استقامت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) |
جز (جایگزینی متن - ']] سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگنامه' به ' سعیدیانفر و ایازی، [[فرهنگنامه') |
||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
# [[پرونده:000054.jpg|22px]] [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]] و [[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']] | # [[پرونده:000054.jpg|22px]] [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]] و [[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر| | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
نسخهٔ ۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۵:۰۹
متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل استقامت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
واژهشناسی لغوی
- این واژه از ریشه "ق و م" است و برای آن معانی مختلفی مانند اعتدال[۱]، ثبات و مداومت[۲]، استمرار[۳]، پایداری، ایستادن، درست شدن و قیمت نهادن[۴] را بازگو کردهاند و معنای اعتدال شهرت بیشتری دارد[۵].
- برخی گفتهاند: استقامت همان اقامه است؛ ولی اضافه شدن دو حرف "س" و "ت" معنای آن را تأکید میکند[۶].
- در معنایی جامع میتوان گفت نظر به اینکه اصل واحد در این ماده، مفهومی است در برابر قعود و معنای اصلی آن به پاداشتن و فعلیت عمل است، استقامت با توجه به معنایطلبی باب استفعال، به معنای طلب قیام است و استمرار و استدامت و مانند آن از لوازم معنای اصلی بهشمار میآید[۷].
استقامت در قرآن
- استقامت در مفهوم قرآنی آن اصطلاحی برای پایداری در دین و مسیر حق در برابر کژیهاست[۸].
- اهل معرفت تعابیری چون "اهل استقامت" و "منزل استقامت" را که مرحلهای از مراحل سلوک الی اللّه است بهکار میبرند[۹].
- در نظر عارفان، استقامت برزخی است بین پرتگاههای مخوف عالم تفرق و سدرةالمنتهای عالم جمع و روحی است که احوال سالکان بدان زنده و باقی است[۱۰].
- واژه استقامت بهصورت مصدری در قرآن نیامده است؛ اما صورتهای فعلی و اسم فاعلی آن ۴۷ بار به کار رفته است: در ۹ آیه، مشتقات فعلی استقامت ۱۰ بار به صورتهای "استقم"﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾[۱۱]؛ ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾[۱۲]، "استقیما"﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[۱۳]، "استقیموا"﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ﴾[۱۴] برای امر به استقامت، و به گونه "یستقیم"﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ﴾[۱۵] و "استقاموا" ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ﴾[۱۶]؛ ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا...﴾[۱۷]؛ ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾[۱۸]؛ ﴿وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا﴾[۱۹] برای بیان آثار استقامت، استعمال شده است.
- در ۳۷ آیه دیگر نیز واژه "مستقیم" که اسم فاعل مصدر استقامت است کاربرد دارد؛ از جمله در ﴿إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ﴾[۲۰]؛ ﴿عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۲۱] و ﴿وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ﴾[۲۲].
- بیشتر مباحث قرآنی استقامت مربوط به ۹ آیهای است که متضمن مشتقات فعلی استقامت است. در این آیات جز آیه ﴿كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ﴾[۲۳] که به موضوع استقامت در عهد و پیمان پرداخته سایر آیات، استقامت را در مورد توحید و سیر به سوی خدا مطرح کرده است.
استقامت در تفسیر
- همانگونه که واژهپژوهان برای استقامت چندین معنا برشمردهاند مفسران نیز در معنا و تفسیر آن معانی اعتدال، و دوری از افراط و تفریط[۲۴]، ثبات و دوام[۲۵]، و طلب قیام[۲۶] را بازگو کردهاند.
- تفسیر استقامت به طلب قیام به این صورت است که انسان در حال قیام و ایستادن در متعادلترین حالت و مسلط بر تواناییها و کارهای خود است و این تسلط انسان را به شخصیت و شأن انسانی خود میرساند تا بتواند کارهای مناسب با استعداد انسانی خود را انجام دهد. به این جهت، از متعادلترین حالت هر چیز بهگونهای که امکان نمایان شدن همه آثار و تواناییهای آن وجود داشته باشد، بهصورت استعاره با واژه "قیام" یاد میشود، بنابراین، قیام عمود، این است که بهصورت طولی برافراشته گردد و قیام عدل به گسترش عدالت در زمین است.
