ابوزهراء قشیری: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'توضیح تصویر = تصویر نمادین دمشق' به 'توضیح تصویر = تصویر کهنی از شهر دمشق')
 
(۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل = ابوزهراء قشیری | مداخل مرتبط = [[ابوزهراء قشیری در تراجم و رجال]] - [[ابوزهراء قشیری در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
{{جعبه اطلاعات اصحاب
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| نام = ابوزهراء قشیری
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| مشهور به =
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[ابوزهراء قشیری در تراجم و رجال]] - [[ابوزهراء قشیری در تاریخ اسلامی]]</div>
| نام تصویر = تصویر نمادین دمشق.jpg
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| عرض تصویر =
| توضیح تصویر = تصویر کهنی از شهر دمشق
| نام کامل = ابوزهراء قشیری
| نام‌های دیگر =
| جنسیت = مرد
| کنیه =   
| لقب = 
| اهل =
| از قبیله = [[بنی‌قشیر]]   
| از تیره =   
| پدر = 
| مادر = 
| همسر = 
| پسر =
| دختر =
| خواهر =
| برادر = 
| خویشاوندان = 
| وابستگان =
| تاریخ تولد = 
| محل تولد =
| محل زندگی = 
| تاریخ درگذشت =
| محل درگذشت = 
| تاریخ شهادت =
| محل شهادت =
| طول عمر =
| محل دفن =
| دین =
| مذهب =
| از اصحاب = [[پیامبر خاتم]]
| از طبقه =
| در جنگ = [[فتح دمشق]]
| نقش‌ها =
| فعالیت‌ها = 
| علت شهرت =
| علت درگذشت = 
| علت شهادت =
| راوی از =
| روایات مشهور =
| مشایخ او = 
| راویان از او =
| آخرین راوی از او =
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
نام و [[نسب]] او دانسته نیست. از این رو [[هیثمی]]<ref>هیثمی، ج۱۰، ص۱۰۳.</ref> نیز گفته، وی شناخته شده نیست. وی از کسانی است که [[علامه]] [[عسکری]] او را [[صحابی]] ساختگی می‌داند. [[ابن حجر]] در صحابی بودن او تشکیک کرده و ابتدا نام او را در قسم اول کتاب خود - صحابی - آورده، ولی شرح حال او را به قسم سوم - غیر صحابی - واگذار کرده و در قسم سوم نیز گفته است: احتمال دارد ابوزهراء صحابی باشد؛ زیرا [[یزید بن ابی سفیان]] او را در [[فتح]] [[شام]] بر برخی از ولایات آنجا گماشت، در حالی که در [[فتوحات]]، غیر صحابی را [[امارت]] و [[فرماندهی]] نمی‌دادند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۰.</ref>. البته این سخن ابن حجر که گفته غیر صحابی را در فتوحات امارت نمی‌دادند، قابل خدشه است. نمونه آن، [[امرؤ القیس بن عدی]] است که به دست [[عمر]] [[مسلمان]] شد و پیش از اینکه حتی رکعتي [[نماز]] بخواند، او را [[حکومت]] و [[ولایت]] داد<ref>ثقفی، ج۲، ص۸۱۶؛ ابن عساکر، ج۶۹، ص۱۱۹.</ref>. ابن حجر سپس در قسم سوم کتاب خود، از قول [[ابن عساکر]] نقل کرده است که ابوزهراء قشیری، [[رسول خدا]]{{صل}} را [[درک]] کرد و در [[فتح دمشق]] نیز حضور داشت و در [[زمان]] [[خلافت عمر]]، از طرف یزید بن ابی سفیان عهده دار [[صلح]] با [[حاکمان]] برخی از مناطق فتح شده [[دمشق]] گردید<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸؛ ابن عساکر، ج۲، ص۲۵۰.</ref>.
نام و [[نسب]] او دانسته نیست. از این رو [[هیثمی]]<ref>هیثمی، ج۱۰، ص۱۰۳.</ref> نیز گفته، وی شناخته شده نیست. وی از کسانی است که [[علامه عسکری]] او را [[صحابی]] ساختگی می‌داند. [[ابن حجر]] در صحابی بودن او تشکیک کرده و ابتدا نام او را در قسم اول کتاب خود - صحابی - آورده، ولی شرح حال او را به قسم سوم - غیر صحابی - واگذار کرده و در قسم سوم نیز گفته است: احتمال دارد ابوزهراء صحابی باشد؛ زیرا [[یزید بن ابی سفیان]] او را در [[فتح]] [[شام]] بر برخی از ولایات آنجا گماشت، در حالی که در [[فتوحات]]، غیر صحابی را [[امارت]] و [[فرماندهی]] نمی‌دادند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۰.</ref>. البته این سخن ابن حجر که گفته غیر صحابی را در فتوحات امارت نمی‌دادند، قابل خدشه است. نمونه آن، [[امرؤ القیس بن عدی]] است که به دست [[عمر]] [[مسلمان]] شد و پیش از اینکه حتی رکعتي [[نماز]] بخواند، او را [[حکومت]] و [[ولایت]] داد<ref>ثقفی، ج۲، ص۸۱۶؛ ابن عساکر، ج۶۹، ص۱۱۹.</ref>. ابن حجر سپس در قسم سوم کتاب خود، از قول [[ابن عساکر]] نقل کرده است که ابوزهراء قشیری، [[رسول خدا]] {{صل}} را [[درک]] کرد و در [[فتح دمشق]] نیز حضور داشت و در [[زمان]] [[خلافت عمر]]، از طرف یزید بن ابی سفیان عهده دار [[صلح]] با [[حاکمان]] برخی از مناطق فتح شده [[دمشق]] گردید<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸؛ ابن عساکر، ج۲، ص۲۵۰.</ref>.


