آیه وزارت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[فروردین]]|روز=[[29]]|سال=[[1405]]|کاربر=فرقانی}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط =  
| مداخل مرتبط = [[آیه وزارت در حدیث]] - [[آیه وزارت از دیدگاه اهل سنت]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۲۰: خط ۲۱:
| نتایج آیه =  
| نتایج آیه =  
}}
}}
'''[[آیه وزارت]]'''، از جمله [[آیات]] [[اثبات]] [[وزارت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} است. بر اساس این [[آیه]] [[حضرت موسی]]{{ع}} از [[خدای تعالی]] [[مقامات]] و اموری را برای برادرش، [[هارون]] درخواست کرد که از جمله آنها [[مقام وزارت]] و شراکت در امر بود. آنگاه که فرمود: {{متن قرآن| قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي... وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}<ref>«پروردگارا، به من شرح صدر بده... برای من وزیری از اهل بیتم قرار بده [یعنی] هارون برادرم را، پشت مرا به او محکم کن و او را در کار من شریک ساز» سوره طه، آیه ۲۵-۳۲.</ref>[[خداوند]] نیز در پاسخ [[پیامبر]] خود فرمود: {{متن قرآن| قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى}}<ref>«فرمود: ای موسی! خواسته‌ات برآورده شد» سوره طه، آیه ۳۶.</ref>. در [[احادیث]] متعددی که در متون معتبر [[شیعه]] و [[تسنن]] آمده، تصریح شده است که رسول خدا{{صل}} با اشاره به درخواست حضرت موسی{{ع}}، همان اموری را که ایشان برای برادرش هارون خواسته بود، همه را از [[خداوند متعال]] برای برادرش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درخواست کرد و خداوند نیز دعای رسولش را [[اجابت]] و آنچه را درخواست کرده بود به امیرالمؤمنین عطا فرمود.
'''[[آیه وزارت]]'''، از جمله [[آیات]] [[اثبات]] [[وزارت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} است. بر اساس این [[آیه]] [[حضرت موسی]]{{ع}} از [[خدای تعالی]] [[مقامات]] و اموری را برای برادرش، [[هارون]] درخواست کرد که از جمله آنها [[مقام وزارت]] و شراکت در امر بود. آنگاه که فرمود: {{متن قرآن| قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي... وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}<ref>«پروردگارا، به من شرح صدر بده... برای من وزیری از اهل بیتم قرار بده [یعنی] هارون برادرم را، پشت مرا به او محکم کن و او را در کار من شریک ساز» سوره طه، آیه ۲۵-۳۲.</ref>[[خداوند]] نیز در پاسخ [[پیامبر]] خود فرمود: {{متن قرآن| قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى}}<ref>«فرمود: ای موسی! خواسته‌ات برآورده شد» سوره طه، آیه ۳۶.</ref>. در [[احادیث]] متعددی که در متون معتبر [[شیعه]] و اهل سنت آمده، تصریح شده است که رسول خدا{{صل}} با اشاره به درخواست حضرت موسی{{ع}}، همان اموری را که ایشان برای برادرش هارون خواسته بود، همه را از [[خداوند متعال]] برای برادرش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درخواست کرد و خداوند نیز دعای رسولش را [[اجابت]] و آنچه را درخواست کرده بود به امیرالمؤمنین عطا فرمود. از جمله آن امور [[مقام وزارت]] و شراکت در امر [[رهبری]] [[امت]] یا همان [[خلافت]] و [[امامت]] بود. از این جهت این [[آیه]] با استناد به [[احادیث]] ذیل آن، بر [[وزارت]] و خلافت [[امیرالمومنین]]{{ع}} و انتصابی بودن مقام امامت دلالت دارد.


هر چند [[متکلمان]] و [[مفسران امامیه]] با استناد به این آیه و احادیث وارد شده در [[تفسیر]] آن، وزارت و خلافت امیرالمؤمنین{{ع}} بعد از رسول خدا{{صل}} را اثبات کرده‌اند با این حال برخی مخالفیان همچون [[ابن تیمیه]] مناقشاتی را در سند و محتوای احادیث مذکور مطرح ساخته‌اند تا بزعم خویش جلوی این دلالت را بگیرند.
== [[شان نزول]] [[آیه]] ==
بر اساس [[احادیث صحیح]] و معتبر که توسط [[محدثان]]، [[مفسران]] و [[متکلمان]] [[فریقین]] نقل شده این آیه هنگامی نازل شد که عباس، [[عموی پیامبر]] و [[شیبه]] بر سر [[افضلیت]] و [[برتری]] خود بر دیگر [[صحابه رسول خدا]]{{صل}} به خاطر عهده دار بودن [[مقام]] [[سقایت]] یا آب دادن به [[حاجیان]] و [[ساخت و ساز]] [[خانه کعبه]] و... [[تفاخر]] می‌کردند که در آن میان [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} وارد شده و خود را به خاطر [[تقدم در اسلام]] و [[جهاد]] و [[ایمان به خدا]] [[افضل]] از آن دو و بلکه دیگر [[صحابه]] دانستند و [[خدای متعال]] نیز در [[تأیید]] آن حضرت این [[آیات]] را نازل فرمود.<ref>جهت مشاهده احادیث شان نزول به بخش احادیث مرتبط با آیه مراجعه فرمایید.</ref> .<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.</ref>.