- استقامت نیز چون مصدر باب استفعال است و معنای طلب دارد به معنای طلب قیام و استدعای ظهور همه آثار و منافع است. نمایان شدن همه ویژگیها و آثار هر پدیدهای نیز به حسب توانایی و شخصیت ذاتی آن گوناگون است؛ بهطور مثال، استقامت طریق عبارت است از برخورداری آن از هر چیزی که برای "راه" لازم است؛ مانند: همواری، وضوح و به گمراهی نینداختن رهرو، و استقامت انسان در امری آن است که شخص قیام به آن امر و اصلاح آن را از خود طلب کند، بهگونهای که کامل شود و فساد و نقص در آن راه نیابد، بنابراین، معنای استقامت در هر آیهای با توجه به زمینهای که استقامت در آن مطرح شده، متفاوت است؛ مانند قیام به حق توحید در عبودیت: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ﴾[۲۷]، و ثبات بر ربوبیت حق در همه شئون زندگی و محافظت بر توحید در همه امور باطنی و ظاهری: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾[۲۸] و قیام به وظایف دینی: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا﴾[۲۹][۳۰] و شاید به همین جهت مفسران، تفسیرهای گوناگونی از استقامت در آیات مربوط ارائه کردهاند[۳۱].
- براساس این تفسیر، استقامت مفهومی جامعتر از آنچه دیگر مفسران در معنای آن گفتهاند دارد، زیرا چیزی را برپا داشتن بهگونهای که همه آثار آن ظاهر گردد مستلزم اعتدال، صبر و ثبات در آن است، ازاینرو هر یک از این تعریفها را میتوان تعریف به لازم استقامت و آنها را به لحاظ مفهومی، مستقل از استقامت دانست، زیرا صبر در لغت به معنای حبس نفس و بردباری در ناملایمات است و جنبه سلبی در آن لحاظ شده است، برخلاف استقامت که ویژگی اثباتی و ایجابی دارد و همچنین الزاماً در ناملایمات به کار گرفته نمیشود. شاید بتوان گفت با توجه به موارد کاربرد استقامت و صبر در قرآن، استقامت به معنای پافشاری و پایداری در اصل دین و ارزشهای دینی و عدم انحراف از راه حق به بیراهههای کفر و شرک و نفاق است که بیشتر بعد فکری و عقیدتی در آن لحاظ شده است و صبر به معنای شکیبایی در برابر سختیهای اطاعت و دشواریهای مصائب و عدم تمکین در برابر طغیان شهوات است که بیشتر در مقام عمل متصور است[۳۲]، افزون بر این، کاربرد استقامت و صبر در روایات[۳۳] بهصورت قسیم یکدیگر و بهصورت دو مفهوم جدا از هم، بر استقلال مفهومی هریک دلالت دارد. اعتدال هم در لغت به معنای مراعات تساوی و حد وسط بین دو چیز[۳۴] و ثبات به معنای دوام شئ است[۳۵].
