امر: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
امر در لغت به دو صورت به‌کار رفته است<ref>المصباح، ص۲۱؛ مفردات، ص۸۸؛ قاموس قرآن، ج ۱، ص۱۰۹ ـ ۱۱۰، «امر».</ref>:
===معنای لغوی===
{{اصلی|امر در لغت}}
«امر» در لغت به دو صورت به‌کار رفته است<ref>المصباح، ص۲۱؛ مفردات، ص۸۸؛ قاموس قرآن، ج ۱، ص۱۰۹ ـ ۱۱۰، «امر».</ref>:
# امری که جمع آن "[[اوامر]]" است. این امر ضد [[نهی]]<ref>لسان العرب، ج ۱، ص۲۰۳، «امر».</ref> و به معنای طلب<ref> المصباح، ص۲۱، «امر».</ref> و فرمان بوده و به صورت مصدر و اسم مصدر کاربرد دارد <ref>قاموس قرآن، ج ۱، ص۱۰۹، «امر».</ref>.
# امری که جمع آن "[[اوامر]]" است. این امر ضد [[نهی]]<ref>لسان العرب، ج ۱، ص۲۰۳، «امر».</ref> و به معنای طلب<ref> المصباح، ص۲۱، «امر».</ref> و فرمان بوده و به صورت مصدر و اسم مصدر کاربرد دارد <ref>قاموس قرآن، ج ۱، ص۱۰۹، «امر».</ref>.
# امری که جمع آن "امور" است. این امر همواره اسم مصدر است و برای آن معناهایی مانند [[شأن]]<ref>مفردات، ص۸۸.</ref>، حال<ref>المصباح، ص۲۱، «امر».</ref>، حادثه<ref> لسان العرب، ج ۱، ص۲۰۴؛ القاموس المحیط، ج ۱، ص۴۹۳؛ تاج العروس، ج ۶، ص۳۲، «امر».</ref> و شی‌ء<ref>المنجد، ص۱۸، «امر».</ref>ذکر شده است. برخی گفته‌اند: بعید نیست معنای اصلی امر معنای نخست بوده و سپس در معنای دوم به‌کار رفته باشد<ref>المیزان، ج ۸، ص۱۵۰ ـ ۱۵۱.</ref>. برخی نیز معنای واحد در مادّه "ا ـ م ـ ر" را، طلب و [[تکلیف]] همراه با [[استعلا]] دانسته‌اند<ref>التحقیق، ج ۱، ص۱۴۴، «امر».</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۰۱؛ [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]]، ص ۲۰۲.</ref>
# امری که جمع آن "امور" است. این امر همواره اسم مصدر است و برای آن معناهایی مانند [[شأن]]<ref>مفردات، ص۸۸.</ref>، حال<ref>المصباح، ص۲۱، «امر».</ref>، حادثه<ref> لسان العرب، ج ۱، ص۲۰۴؛ القاموس المحیط، ج ۱، ص۴۹۳؛ تاج العروس، ج ۶، ص۳۲، «امر».</ref> و شی‌ء<ref>المنجد، ص۱۸، «امر».</ref>ذکر شده است. برخی گفته‌اند: بعید نیست معنای اصلی امر معنای نخست بوده و سپس در معنای دوم به‌کار رفته باشد<ref>المیزان، ج ۸، ص۱۵۰ ـ ۱۵۱.</ref>. برخی نیز معنای واحد در مادّه "ا ـ م ـ ر" را، طلب و [[تکلیف]] همراه با [[استعلا]] دانسته‌اند<ref>التحقیق، ج ۱، ص۱۴۴، «امر».</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۰۱؛ [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]]، ص ۲۰۲.</ref>
== امر در قرآن ==
{{اصلی|امر در قرآن}}
واژه «امر» و مشتقات آن در [[آیات]] فراوانی به [[خداوند]] نسبت داده شده است و مضمون آن نیز از آیاتی پرشمار که مشتمل بر این واژه و مشتقات آن نیست استفاده می‌شود. این [[آیات]] گاهی با واژه‌هایی دیگر مانند "[[حکم]]" و "[[قضاء]]" و گاهی با صیغه و [[هیئت]] امر، به [[امر الهی]] پرداخته‌اند. یکی از [[اسمای الهی]] که در برخی از [[دعاها]] وارد شده "آمر" است؛ مانند: "یا آمر"<ref>بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۳۹۵.</ref>، "یا آمرا بکلّ خیر"<ref>بحارالانوار، ج ۹۱، ج ۸۸، ص ۳۷۰.</ref>، "یا آمرا بالطّاعة"<ref>المقام الاسنی، ص ۸۶.</ref> و در دعایی صفت "ذی القدرة والأمر" به [[خداوند]] نسبت داده شده است <ref> بحارالانوار، ج ۸۸، ص ۱۹۴.</ref>. در روایاتی نیز به [[امر الهی]] اشاره شده است<ref>الکافی، ج ۱، ص ۲۱۶ و ج ۸، ص ۸.</ref>.<ref>[[احمد جمالی‌زاده|جمالی‌زاده، احمد]]، [[امر الهی (مقاله)| امر الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]].</ref>