== [[شان نزول]] [[آیه]] ==
== معناشناسی [[مفردات]] ==
=== [[وزارت]] ===
== [[احادیث]] مرتبط با آیه ==
== [[احادیث]] مرتبط با آیه ==
=== [[احادیث شیعه]] ===
چنانچه گذشت، [[محدثان]] و [[مفسران]] بزرگ [[فریقین]] [[احادیث]] صحیحی را در [[تفسیر]] این [[آیات]] نقل کرده‌اند که در اینجا به ذکر دو نمونه از آنها از [[منابع شیعه]] و [[اهل سنت]] اکتفا می‌کنیم.
=== [[احادیث عامه]] ===
=== روایت اول ===
در این بخش به برخی از [[نصوص]] [[حدیث وزارت]] در [[منابع اهل سنت]] می‌پردازیم.
{{متن حدیث|عن ابن عباس، قَالَ: أَخَذَ رَسُولُ الله{{صل}} يَدِي وَ يَدَ اميرالمؤمنين على بن أبيطالب{{ع}} فَعَلا بِنَا عَلَى ثَبِير ثُمَّ صَلَّى رَكَعَاتِ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاء فَقَالَ: اللَّهُمَّ اِنَّ موسى بن عمران{{ع}} سالك و أنا مُحَمَّد نَبِيُكَ؛ أَسْأَلُكَ أَنْ تَشْرَحَ لِى صَدْرِي وَتُيَسِرَ لِي أَمْرِى و تَحلُل عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي لِيَفقْهَوا قَوْلِي وَ اجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِی عَلَى بن أبىطالب أخي اشدُد به ازرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي.}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۹، ص۲۹۰ و ج۳۶، ص۱۲۶.</ref>.
 
==== روایت [[حاکم حسکانی]] ====
وی در [[شواهد التنزیل]]، [[حدیثی]] را به تفصیل از [[ابوذر غفاری]] در این باره [[روایت]] کرده است. وی می‌نویسد: «[[ابوالحسن]] محمّد بن قاسم [[فقیه]] صیدلانی به سند خود از [[عبایه بن ربعی]] نقل می‌کند که گفت: زمانی عبداللّه بن عباس کنار [[زمزم]] نشسته بود و می‌گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود. در این هنگام مردی [[عمامه]] به سر آمد. [[ابن عباس]] همواره می‌گفت: «رسول خدا{{صل}} فرمود». آن [[مرد ]][که در میان [[کلام]] ابن عباس وارد شده بود] نیز می‌گفت: «رسول خدا{{صل}} فرمود». در این هنگام ابن عباس گفت: تو را به [[خدا]] از تو می‌پرسم که کیستی‌؟ آن مرد عمامه را از صورت خویش باز کرد و گفت: ای [[مردم]]، هر کس مرا می‌شناسد که می‌شناسد و هر کس که مرا نمی‌شناسد [بداند که] من [[جندب]] بن جنادۀ [[بدری]]، ابوذر غفاری هستم. با این دو [گوش] خودم از [[پیامبر]]{{صل}} شنیدم و در غیر این صورت این دو [گوش] کر شوند و با این دو چشم او را دیدم، در غیر این صورت این دو [چشم] [[کور]] شوند که می‌فرمود: «علی پیشوای [[نیکان]] و [[قاتل]] [[کافران]] است. هر کس او را [[یاری]] کند [از سوی خدا] یاری شده است، و هر کس او را رها سازد [از سوی خدا] رها شده است».
 
بدانید که روزی از روزها همراه رسول خدا{{صل}} [[نماز ظهر]] می‌خواندم که سائلی در [[مسجد]] [[درخواست کمک]] کرد و احدی چیزی به وی نداد. آن‌گاه دستش را به سوی [[آسمان]] بلند کرد و گفت: خداوندا،[[ شاهد]] باش که من در [[مسجد پیامبر]] خدا درخواست کمک کردم و احدی چیزی به من نداد. در این هنگام علی{{ع}} در [[رکوع]] بود، با انگشت کوچک دست راست به او اشاره کرد ـ در انگشت ایشان [[انگشتری]] بود ـ [[سائل]] پیش آمد و [[انگشتر]] را از انگشت آن حضرت بیرون آورد و این عمل پیش چشم [[پیامبر]] اتّفاق افتاد. چون پیامبر{{صل}} از نمازش فارغ شد، سر مبارکش را به سوی [[آسمان]] بلند کرد و عرضه داشت: «همانا برادرم [[موسی]] از تو درخواست کرد و گفت: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}، پس [[قرآن]] را با این بیان بر او نازل کردی که {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ}}. بار الاها، من محمّد [[پیامبر]] و برگزیده تو هستم. بار الاها، به من [[شرح صدر]] عطا کن و از [[اهل]] بیتم وزی[[ری]] برای من قرار بده، [یعنی] علی برادرم و پشت مرا به او محکم ساز».
 