- برخی گفتهاند: ثبات ویژه امور مادی و استقامت مربوط به امور معنوی است[۳۶]. ویژگیهای معنایی واژه استقامت به همراه مفهوم قرآنی آنکه از زمینه طرح استقامت در آیات شکل میگیرد، پیوستگی این مفهوم را با مجموعهای گسترده از آیات و مفاهیم قرآن نشان میدهد، زیرا تحقق استقامت در هر زمینهای، افزون بر همراهی بااعتدال و صبر و ثبات، پرهیز از هرگونه زیغ، ضلل، عوج، الحاد، فسق و فساد را میطلبد، ازاینرو مفسران "عدل"﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ...﴾[۳۷] و "حنف"﴿إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ﴾[۳۸] را به استقامت معنا کردهاند[۳۹] و برخی، صبر و ثبات را در آیات، مرادف استقامت دانستهاند[۴۰] و زیغ[۴۱]، فساد[۴۲]، فسق[۴۳]، عوج و الحاد[۴۴] را به خروج از استقامت تعریف کردهاند. مفهوم قرآنی استقامت نیز بدان سبب که همه آیات (جز یک آیه) در یک نگاه کلی استقامت را در زمینه "توحید و باور به ربوبیت خداوند و سیر به سوی او بر اساس این باور"، مطرح کرده و میتوان از آن به "استقامت در دین" تعبیر کرد، با مفاهیمی چون صراط مستقیم، هدایت، عبودیت، ایمان، عمل صالح، تقوا و هرآنچه لازمه دینداری است، پیوند دارد، زیرا استقامت در این مفهوم پس از پذیرش دین مطرح میشود: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾[۴۵]، ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾[۴۶] و استقامت به کمال رساندن مؤلفههای لازم دینداری چون هدایت، ایمان، عبودیت، تقوا و عمل صالح است؛ اما برای روشن شدن پیوند این مفهوم با موضوع "صراط مستقیم" باید توجه داشت که انسانها همگی در مسیری به سوی خداوند در تکاپو و حرکتاند: ﴿يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ﴾[۴۷]، ﴿وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ﴾[۴۸] و این سیر و حرکت نیز در یکی از سه راه نعمت یافتگان: ﴿أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ﴾[۴۹]، غضب شدگان: ﴿ْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ﴾[۵۰] و گمراهان: ﴿الضَّالِّينَ﴾[۵۱] واقع میگردد[۵۲]. چون راه بندگان نعمت یافته خدا همان "صراط مستقیم" است که به سبب هدایت الهی حاصل میشود: ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ﴾[۵۳] و صراط مستقیم نیز چیزی جز بندگی خدا و دین نیست: ﴿اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ﴾[۵۴]، ﴿هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا﴾[۵۵] و استقامتکنندگان نیز بخشی از جامعه انسانیاند که بر مدار باور و راه توحیدی که همان عبودیت و دین حق است در حرکتاند، میتوان گفت صراط مستقیم راه اهل استقامت است که خداوند آنان را بندگان نعمت یافته شناسانده است: ﴿الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ﴾[۵۶]، بنابراین، شناخت ویژگیهای صراط مستقیم و رهروان آن﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۵۷]؛ ﴿عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۵۸]؛ ﴿وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ﴾[۵۹] ما را به شناخت اهل استقامت میرساند، ازاینرو پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان که بندگان نعمت یافته خدایند اهل استقامتاند و هرکس پیرو خدا و رسول او باشد با آنان همراه میگردد و از استقامتکنندگان به شمار میآید: ﴿مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ﴾[۶۰][۶۱]. این ویژگیهای مفهومی و گستردگی ارتباط با مفاهیمی بنیادین چون هدایت و عبودیت، استقامت را در تعالیم قرآن و روایات دینی در جایگاه ویژهای نشانده است، چنانکه در قرآن دو بار به پیامبر اسلام فرمان به استقامت داده شده است: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾[۶۲] و در ادامه یکی از این دو خطاب پیروان پیامبر نیز به استقامت مکلف شدهاند: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ﴾[۶۳].
- از موسی و هارون(ع) نیز استقامت خواسته شده است: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[۶۴].
- افزون بر این موارد در قرآن آثاری چند برای استقامت بازگو شده که نشان اهمیت آن است. در روایات دینی هم دعوت به استقامت جایگاه گستردهای دارد[۶۵].
- در بزرگی و دشواری استقامت از پیامبر اسلام روایت شده است که خطاب ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ﴾[۶۶] آن حضرت را پیر کرده است[۶۷]. این سخن پیامبر را میتوان بر اثر دشواری امر استقامت برای پیروان آن حضرت دانست، زیرا در آیه ﴿ فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ﴾[۶۸] پیامبر به تنهایی دعوت به استقامت شده است و چنین سخنی از آن حضرت روایت نشده است.
موارد استقامت
- یک آیه از ۹ آیهای که مشخصاً به موضوع استقامت پرداخته استقامت را در زمینه عهد و پیمان مطرح کرده است: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ﴾[۶۹] و سایر آیات مربوط به استقامت در زمینه توحید و ایمان به ربوبیت و الوهیت خدا و سیر به سوی او (استقامت در دین) است. در یک آیه از این آیات ذکر بودن قرآن برای کسانی مفید دانسته شده که میخواهند اهل استقامت در حق[۷۰] باشند: ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ﴾[۷۱]. سایر آیات در یک تقسیم کلی یا فرمان استقامت داده﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[۷۲]؛ ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ﴾[۷۳]؛ ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾[۷۴] یا از آثار استقامت سخن گفته است: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾[۷۵]؛ ﴿وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا﴾[۷۶].