== واژه امر و ولایت اهل بیت{{ع}} ==
== واژه امر و ولایت اهل بیت{{ع}} ==
امر در اصطلاح [[شیعی]]، تعبیری کنایه‌آمیز است از [[ولایت]]، عقیدۀ به [[امامت]]، [[شیعه]] بودن، [[مقام]] [[امامان]]، [[پذیرش ولایت]] و [[رهبری]] آنان، [[فرهنگ اهل بیت]]{{عم}}، [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} و [[قیام قائم]]{{ع}} و بیشتر این کاربرد، در روایاتی است که از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده و به خاطر شرایط [[تقیّه]]، از شؤون مربوط به امامان و [[فرهنگ شیعی]]، با تعبیر امر، یا امر ما یاد می‌کرد. در [[روایات]] متعددی تأکید بر احیای امر [[ائمه]] به وسیلۀ رفت وآمد و نقل حدیث و دیدارهای متقابل و [[عزاداری]] و... شده است، مثل: [[کلام]] [[علی]]{{ع}}:" [[شیعیان]] ما در راه [[ولایت]] ما [[اهل]] [[بذل و بخشش]] به یکدیگرند، در راه [[مودّت]] ما با هم [[دوستی]] می‌کنند و در راه احیای [[فرمان]] ما یکدیگر را دیدار می‌کنند"<ref>{{متن حدیث|شِيعَتُنَا الْمُتَبَاذِلُونَ فِي وَلَايَتِنَا، الْمُتَحَابُّونَ فِي مَوَدَّتِنَا، الْمُتَزَاوِرُونَ فِي إِحْيَاءِ أَمْرِنَا}}؛ [[وسائل الشیعه]]، ج ۱۱ ص۱۴۷.</ref>.
{{همچنین|ولایت اهل بیت}}
«امر» در اصطلاح [[شیعی]]، تعبیری کنایه‌آمیز است از [[ولایت]]، عقیدۀ به [[امامت]]، [[شیعه]] بودن، [[مقام]] [[امامان]]، [[پذیرش ولایت]] و [[رهبری]] آنان، [[فرهنگ اهل بیت]]{{عم}}، [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} و [[قیام قائم]]{{ع}} و بیشتر این کاربرد، در روایاتی است که از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده و به خاطر شرایط [[تقیّه]]، از شؤون مربوط به امامان و [[فرهنگ شیعی]]، با تعبیر امر، یا امر ما یاد می‌کرد. در [[روایات]] متعددی تأکید بر احیای امر [[ائمه]] به وسیلۀ رفت وآمد و نقل حدیث و دیدارهای متقابل و [[عزاداری]] و... شده است، مثل: [[کلام]] [[علی]]{{ع}}:" [[شیعیان]] ما در راه [[ولایت]] ما [[اهل]] [[بذل و بخشش]] به یکدیگرند، در راه [[مودّت]] ما با هم [[دوستی]] می‌کنند و در راه احیای [[فرمان]] ما یکدیگر را دیدار می‌کنند"<ref>{{متن حدیث|شِيعَتُنَا الْمُتَبَاذِلُونَ فِي وَلَايَتِنَا، الْمُتَحَابُّونَ فِي مَوَدَّتِنَا، الْمُتَزَاوِرُونَ فِي إِحْيَاءِ أَمْرِنَا}}؛ [[وسائل الشیعه]]، ج ۱۱ ص۱۴۷.</ref>.