[[ابوذر]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} هنوز [[کلام]] خود را به اتمام نرسانده بود که [[جبرئیل]] از سوی [[خداوند]] بر او نازل شد و عرض کرد: ای محمّد، [[مبارک]] باد بر تو آنچه خداوند در [[حق]] برادرت به تو بخشید. پیامبر فرمود: و آن چیست ای جبرئیل‌؟ عرض کرد خداوند [[امّت]] تو را تا [[روز قیامت]] به [[پذیرش ولایت]] او امر فرمود و [این [[آیه]] از] قرآن را بر تو نازل کرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}»<ref>{{عربی|حدّثنی أبوالحسن محمّد بن القاسم [الفقیه] الصیدلانی، قال: أخبرنا أبومحمّد عبداللّه بن أحمد الشعرانی، قال: حدّثنا أبوعلی أحمد بن علی بن رزین الباشانی، قال: حدّثنی المظفّر بن الحسن الأنصاری، قال: حدّثنا السندی بن علی الورّاق، قال: حدّثنا یحیی بن عبدالحمید الحمّانی، عن قیس بن الربیع، عن الأعمش، عن عبایة بن ربعی، قال: بینما عبداللّه بن عبّاس جالس علی شفیر زمزم یقول: قال رسول اللّه{{صل}}، إذ أقبل [[رجل]] متعمّم بعمامة، فجعل [[ابن عبّاس]] لایقول قال [[رسول اللّه]]{{صل}} إلّا قال الرجل: قال رسول اللّه{{صل}}، فقال ابن عبّاس: سألتک باللّه [[أمن]] أنت‌؟ فکشف العمامة عن وجهه وقال: أیّها [[الناس]]، من عرفنی فقد عرفنی، ومن لم یعرفنی، فأنا [[جندب بن جنادة]] البدری [[أبوذر]] الغفاری، سمعت النبی{{صل}} بهاتین وإلّا فصمّتا، ورأیته بهاتین وإلّا فعمیتا وهو یقول: علیّ [[قائد البررة]]، وقاتل الکفرة، منصور من نصره، ومخذول من خذله. أما إنّی صلّیت مع رسول اللّه{{صل}} یوماً من الأیّام [[صلاة]] الظهر، فسأل [[سائل]] فی المسجد، فلم یعطه [[أحد]]، فرفع السائل یده إلی السماء وقال: ألّلهمّ أشهد أنّی سألت فی [[مسجد]] [[رسول الله]]، فلم یعطنی [[أحد]] شیئاً، وکان علیّ راکعاً، فأومأ إلیه بخنصره الیمنی - وکان یتختّم فیها - فأقبل السائل حتّی أخذ الخاتم من خنصره، وذلک بعین النبی، فلمّا فرغ النبی{{صل}} من صلاته رفع رأسه إلی السماء، وقال: ألّلهمّ إنّ أخی [[موسی]] سألک، فقال: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}، فأنزلت علیه قرآناً ناطقاً: {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ}}. ألّلهمّ وأنا محمّد نبیّک وصفیّک، ألّلهمّ فاشرح لی صدری، ویسّرلی أمری، واجعل لی وزیراً من أهلی، علیّاً أخی، أشدد به أزری. قال [[أبوذر]]: فواللّه ما استتمّ [[رسول اللّه]]{{صل}} الکلام حتّی هبط علیه [[جبرئیل]] من عند [[اللّه]]، وقال: یا محمّد، هنیئاً [لک] ما وهب اللّه لک فی أخیک. قال: وما ذاک جبرئیل‌؟ قال: [[أمر]] اللّه أمّتک بموالاته إلی [[یوم القیامة]]، وأنزل قرآناً علیک: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}}}؛ [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۲۲۹-۲۳۱، ح۲۳۵. همچنین ر.ک: [[تفسیر]] الثعلبی، ج۴، ص۸۰-۸۱؛ تفسیر رازی، ج۱۲، ص۲۶؛ [[نظم]] دررالسمطین، ص۸۷؛ تفسیر النیسابوری، ج۳، ص۱۷۸.</ref>
 
براساس این [[حدیث شریف]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[خداوند]] درخواست کرد که [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} را [[وزیر]] ایشان قرار دهد و آن حضرت را در امر [[پیشوایی]] و [[هدایت]] [[خلق]] با ایشان [[شریک]] سازد و خداوند هم دعای [[رسول]] خویش را [[استجابت]] فرمود. در نتیجه حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} به قرار داد [[الهی]] وزیر [[رسول خدا]]{{صل}} و در امر پیشوایی و هدایت خلق با ایشان شریک است و این [[روایت]]، [[نص در امامت]] بدون فاصله [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} پس از رسول خدا{{صل}} است.
 
وزیر کسی است که به همراه [[سلطان]] و [[امیر]]، بار [[مسئولیت]] و [[وظایف]] او را به دوش می‌کشد و با هم [[فکری]] و نظر خویش او را کمک می‌کند. طریحی دربارۀ معنای وزیر می‌گوید: وزیرِ سلطان کسی است که سنگینی [[مسئولیت]] او را به دوش می‌کشد و با نظر خود او را [[یاری]] می‌کند<ref>{{عربی|وزیر الملک الذی یحمل ثقله ویعیّنه برأیه}}؛ مجمع [[البحرین]]، ج۳، ص۵۱۰.</ref>.


بنابراین، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} تنها کسی است که به همراه [[رسول خدا]]{{صل}} بار [[مسئولیت]] [[هدایت]] و [[رهبری]] [[خلق]] را به دوش کشیده و تنها او می‌تواند پس از رسول خدا{{صل}} نیز این امر خطیر را بر عهده گیرد و منظور از شراکت امیرالمؤمنین{{ع}} در [[امر رسول خدا]]{{صل}} نیز همین است،؛ چراکه [[خداوند]] در پاسخ به درخواست [[رسول]] خویش آیۀ [[شریف]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«[[سرور]] شما تنها خداوند است و [[پیامبر]] او و (نیز) آنانند که [[ایمان]] آورده‌اند، همان کسان که [[نماز]] برپا می‌دارند و در حال [[رکوع]] [[زکات]] می‌دهند» [[سوره مائده]]، [[آیه]] ۵۵.</ref> را نازل فرمود. این هم روشن است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[یقین]] آخرین رسول و [[خاتم پیامبران]] است و پس از ایشان [[نبی]] و رسولی نخواهد بود؛ از همین روی اگر شرکت در امر را به شراکت در امر [[نبوت]] یا [[رسالت]] معنا کنیم، در این صورت درخواست [[رسول اکرم]]{{صل}} از خداوند صحیح نخواهد بود و [[خدا]] نیز چنین درخواستی را قبول نمی‌کند. به همین دلیل روشن است که منظور از «شراکت در امر»، هرگز شراکت در نبوت و رسالت نیست، بلکه شراکت در امر [[ولایت]] و [[سرپرستی]] امور [[مردم]] و هدایت است و خداوند نیز با [[نزول]] آیۀ شریف ولایت، به این درخواست پیامبر{{صل}} پاسخ مثبت داده است.
«[[ابن عباس]] گوید: «روزی [[رسول خدا]]{{صل}}، دست [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} و دست مرا گرفت. در آن موقع ما در [[مکه]] بودیم. پیامبر{{صل}} چهار رکعت نماز گزارد. سپس دو دستش را به سمت [[آسمان]] بالا برد و فرمود: «پروردگارا همانا پیامبرت [[موسی بن عمران]]{{ع}} از تو [[خواهش]] کرد و گفت: {{متن قرآن|رب اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي...}} و من محمد نیز که دیگر پیامبرت هستم، از تو می‌خواهم که شرح صدری به من عطا کنی و کارم را برایم آسان گردانی و گره از زبانم بگشایی تا سخنم را بفهمند؛ برایم وزیری از خاندانم قرار دهی، علی، برادرم را، [[پشتیبان]] من قرار دهی و او را در کارهایم [[شریک]] گردانی. ابن عباس می‌گوید: بلافاصله ندایی شنیدم که می‌گفت: ای احمد آنچه خواسته بودی برآورده شد.»