- مخاطب یک آیه از ۴ آیهای که فرمان استقامت داده همه انسانها هستند. این آیه با بیان وحدانیت خدای سبحان خواهان استقامت بندگان در مسیر حرکت به سوی خداست: ﴿أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ﴾[۷۷]؛ اما سه آیه دیگر مشخصا بعضی از پیامبران را مخاطب قرار داده است. در دو آیه از پیامبر اسلام خواسته شده است همانگونه که به او فرمان داده شده، استقامت ورزد﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾[۷۸]؛ ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ...﴾[۷۹]. ظاهر این آیات به روشنی خواهان استقامت بر مدار فرمانهای خداوند است؛ اما مفسران مراد از فرمانها را در این آیات متفاوت بیان کردهاند؛ بعضی این فرمانها را چیزی غیر از قرآن میدانند که در این آیات خداوند پیامبر را مأمور اجرای آن کرده است[۸۰]؛ اما مفسرانی دیگر استقامت را ناظر به دستورهای قرآن میدانند که پیش از نزول این آیات بر پیامبر فرود آمده است[۸۱].
- موسی و هارون(ع) دیگر پیامبران الهیاند که در قرآن مأمور به استقامت شدهاند: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[۸۲]. با توجه به عبارت ﴿لَا تَتَّبِعَانِّ﴾ که در ادامه آیه، موسی و هارون را از پیروی راه نادانان بر حذر میدارد میتوان گفت که مراد، استقامت بر پیروی از راه خداست. برخی مقصود از آن را استقامت در دعا دانستهاند [۸۳]. بعضی از مفسران با توجه به اینکه مخاطب سه آیه اخیر پیامبران الهی هستند و یکی از مهمترین دستورهای خداوند برای آنان به انجام رساندن رسالت و ابلاغ پیام خداست، استقامت را، استقامت در تبلیغ دین و پیامبری هم میدانند[۸۴].
- در میان دستهای دیگر از آیات که آثار استقامت را در اندیشه و حرکت توحیدی بیان میکند دو آیهای که استقامت در اعتقاد به ربوبیت الهی را مطرح میکند از شهرت بیشتری برخوردار است: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾[۸۵] برخی، از کلمه ﴿ثُمَّ﴾ که برای تراخی است استفاده کردهاند که باید در حال و آینده استقامت داشت و با استقامت از دنیا رفت[۸۶].
- آیه دیگر نیز استقامت در راه حق[۸۷]، ایمان[۸۸]، و اسلام[۸۹] را مطرح کرده است: ﴿وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ﴾[۹۰]. در روایاتی مقصود از آیات فوق، استقامت بر ولایت اهل بیت(ع) دانسته شده[۹۱]، چنانکه صراط مستقیم نیز اهل بیت(ع) هستند[۹۲].
- آیات دیگری نیز بهصورت غیر مستقیم به استقامت در اموری مانند جهاد پرداخته است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۹۳].
آثار و موانع استقامت
- در قرآن آثاری چند برای استقامت بازگو شده که بخشی از آن، پاداش اهل استقامت در دنیا و پارهای دیگر پاداش استقامت در آخرت است؛ اما ویژگی بهرهمندی از ولایت الهی، در دنیا و آخرت شامل بندگان با استقامت میگردد: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ... نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ﴾[۹۴]. میتوان عبارت: ﴿نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ﴾ را از جانب ملائکه دانست؛ اما چون فرشتگان واسطه رحمت خداوند بوده، از خود ولایتی ندارند، این عبارت به ولایت الهی تفسیر میشود[۹۵].
- اهل استقامت، از رهگذر بهرهای که از ولایت الهی و نزول فرشتگان بشارت دهنده دارند، از چنبره ترس و اندوه آزادند: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا... نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ﴾[۹۶].