به گزارش [[طبری]] - از [[سیف بن عمر]] - یزید بن ابی سفیان پس از فتح دمشق، ابوزهراء قشیری را سوی بَثَنِیَّه و حَوران فرستاد تا با آنان به همان منوال و ترتیب صلح دمشق صلح کند و سپس کنترل مناطق فتح شده را عهده دار شود <ref>طبری، ج۳، ص۴۴۱؛ ابن عساکر، ج۲، ص۱۳۱؛ ابن کثیر، ج۹، ص۲۹.</ref>. [[بلاذری]]<ref>بلاذری، ج۱، ص۱۵۰.</ref> گفته است بثنیه را یزید بن ابی سفیان فتح کرد که البته سخن بلاذری با سخن ابن عساکر تنافی ندارد؛ چرا که اگر مکانی به [[دستور]] یکی از [[فرماندهان]] [[فتح]] می‌شد، فتح را افزون بر شخص فاتح، به [[فرمانده]] او نیز نسبت می‌دادند.
به گزارش [[طبری]] - از [[سیف بن عمر]] - یزید بن ابی سفیان پس از فتح دمشق، ابوزهراء قشیری را سوی بَثَنِیَّه و حَوران فرستاد تا با آنان به همان منوال و ترتیب صلح دمشق صلح کند و سپس کنترل مناطق فتح شده را عهده دار شود <ref>طبری، ج۳، ص۴۴۱؛ ابن عساکر، ج۲، ص۱۳۱؛ ابن کثیر، ج۹، ص۲۹.</ref>. [[بلاذری]]<ref>بلاذری، ج۱، ص۱۵۰.</ref> گفته است بثنیه را یزید بن ابی سفیان فتح کرد که البته سخن بلاذری با سخن ابن عساکر تنافی ندارد؛ چرا که اگر مکانی به [[دستور]] یکی از [[فرماندهان]] [[فتح]] می‌شد، فتح را افزون بر شخص فاتح، به [[فرمانده]] او نیز نسبت می‌دادند.