علاوه بر [[حاکم حسکانی]]، جمع بسیاری از [[حافظان]] مشهور [[حدیث]] و [[اندیشمندان]] نامدار [[اهل تسنن]] نیز این حدیث را در آثار خویش آورده‌اند که در اینجا به ذکر برخی دیگر از [[نصوص]] [[روایات]] می‌پردازیم<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۹۸-۱۹۴.</ref>.
=== روایت دوم ===
 
ابن عساکر در [[تاریخ مدینة دمشق]]، می‌نویسد: ابوالقاسم [[هبة اللّه]] بن عبداللّه، به سند خود از [[اسماء بنت عمیس]] نقل می‌کند که گفت: «[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «می‌گویم چنان که برادرم [[موسی]] گفت: پروردگارا، به من [[شرح صدر]] بده و کارم را برای من آسان ساز و برای من وزیری از [[اهل]] بیتم قرار ده، برادرم علی را و پشتم را به او محکم ساز» - تا آخر [[آیات]]»<ref>{{عربی|أبوالقاسم هبة اللّه بن عبداللّه، أنا أبوبکر الخطیب، أنا أبوبکر محمّد بن عمر النرسی، أنا محمّد بن عبداللّه بن إبراهیم الشافعی، أنا أحمد بن الحسین أبوالحسن، أنا أحمد بن عبدالملک الأودی، أنا أحمد بن المفضّل، أنا جعفر الأحمر، عن عمران بن سلیمان، عن حصین التغلبی، عن أسماء بنت عمیس، قالت: قال رسول اللّه{{صل}}: «أقول کما قال أخی موسی: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}} إلی آخر الآیات}}. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۵۲.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲-۳-۲۰۲.</ref>.
==== روایت [[قطیعی]] ====
قطیعی در [[زیارات]] [[فضائل الصحابة]] می‌گوید: در آنچه عبداللّه بن غنام برای ما نوشته است، همچنین یادآوری می‌کند که [[عباد بن یعقوب]] از [[علی بن عابس]]، از [[حارث بن حصیره]]، از قاسم، از مردی از [[خثعم]]، از [[اسماء بنت عمیس]] نقل می‌کند که می‌گفت: شنیدم رسول خدا{{صل}} می‌فرمود: «پروردگارا، می‌گویم چنان که برادرم [[موسی]] گفت: بارالها، برای من وزیری از [[اهل]] بیتم قرار بده، علی را نیز [[برادر]] من قرار ده {{متن قرآن|اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي * كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا * وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا * إِنَّكَ كُنْتَ بِنَا بَصِيرًا}}<ref>{{عربی|فیما کتب إلینا عبداللّه بن غنام، أیضاً یذکر أنّ عبّاد بن یعقوب حدّثهم قال: حدثنا علی بن عابس، عن الحارث بن حصیرة، عن القاسم، قال: سمعت رجلاً من خثعم یقول: سمعت أسماء بنت عمیس تقول: سمعت رسول اللّه{{صل}} یقول: {{متن حدیث| اَللَّهُمَّ إِنِّی أَقُولُ کَمَا قَالَ أَخِی مُوسَی: اَللَّهُمَّ {{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي }} عَلِیّاً {{متن قرآن|اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي * كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا * وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا * إِنَّكَ كُنْتَ بِنَا بَصِيرًا}}}}،  [[فضائل]] الصّحابة ([[احمد بن حنبل]])، ج۶، ص۶۷۸، ح۱۱۵۸. همچنین ر.ک: المعیار والموازنة، ص۷۱؛ الریاض النضرة، ج۳، ص۱۱۸؛ [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۴۷۹، ح۵۱۱؛ مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، ج۱۷، ص۴۲۴؛ [[ذخائر العقبی]]، ج۱، ص۶۳؛ سمط النجوم [[العوالی]]، ج۲، ص۱۲.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۹۹.</ref>
 
==== روایت [[ابن عدی]] ====
وی در [[الکامل]] و در شرح حال جعفر احمر [[کوفی]]، به نقل این [[حدیث]] پرداخته است. ابن عدی می‌نویسد:[[ احمد بن حسین]] [[صوفی]] به سند خود از [[اسماء بنت عمیس]][[ حدیث]] نقل می‌کند که گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: می‌گویم چنان که برادرم [[موسی]]{{ع}} گفت پروردگارا، به من [[شرح صدر]] بده و کارم را برایم آسان ساز و [[عقده]] از زبانم بگشا تا سخنم را خوب بفهمند و برای من وزیری از [[اهل]] بیتم قرار بده. شیخ گفت: جعفر احمر احادیثی دارد که از [[اهل کوفه]] [[روایت]] می‌کند غیر از آنچه ما ذکر کردیم و او چیزهایی در فضائل روایت می‌کند و او در زمرۀ متشیعۀ [[کوفه]] است و او در [[نقل روایت]] [[کوفیان]] [[شایسته]] و [[نیکو]] است<ref>{{عربی|ثنا أحمد بن الحسین الصوفی، ثنا أحمد بن عبدالملک الأودی، قال: ثنا أحمد بن المفضل، ثنا جعفر الأحمر، عن عمران بن سلیمان، عن حصین الثعلبی، عن أسماء بنت عمیس، قالت: قال رسول اللّه{{صل}}: {{متن حدیث|اَللَّهُمَّ إِنِّی أَقُولُ کَمَا قَالَ عَبْدُکَ مُوسَی: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی وَاجْعَلْ لِی وَزِیرًا مِنْ أَهْلِی}}؛ عَلِیّاً أَخِی}} إلی آخر الآیة. قال الشیخ: وجعفر الأحمر له أحادیث یرویه عنه غیر أهل «الکوفة»، غیر ما ذکرته، وهو یروی شیئا من الفضائل، وهو فی جملة متشیعة «الکوفة»، وهو صالح فی روایة الکوفیین}}؛ الکامل، ج۲، ص۱۴۲-۱۴۳، ش۳۴۰.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۰۰-۱۹۹.</ref>
 