- اهل استقامت در دنیا از برکات خداوند بهرهمند میشوند: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا﴾[۹۷]. عبارت: ﴿مَاءً غَدَقًا﴾ در این آیه که به آب فراوان[۹۸] معنا شده کنایه از وسعت و فراوانی روزی است[۹۹]. مشابه این تعبیر کنایی درباره اهل کتاب نیز آمده است: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ﴾[۱۰۰][۱۰۱]. برخی نیز: ﴿مَاءً غَدَقًا﴾ را به هدایت[۱۰۲] و علم کثیر[۱۰۳] تفسیر کردهاند.
- در آخرت هم زندگی جاودانه در بهشت موعودی که همه چیز در آن فراهم است، فرجام نیکوی بندگانی است که بر ربوبیت خداوند استقامت میورزند: ﴿...وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ لَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ﴾[۱۰۴]،: ﴿أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۱۰۵][۱۰۶].
- استقامتورزی برای مؤمنان، به سبب عوامل بازدارندهای در بیرون و درون وجود آدمی، همواره با موانع و دشواریهایی همراه است که با توجه به مفهوم استقامت، هر کوتاهی و نقصی در عبودیت خدا را، میتوان مانع استقامت تلقی کرد، ازاینرو در بعضی از آیات مرتبط با استقامت به چند عامل کلی اشاره شده است. این موانع عبارت است از: فراموشی یاد خدا: ﴿وَمَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا﴾ [۱۰۷][۱۰۸]، پیروی از هوا و هوس: ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ...﴾[۱۰۹][۱۱۰]، پیروی از راه نادانان: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[۱۱۱][۱۱۲]، ممانعت شیطان از حرکت انسان در صراط مستقیم: ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ﴾[۱۱۳][۱۱۴]، اختلاف و تنازع: ﴿وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۱۱۵] و دنیاطلبی: ﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ﴾[۱۱۶][۱۱۷].
استقامت در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱
منظور استقامت و ایستادگیهای پیامبر در طول دعوت است که خداوند بارها فرمان به آن میدهد و یکی از علل موفقیت وی در به انجام رسیدن اهداف رسالت است که قرآن در آیات فراوان با آن اشاره کرده است:
- ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾[۱۱۸]
- ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ﴾[۱۱۹]
- نکته: پیامبر همراه مؤمنین، مأمور به استقامت در امر توحید و دعوت به آن است. در این حرکت جمعی او و همراهان باید مواظب باشند که دچار تجاوز و طغیان نشوند و از هواها و تمایلات انسانها پیروی نکنند و اساس حرکت و مأموریت، دعوت به توحید، کتاب خدا و عدالت و عدم تخطی از احکام است، که استقامت میطلبد و پیامبر به چنین استقامتی مأمور است و همچنین مؤمنان پیرو پیامبر[۱۲۰]
- ﴿إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ﴾[۱۲۱]
- ﴿عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۲۲]
- ﴿قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ﴾[۱۲۳]
- در این دو آیه نیز خداوند استقامت و پایداری محمد(ص) را تأیید کرده است و به او دستور داده که به مخالفان بگو شما در جایگاه خود باشید و من هم در جایگاه خودم که توحید است، با استقامت عمل میکنم و شما در آینده نتیجه را خواهید دید[۱۲۴].
پرسشهای وابسته
جستارهای وابسته
منابع
رضوی، سید عباس و قدمی، غلام رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم
سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم
پانویس
- ↑ تاج العروس، ج۱۷، ص۵۹۲؛ الصحاح، ج۵، ص۲۰۱۷؛ مجمع البحرین، ج۳، ص۵۶۶.
- ↑ النهایه، ج۴، ص۱۲۵.
- ↑ الفروق اللغویه، ص۵۱؛ ترتیب العین، ص۶۹۴.
- ↑ لغتنامه، ج۶، ص۲۱۸۱؛ فرهنگ فارسی، ج۱، ص۲۵۵.
- ↑ القاموس المحیط، ج۲، ص۱۵۱۷؛ المعجم الوسیط، ص۷۶۸؛ الصحاح، ج۵، ص۲۰۱۷.
- ↑ غرائبالتفسیر، ج۱، ص۴۳۵؛ رحمة منالرحمن، ج۱، ص۲۶۵.