از ابوزهراء قشیری نقل شده است که وقتی هِرقَل از ناحیه رُهاء می‌رفت، [[خواست مردم]] آن منطقه را نیز با خود همراه کند. آنان [[همراهی]] نکردند و گفتند: در رهاء باشیم بهتر است. همچنین از [[مسلمانان]] نیز کناره گرفتند تا اینکه زیاد بن خنطه که [[صحابی رسول خدا]]{{صل}} و هم [[پیمان]] [[بنی عبد قصی]] بود به عنوان [[نخستین مسلمان]]، وارد رُهاء شد<ref>طبری، ج۳، ص۶۰۲؛ ابن عساکر، ج۱۹، ص۱۴۲.</ref>. [[ابن حجر]] گفته است [[عمر بن خطاب]] در [[دمشق]]، کسی را که شراب نوشیده بود حد زد. وقتی خبر حد خوردن شرابخوار به گوش ابوزهراء قشیری رسید، چنین سرود: [[صبوری]] کردم و [[زاری]] نکردم، در حالی که برادرانم مُردند، اما یک [[روز]] هم [[صبر]] از [[نوشیدن]] شراب ندارم. [[امیرمؤمنان]] آن را محکوم و نابود ساخت، اما دوستدارانش دور آن گریان‌اند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸.</ref>. [[طبری]] گفته است ابوزهراء این اشعار را وقتی گفت که در "عام الرماده" ([[قحطی]] [[سال]] هجدهم [[هجری]]) گروهی از مسلمانان به [[جنگ]] با [[رومیان]] رفتند و عده‌ای از آنان به [[شهادت]] رسیدند <ref>طبری، ج۳، ص۵۹۹ و ج۴، ص۹۷.</ref>.
از ابوزهراء قشیری نقل شده است که وقتی هِرقَل از ناحیه رُهاء می‌رفت، [[خواست مردم]] آن منطقه را نیز با خود همراه کند. آنان [[همراهی]] نکردند و گفتند: در رهاء باشیم بهتر است. همچنین از [[مسلمانان]] نیز کناره گرفتند تا اینکه زیاد بن خنطه که [[صحابی رسول خدا]] {{صل}} و هم [[پیمان]] [[بنی عبد قصی]] بود به عنوان [[نخستین مسلمان]]، وارد رُهاء شد<ref>طبری، ج۳، ص۶۰۲؛ ابن عساکر، ج۱۹، ص۱۴۲.</ref>. [[ابن حجر]] گفته است [[عمر بن خطاب]] در [[دمشق]]، کسی را که شراب نوشیده بود حد زد. وقتی خبر حد خوردن شرابخوار به گوش ابوزهراء قشیری رسید، چنین سرود: [[صبوری]] کردم و [[زاری]] نکردم، در حالی که برادرانم مُردند، اما یک [[روز]] هم [[صبر]] از [[نوشیدن]] شراب ندارم. [[امیرمؤمنان]] آن را محکوم و نابود ساخت، اما دوستدارانش دور آن گریان‌اند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸.</ref>. [[طبری]] گفته است ابوزهراء این اشعار را وقتی گفت که در «عام الرماده» ([[قحطی]] سال هجدهم [[هجری]]) گروهی از مسلمانان به [[جنگ]] با [[رومیان]] رفتند و عده‌ای از آنان به [[شهادت]] رسیدند <ref>طبری، ج۳، ص۵۹۹ و ج۴، ص۹۷.</ref>.


ابوزهراء، از طریق [[عبدالله]] از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده است که گروهی از مسلمانان بعد از اینکه در [[آتش]] [[عذاب]] شدند، با [[رحمت خدا]] و [[شفاعت]] شفاعت کنندگان وارد [[بهشت]] می‌شوند<ref>طبرانی، ج۱۰، ص۲۱۴.</ref>.
ابوزهراء، از طریق [[عبدالله]] از [[رسول خدا]] {{صل}} نقل کرده است که گروهی از مسلمانان بعد از اینکه در [[آتش]] [[عذاب]] شدند، با [[رحمت خدا]] و [[شفاعت]] شفاعت کنندگان وارد [[بهشت]] می‌شوند<ref>طبرانی، ج۱۰، ص۲۱۴.</ref>.


