بداء از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[بداء در لغت]] - [[بداء در قرآن]] - [[بداء در حدیث]] - [[بداء در کلام اسلامی]] - [[بداء در معارف و سیره علوی]] - [[بداء در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[بداء در لغت]] - [[بداء در لغت]] - [[بداء در قرآن]] - [[بداء در حدیث]] - [[بداء در کلام اسلامی]] - [[بداء در معارف و سیره علوی]] - [[بداء در معارف مهدویت]] - [[بداء از دیدگاه اهل سنت]| پرسش مرتبط  = }}


==معناشناسی==
==معناشناسی==

نسخهٔ ‏۲۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۵۴

{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = بداء در لغت - بداء در لغت - بداء در قرآن - بداء در حدیث - بداء در کلام اسلامی - بداء در معارف و سیره علوی - بداء در معارف مهدویت - [[بداء از دیدگاه اهل سنت]| پرسش مرتبط = }}

معناشناسی

بدا در لغت

بدا، اسم مصدر از فعل بَداء است. گفته می‌شود: «بَدا الشيءُ يَبْدُوا بَدُواً وبُدُوّاً وبُداءً»، و این ماده بر معنای کلی دلالت دارد که همان ظاهر شدن چیزی است. گفته می‌شود: بدا الشيءُ يَبدُو، یعنی ظاهر شد، و از این معنای کلی دو معنای فرعی مشتق می‌شود:

  1. ظاهر شدن پس از پنهان بودن، گفته می‌شود: دیوارشهر نمایان شد یعنی ظاهر گشت.
  2. پیدایش رأی جدید و درست دانستن چیزی که بعد از ندانستن آن دانسته شد. گفته می‌شود: در این امر برایم بداء حاصل شد، یعنی نظر دیگری برایم آشکار شد. [۱].

هر دو معنا در قرآن کریم آمده است. از معنای اول، این آیه: ﴿وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ[۲] و آیه: ﴿وَبَدَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ[۳]. یعنی از سوی خداوند عذاب و مجازاتی برایشان آشکار شد که در ذهن و محاسبه‌شان نبود. [۴] و از معنای دوم، این آیه: ﴿ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ[۵].[۶].

بداء در اصطلاح

تعریف اصطلاحی بداء تقریباً با معنای لغوی که پیش‌تر ذکر کردیم تفاوت چندانی ندارد. ابن اثیر آن را به عنوان درست دانستن چیزی که بعد از ندانستن، دانسته شده تعریف کرده است [۷]، و متولی شافعی آن را کسب علمی که قبلاً نبوده، یا عبارت از کسی که قصد انجام کاری را دارد و سپس از آنچه انجام داده پشیمان می‌شود تعریف کرده است [۸]، و هر یک از جرجانی (نگاه کنید به: الجرجاني: التعريفات ص۶٢</ref> و مناوی [۹]. آن را ظاهر شدن رأی یا چیزی پس از نبودن آن تعریف کرده‌اند، و شهرستانی بداء را به چندین قسم تقسیم کرده که برای ما بداء در علم مهم است که یعنی خلاف آنچه می‌دانسته برایش آشکار شود، و بداء در اراده: یعنی درستی چیزی بر خلاف آنچه اراده کرده و حکم نموده برایش آشکار شود. [۱۰]. پوشیده نیست که همه این معانی اگر درباره بشر جایز باشد، در مورد خداوند سبحان و متعال که به همه چیز علم دارد و چیزی از او پنهان نیست، محال است: ﴿لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ[۱۱].

اما مفهوم بداء نزد شیعیان، تعدادی از علمای متقدم آنها به تعریف آن به معنای لغوی که همان ظهور است اکتفا کرده‌اند.[۱۲]، در حالی که تعدادی از علمای معاصر آنها تلاش کرده‌اند از آنچه معنای لغوی بداء را می‌رساند و مستلزم نسبت دادن تغییر در علم خداست،تبری جویند و سعی کرده‌اند آن را با مفهوم نسخ یا محو و اثبات در تقدیرات مرتبط سازند.

از این منظر، آنها بداء را به عنوان آشکار کردن امری از سوی خداوند متعال که در لوح‌های محو و اثبات ثبت می‌شود تعریف کرده‌اند، و چه بسا برخی از فرشتگان مقرب یا یکی از پیامبران و رسولان از آن آگاه شوند، پس فرشته به پیامبر و پیامبر به امتش خبر دهد، سپس خلاف آن واقع شود؛ زیرا خداوند متعال آن را محو کرده و در خارج چیز دیگری را ایجاد نموده است. [۱۳].

مهم است اشاره کنیم که تفاوت بزرگ و تمایز آشکاری میان نسخ و بداء وجود دارد، و همان‌طور که ابن حزم رحمه الله گفته است: تفاوت بین آنها واضح است؛ زیرا معنای بداء این است که خداوند سبحان به امری فرمان دهد در حالی که نمی‌داند سرانجام آن چه خواهد شد، اما نسخ این است که به امری فرمان دهد در حالی که می‌داند آن را در زمان مشخصی تغییر خواهد داد، و این در علم و قضای قطعی او از پیش تعیین شده است. پس چون این دو وجه معانی متفاوت و مختلفی دارند، ضرورتاً باید برای هر یک نامی قرار داد که با آن از آن تعبیر شود و غیر از نام دیگری باشد تا فهم حاصل شود و حقیقت آشکار گردد، پس بداء از صفات خداوند متعال نیست.[۱۴].[۱۵].

پانویس

  1. نگاه کنید به: ابن فارس: معجم مقاييس اللغة ۲۱۲٫۱، والفيومى: المصباح المنير ۴٠٫١ وابن منظور لسان العرب ۶۵٫١۴، والزبيدي تاج العروس ١۵۴٫٣٧، والمعجم الوسيط ۴۵٫١، و د. ناصر الفقاري: أصول مذهب الشيعة ۹۳٨٫٢.
  2. سورة البقرة، الآية ۲۸۴.
  3. سورة الزمر، الآية ۴۷.
  4. نگاه کنید به: تفسير ابن كثير: ١٠۴٫٧.
  5. سورة يوسف، الآية ۳۵.
  6. أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.
  7. نگاه کنید به: ابن الأثير: النهاية ۲۷۱٫۱، وانظر أيضا الزبيدي تاج العروس ١۵۴٫٢٧.
  8. نگاه کنید به: المتولى الشافعى الغنية في أصول الدين ١۵۶٫١
  9. نگاه کنید به: المناوى: الوقوف على مهمات التعاريف ص۱۱۸.
  10. نگاه کنید به: الشهرستاني الملل والنحل ١۴۶٫١
  11. سورة سبأ، الآية ۳.
  12. نگاه کنید به: المفيد: تصحيح اعتقادات الإمامية ص۶۵، وأبو الفتح الكراجكي: كنز الفوائد ص۱۰۳، والسيد الطباطبائي تفسير الميزان ١۶٩٫١١
  13. کاشف الغطاء: أصل الشيعة وأصولها ص٣١٣ - ٣١۴
  14. ابن حزم: الإحكام ۴۴۶٫۴، وانظر أيضا في الفرق بين البداء والنسخ: الشيرازي: التبصرة ٢۵٣٫١، والأمدى: الإحكام ۱۲۲٫۳
  15. أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.