مرجئه چه فرقه‌ای بودند و چه باورهایی داشتند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ')
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#))
خط ۲۰: خط ۲۰:


«نام گروه [[مرجئه]] در [[منابع حدیثی]] و [[کتب اربعه]]، به ویژه در کافی، آمده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۳ و ۳۵۱؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱، ص۴۴۹.</ref>؛ ازاین روی لازم است در آغاز با معنای آن آشنا شویم و بعد موضع [[معصومان]] را در برابر این گروه نقل کنیم. [[دانشمندان اسلامی]] چند معنا برای این کلمه ذکر کرده‌اند. می‌توان گفت برای مرجئه، با توجه به ریشه لغوی آن با تعبیرات مختلف، سه معنا بیان کرده‌اند:
«نام گروه [[مرجئه]] در [[منابع حدیثی]] و [[کتب اربعه]]، به ویژه در کافی، آمده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۳ و ۳۵۱؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱، ص۴۴۹.</ref>؛ ازاین روی لازم است در آغاز با معنای آن آشنا شویم و بعد موضع [[معصومان]] را در برابر این گروه نقل کنیم. [[دانشمندان اسلامی]] چند معنا برای این کلمه ذکر کرده‌اند. می‌توان گفت برای مرجئه، با توجه به ریشه لغوی آن با تعبیرات مختلف، سه معنا بیان کرده‌اند:
:::::#'''تأخیر''': گروهی بودند که [[اندیشه]] [[اباحه گری]] را در [[جامعه]] رواج می‌دادند و [[ایمان]] صرف را بدون نیاز به عمل، کافی می‌دانستند؛ در وجه تسمیه این گروه به مرجئه برخی گفته‌اند: ازآن رو به آنان مرجئه می‌گفتند که سخن را مقدم می‌داشتند و عمل را [[ارجاء]] می‌کردند؛ یعنی به تأخیر می‌انداختند<ref>{{عربی|إِنَّمَا قيلَ لهَذِهِ العِصَابة مُرْجئة، لأنَّهم قَدَّموا القولَ. وأَرجئوا الْعَمل. أَي أَخَّرُوه}}؛ ابومنصور محمد بن احمد أزهری، تهذیب اللغه، ج۱۱، ص۱۲۵ (چ دار احیاء)؛ همان، ص۱۸۲ (چ دیگر).</ref>. برخی گفته‌اند: مرجئه گروهی از [[مسلمانان]] هستند که معتقدند ایمان، سخنِ ([[شهادت]]) بدون عمل است؛ گویا سخن را مقدم دانسته‌اند و عمل را به تأخیر انداخته‌اند<ref>{{عربی|و المُرْجِئَةُ: صِنْفٌ من المسلمين يقولون: الإِيمانُ قَوْلٌ بلا عَمَل، كأَنهم قدّمُوا القَوْلَ و أَرْجَؤُوا العمل أَي أَخَّروه}}؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۸۴.</ref>.
#'''تأخیر''': گروهی بودند که [[اندیشه]] [[اباحه گری]] را در [[جامعه]] رواج می‌دادند و [[ایمان]] صرف را بدون نیاز به عمل، کافی می‌دانستند؛ در وجه تسمیه این گروه به مرجئه برخی گفته‌اند: ازآن رو به آنان مرجئه می‌گفتند که سخن را مقدم می‌داشتند و عمل را [[ارجاء]] می‌کردند؛ یعنی به تأخیر می‌انداختند<ref>{{عربی|إِنَّمَا قيلَ لهَذِهِ العِصَابة مُرْجئة، لأنَّهم قَدَّموا القولَ. وأَرجئوا الْعَمل. أَي أَخَّرُوه}}؛ ابومنصور محمد بن احمد أزهری، تهذیب اللغه، ج۱۱، ص۱۲۵ (چ دار احیاء)؛ همان، ص۱۸۲ (چ دیگر).</ref>. برخی گفته‌اند: مرجئه گروهی از [[مسلمانان]] هستند که معتقدند ایمان، سخنِ ([[شهادت]]) بدون عمل است؛ گویا سخن را مقدم دانسته‌اند و عمل را به تأخیر انداخته‌اند<ref>{{عربی|و المُرْجِئَةُ: صِنْفٌ من المسلمين يقولون: الإِيمانُ قَوْلٌ بلا عَمَل، كأَنهم قدّمُوا القَوْلَ و أَرْجَؤُوا العمل أَي أَخَّروه}}؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۸۴.</ref>.