نام ابوزهراء قشیری در پنج [[روایت]] از روایت‌های [[سیف]] در [[تاریخ]] طبری<ref>طبری، ج۳، ص۴۴۱ و ۵۹۹ و ۶۰۳-۶۰۲ و ج۴، ص۹۷.</ref>، آمده است. [[علامه]] [[عسکری]] می‌گوید: به اتکای همین [[روایات]] طبری، [[ابن عساکر]] در تاریخ دمشق و ابن حجر در الاصابه، ابوزهراء را یکی از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} پنداشته‌اند، اما ما پس از بررسی‌های عمیق در کتب [[رجال]] و تراجم، پی بردیم که نه تنها رسول خدا{{صل}} صحابه‌ای به نام ابوزهراء قشیری نداشته است<ref>عسکری، عبدالله بن سبا، ج۲، ص۱۲۵.</ref>، بلکه وی اصلاً وجود خارجی ندارد و از ساخته‌های [[سیف بن عمر]] [[کذاب]] است<ref>عسکری، یکصد و پنجاه، ج۲، ص۱۳۴.</ref>.
نام ابوزهراء قشیری در پنج [[روایت]] از روایت‌های [[سیف]] در [[تاریخ]] طبری<ref>طبری، ج۳، ص۴۴۱ و ۵۹۹ و ۶۰۳-۶۰۲ و ج۴، ص۹۷.</ref>، آمده است. [[علامه]] [[عسکری]] می‌گوید: به اتکای همین [[روایات]] طبری، [[ابن عساکر]] در تاریخ دمشق و ابن حجر در الاصابه، ابوزهراء را یکی از [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} پنداشته‌اند، اما ما پس از بررسی‌های عمیق در کتب [[رجال]] و تراجم، پی بردیم که نه تنها رسول خدا {{صل}} صحابه‌ای به نام ابوزهراء قشیری نداشته است<ref>عسکری، عبدالله بن سبا، ج۲، ص۱۲۵.</ref>، بلکه وی اصلاً وجود خارجی ندارد و از ساخته‌های [[سیف بن عمر]] [[کذاب]] است<ref>عسکری، یکصد و پنجاه، ج۲، ص۱۳۴.</ref>.


از جمله [[روایات]] [[سیف]] از ابوزهراء که به صورت مرسل - عن [[رجل]] من بنی قشیر - درباره [[فتح]] [[حمص]] نقل کرده، این است که گفته [[مردم]] حمص به همدیگر سفارش کردند تا فرارسیدن فصل زمستان [[مقاومت]] کنند؛ زیرا در فصل زمستان، [[مسلمانان]] به دلیل نداشتن [[کفش]]، پاهایشان قطعه قطعه می‌شود و در اثر [[گرسنگی]] از پا در میآیند، ولی ماجرا برعکس شد و [[رومیان]] دیدند پاهای خودشان در داخل کفش‌هایشان قطعه قطعه شده است<ref>طبری، [[تاریخ]]، ج۳، ص۵۹۹.</ref>. مرسل بودن روایات ابوزهراء -که به صورت عن رجل من بنی قشیر نقل شده. و اظهار بی اطلاعی برخی از [[هویت]] وی، [[سخن]] [[علامه]] [[عسکری]] را تقویت می‌کند.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوزهراء قشیری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۳۱۳.</ref>
از جمله [[روایات]] [[سیف]] از ابوزهراء که به صورت مرسل - عن [[رجل]] من بنی قشیر - درباره [[فتح]] [[حمص]] نقل کرده، این است که گفته [[مردم]] حمص به همدیگر سفارش کردند تا فرارسیدن فصل زمستان [[مقاومت]] کنند؛ زیرا در فصل زمستان، [[مسلمانان]] به دلیل نداشتن [[کفش]]، پاهایشان قطعه قطعه می‌شود و در اثر [[گرسنگی]] از پا در میآیند، ولی ماجرا برعکس شد و [[رومیان]] دیدند پاهای خودشان در داخل کفش‌هایشان قطعه قطعه شده است<ref>طبری، [[تاریخ]]، ج۳، ص۵۹۹.</ref>. مرسل بودن روایات ابوزهراء -که به صورت عن رجل من بنی قشیر نقل شده. و اظهار بی اطلاعی برخی از [[هویت]] وی، [[سخن]] [[علامه]] [[عسکری]] را تقویت می‌کند.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوزهراء قشیری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۳۱۳.</ref>