[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: هرکس از شما با [[عقیده]] به این امر بمیرد، [[شهید]] است، هرچند در بستر بمیرد. نیز روایاتی است که آن حضرت می‌فرماید:امر ما سرّ پنهان و پوشیده است و دشوار<ref>{{متن حدیث| إِنَّ أَمْرَنَا هَذَا مَسْتُورٌ...}}، {{متن حدیث|إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ...}}؛ المحجّة البیضاء، ج ۱ ص۶۶.</ref> که این امر در اینگونه موارد، [[توحید]] ناب و معارف والای [[اهل بیت]]{{عم}} و [[ایمان]] [[خالص]] و [[معرفت]] مخصوص به اهل بیت است.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: هرکس از شما با [[عقیده]] به این امر بمیرد، [[شهید]] است، هرچند در بستر بمیرد. نیز روایاتی است که آن حضرت می‌فرماید:امر ما سرّ پنهان و پوشیده است و دشوار<ref>{{متن حدیث| إِنَّ أَمْرَنَا هَذَا مَسْتُورٌ...}}، {{متن حدیث|إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ...}}؛ المحجّة البیضاء، ج ۱ ص۶۶.</ref> که این امر در اینگونه موارد، [[توحید]] ناب و معارف والای [[اهل بیت]]{{عم}} و [[ایمان]] [[خالص]] و [[معرفت]] مخصوص به اهل بیت است.
خط ۱۸: خط ۲۵:
در مواردی هم اشاره به ارتباطات پنهانی و تشکیلاتی و امور تقیّه‌ای و تلاش برای [[حاکمیت]] اهل بیت و [[رهبری امام]] [[معصوم]] است که باید به صورت راز بماند. امام صادق{{ع}} به [[معلی بن خنیس]] می‌فرماید: "ای معلی! امر ما را [[کتمان]] کن و آن را فاش نساز، هرکس امر ما را بپوشاند و فاش نکند [[خداوند]] در [[دنیا]] عزیزش می‌کند... و هرکس امر ما را افشا کند، چون کسی است که ما را [[انکار]] کرده است"<ref>{{متن حدیث| يَا مُعَلَّى اكْتُمْ أَمْرَنَا وَ لَا تُذِعْهُ فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَا يُذِيعُهُ أَعَزَّهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا... وَ الْمُذِيعُ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَهُ}}؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۴۶۵، ح ۲۳.</ref>. تأثیر زیان‌بار افشای اینگونه [[اسرار]]، تا حدّی است که مثل مشارکت در [[قتل]] [[ائمه]] به‌شمار آمده، آن هم [[قتل عمد]] نه [[خطا]]. [[حضرت صادق]]{{ع}} فرمود: "هرکس چیزی از امر ما را بر ضد ما پخش کند، همچون کسی است که ما را به عمد کشته است، نه به خطا!"<ref>{{متن حدیث|مَنْ أَذَاعَ عَلَيْنَا شَيْئاً مِنْ أَمْرِنَا، فَهُوَ كَمَنْ قَتَلَنَا عَمْداً، وَ لَمْ يَقْتُلْنَا خَطَأ}}؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۴۹۶، ح ۱۶.</ref> و نیز فرمود: "ای معلی! امر ما را کتمان کن و آن را فاش نساز، هرکس امر ما را بپوشاند و فاش نکند خداوند در دنیا عزیزش می‌کند... و هرکس امر ما را افشا کند، چون کسی است که ما را [[انکار]] کرده است امر ما را فاش و منتشر نکنید و آن را جز با اهلش در میان نگذارید؛ چراکه هرکس امر ما را بر ضد ما فاش کند، زحمت او بر ما بیش از [[دشمن]] ماست، برگردید و بروید، [[خدا]] رحمتتان کند و راز ما را فاش نکنید"<ref>{{متن حدیث|لَا تُذِيعُوا أَمْرَنَا وَ لَا تُحَدِّثُوا بِهِ إِلَّا أَهْلَهُ فَإِنَّ الْمُذِيعَ عَلَيْنَا سِرَّنَا أَشَدُّ عَلَيْنَا مَئُونَةً مِنْ عَدُوِّنَا انْصَرِفُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ وَ لَا تُذِيعُوا سِرَّنَا}}؛ [[وسائل الشیعه]]، ج ۱۱ ص۴۶۵، ح ۱۸.</ref>.
در مواردی هم اشاره به ارتباطات پنهانی و تشکیلاتی و امور تقیّه‌ای و تلاش برای [[حاکمیت]] اهل بیت و [[رهبری امام]] [[معصوم]] است که باید به صورت راز بماند. امام صادق{{ع}} به [[معلی بن خنیس]] می‌فرماید: "ای معلی! امر ما را [[کتمان]] کن و آن را فاش نساز، هرکس امر ما را بپوشاند و فاش نکند [[خداوند]] در [[دنیا]] عزیزش می‌کند... و هرکس امر ما را افشا کند، چون کسی است که ما را [[انکار]] کرده است"<ref>{{متن حدیث| يَا مُعَلَّى اكْتُمْ أَمْرَنَا وَ لَا تُذِعْهُ فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَا يُذِيعُهُ أَعَزَّهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا... وَ الْمُذِيعُ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَهُ}}؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۴۶۵، ح ۲۳.</ref>. تأثیر زیان‌بار افشای اینگونه [[اسرار]]، تا حدّی است که مثل مشارکت در [[قتل]] [[ائمه]] به‌شمار آمده، آن هم [[قتل عمد]] نه [[خطا]]. [[حضرت صادق]]{{ع}} فرمود: "هرکس چیزی از امر ما را بر ضد ما پخش کند، همچون کسی است که ما را به عمد کشته است، نه به خطا!"<ref>{{متن حدیث|مَنْ أَذَاعَ عَلَيْنَا شَيْئاً مِنْ أَمْرِنَا، فَهُوَ كَمَنْ قَتَلَنَا عَمْداً، وَ لَمْ يَقْتُلْنَا خَطَأ}}؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۴۹۶، ح ۱۶.</ref> و نیز فرمود: "ای معلی! امر ما را کتمان کن و آن را فاش نساز، هرکس امر ما را بپوشاند و فاش نکند خداوند در دنیا عزیزش می‌کند... و هرکس امر ما را افشا کند، چون کسی است که ما را [[انکار]] کرده است امر ما را فاش و منتشر نکنید و آن را جز با اهلش در میان نگذارید؛ چراکه هرکس امر ما را بر ضد ما فاش کند، زحمت او بر ما بیش از [[دشمن]] ماست، برگردید و بروید، [[خدا]] رحمتتان کند و راز ما را فاش نکنید"<ref>{{متن حدیث|لَا تُذِيعُوا أَمْرَنَا وَ لَا تُحَدِّثُوا بِهِ إِلَّا أَهْلَهُ فَإِنَّ الْمُذِيعَ عَلَيْنَا سِرَّنَا أَشَدُّ عَلَيْنَا مَئُونَةً مِنْ عَدُوِّنَا انْصَرِفُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ وَ لَا تُذِيعُوا سِرَّنَا}}؛ [[وسائل الشیعه]]، ج ۱۱ ص۴۶۵، ح ۱۸.</ref>.