==== روایت [[سیوطی]] ====
سیوطی نیز در الدرّالمنثور، این [[حدیث]] را به نقل از [[ابن مردویه]]، [[خطیب]] [[بغدادی]] و [[ابن عساکر]]، از [[اسماء بنت عمیس]] آورده است. وی می‌گوید: «ابن مردویه، خطیب و ابن عساکر از اسماء بنت عمیس آورده‌اند که گفت: دیدم [[رسول خدا]]{{صل}} در کنار [[کوه]] [[ثبیر]] می‌گوید: «بدرخش ای ثبیر، بدرخش ای ثبیر. بار الها، از تو می‌خواهم آنچه را که برادرم [[موسی]] از تو خواست، سینه‌ام را گشاده گردانی و امرم را بر من آسان‌سازی و گره از زبانم بگشایی تا سخنم را بفهمند و برای من وزیری از [[اهل]] بیتم قرار دهی ـ یعنی [[هارون]] برادرم را ـ به او پشتم را محکم کن و او را در امر من [[شریک]] ساز تا بسیار تو را [[تسبیح]] گوئیم و بسیار یاد کنیم «همانا تو بر ما [[بصیر]] و بینایی».
 
و [[سلفی]] در طیوریات، به [[سند ضعیف]] از [[ابو جعفر]] محمّد بن علی{{ع}} آورده که فرمود: «هنگامی این [[آیات]] نازل شد که: {{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}}، رسول خدا{{صل}} بر کوهی بود. آن‌گاه پروردگارش را خواند و عرضه داشت: «بار الاها، پشتم را به واسطۀ برادرم علی محکم‌ساز؛ پس [[خداوند]] به او پاسخ مثبت داد»»<ref>{{عربی|أخرج ابن مردویه، والخطیب، وابن عساکر، عن أسماء بنت عمیس، قالت: رَأَیْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِإِزَاءِ ثَبِیرَ وَ هُوَ یَقُولُ أَشْرِقْ ثَبِیرُ اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مَا سَأَلَکَ أَخِی مُوسَی أَنْ تَشْرَحَ لِی صَدْرِی وَ أَنْ تُیَسِّرَ لِی أَمْرِی وَ أَنْ تُحَلِّلَ {{متن قرآن|... عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}} عَلِیّاً أَخِی. {{متن قرآن|اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي * كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا * وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا * إِنَّكَ كُنْتَ بِنَا بَصِيرًا}}. وأخرج السلفی فی الطیوریات بسند واه، عن أبی جعفر محمّد بن علی قال: لمّا نزلت {{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}} کان رسول اللّه{{صل}} - علی جبل، ثمّ دعا ربّه وقال: «أللّهمّ اشدد أزری بأخی علیّ‌»، فأجابه إلی ذلک}}. الدرّ المنثور، ج۴، ص۲۹۵. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۸۰، ش۵۱۱.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۰۰ ـ ۲۰۲.</ref>
 
==== روایت [[ابن عساکر]] ====
وی نیز در [[تاریخ مدینة دمشق]]، به نقل این [[حدیث]] پرداخته، می‌نویسد: ابوالقاسم [[هبة اللّه]] بن عبداللّه، به سند خود از [[اسماء بنت عمیس]] نقل می‌کند که گفت: «[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «می‌گویم چنان که برادرم [[موسی]] گفت: پروردگارا، به من [[شرح صدر]] بده و کارم را برای من آسان ساز و برای من وزیری از [[اهل]] بیتم قرار ده، برادرم علی را و پشتم را به او محکم ساز» - تا آخر [[آیات]]»<ref>{{عربی|أبوالقاسم هبة اللّه بن عبداللّه، أنا أبوبکر الخطیب، أنا أبوبکر محمّد بن عمر النرسی، أنا محمّد بن عبداللّه بن إبراهیم الشافعی، أنا أحمد بن الحسین أبوالحسن، أنا أحمد بن عبدالملک الأودی، أنا أحمد بن المفضّل، أنا جعفر الأحمر، عن عمران بن سلیمان، عن حصین التغلبی، عن أسماء بنت عمیس، قالت: قال رسول اللّه{{صل}}: «أقول کما قال أخی موسی: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}} إلی آخر الآیات}}. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۵۲.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲-۳-۲۰۲.</ref>.


