طمع در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==)) |
جز (جایگزینی متن - 'افراط و تفریط' به 'افراط و تفریط') |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
در [[فرهنگ قرآن]] [[طمع]] در [[امور مادّی]] به معنای حرص و تمایل شدید، از صفات مذموم و ضدارزشی به شمار رفته است: {{متن قرآن|وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ}}<ref>«و راه (پیشرفت) او را نیک هموار کردم، باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۴-۱۵.</ref>؛ امّا طمع در [[امور معنوی]] و امیدواری به [[مغفرت الهی]] صفتی [[نیک]] و [[ممدوح]] است: {{متن قرآن|وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.</ref>. | در [[فرهنگ قرآن]] [[طمع]] در [[امور مادّی]] به معنای حرص و تمایل شدید، از صفات مذموم و ضدارزشی به شمار رفته است: {{متن قرآن|وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ}}<ref>«و راه (پیشرفت) او را نیک هموار کردم، باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۴-۱۵.</ref>؛ امّا طمع در [[امور معنوی]] و امیدواری به [[مغفرت الهی]] صفتی [[نیک]] و [[ممدوح]] است: {{متن قرآن|وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.</ref>. | ||
در [[فرهنگ]] [[قرآنی]] همواره [[اعتدال]] مطلوب بوده، [[انسان]] را از [[فساد]] باز داشته و در [[راه]] [[حق]] ثابت و [[استوار]] داشته است. [[صفات انسانی]] در حد [[افراط و تفریط]] فسادآور است. طمع و [[رجاء]] یا [[خوف]] و [[یأس]] هر دو برای [[روح انسانی]] خطیر و مهلک است. طمع انسان را به [[آزمندی]] و حرص میکشد و از [[یاد خدا]] و [[حقوق مردم]] [[غافل]] میکند و یأس و خوف، انسان را به [[افسردگی]] و دلمردگی میرساند. | در [[فرهنگ]] [[قرآنی]] همواره [[اعتدال]] مطلوب بوده، [[انسان]] را از [[فساد]] باز داشته و در [[راه]] [[حق]] ثابت و [[استوار]] داشته است. [[صفات انسانی]] در حد [[افراط]] و [[تفریط]] فسادآور است. طمع و [[رجاء]] یا [[خوف]] و [[یأس]] هر دو برای [[روح انسانی]] خطیر و مهلک است. طمع انسان را به [[آزمندی]] و حرص میکشد و از [[یاد خدا]] و [[حقوق مردم]] [[غافل]] میکند و یأس و خوف، انسان را به [[افسردگی]] و دلمردگی میرساند. | ||
[[ناموس]] و [[سنت]] عمومی جاری در عالَم هستی، [[قانون]] جذب و دفع است؛ [[خوف و رجاء]] نیز از مصادیق همین قانون است {{متن قرآن|وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا}}<ref>«و در زمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است» سوره اعراف، آیه ۵۶. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۸، ص۱۵۹-۱۶۰.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۴۰۴-۴۰۵.</ref> | [[ناموس]] و [[سنت]] عمومی جاری در عالَم هستی، [[قانون]] جذب و دفع است؛ [[خوف و رجاء]] نیز از مصادیق همین قانون است {{متن قرآن|وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا}}<ref>«و در زمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است» سوره اعراف، آیه ۵۶. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۸، ص۱۵۹-۱۶۰.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۴۰۴-۴۰۵.</ref> | ||
نسخهٔ ۲۲ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۹:۰۵
مقدمه
حرص[۱]، امیدواری و اشتیاق به چیزی با شهوت[۲]. اصل آن "طَمْع" به معنای امید قلبی شدید و قویّ[۳]، تمایل نفس در مقابل استغنای نفس[۴].
﴿وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا﴾[۵].
در فرهنگ قرآن طمع در امور مادّی به معنای حرص و تمایل شدید، از صفات مذموم و ضدارزشی به شمار رفته است: ﴿وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ﴾[۶]؛ امّا طمع در امور معنوی و امیدواری به مغفرت الهی صفتی نیک و ممدوح است: ﴿وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ﴾[۷].
در فرهنگ قرآنی همواره اعتدال مطلوب بوده، انسان را از فساد باز داشته و در راه حق ثابت و استوار داشته است. صفات انسانی در حد افراط و تفریط فسادآور است. طمع و رجاء یا خوف و یأس هر دو برای روح انسانی خطیر و مهلک است. طمع انسان را به آزمندی و حرص میکشد و از یاد خدا و حقوق مردم غافل میکند و یأس و خوف، انسان را به افسردگی و دلمردگی میرساند.
ناموس و سنت عمومی جاری در عالَم هستی، قانون جذب و دفع است؛ خوف و رجاء نیز از مصادیق همین قانون است ﴿وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا﴾[۸].[۹]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۲، ص۲۷.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۲۴.
- ↑ ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۳، ص۴۲۵.
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۷، ص۱۱۹.
- ↑ «و در زمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است» سوره اعراف، آیه ۵۶.
- ↑ «و راه (پیشرفت) او را نیک هموار کردم، باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۴-۱۵.
- ↑ «و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.
- ↑ «و در زمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است» سوره اعراف، آیه ۵۶. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۸، ص۱۵۹-۱۶۰.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۴۰۴-۴۰۵.