از مجموع اینگونه [[روایات]] که کم نیست، برمی‌آید که امر، واژه‌ای کنایه‌آمیز از امور پنهان و رازآلود [[ائمه]]{{عم}} در مورد [[هدایت امت]] و [[رهبری]] و [[ولایت]] است، که هم باید به اهلش گفت، هم فاش نساخت، هم ظرفیّت مخاطبین را سنجید.<ref>ر. ک: اصول کافی، ج ۲ ابواب: حفظ لسان ص۱۱۳، تقیه ص۲۱۷، کتمان ص۲۲۱ و اذاعه ص۳۶۹.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۰۱.</ref>
از مجموع اینگونه [[روایات]] که کم نیست، برمی‌آید که امر، واژه‌ای کنایه‌آمیز از امور پنهان و رازآلود [[ائمه]]{{عم}} در مورد [[هدایت امت]] و [[رهبری]] و [[ولایت]] است، که هم باید به اهلش گفت، هم فاش نساخت، هم ظرفیّت مخاطبین را سنجید<ref>ر.ک: اصول کافی، ج ۲ ابواب: حفظ لسان ص۱۱۳، تقیه ص۲۱۷، کتمان ص۲۲۱ و اذاعه ص۳۶۹.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۰۱.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۳۵: خط ۴۲:
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴''']]
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴''']]
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[امر الهی (مقاله)|'''امر الهی''']]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۲۹