== دلالت آیه ==
== دلالت آیه ==
خط ۶۶: خط ۴۱:


=== [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} ===
=== [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} ===
هر چند واژه [[وزارت]]، یکی از واژه‌های همسو و نزدیک به واژه [[خلافت]] و [[امامت]] است و کسی که به [[مقام وزارت]] دیگری [[منصوب]] می‌شود در [[حقیقت]] شانی از شئون [[خلافت]] یا [[جانشینی]] و [[امامت]] پس از او بوده و به عبارت دیگری [[رهبری]] [[امت]] را به عهده دارد، اما از عبارت {{متن قرآن|وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}} نیز می‌توان امامت و [[خلافت هارون]] نسبت به [[موسی]]{{ع}} را به [[اثبات]] رساند.؛ چراکه موسی{{ع}} در این [[دعا]] از [[خدای متعال]] درخواست می‌کند که برادرش [[هارون]] را در امر رهبری امت و [[هدایت]] آنها با وی [[شریک]] گرداند. اثبات این [[مقام]] برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با [[عنایت]] به دعای [[رسول خدا]]{{صل}} که در [[روایات]] ناظر به [[آیه وزارت]] آمده، بسیار روشن‌تر خواهد بود چه اینکه درخواست شراکت در [[امر رسول خدا]]{{صل}} با عنایت به آنکه پس از آن [[حضرت پیامبر]] دیگری نخواهد بود و ایشان [[خاتم الانبیا]] هستند، در شراکت در رهبری امت که مهمترین [[وظیفه]] آن حضرت است، خلاصه می‌گردد و احتمال دیگری در آن داده نمی‌شود از این رو می‌توان گفت: که آن حضرت، خلافت و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} را از خدای متعال درخواست نموده و خدای متعال نیز همانگونه که به موسی{{ع}} پاسخ مثبت داد به آن حضرت نیز همان پاسخ را داده است.<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمدهادی فرقانی.</ref>


== مناقشات [[عامه]] ==
=== دلالت بر [[انتصابی]] بودن [[مقام وزارت]] و [[امامت]] ===
از جمله کسانی که به دلالت این [[آیه]] بر [[وزارت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشکال گرفته و [[احادیث]] ناظر به آن را مردود دانسته، [[ابن تیمیه حرانی]] [[سلفی]] است. [[ابن تیمیه]] در مناقشه به این [[کلام]] و [[استدلال]] روشن علّامه حلی، وجوهی تراشیده که دو وجه نخست آن تردید در [[صحت سند]] و ادّعای ساختگی بودن آن است، و دو وجه دیگر نیز از [[نادانی]] یا تجاهل وی نشأت می‌گیرد و یک وجه نیز ایراد به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است!
از تامل در [[نص]] [[آیه]] و [[روایات]] ذیل ان به روشنی می‌توان دریافت که [[حضرت موسی]]{{ع}} [[مقام وزارت]] و شراکت در امر [[رهبری]] [[امت]] برای [[هارون]] را از [[خدای متعال]] درخواست نمود.[[ شاهد]] بر این سخن، [[افعال]] [[امر]] "اِجعل" و "اَشرِکه" است که در این خصوص تصریح دارند. این نشان می‌دهد که این دو [[مقام]] همچون [[مقام نبوت]]، از [[اختیارات]] خاص خدای متعال بوده و حتی [[انتخاب]] [[وزیر]] یا [[خلیفه]] و [[امام]] به خود [[نبی]] نیز واگذار نشده است. از این رو باید گفت [[وزارت]] برای نبی و [[خلافت]] یا [[امامت]] پس از او امر [[انتصابی]] و به [[جعل الهی]] است. همینگونه است مسأله وزارت و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} نسبت به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} چنانچه از روایات آن قابل [[اثبات]] است.<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمدهادی فرقانی.</ref>
 
=== مناقشات ابن تیمیه ===
وی می‌گوید:
 
#و پاسخ ابتدا، مطالبۀ [[صحت حدیث]] است.
#اینکه به اتّفاق [[اندیشمندان]] [[علم حدیث]]، این [[حدیث]] [[دروغ]] و ساختگی است، بلکه حدیث شناسان می‌دانند که این حدیث از زشت‌ترین [[دروغ‌ها]] بر [[رسول خدا]]{{صل}} است!
#[[پیامبر خدا]]{{صل}} در حالی بیشتر [[زمان]] خود را در [[مکه]] گذراند که [[ابن عباس]] هنوز متولد نشده بود.
#آنان ([[شیعیان]]) پیشتر و در ذیل آیۀ {{متن قرآن|إِنَّما وَلِیُّکُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ‌}} و حدیث [[صدقه دادن]] [[انگشتر]] توسط [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[نماز]]، این حدیث را ذکر کرده‌اند که [[پیامبر]]{{صل}} به این [[دعا]] [[خدا]] را خواند. آنان در اینجا نیز ذکر می‌کنند که ایشان این دعا را در مکه، سال‌ها پیش از آن واقعه از خدا درخواست کرده است، پس چنان‌چه [پیامبر] این دعا را در مکه کرده بود و دعای او [[مستجاب]] شده بود، پس دیگر چه نیازی به [[دعا کردن]] در چندین سال پس از آن در [[مدینه]] است‌؟
#تصریح کرده‌اند که علی در امر پیامبر با او [[شریک]] بود، چنان که [[هارون]] شریک [[موسی]] بود و این سخن قائلان به [[نبوت]] امیرالمؤمنین{{ع}} است و این [[کفر]] آشکار است و این گفتار [[امامیه]] نیست، بلکه ناشی از [[اعتقاد]] [[غالیان]] است<ref>{{عربی|والجواب: المطالبة بالصحّة، أوّلاً. الثانی: إنّ هذا کذب موضوع باتّفاق أهل العلم بالحدیث، بل هم یعلمون أنّ هذا من أسمج الکذب علی رسول اللّه{{صل}}. الثالث: إنّ النبی{{صل}} لمّا کان بمکّة فی أکثر الأوقات لم یکن [[ابن عباس]] قد ولد.... الرابع: إنّهم قد قدّموا فی قوله إِنَّما وَلِیُّکُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ‌ وحدیث التصدّق بالخاتم فی الصّلاة: أنّ النبّی{{صل}}[[ دعا]] بهذا الدعاء، وهنا قد ذکروا أنّه قد [[دعا]] بهذا الدعاء بمکّة قبل تلک الواقعة بسنین متعدّدة...، فإذا کان قد دعا بهذا فی مکّة وقد استجیب له، فأیّ حاجة إلی الدعاء به بعد ذلک بالمدینة بسنین متعدّدة‌؟ الخامس: صرّحوا هنا بأنّ علیّاً کان شریکه فی أمره، کما کان [[هارون]] شریک [[موسی]]، وهذا قول من یقول بنبوّته، وهذا [[کفر]] صریح، ولیس هو قول الإمامیّة وإنما هو من قول الغالیة}}. [[منهاج السنة]]، ج۷، ص۱۹۸-۲۰۰.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۰۴ ـ ۲۰۶.</ref>
 