:::::#'''[[امیدبخشی]]''': "ارجاء" را از "[[رجاء]]" به معنای [[امید]] گرفته‌اند. مرجئه به کسی می‌گفتند که شهادت درست بر [[وحدانیت خدا]] بدهد، هر عملی که انجام بدهد اشکال ندارد؛ اما اگر [[مشرک]] باشد، [[عمل نیک]] وی هم فایده ندارد<ref>{{عربی|كانوا يقولون: لا تَضُرُّ مع الإيمانِ معصيةٌ، كما لا تنفعُ مع الكفرِ طاعةٌ}}؛ ابوالحسن محمد ملطی، التنبیه و الرد، ص۱۴۶؛ محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۳۹.</ref>. برخی تعبیر به ارجاء در ایمان کرده و سه [[فرقه]] برای باورمندان به این [[عقیده]] بیان کرده‌اند<ref>ابوالمظفر طاهر بن محمد اسفراینی، التبصیر فی الدین، ص۸۳.</ref>. شماری گفته‌اند: آنان فرقه‌ای از مسلمانان هستند که معتقدند با داشتن [[ایمان]]، [[گناه]] ضرر نمی‌زند؛ همان‌گونه که با [[کفر]]، [[اطاعت]] و انجام کارهای خوب فایده‌ای ندارد. از آن جهت به آنان [[مرجئه]] گفته‌اند که معتقدند [[خداوند]] [[عذاب]] آنان را بر [[معصیت]] به تأخیر انداخته است<ref>ابن اثیر جزری(مبارک)، النهایه، ج۲، ص۲۰۶؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۴، ص۳۱۱؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۱۷۷؛ محمدعلی تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۲، ص۱۵۱۰.</ref>. [[شیخ طوسی]] هم همین معنا را برای کلمه مرجئه ذکر کرده است. ایمان را فقط [[تصدیق]] به [[قلب]] و زبان می‌دانند و کفر را [[انکار]] با زبان می‌شمارند<ref>{{عربی|المرجئة من قال: الايمان هو التصديق باللسان خاصة و كذلك الكفر هو الجحود باللسان}}؛ شیخ طوسی، الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، ص۱۴۰.</ref>. آمدی معنای متفاوتی ذکر کرده و گفته است که گروهی از مرجئه معتقدند خداوند در [[آخرت]] کسی را عذاب نمی‌کند و هر چه هست، در دنیاست. آنان همان [[مشکلات]] و گرفتاری‌های افراد را عذاب می‌دانند<ref>سیف الدین آمدی، أبکار الأفکار فی أصول الدین، ج۴، ص۳۶۰.</ref>.
#'''[[امیدبخشی]]''': "ارجاء" را از "[[رجاء]]" به معنای [[امید]] گرفته‌اند. مرجئه به کسی می‌گفتند که شهادت درست بر [[وحدانیت خدا]] بدهد، هر عملی که انجام بدهد اشکال ندارد؛ اما اگر [[مشرک]] باشد، [[عمل نیک]] وی هم فایده ندارد<ref>{{عربی|كانوا يقولون: لا تَضُرُّ مع الإيمانِ معصيةٌ، كما لا تنفعُ مع الكفرِ طاعةٌ}}؛ ابوالحسن محمد ملطی، التنبیه و الرد، ص۱۴۶؛ محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۳۹.</ref>. برخی تعبیر به ارجاء در ایمان کرده و سه [[فرقه]] برای باورمندان به این [[عقیده]] بیان کرده‌اند<ref>ابوالمظفر طاهر بن محمد اسفراینی، التبصیر فی الدین، ص۸۳.</ref>. شماری گفته‌اند: آنان فرقه‌ای از مسلمانان هستند که معتقدند با داشتن [[ایمان]]، [[گناه]] ضرر نمی‌زند؛ همان‌گونه که با [[کفر]]، [[اطاعت]] و انجام کارهای خوب فایده‌ای ندارد. از آن جهت به آنان [[مرجئه]] گفته‌اند که معتقدند [[خداوند]] [[عذاب]] آنان را بر [[معصیت]] به تأخیر انداخته است<ref>ابن اثیر جزری(مبارک)، النهایه، ج۲، ص۲۰۶؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۴، ص۳۱۱؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۱۷۷؛ محمدعلی تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۲، ص۱۵۱۰.</ref>. [[شیخ طوسی]] هم همین معنا را برای کلمه مرجئه ذکر کرده است. ایمان را فقط [[تصدیق]] به [[قلب]] و زبان می‌دانند و کفر را [[انکار]] با زبان می‌شمارند<ref>{{عربی|المرجئة من قال: الايمان هو التصديق باللسان خاصة و كذلك الكفر هو الجحود باللسان}}؛ شیخ طوسی، الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، ص۱۴۰.</ref>. آمدی معنای متفاوتی ذکر کرده و گفته است که گروهی از مرجئه معتقدند خداوند در [[آخرت]] کسی را عذاب نمی‌کند و هر چه هست، در دنیاست. آنان همان [[مشکلات]] و گرفتاری‌های افراد را عذاب می‌دانند<ref>سیف الدین آمدی، أبکار الأفکار فی أصول الدین، ج۴، ص۳۶۰.</ref>.