معناشناسی

معنای لغوی

«امر» در لغت به دو صورت به‌کار رفته است[۱]:

  1. امری که جمع آن "اوامر" است. این امر ضد نهی[۲] و به معنای طلب[۳] و فرمان بوده و به صورت مصدر و اسم مصدر کاربرد دارد [۴].
  2. امری که جمع آن "امور" است. این امر همواره اسم مصدر است و برای آن معناهایی مانند شأن[۵]، حال[۶]، حادثه[۷] و شی‌ء[۸]ذکر شده است. برخی گفته‌اند: بعید نیست معنای اصلی امر معنای نخست بوده و سپس در معنای دوم به‌کار رفته باشد[۹]. برخی نیز معنای واحد در مادّه "ا ـ م ـ ر" را، طلب و تکلیف همراه با استعلا دانسته‌اند[۱۰].[۱۱]

امر در قرآن

واژه «امر» و مشتقات آن در آیات فراوانی به خداوند نسبت داده شده است و مضمون آن نیز از آیاتی پرشمار که مشتمل بر این واژه و مشتقات آن نیست استفاده می‌شود. این آیات گاهی با واژه‌هایی دیگر مانند "حکم" و "قضاء" و گاهی با صیغه و هیئت امر، به امر الهی پرداخته‌اند. یکی از اسمای الهی که در برخی از دعاها وارد شده "آمر" است؛ مانند: "یا آمر"[۱۲]، "یا آمرا بکلّ خیر"[۱۳]، "یا آمرا بالطّاعة"[۱۴] و در دعایی صفت "ذی القدرة والأمر" به خداوند نسبت داده شده است [۱۵]. در روایاتی نیز به امر الهی اشاره شده است[۱۶].[۱۷]

واژه امر و ولایت اهل بیت(ع)

«امر» در اصطلاح شیعی، تعبیری کنایه‌آمیز است از ولایت، عقیدۀ به امامت، شیعه بودن، مقام امامان، پذیرش ولایت و رهبری آنان، فرهنگ اهل بیت(ع)، ظهور حضرت مهدی(ع) و قیام قائم(ع) و بیشتر این کاربرد، در روایاتی است که از امام صادق(ع) نقل شده و به خاطر شرایط تقیّه، از شؤون مربوط به امامان و فرهنگ شیعی، با تعبیر امر، یا امر ما یاد می‌کرد. در روایات متعددی تأکید بر احیای امر ائمه به وسیلۀ رفت وآمد و نقل حدیث و دیدارهای متقابل و عزاداری و... شده است، مثل: کلام علی(ع):" شیعیان ما در راه ولایت ما اهل بذل و بخشش به یکدیگرند، در راه مودّت ما با هم دوستی می‌کنند و در راه احیای فرمان ما یکدیگر را دیدار می‌کنند"[۱۸].

امام صادق(ع) فرمود: هرکس از شما با عقیده به این امر بمیرد، شهید است، هرچند در بستر بمیرد. نیز روایاتی است که آن حضرت می‌فرماید:امر ما سرّ پنهان و پوشیده است و دشوار[۱۹] که این امر در اینگونه موارد، توحید ناب و معارف والای اهل بیت(ع) و ایمان خالص و معرفت مخصوص به اهل بیت است.

در مواردی هم اشاره به ارتباطات پنهانی و تشکیلاتی و امور تقیّه‌ای و تلاش برای حاکمیت اهل بیت و رهبری امام معصوم است که باید به صورت راز بماند. امام صادق(ع) به معلی بن خنیس می‌فرماید: "ای معلی! امر ما را کتمان کن و آن را فاش نساز، هرکس امر ما را بپوشاند و فاش نکند خداوند در دنیا عزیزش می‌کند... و هرکس امر ما را افشا کند، چون کسی است که ما را انکار کرده است"[۲۰]. تأثیر زیان‌بار افشای اینگونه اسرار، تا حدّی است که مثل مشارکت در قتل ائمه به‌شمار آمده، آن هم قتل عمد نه خطا. حضرت صادق(ع) فرمود: "هرکس چیزی از امر ما را بر ضد ما پخش کند، همچون کسی است که ما را به عمد کشته است، نه به خطا!"[۲۱] و نیز فرمود: "ای معلی! امر ما را کتمان کن و آن را فاش نساز، هرکس امر ما را بپوشاند و فاش نکند خداوند در دنیا عزیزش می‌کند... و هرکس امر ما را افشا کند، چون کسی است که ما را انکار کرده است امر ما را فاش و منتشر نکنید و آن را جز با اهلش در میان نگذارید؛ چراکه هرکس امر ما را بر ضد ما فاش کند، زحمت او بر ما بیش از دشمن ماست، برگردید و بروید، خدا رحمتتان کند و راز ما را فاش نکنید"[۲۲].

