروه‌ها؛ [[منطق]] ایشان در برخورد با افراد، کریمانه و [[محبت]] آمیز بود و توصیه می‌فرمود که [[برادران دینی]] خود را گرامی بدارید که اگر کسی چنین کند، [[خدا]] را نیز [[تکریم]] کرده است: {{متن حدیث|مَنْ أَكْرَمَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ فَإِنَّمَا يُكْرِمُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۶؛ همو، الامالی، ص ۴۳۱ و ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۶۲.</ref>. این شیوه برخورد [[رسول اکرم]] {{صل}} با [[مردم]]، اولین مرحله [[تبلیغ]] به شمار می‌رفت؛ به گونه‌ای که شخص در همان [[دیدار]] اول، شیفته [[شخصیت پیامبر]] می‌شد و زمینه را برای مراحل بعدی مهیا می‌کرد<ref>[[محمد علی تاج‌الدین|تاج‌الدین، محمد علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۷۲.</ref>.
# برخورد کریمانه با افراد و گروه‌ها؛ [[منطق]] ایشان در برخورد با افراد، کریمانه و [[محبت]] آمیز بود و توصیه می‌فرمود که [[برادران دینی]] خود را گرامی بدارید که اگر کسی چنین کند، [[خدا]] را نیز [[تکریم]] کرده است: {{متن حدیث|مَنْ أَكْرَمَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ فَإِنَّمَا يُكْرِمُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۶؛ همو، الامالی، ص ۴۳۱ و ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۶۲.</ref>. این شیوه برخورد [[رسول اکرم]] {{صل}} با [[مردم]]، اولین مرحله [[تبلیغ]] به شمار می‌رفت؛ به گونه‌ای که شخص در همان [[دیدار]] اول، شیفته [[شخصیت پیامبر]] می‌شد و زمینه را برای مراحل بعدی مهیا می‌کرد<ref>[[محمد علی تاج‌الدین|تاج‌الدین، محمد علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۷۲.</ref>.
* [[علی]] {{ع}} فرموده است: "[[پیامبر]] هر روز برایم نشان تازه‌ای از [[اخلاق نیکو]] را آشکار می‌کرد و به من [[فرمان]] می‌داد تا به او [[اقتدا]] کنم"<ref>نهج البلاغه، ص۳۰۰.</ref>.
* [[علی]] {{ع}} فرموده است: "[[پیامبر]] هر روز برایم نشان تازه‌ای از [[اخلاق نیکو]] را آشکار می‌کرد و به من [[فرمان]] می‌داد تا به او [[اقتدا]] کنم"<ref>نهج البلاغه، ص۳۰۰.</ref>.
* [[سیره]] نویسان نیز درباره چگونگی برخورد [[پیامبر]] {{صل}} می‌نویسند: ایشان به هرکس می‌رسید، به او [[سلام]] می‌کرد و هر کس برای خواسته‌ای نزد ایشان می‌آمد، در انجام کار وی [[بردباری]] می‌کرد تا خواسته‌اش، برآورده، یا آن فرد، منصرف شود و هرگز پیش نیامد که کسی با [[پیامبر]] {{صل}} دست بدهد و آن [[حضرت]] جلوتر از آن شخص، دست خود را بکشد. [[پیامبر]] {{صل}} وقتی به مرد مسلمانی می‌رسید، ابتدا با او [[مصافحه]] می‌کرد و هنگامی که مشغول [[نماز]] بود و شخصی کنارش می‌نشست، [[نماز]] خود را کوتاه می‌کرد و به آن شخص می‌فرمود: "آیا حاجتی داری؟" ایشان هر کس را که به نزد وی وارد می‌شد، [[تکریم]] و گاهی [[لباس]] خود را زیر وی پهن می‌کرد و یا او را بر روی تشک خود می‌نشاند<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار. ، ج ۱۶، ص ۲۲۸؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۴۰۰ و المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶ - ۱۴۷.</ref><ref>[[محمد علی تاج‌الدین|تاج‌الدین، محمد علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۷۲.</ref>.
* [[سیره‌نویسان]] نیز درباره چگونگی برخورد [[پیامبر]] {{صل}} می‌نویسند: ایشان به هرکس می‌رسید، به او [[سلام]] می‌کرد و هر کس برای خواسته‌ای نزد ایشان می‌آمد، در انجام کار وی [[بردباری]] می‌کرد تا خواسته‌اش، برآورده، یا آن فرد، منصرف شود و هرگز پیش نیامد که کسی با [[پیامبر]] {{صل}} دست بدهد و آن [[حضرت]] جلوتر از آن شخص، دست خود را بکشد. [[پیامبر]] {{صل}} وقتی به مرد مسلمانی می‌رسید، ابتدا با او [[مصافحه]] می‌کرد و هنگامی که مشغول [[نماز]] بود و شخصی کنارش می‌نشست، [[نماز]] خود را کوتاه می‌کرد و به آن شخص می‌فرمود: "آیا حاجتی داری؟" ایشان هر کس را که به نزد وی وارد می‌شد، [[تکریم]] و گاهی [[لباس]] خود را زیر وی پهن می‌کرد و یا او را بر روی تشک خود می‌نشاند<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار. ، ج ۱۶، ص ۲۲۸؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۴۰۰ و المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶ - ۱۴۷.</ref><ref>[[محمد علی تاج‌الدین|تاج‌الدین، محمد علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۷۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۹: خط ۲۹:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:سیره پیامبر خاتم]]
[[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]
[[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]
[[رده:تبلیغ]]
[[رده:تبلیغ]]
[[رده:تبلیغ خصوصی]]
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش