بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
(۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = حدیث | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== | == خبر واحد ثقه از منظر اندیشمندان [[دانش]] [[فقه]] و اصول == | ||
اغلب اندیشمندان [[دانش]] [[فقه]] و اصول، | اغلب اندیشمندان [[دانش]] [[فقه]] و اصول، خبر واحد ثقه را -آنگاه که همراه با قراین مفید [[علم]] نباشد<ref>این قید برای آن است که حجیت خبر واحد به این دلیل مورد اختلاف است که به خودی خود، ظنی بوده و مفید [[علم]] نیست؛ ازاینرو آنگاه که همراه با قراین مفید [[علم]] باشد، از محل بحث خارج بوده، حجیت آن محل تردید نیست.</ref>- در مباحث [[فقهی]] [[حجت]] دانسته و آن را معذّر و منجّز برای عمل به آن بهشمار آوردهاند<ref>برای نمونه، ر.ک: [[محمد بن حسن طوسی]]، العدة فی اصول الفقه، ج۱، ص۱۲۶؛ جعفربنحسن حلی، معارج الاصول، ص۱۴۸؛ [[حسن بن یوسف حلی]]، مبادى الوصول، ص۱۴۳؛ حسنبنزینالدین عاملی، معالم الدين، ص۱۸۹؛ [[فاضل تونی]]، الوافية فی اصول الفقه، ص۱۵۹؛ ملا محمد کاظم خراسانی، كفاية الاصول، ص۲۹۳. در این میان برخی از قدما نیز حجیت خبر واحد را برنمیتابیدند که مشهورترین ایشان، [[سید مرتضی علمالهدی]] است (ر. ک: [[سید مرتضی علمالهدی|علمالهدی، سید مرتضی]]، الذريعة الى اصول الشريعة، ج۲، ص۵۳۰ و ۵۳۱). در این میان، سخن فاضل تونی نیز قابل تأمل است که مینویسد: اختلف العلماء فی حجية خبر الواحد العاری عن قرائن القطع. فالاكثر من علمائنا الباحثين فی الأصول على أنه ليس بحجة... بل نحن لم نجد قائلاً صريحاً بحجية خبر الواحد ممن تقدم على العلامة (فاضل تونی، الوافية فی اصول الفقه، ص۱۵۸). مرحوم شیخ انصاری پس از نقل كلام فاضل تونی با گفتن وهو عجیب نادرستی آن را یادآور شده است ([[مرتضی انصاری|انصاری، مرتضی انصاری]]، فرائد الاصول، ج ۱، ص ۲٤۰).</ref>. | ||
== | == خبر واحد ثقه از منظر اندیشمندان [[علم کلام]] == | ||
با وجود این، دانشمندان [[علم کلام]] بهطور عمده | با وجود این، دانشمندان [[علم کلام]] بهطور عمده حجیت خبر واحد در حوزه [[عقاید]] را مورد خدشه قرار دادهاند. [[متکلمان]]، بر آن باورند: | ||
# [[عقل]] و [[نقل]]، هر دو از [[ادله]] یک | # [[عقل]] و [[نقل]]، هر دو از [[ادله]] یک متکلم در توجیه و [[اثبات]] آموزههای [[اعتقادی]] است؛ | ||
# | # اخبار متواتر در حوزه [[عقاید]] را نمیتوان چنان پرشمار دانست تا بتوان از طریق آنها به [[اثبات]] [[اعتقادات]] پرداخت؛ | ||
# ایشان [[اعتقاد]] را امری همراه با [[یقین]] یا | # ایشان [[اعتقاد]] را امری همراه با [[یقین]] یا اطمینان قلبی میدانند؛ درحالیکه خبر واحد -از آنجا که ظنی است- نمیتواند يقينآور باشد. | ||
مجموعه این عوامل، موجب | مجموعه این عوامل، موجب بیاعتنایی [[متکلمان]] نسبت به خبر واحد در امور [[اعتقادی]] بوده است؛ چنانکه مرحوم [[شیخ مفید]] در کتاب تصحيح الاعتقاد به دفعات به استناد استاد خود، مرحوم [[شیخ صدوق]]، به خبر واحد برای [[اثبات]] [[باورهای اعتقادی]] خرده گرفته است.<ref>[[محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی]] ([[شیخ مفید]])، تصحيح الاعتقاد، ص ۷۸، ۱۲۳، ۱۳۲؛ نیز، ر.ک: [[محمد بن حسن طوسی|طوسی، محمد بن حسن]]، التبیان، ج۱، ص۶.</ref> | ||
== بررسی [[ادله]] موافقان و مخالفانِ | == بررسی [[ادله]] موافقان و مخالفانِ حجیت خبر واحد ثقه == | ||
بررسی همهجانبه [[ادله]] موافقان و مخالفانِ | بررسی همهجانبه [[ادله]] موافقان و مخالفانِ حجیت خبر واحد در [[مباحث اعتقادی]] خارج از چهارچوب این نوشتار است.<ref>دراینباره، ر. ک: [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، پایاننامه «حجیت خبر واحد در اعتقادات دینی»، ص۸۵-۱۴۰.</ref> | ||
با وجود این، نگارنده بر این [[باور]] است که: | با وجود این، نگارنده بر این [[باور]] است که: | ||
# | # حجیت خبر واحد بهمعنای معذّریت و منجّزیت آن نیست تا منحصر به حوزه عمل شود، بلکه بهمعنای «اعتبار» آن است؛ | ||
# اعتبار یک خبر، اعم از آن است که جهت عمل یا [[رفتاری]] خاص، معتبر شده باشد یا آنکه موجب [[اعتقاد]] به مضمون آن شود. ضمن آنکه ممکن است گفته شود [[اعتقاد]] ورزیدن نیز خود یک عمل است که هم جنبه [[ذهنی]] دارد و هم جنبه [[قلبی]]؛ | # اعتبار یک خبر، اعم از آن است که جهت عمل یا [[رفتاری]] خاص، معتبر شده باشد یا آنکه موجب [[اعتقاد]] به مضمون آن شود. ضمن آنکه ممکن است گفته شود [[اعتقاد]] ورزیدن نیز خود یک عمل است که هم جنبه [[ذهنی]] دارد و هم جنبه [[قلبی]]؛ | ||
# [[ادله]] فراوانی برای | # [[ادله]] فراوانی برای حجیت خبر واحد در منابع اصولی بیان شده<ref>دراینباره، ر. ک: شیخ [[مرتضی انصاری|انصاری، مرتضی]]، فرائد الاصول، ج۱، ص۲۵۴-۳۲۴.</ref> که بهنظر میرسد مهمترین آنها همان [[سیره]] عقلاست. [[تأمل]] در [[سیره عقلا]]، بیانگر این [[حقیقت]] است که از نظر ایشان، وقتی فردی مانند على، مضمونی را از کسی مانند [[احمد]] [[نقل]] میکند، اگر خبردهنده، چنان باشد که بتوان از طریق آن [[اطمینان]] یافت که این مضمون از [[احمد]] صادر شده است، به آن خبر عمل کرده یا بِدان [[اعتقاد]] میورزند. | ||
بیگمان [[درجه]] اهمیت موضوعی که [[راوی]] از آن خبر میدهد، در [[پذیرفتن]] آن خبر برای عُقلا ملاکی انکارناپذیر است. برای نمونه، اگر از پسربچهای خردسال پرسیده شود که آیا پدرت در [[خانه]] است یا خیر، اغلبْ پاسخ او را [[باور]] میکنیم، اما اگر همین پسربچه از قول پدرش [[نقل]] کند که مثلاً ورشکست شده یا به [[بیماری]] سرطان [[خون]] [[مبتلا]] شده است، بهراحتی سخن او را نمیپذیریم. یا مثلاً اگر کسی بگوید: «در خیابان تصادف شده بود»، بهراحتی از او میپذیرند، اما اگر بگوید: «امروز یک بشقابپرنده را در [[آسمان]] دیدم»، بهسختی از او پذیرفته میشود یا حتی ممکن است نپذیرند. | بیگمان [[درجه]] اهمیت موضوعی که [[راوی]] از آن خبر میدهد، در [[پذیرفتن]] آن خبر برای عُقلا ملاکی انکارناپذیر است. برای نمونه، اگر از پسربچهای خردسال پرسیده شود که آیا پدرت در [[خانه]] است یا خیر، اغلبْ پاسخ او را [[باور]] میکنیم، اما اگر همین پسربچه از قول پدرش [[نقل]] کند که مثلاً ورشکست شده یا به [[بیماری]] سرطان [[خون]] [[مبتلا]] شده است، بهراحتی سخن او را نمیپذیریم. یا مثلاً اگر کسی بگوید: «در خیابان تصادف شده بود»، بهراحتی از او میپذیرند، اما اگر بگوید: «امروز یک بشقابپرنده را در [[آسمان]] دیدم»، بهسختی از او پذیرفته میشود یا حتی ممکن است نپذیرند. | ||
خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
به هر روی، آنچه برای عُقلا مهم است، [[اطمینان]] به صدور یک مضمون از جانب کسی است. بنابراین استناد به خبر واحدی که [[اطمینان]] به صدور آن از [[معصوم]] داشته و آن را معتبر مینامیم، برای [[اثبات]] آموزههای [[اعتقادی]]، مبنای نگارنده در این دفتر بوده است. | به هر روی، آنچه برای عُقلا مهم است، [[اطمینان]] به صدور یک مضمون از جانب کسی است. بنابراین استناد به خبر واحدی که [[اطمینان]] به صدور آن از [[معصوم]] داشته و آن را معتبر مینامیم، برای [[اثبات]] آموزههای [[اعتقادی]]، مبنای نگارنده در این دفتر بوده است. | ||
سخن دیگری که در این مقام پرداختن به آن ضروری است، چگونگی و روش معتبر دانستن | سخن دیگری که در این مقام پرداختن به آن ضروری است، چگونگی و روش معتبر دانستن خبر واحد است. از دیرباز یکی از مباحث جدی میان حدیثپژوهان و بهطور کلی عالمانی که با حوزه [[حدیث]] سروکار دارند، این بوده که آیا -چنانکه بزرگانی همچون مرحوم خویی بر این [[باور]] هستند<ref>[[سید ابوالقاسم موسوی خویی|موسوی خویی، سید ابوالقاسم]]، مصباح الفقاهة، ج۱، ص۷.</ref>- برای اعتبار یک [[روایت]] باید [[راویان]] آن، [[ثقه]] باشند، یا همین که بتوان [[روایت]] را موثوقالصدور دانست و آن را به [[معصوم]] {{ع}} نسبت داد، [[کفایت]] میکند؟ | ||
با توجه به آنچه در [[تبیین]] [[سیره]] عُقلا گفته شد، مبنای دوم پذیرفتنی است؛<ref>این دیدگاه مورد پذیرش بسیاری از علمای امامیه است. برای نمونه، ر.ک: [[عبدالعزيز بن براج طرابلسی|طرابلسی، عبدالعزيز بن براج]]، المهذب، ج۲، ص۶؛ [[عبدالکریم حائری یزدی|حائری یزدی، عبدالکریم]]، درر الفوائد، ص ۳۹۲ - ۳۹۴؛ [[سید محمد صادق روحانی|روحانی، سید محمد صادق]]، فقه الصادق {{ع}}، ج۱، ص۱۲۹؛ [[سید محمد حسین بجنوردی|بجنوردی، سید محمد حسین]]، القواعد الفقهية، ج۱، ص۱۹۰ و ۲۷۱؛ [[علامه طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسير القران، ج۱۰، ص۳۵۱؛ سید محمد جعفر مروج، منتهى الدراية، ج۴، ص۳۹۰ و [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، کلیات فی علم الرجال، ص۲۳ و ۱۵۶. مرحوم آقاضياء عراقی نیز نظریه یادشده را دیدگاه اصحاب امامیه میداند (ر. ک: [[ضياءالدين کزازی عراقی|کزازی عراقی، ضياءالدين]]، القواعد الفقهية، ج۲، ص۱۳۵).</ref> زیرا آنچه برای عُقلا مهم است [[اطمینان]] به صدور یک سخن از گوینده آن است. بنابراین، آنچه در اینجا باید مورد توجه باشد، [[اطمینان]] به صدور [[روایت]] از [[معصوم]] است. براساس این مبنا، حتی ممکن است تمام [[راویان]] یک [[حدیث]] [[ثقه]] باشند، اما بهدلیل وجود قراینی نتوان از صدور این [[روایت]] صحیحالسند از جانب [[امام]] [[اطمینان]] حاصل کرد. برای نمونه، گاه ممکن است درباره روایتی صحیحالسند، بهطور عقلایی احتمال دهیم که مثلاً [[راوی]] به [[خطا]] چیزی را به [[امام]] نسبت داده است. یا آنکه گاهی این [[حدیث]] صحیحالسند با [[قرآن]] و سنتِ قطعی یا [[روح]] کلیِ [[شریعت]] ناسازگار باشد، یا آنکه این [[حدیث]] در [[تعارض]] با [[احادیث]] فراوان و معتبر باشد، یا آنکه مشهور [[فقهای شیعه]]، فتوایی برخلاف این حديث صادر کرده باشند، یا آنکه دارای رکاکت محتوایی باشد، یا آنکه با [[تاریخ]] قطعی یا [[عقل]] قطعی ناسازگار باشد و....<ref>برای تفصیل بیشتر، ر. ک: [[علی نصیری|نصیری، علی]]، روششناسی نقد احادیث، ص۲۷۹-۶۹۰.</ref> چنین قراین و شواهدی موجب میشود تا نسبت به این [[حدیث]] صحیحالسند بدگمان شده، [[اطمینان]] خود از صدور آن از [[معصوم]] را از دست بدهیم. | با توجه به آنچه در [[تبیین]] [[سیره]] عُقلا گفته شد، مبنای دوم پذیرفتنی است؛<ref>این دیدگاه مورد پذیرش بسیاری از علمای امامیه است. برای نمونه، ر.ک: [[عبدالعزيز بن براج طرابلسی|طرابلسی، عبدالعزيز بن براج]]، المهذب، ج۲، ص۶؛ [[عبدالکریم حائری یزدی|حائری یزدی، عبدالکریم]]، درر الفوائد، ص ۳۹۲ - ۳۹۴؛ [[سید محمد صادق روحانی|روحانی، سید محمد صادق]]، فقه الصادق {{ع}}، ج۱، ص۱۲۹؛ [[سید محمد حسین بجنوردی|بجنوردی، سید محمد حسین]]، القواعد الفقهية، ج۱، ص۱۹۰ و ۲۷۱؛ [[علامه طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسير القران، ج۱۰، ص۳۵۱؛ سید محمد جعفر مروج، منتهى الدراية، ج۴، ص۳۹۰ و [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، کلیات فی علم الرجال، ص۲۳ و ۱۵۶. مرحوم آقاضياء عراقی نیز نظریه یادشده را دیدگاه اصحاب امامیه میداند (ر. ک: [[ضياءالدين کزازی عراقی|کزازی عراقی، ضياءالدين]]، القواعد الفقهية، ج۲، ص۱۳۵).</ref> زیرا آنچه برای عُقلا مهم است [[اطمینان]] به صدور یک سخن از گوینده آن است. بنابراین، آنچه در اینجا باید مورد توجه باشد، [[اطمینان]] به صدور [[روایت]] از [[معصوم]] است. براساس این مبنا، حتی ممکن است تمام [[راویان]] یک [[حدیث]] [[ثقه]] باشند، اما بهدلیل وجود قراینی نتوان از صدور این [[روایت]] صحیحالسند از جانب [[امام]] [[اطمینان]] حاصل کرد. برای نمونه، گاه ممکن است درباره روایتی صحیحالسند، بهطور عقلایی احتمال دهیم که مثلاً [[راوی]] به [[خطا]] چیزی را به [[امام]] نسبت داده است. یا آنکه گاهی این [[حدیث]] صحیحالسند با [[قرآن]] و سنتِ قطعی یا [[روح]] کلیِ [[شریعت]] ناسازگار باشد، یا آنکه این [[حدیث]] در [[تعارض]] با [[احادیث]] فراوان و معتبر باشد، یا آنکه مشهور [[فقهای شیعه]]، فتوایی برخلاف این حديث صادر کرده باشند، یا آنکه دارای رکاکت محتوایی باشد، یا آنکه با [[تاریخ]] قطعی یا [[عقل]] قطعی ناسازگار باشد و....<ref>برای تفصیل بیشتر، ر. ک: [[علی نصیری|نصیری، علی]]، روششناسی نقد احادیث، ص۲۷۹-۶۹۰.</ref> چنین قراین و شواهدی موجب میشود تا نسبت به این [[حدیث]] صحیحالسند بدگمان شده، [[اطمینان]] خود از صدور آن از [[معصوم]] را از دست بدهیم. | ||
خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
[[رده:حدیث]] | [[رده:حدیث]] | ||