از مجموع اینگونه روایات که کم نیست، برمی‌آید که امر، واژه‌ای کنایه‌آمیز از امور پنهان و رازآلود ائمه(ع) در مورد هدایت امت و رهبری و ولایت است، که هم باید به اهلش گفت، هم فاش نساخت، هم ظرفیّت مخاطبین را سنجید[۲۳].[۲۴]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. المصباح، ص۲۱؛ مفردات، ص۸۸؛ قاموس قرآن، ج ۱، ص۱۰۹ ـ ۱۱۰، «امر».
  2. لسان العرب، ج ۱، ص۲۰۳، «امر».
  3. المصباح، ص۲۱، «امر».
  4. قاموس قرآن، ج ۱، ص۱۰۹، «امر».
  5. مفردات، ص۸۸.
  6. المصباح، ص۲۱، «امر».
  7. لسان العرب، ج ۱، ص۲۰۴؛ القاموس المحیط، ج ۱، ص۴۹۳؛ تاج العروس، ج ۶، ص۳۲، «امر».
  8. المنجد، ص۱۸، «امر».
  9. المیزان، ج ۸، ص۱۵۰ ـ ۱۵۱.
  10. التحقیق، ج ۱، ص۱۴۴، «امر».
  11. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۰۱؛ فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص ۲۰۲.
  12. بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۳۹۵.
  13. بحارالانوار، ج ۹۱، ج ۸۸، ص ۳۷۰.
  14. المقام الاسنی، ص ۸۶.
  15. بحارالانوار، ج ۸۸، ص ۱۹۴.
  16. الکافی، ج ۱، ص ۲۱۶ و ج ۸، ص ۸.
  17. جمالی‌زاده، احمد، امر الهی، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴.
  18. «شِيعَتُنَا الْمُتَبَاذِلُونَ فِي وَلَايَتِنَا، الْمُتَحَابُّونَ فِي مَوَدَّتِنَا، الْمُتَزَاوِرُونَ فِي إِحْيَاءِ أَمْرِنَا»؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۱۴۷.
  19. « إِنَّ أَمْرَنَا هَذَا مَسْتُورٌ...»، «إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ...»؛ المحجّة البیضاء، ج ۱ ص۶۶.
  20. « يَا مُعَلَّى اكْتُمْ أَمْرَنَا وَ لَا تُذِعْهُ فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَا يُذِيعُهُ أَعَزَّهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا... وَ الْمُذِيعُ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَهُ»؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۴۶۵، ح ۲۳.
  21. «مَنْ أَذَاعَ عَلَيْنَا شَيْئاً مِنْ أَمْرِنَا، فَهُوَ كَمَنْ قَتَلَنَا عَمْداً، وَ لَمْ يَقْتُلْنَا خَطَأ»؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۴۹۶، ح ۱۶.
  22. «لَا تُذِيعُوا أَمْرَنَا وَ لَا تُحَدِّثُوا بِهِ إِلَّا أَهْلَهُ فَإِنَّ الْمُذِيعَ عَلَيْنَا سِرَّنَا أَشَدُّ عَلَيْنَا مَئُونَةً مِنْ عَدُوِّنَا انْصَرِفُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ وَ لَا تُذِيعُوا سِرَّنَا»؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۴۶۵، ح ۱۸.
  23. ر.ک: اصول کافی، ج ۲ ابواب: حفظ لسان ص۱۱۳، تقیه ص۲۱۷، کتمان ص۲۲۱ و اذاعه ص۳۶۹.
  24. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۰۱.