==منابع==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[بنی‌قشیر]] (قبیله)
{{پایان مدخل وابسته}}
 
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100558.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|'''مقاله «ابوزهراء قشیری»، دانشنامه سیره نبوی ج۱''']]
# [[پرونده:IM009657.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|'''مقاله «ابوزهراء قشیری»، دانشنامه سیره نبوی ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


{{صحابه}}
[[رده:ابوزهراء قشیری]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:صحابه]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:بنی‌قشیر]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۹:۱۷

ابوزهراء قشیری
تصویر کهنی از شهر دمشق
نام کاملابوزهراء قشیری
جنسیتمرد
از قبیلهبنی‌قشیر
از اصحابپیامبر خاتم
حضور در جنگفتح دمشق

مقدمه

نام و نسب او دانسته نیست. از این رو هیثمی[۱] نیز گفته، وی شناخته شده نیست. وی از کسانی است که علامه عسکری او را صحابی ساختگی می‌داند. ابن حجر در صحابی بودن او تشکیک کرده و ابتدا نام او را در قسم اول کتاب خود - صحابی - آورده، ولی شرح حال او را به قسم سوم - غیر صحابی - واگذار کرده و در قسم سوم نیز گفته است: احتمال دارد ابوزهراء صحابی باشد؛ زیرا یزید بن ابی سفیان او را در فتح شام بر برخی از ولایات آنجا گماشت، در حالی که در فتوحات، غیر صحابی را امارت و فرماندهی نمی‌دادند[۲]. البته این سخن ابن حجر که گفته غیر صحابی را در فتوحات امارت نمی‌دادند، قابل خدشه است. نمونه آن، امرؤ القیس بن عدی است که به دست عمر مسلمان شد و پیش از اینکه حتی رکعتي نماز بخواند، او را حکومت و ولایت داد[۳]. ابن حجر سپس در قسم سوم کتاب خود، از قول ابن عساکر نقل کرده است که ابوزهراء قشیری، رسول خدا (ص) را درک کرد و در فتح دمشق نیز حضور داشت و در زمان خلافت عمر، از طرف یزید بن ابی سفیان عهده دار صلح با حاکمان برخی از مناطق فتح شده دمشق گردید[۴].

به گزارش طبری - از سیف بن عمر - یزید بن ابی سفیان پس از فتح دمشق، ابوزهراء قشیری را سوی بَثَنِیَّه و حَوران فرستاد تا با آنان به همان منوال و ترتیب صلح دمشق صلح کند و سپس کنترل مناطق فتح شده را عهده دار شود [۵]. بلاذری[۶] گفته است بثنیه را یزید بن ابی سفیان فتح کرد که البته سخن بلاذری با سخن ابن عساکر تنافی ندارد؛ چرا که اگر مکانی به دستور یکی از فرماندهان فتح می‌شد، فتح را افزون بر شخص فاتح، به فرمانده او نیز نسبت می‌دادند.