- ↑ التحقیق، ج۹، ص۳۴۱؛ المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.
- ↑ التحریر والتنویر، ج۱۱، ص۲۸۲.
- ↑ الفتوحات المکیه، ج۲، ص۲۱۷؛ منازلالسائرین، ص۴۲؛ مدارجالسالکین، ج۲، ص۱۰۸.
- ↑ منازل السائرین، ص۴۲.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲
- ↑ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره شوری، آیه ۱۵.
- ↑ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
- ↑ «پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید» سوره فصلت، آیه ۶.
- ↑ «برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.
- ↑ «پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷
- ↑ «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید...» سوره فصلت، آیه ۳۰.
- ↑ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.
- ↑ «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب میکنیم» سوره جن، آیه ۱۶.
- ↑ «بیگمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱.
- ↑ «بر راهی راست» سوره یس، آیه ۴.
- ↑ «و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱.
- ↑ «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۷.
- ↑ روحالمعانی، مج ۷، ج۱۲، ص۲۲۷؛ التحریر والتنویر، ج۶، ص۲۳۷.
- ↑ جامع البیان، مج ۷، ج۱۱، ص۲۰۹؛ مجمع البیان، ج۹، ص۳۸؛ المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶.
- ↑ المیزان، ج۱۱، ص۴۷.
- ↑ «بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.
- ↑ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند» سوره فصلت، آیه ۳۰.
- ↑ «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار!» سوره روم، آیه ۳۰.
- ↑ المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.
- ↑ المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶؛ ج۱۷، ص۳۸۹؛ ج۲۰، ص۴۶.
- ↑ مجمع البحرین، ج۲، ص۵۷۷؛ بصائر ذوی التمییز، ج۳، ص۳۷۱.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶.
- ↑ لسان العرب، ج۹، ص۸۳؛ القاموس المحیط، ج۲، ص۱۳۶۱؛ تاج العروس، ج۱۵، ص۱۴۷، «عدل».
- ↑ التحقیق، ج۲، ص۵.
- ↑ تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.
- ↑ «ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است» سوره مائده، آیه ۱۰۶.
- ↑ «من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۹.
- ↑ المیزان، ج۶، ص۱۹۶؛ ج۷، ص۱۹۱؛ غریبالقرآن، ص۳۸۸.
- ↑ نمونه، ج۳، ص۱۲۲؛ ج۴، ص۲۳۴؛ راهنما، ج۶، ص۱۹۲، ص۱۹۶.
- ↑ المیزان، ج۳، ص۲۳.
- ↑ مفردات، ص۶۳۶، «فسد».
- ↑ تاج العروس، ج۱۳، ص۴۰۱ ۴۰۲، «فسق».
- ↑ مجمع البیان، ج۶، ص۶۹۳.
- ↑ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند». سوره فصلت، آیه ۳۰؛ سوره احقاف، آیه ۱۳.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «ای انسان! بیگمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.
- ↑ «و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.
- ↑ «راه آنان که به نعمت پروردهای» سوره فاتحه، آیه ۷.
- ↑ «راه آنان که بر ایشان خشم آوردهای» سوره فاتحه، آیه ۷.
- ↑ «آنان که گمراهاند» سوره فاتحه، آیه ۷.
- ↑ المیزان، ج۱، ص۲۸-۲۹.
- ↑ «راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پروردهای؛ که نه بر ایشان خشم آوردهای و نه گمراهاند» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.
- ↑ «مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.
- ↑ «بگو: بیگمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
- ↑ «راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پروردهای» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.
- ↑ «و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷
- ↑ «بر راه راست» سوره یس، آیه ۴
- ↑ «و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم» سوره صافات، آیه ۱۱۸.
- ↑ «و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.
- ↑ المیزان، ج۱، ص۳۱-۳۲.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
- ↑ الخصال، ج۲، ص۴۰۴؛ معجم الفاظ غررالحکم، ص۹۵۱.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۴؛ تفسیر قرطبی، مج ۵، ج۹، ص۷۱.
- ↑ پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و از هوسهای آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافتهام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع میگرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست؛ سوره شورای، آیه:۱۵.