'''نقد و بررسی مناقشات [[ابن تیمیه]]'''


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۰

آیه وزارت، از جمله آیات اثبات وزارت و خلافت امیرالمؤمنین(ع) بعد از رسول خدا(ص) است. بر اساس این آیه حضرت موسی(ع) از خدای تعالی مقامات و اموری را برای برادرش، هارون درخواست کرد که از جمله آنها مقام وزارت و شراکت در امر بود. آنگاه که فرمود: ﴿ قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي... وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي[۱]خداوند نیز در پاسخ پیامبر خود فرمود: ﴿ قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى[۲]. در احادیث متعددی که در متون معتبر شیعه و اهل سنت آمده، تصریح شده است که رسول خدا(ص) با اشاره به درخواست حضرت موسی(ع)، همان اموری را که ایشان برای برادرش هارون خواسته بود، همه را از خداوند متعال برای برادرش امیرالمؤمنین(ع) درخواست کرد و خداوند نیز دعای رسولش را اجابت و آنچه را درخواست کرده بود به امیرالمؤمنین عطا فرمود. از جمله آن امور مقام وزارت و شراکت در امر رهبری امت یا همان خلافت و امامت بود. از این جهت این آیه با استناد به احادیث ذیل آن، بر وزارت و خلافت امیرالمومنین(ع) و انتصابی بودن مقام امامت دلالت دارد.

آیه سقایة الحاج
﴿وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي
ترجمه آیه
«و از خانواده‌ام دستیاری برایم بگمار»
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۲۹ سورهٔ طه قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهامیرالمؤمنین (ع)
مصادیق برای آیهامیرالمؤمنین (ع)
دلالت آیه

شان نزول آیه

بر اساس احادیث صحیح و معتبر که توسط محدثان، مفسران و متکلمان فریقین نقل شده این آیه هنگامی نازل شد که عباس، عموی پیامبر و شیبه بر سر افضلیت و برتری خود بر دیگر صحابه رسول خدا(ص) به خاطر عهده دار بودن مقام سقایت یا آب دادن به حاجیان و ساخت و ساز خانه کعبه و... تفاخر می‌کردند که در آن میان امام امیرالمؤمنین(ع) وارد شده و خود را به خاطر تقدم در اسلام و جهاد و ایمان به خدا افضل از آن دو و بلکه دیگر صحابه دانستند و خدای متعال نیز در تأیید آن حضرت این آیات را نازل فرمود.[۳] .[۴].

احادیث مرتبط با آیه

چنانچه گذشت، محدثان و مفسران بزرگ فریقین احادیث صحیحی را در تفسیر این آیات نقل کرده‌اند که در اینجا به ذکر دو نمونه از آنها از منابع شیعه و اهل سنت اکتفا می‌کنیم.

روایت اول

«عن ابن عباس، قَالَ: أَخَذَ رَسُولُ الله(ص) يَدِي وَ يَدَ اميرالمؤمنين على بن أبيطالب(ع) فَعَلا بِنَا عَلَى ثَبِير ثُمَّ صَلَّى رَكَعَاتِ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاء فَقَالَ: اللَّهُمَّ اِنَّ موسى بن عمران(ع) سالك و أنا مُحَمَّد نَبِيُكَ؛ أَسْأَلُكَ أَنْ تَشْرَحَ لِى صَدْرِي وَتُيَسِرَ لِي أَمْرِى و تَحلُل عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي لِيَفقْهَوا قَوْلِي وَ اجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِی عَلَى بن أبىطالب أخي اشدُد به ازرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي.»[۵].

«ابن عباس گوید: «روزی رسول خدا(ص)، دست علی بن ابیطالب(ع) و دست مرا گرفت. در آن موقع ما در مکه بودیم. پیامبر(ص) چهار رکعت نماز گزارد. سپس دو دستش را به سمت آسمان بالا برد و فرمود: «پروردگارا همانا پیامبرت موسی بن عمران(ع) از تو خواهش کرد و گفت: ﴿رب اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي... و من محمد نیز که دیگر پیامبرت هستم، از تو می‌خواهم که شرح صدری به من عطا کنی و کارم را برایم آسان گردانی و گره از زبانم بگشایی تا سخنم را بفهمند؛ برایم وزیری از خاندانم قرار دهی، علی، برادرم را، پشتیبان من قرار دهی و او را در کارهایم شریک گردانی. ابن عباس می‌گوید: بلافاصله ندایی شنیدم که می‌گفت: ای احمد آنچه خواسته بودی برآورده شد.»

روایت دوم

ابن عساکر در تاریخ مدینة دمشق، می‌نویسد: ابوالقاسم هبة اللّه بن عبداللّه، به سند خود از اسماء بنت عمیس نقل می‌کند که گفت: «رسول خدا(ص) فرمود: «می‌گویم چنان که برادرم موسی گفت: پروردگارا، به من شرح صدر بده و کارم را برای من آسان ساز و برای من وزیری از اهل بیتم قرار ده، برادرم علی را و پشتم را به او محکم ساز» - تا آخر آیات»[۶].[۷].