:::::#'''تأخیر مرتبه [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}''': این معنا از [[ملل و نحل]] [[شهرستانی]] و برخی کتب [[شیعه]] استفاده می‌شود که ازآن روی به جمعی مرجئه گویند که [[ولایت علی]]{{ع}} را به تأخیر انداخته‌اند و او را چهارمین [[خلیفه]] می‌دانند<ref>محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۳۹.</ref>. ملاصالح در شرح [[حدیثی]]، این معنا را برای مرجئه بعید ندانسته است<ref>{{عربی|و لا يبعد أن يراد هنا كلّ من أخّر عليّاً عن مرتبته}}؛ ملا صالح مازندرانی، شرح الکافی، ج۱۲، ص۳۷۳.</ref>. مرحوم [[فیض]] در شرح حدیثی، اول این معنا را ذکر کرده که متناسب با [[حدیث]] است، بعد دو معنی دیگر [[ارجاء]] را آورده که یکی در مقابل وعیدیه است و دیگری به معنای [[امیدبخشی]] است<ref>{{عربی|المرجئة قد تطلق في مقابلة الشيعة من الإرجاء بمعنى التأخير لتأخيرهم عليا{{ع}}عن درجته و كأنه المراد هنا و قد تطلق في مقابلة الوعيدية إما من الإرجاء بمعنى التأخير لأنهم يؤخرون العمل عن النية و القصد و إما بمعنى إعطاء الرجاء لأنهم يعتقدون أن لا يضر مع الأيمان معصية كما لا تنفع مع الكفر طاعة}}؛ محمدمحسن فیض کاشانی، الوافی، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. [[شهرستانی]] [[مرجئه]] را به چهار دسته تقسیم می‌کند؛ مرجئه [[خوارج]]، مرجئه [[قدریه]]، مرجئه جبریه و مرجئه خالصه<ref>محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۳۹.</ref>. برخی آنان را به [[دوازده]] [[فرقه]] تقسیم کرده‌اند<ref>علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الاسلامیین، ص۱۳۴؛ ابوالحسن محمد ملطی، التنبیه و الرد، ص۱۴۶.</ref>»<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۹۵.</ref>
#'''تأخیر مرتبه [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}''': این معنا از [[ملل و نحل]] [[شهرستانی]] و برخی کتب [[شیعه]] استفاده می‌شود که ازآن روی به جمعی مرجئه گویند که [[ولایت علی]]{{ع}} را به تأخیر انداخته‌اند و او را چهارمین [[خلیفه]] می‌دانند<ref>محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۳۹.</ref>. ملاصالح در شرح [[حدیثی]]، این معنا را برای مرجئه بعید ندانسته است<ref>{{عربی|و لا يبعد أن يراد هنا كلّ من أخّر عليّاً عن مرتبته}}؛ ملا صالح مازندرانی، شرح الکافی، ج۱۲، ص۳۷۳.</ref>. مرحوم [[فیض]] در شرح حدیثی، اول این معنا را ذکر کرده که متناسب با [[حدیث]] است، بعد دو معنی دیگر [[ارجاء]] را آورده که یکی در مقابل وعیدیه است و دیگری به معنای [[امیدبخشی]] است<ref>{{عربی|المرجئة قد تطلق في مقابلة الشيعة من الإرجاء بمعنى التأخير لتأخيرهم عليا{{ع}}عن درجته و كأنه المراد هنا و قد تطلق في مقابلة الوعيدية إما من الإرجاء بمعنى التأخير لأنهم يؤخرون العمل عن النية و القصد و إما بمعنى إعطاء الرجاء لأنهم يعتقدون أن لا يضر مع الأيمان معصية كما لا تنفع مع الكفر طاعة}}؛ محمدمحسن فیض کاشانی، الوافی، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. [[شهرستانی]] [[مرجئه]] را به چهار دسته تقسیم می‌کند؛ مرجئه [[خوارج]]، مرجئه [[قدریه]]، مرجئه جبریه و مرجئه خالصه<ref>محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۳۹.</ref>. برخی آنان را به [[دوازده]] [[فرقه]] تقسیم کرده‌اند<ref>علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الاسلامیین، ص۱۳۴؛ ابوالحسن محمد ملطی، التنبیه و الرد، ص۱۴۶.</ref>»<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۹۵.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==