- ↑ «پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷.
- ↑ المیزان، ج۲۰، ص۲۲۰.
- ↑ «این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.
- ↑ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره شوری، آیه ۱۵.
- ↑ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.
- ↑ «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب میکنیم» سوره جن، آیه ۱۶.
- ↑ «که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و از هوسهای آنان پیروی مکن» سوره شوری، آیه ۱۵.
- ↑ روح المعانی، مج ۷، ج۱۲، ص۲۲۷.
- ↑ المیزان، ج۱۱، ص۴۸.
- ↑ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
- ↑ تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.
- ↑ کشفالاسرار، ج۴، ص۲۰۹، ۴۵۲؛ مجمعالبیان، ج۵، ص۳۰۴؛ تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.
- ↑ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند». سوره فصلت، آیه ۳۰؛ سوره احقاف، آیه ۱۳.
- ↑ لطائف الاشارات، ج۲، ص۳۲۷.
- ↑ جامع البیان، مج ۱۴، ج۲۹، ص۱۴۱؛ روض الجنان، ج۱۹، ص۴۵۰.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.
- ↑ روح المعانی، مج ۱۶، ج۲۹، ص۱۵۵؛ فتح القدیر، ج۵، ص۳۰۸؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
- ↑ «اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند...» سوره جن، آیه ۱۸.
- ↑ بحارالانوار، ج۶، ص۱۴۸؛ ج۲۴، ص۲۴ ۲۹.
- ↑ نورالثقلین، ج۱، ص۲۰ ۲۱.
- ↑ «ای مؤمنان! چون با دستهای (از دشمن) رویاروی شدید استوار باشید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره انفال، آیه ۴۵.
- ↑ «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند... ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.
- ↑ المیزان، ج۱۷، ص۳۹۰.
- ↑ «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید... ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.
- ↑ «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب میکنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
- ↑ تفسیر ماوردی، ج۶، ص۱۱۶؛ الدرالمنثور، ج۸، ص۳۰۵؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
- ↑ «و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوی آنها فرو فرستاده شده است، بر پا میداشتند از نعمتهای آسمانی و زمینی برخوردار میشدند» سوره مائده، آیه ۶۶.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.
- ↑ تفسیر ماوردی، ج۶، ص۱۱۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۴، ص۲۹.
- ↑ «...و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد! ...در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.
- ↑ «آنان بهشتیاند» سوره احقاف، آیه ۱۴.
- ↑ المیزان، ج۱۸، ص۱۹۶.
- ↑ «و هر کس از یاد پروردگارش روی گرداند او را به عذابی بسیار دشوار گمارد» سوره جن، آیه ۱۷.
- ↑ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
- ↑ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و از هوسهای آنان پیروی مکن...» سوره شوری، آیه ۱۵.
- ↑ الکشاف، ج۴، ص۲۱۶.
- ↑ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
- ↑ الکشاف، ج۲، ص۳۶۶.
- ↑ «گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان مینشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.
- ↑ الکشاف، ج۲، ص۹۱.
- ↑ «و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.
- ↑ «و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.
- ↑ رضوی، سید عباس و قدمی، غلام رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۳، ص.
- ↑ «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.
- ↑ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و از هوسهای آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافتهام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردا» سوره شوری، آیه ۱۵.
- ↑ اینکه پیامبرفرموده: سوره هود من را پیر کرد. مربوط به همین آیه استقامت است که بسیار مشکل است؛ مخصوصاً حفظ عدالت وطغیان نکردن. ر. ک: البرهان
- ↑ «اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو میخوانیم و همانا تو بیگمان از فرستادگانی» سوره بقره، آیه ۲۵۲.
- ↑ «و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکیهایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا مینهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست میدارد» سوره انعام، آیه ۳۹.
- ↑ «بگو ای قوم من! هر چه میتوانید کرد انجام دهید من نیز خواهم کرد، به زودی خواهید دانست که سرانجام (نیکوی) جهان واپسین از آن کیست؛ به راستی ستمگران رستگار نمیگردند» سوره انعام، آیه ۱۳۵.
- ↑ سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۱۰۶.