دلالت آیه

وزارت امیرالمؤمنین(ع)

متکلمان امامیه با استناد به این آیه و روایات صادره در تفسیر آن، وزرات امیرالمؤمنین(ع) برای پیامبر اکرم(ص) را ثابت کرده‌اند به عنوان نمونه علامۀ حلّی در کتاب منهاج الکرامه خود، ضمن بیان ادلّۀ قرآنی امامت و خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین(ع)، به عنوان برهان سی و هفتم به آیه ﴿وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي استناد کرده و می‌نویسد: از طریق ابونعیم از ابن عباس نقل شده است که گفت: پیامبر(ص)دست علی بن ابی طالب(ع) و دست مرا گرفت در حالی که ما در مکه بودیم و چهار رکعت نماز خواندیم. سپس دستش را به سوی آسمان بلند کرد و عرضه داشت: «بار الها، همانا موسی بن عمران از تو درخواست کرد و من محمّد پیامبرت از تو می‌خواهم که به من شرح صدر عطا کنی و عقده از زبانم بگشایی تا سخنم را بفهمند و برای من وزیری از اهل بیتم قرار دهی، یعنی علی بن ابی طالب برادرم را و پشتم را به او محکم‌سازی و او را در امر من شریک گردانی. در این هنگام ابن عباس می‌گوید: شنیدم منادی ندا می‌کند: ای احمد، به تحقیق آنچه را خواسته بودی به تو عطا کردم. و این در این باب نص است»[۸].[۹]

امامت امیرالمؤمنین(ع)

هر چند واژه وزارت، یکی از واژه‌های همسو و نزدیک به واژه خلافت و امامت است و کسی که به مقام وزارت دیگری منصوب می‌شود در حقیقت شانی از شئون خلافت یا جانشینی و امامت پس از او بوده و به عبارت دیگری رهبری امت را به عهده دارد، اما از عبارت ﴿وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي نیز می‌توان امامت و خلافت هارون نسبت به موسی(ع) را به اثبات رساند.؛ چراکه موسی(ع) در این دعا از خدای متعال درخواست می‌کند که برادرش هارون را در امر رهبری امت و هدایت آنها با وی شریک گرداند. اثبات این مقام برای امیرالمؤمنین(ع) با عنایت به دعای رسول خدا(ص) که در روایات ناظر به آیه وزارت آمده، بسیار روشن‌تر خواهد بود چه اینکه درخواست شراکت در امر رسول خدا(ص) با عنایت به آنکه پس از آن حضرت پیامبر دیگری نخواهد بود و ایشان خاتم الانبیا هستند، در شراکت در رهبری امت که مهمترین وظیفه آن حضرت است، خلاصه می‌گردد و احتمال دیگری در آن داده نمی‌شود از این رو می‌توان گفت: که آن حضرت، خلافت و امامت امیرالمؤمنین(ع) را از خدای متعال درخواست نموده و خدای متعال نیز همانگونه که به موسی(ع) پاسخ مثبت داد به آن حضرت نیز همان پاسخ را داده است.[۱۰]

دلالت بر انتصابی بودن مقام وزارت و امامت

از تامل در نص آیه و روایات ذیل ان به روشنی می‌توان دریافت که حضرت موسی(ع) مقام وزارت و شراکت در امر رهبری امت برای هارون را از خدای متعال درخواست نمود.شاهد بر این سخن، افعال امر "اِجعل" و "اَشرِکه" است که در این خصوص تصریح دارند. این نشان می‌دهد که این دو مقام همچون مقام نبوت، از اختیارات خاص خدای متعال بوده و حتی انتخاب وزیر یا خلیفه و امام به خود نبی نیز واگذار نشده است. از این رو باید گفت وزارت برای نبی و خلافت یا امامت پس از او امر انتصابی و به جعل الهی است. همینگونه است مسأله وزارت و خلافت امیرالمؤمنین(ع) نسبت به پیامبر اکرم(ص) چنانچه از روایات آن قابل اثبات است.[۱۱]

پانویس

  1. «پروردگارا، به من شرح صدر بده... برای من وزیری از اهل بیتم قرار بده [یعنی] هارون برادرم را، پشت مرا به او محکم کن و او را در کار من شریک ساز» سوره طه، آیه ۲۵-۳۲.
  2. «فرمود: ای موسی! خواسته‌ات برآورده شد» سوره طه، آیه ۳۶.
  3. جهت مشاهده احادیث شان نزول به بخش احادیث مرتبط با آیه مراجعه فرمایید.
  4. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  5. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۹، ص۲۹۰ و ج۳۶، ص۱۲۶.
  6. أبوالقاسم هبة اللّه بن عبداللّه، أنا أبوبکر الخطیب، أنا أبوبکر محمّد بن عمر النرسی، أنا محمّد بن عبداللّه بن إبراهیم الشافعی، أنا أحمد بن الحسین أبوالحسن، أنا أحمد بن عبدالملک الأودی، أنا أحمد بن المفضّل، أنا جعفر الأحمر، عن عمران بن سلیمان، عن حصین التغلبی، عن أسماء بنت عمیس، قالت: قال رسول اللّه(ص): «أقول کما قال أخی موسی: ﴿رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي إلی آخر الآیات. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۵۲.
  7. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲-۳-۲۰۲.
  8. البرهان السابع والثلاثون قوله تعالی: ﴿وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي. من طریق أبی نعیم عن ابن عباس، قال: أخذ النبی(ص) بید علیّ بن أبی‌طالب و بیدی و نحن بمکة؛ وصلّی أربع رکعات. ثمّ رفع یده إلی السماء، فقال: «اَللَّهُمَّ إِنَّ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ سَأَلَکَ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ نَبِیُّکَ أَسْأَلُکَ أَنْ تَشْرَحَ لِی صَدْرِی وَ تُیَسِّرَ لِی أَمْرِی وَ تَحْلُلَ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی لِیَفْقَهُوا قَوْلِی» ﴿وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي «عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَخِی» ﴿اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي. قال ابن عباس: فسمعت منادیاً: یا أحمد قد أوتیت ما سألت. وهذا نصّ فی الباب منهاج الکرامة، ص۱۴۴.
  9. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۰۳ ـ ۲۰۴.
  10. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمدهادی فرقانی.
  11. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمدهادی فرقانی.