نسخهٔ ‏۲۴ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۷:۵۴

الگو:پرسش غیرنهایی

مرجئه چه فرقه‌ای بودند و چه باورهایی داشتند؟
موضوع اصلیبانک جمع پرسش و پاسخ سیره اجتماعی معصومان
مدخل اصلیمرجئه در کلام اسلامی

مرجئه چه فرقه‌ای بودند و چه باورهایی داشتند؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث سیره اجتماعی معصومان است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی سیره اجتماعی معصومان مراجعه شود.

عبارت‌های دیگری از این پرسش

پاسخ نخست

علی اکبر ذاکری
حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر ذاکری در کتاب «سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه» در این‌باره گفته‌ است:

«نام گروه مرجئه در منابع حدیثی و کتب اربعه، به ویژه در کافی، آمده است[۱]؛ ازاین روی لازم است در آغاز با معنای آن آشنا شویم و بعد موضع معصومان را در برابر این گروه نقل کنیم. دانشمندان اسلامی چند معنا برای این کلمه ذکر کرده‌اند. می‌توان گفت برای مرجئه، با توجه به ریشه لغوی آن با تعبیرات مختلف، سه معنا بیان کرده‌اند:

  1. تأخیر: گروهی بودند که اندیشه اباحه گری را در جامعه رواج می‌دادند و ایمان صرف را بدون نیاز به عمل، کافی می‌دانستند؛ در وجه تسمیه این گروه به مرجئه برخی گفته‌اند: ازآن رو به آنان مرجئه می‌گفتند که سخن را مقدم می‌داشتند و عمل را ارجاء می‌کردند؛ یعنی به تأخیر می‌انداختند[۲]. برخی گفته‌اند: مرجئه گروهی از مسلمانان هستند که معتقدند ایمان، سخنِ (شهادت) بدون عمل است؛ گویا سخن را مقدم دانسته‌اند و عمل را به تأخیر انداخته‌اند[۳].
  2. امیدبخشی: "ارجاء" را از "رجاء" به معنای امید گرفته‌اند. مرجئه به کسی می‌گفتند که شهادت درست بر وحدانیت خدا بدهد، هر عملی که انجام بدهد اشکال ندارد؛ اما اگر مشرک باشد، عمل نیک وی هم فایده ندارد[۴]. برخی تعبیر به ارجاء در ایمان کرده و سه فرقه برای باورمندان به این عقیده بیان کرده‌اند[۵]. شماری گفته‌اند: آنان فرقه‌ای از مسلمانان هستند که معتقدند با داشتن ایمان، گناه ضرر نمی‌زند؛ همان‌گونه که با کفر، اطاعت و انجام کارهای خوب فایده‌ای ندارد. از آن جهت به آنان مرجئه گفته‌اند که معتقدند خداوند عذاب آنان را بر معصیت به تأخیر انداخته است[۶]. شیخ طوسی هم همین معنا را برای کلمه مرجئه ذکر کرده است. ایمان را فقط تصدیق به قلب و زبان می‌دانند و کفر را انکار با زبان می‌شمارند[۷]. آمدی معنای متفاوتی ذکر کرده و گفته است که گروهی از مرجئه معتقدند خداوند در آخرت کسی را عذاب نمی‌کند و هر چه هست، در دنیاست. آنان همان مشکلات و گرفتاری‌های افراد را عذاب می‌دانند[۸].
  3. تأخیر مرتبه امیر مؤمنان علی(ع): این معنا از ملل و نحل شهرستانی و برخی کتب شیعه استفاده می‌شود که ازآن روی به جمعی مرجئه گویند که ولایت علی(ع) را به تأخیر انداخته‌اند و او را چهارمین خلیفه می‌دانند[۹]. ملاصالح در شرح حدیثی، این معنا را برای مرجئه بعید ندانسته است[۱۰]. مرحوم فیض در شرح حدیثی، اول این معنا را ذکر کرده که متناسب با حدیث است، بعد دو معنی دیگر ارجاء را آورده که یکی در مقابل وعیدیه است و دیگری به معنای امیدبخشی است[۱۱]. شهرستانی مرجئه را به چهار دسته تقسیم می‌کند؛ مرجئه خوارج، مرجئه قدریه، مرجئه جبریه و مرجئه خالصه[۱۲]. برخی آنان را به دوازده فرقه تقسیم کرده‌اند[۱۳]»[۱۴]

پرسش‌های وابسته

منبع‌شناسی جامع سیره اجتماعی معصومان

پانویس

  1. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۳ و ۳۵۱؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱، ص۴۴۹.
  2. إِنَّمَا قيلَ لهَذِهِ العِصَابة مُرْجئة، لأنَّهم قَدَّموا القولَ. وأَرجئوا الْعَمل. أَي أَخَّرُوه؛ ابومنصور محمد بن احمد أزهری، تهذیب اللغه، ج۱۱، ص۱۲۵ (چ دار احیاء)؛ همان، ص۱۸۲ (چ دیگر).
  3. و المُرْجِئَةُ: صِنْفٌ من المسلمين يقولون: الإِيمانُ قَوْلٌ بلا عَمَل، كأَنهم قدّمُوا القَوْلَ و أَرْجَؤُوا العمل أَي أَخَّروه؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۸۴.
  4. كانوا يقولون: لا تَضُرُّ مع الإيمانِ معصيةٌ، كما لا تنفعُ مع الكفرِ طاعةٌ؛ ابوالحسن محمد ملطی، التنبیه و الرد، ص۱۴۶؛ محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۳۹.
  5. ابوالمظفر طاهر بن محمد اسفراینی، التبصیر فی الدین، ص۸۳.
  6. ابن اثیر جزری(مبارک)، النهایه، ج۲، ص۲۰۶؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۴، ص۳۱۱؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۱۷۷؛ محمدعلی تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۲، ص۱۵۱۰.
  7. المرجئة من قال: الايمان هو التصديق باللسان خاصة و كذلك الكفر هو الجحود باللسان؛ شیخ طوسی، الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، ص۱۴۰.
  8. سیف الدین آمدی، أبکار الأفکار فی أصول الدین، ج۴، ص۳۶۰.
  9. محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۳۹.
  10. و لا يبعد أن يراد هنا كلّ من أخّر عليّاً عن مرتبته؛ ملا صالح مازندرانی، شرح الکافی، ج۱۲، ص۳۷۳.
  11. المرجئة قد تطلق في مقابلة الشيعة من الإرجاء بمعنى التأخير لتأخيرهم عليا(ع)عن درجته و كأنه المراد هنا و قد تطلق في مقابلة الوعيدية إما من الإرجاء بمعنى التأخير لأنهم يؤخرون العمل عن النية و القصد و إما بمعنى إعطاء الرجاء لأنهم يعتقدون أن لا يضر مع الأيمان معصية كما لا تنفع مع الكفر طاعة؛ محمدمحسن فیض کاشانی، الوافی، ج۱، ص۲۴۱.
  12. محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۳۹.
  13. علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الاسلامیین، ص۱۳۴؛ ابوالحسن محمد ملطی، التنبیه و الرد، ص۱۴۶.
  14. ذاکری، علی اکبر، سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۲۹۵.