از ابوزهراء قشیری نقل شده است که وقتی هِرقَل از ناحیه رُهاء می‌رفت، خواست مردم آن منطقه را نیز با خود همراه کند. آنان همراهی نکردند و گفتند: در رهاء باشیم بهتر است. همچنین از مسلمانان نیز کناره گرفتند تا اینکه زیاد بن خنطه که صحابی رسول خدا (ص) و هم پیمان بنی عبد قصی بود به عنوان نخستین مسلمان، وارد رُهاء شد[۷]. ابن حجر گفته است عمر بن خطاب در دمشق، کسی را که شراب نوشیده بود حد زد. وقتی خبر حد خوردن شرابخوار به گوش ابوزهراء قشیری رسید، چنین سرود: صبوری کردم و زاری نکردم، در حالی که برادرانم مُردند، اما یک روز هم صبر از نوشیدن شراب ندارم. امیرمؤمنان آن را محکوم و نابود ساخت، اما دوستدارانش دور آن گریان‌اند[۸]. طبری گفته است ابوزهراء این اشعار را وقتی گفت که در «عام الرماده» (قحطی سال هجدهم هجری) گروهی از مسلمانان به جنگ با رومیان رفتند و عده‌ای از آنان به شهادت رسیدند [۹].

ابوزهراء، از طریق عبدالله از رسول خدا (ص) نقل کرده است که گروهی از مسلمانان بعد از اینکه در آتش عذاب شدند، با رحمت خدا و شفاعت شفاعت کنندگان وارد بهشت می‌شوند[۱۰].

نام ابوزهراء قشیری در پنج روایت از روایت‌های سیف در تاریخ طبری[۱۱]، آمده است. علامه عسکری می‌گوید: به اتکای همین روایات طبری، ابن عساکر در تاریخ دمشق و ابن حجر در الاصابه، ابوزهراء را یکی از اصحاب رسول خدا (ص) پنداشته‌اند، اما ما پس از بررسی‌های عمیق در کتب رجال و تراجم، پی بردیم که نه تنها رسول خدا (ص) صحابه‌ای به نام ابوزهراء قشیری نداشته است[۱۲]، بلکه وی اصلاً وجود خارجی ندارد و از ساخته‌های سیف بن عمر کذاب است[۱۳].

از جمله روایات سیف از ابوزهراء که به صورت مرسل - عن رجل من بنی قشیر - درباره فتح حمص نقل کرده، این است که گفته مردم حمص به همدیگر سفارش کردند تا فرارسیدن فصل زمستان مقاومت کنند؛ زیرا در فصل زمستان، مسلمانان به دلیل نداشتن کفش، پاهایشان قطعه قطعه می‌شود و در اثر گرسنگی از پا در میآیند، ولی ماجرا برعکس شد و رومیان دیدند پاهای خودشان در داخل کفش‌هایشان قطعه قطعه شده است[۱۴]. مرسل بودن روایات ابوزهراء -که به صورت عن رجل من بنی قشیر نقل شده. و اظهار بی اطلاعی برخی از هویت وی، سخن علامه عسکری را تقویت می‌کند.[۱۵]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. هیثمی، ج۱۰، ص۱۰۳.
  2. ابن حجر، ج۷، ص۱۳۰.
  3. ثقفی، ج۲، ص۸۱۶؛ ابن عساکر، ج۶۹، ص۱۱۹.
  4. ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸؛ ابن عساکر، ج۲، ص۲۵۰.
  5. طبری، ج۳، ص۴۴۱؛ ابن عساکر، ج۲، ص۱۳۱؛ ابن کثیر، ج۹، ص۲۹.
  6. بلاذری، ج۱، ص۱۵۰.
  7. طبری، ج۳، ص۶۰۲؛ ابن عساکر، ج۱۹، ص۱۴۲.
  8. ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸.
  9. طبری، ج۳، ص۵۹۹ و ج۴، ص۹۷.
  10. طبرانی، ج۱۰، ص۲۱۴.
  11. طبری، ج۳، ص۴۴۱ و ۵۹۹ و ۶۰۳-۶۰۲ و ج۴، ص۹۷.
  12. عسکری، عبدالله بن سبا، ج۲، ص۱۲۵.
  13. عسکری، یکصد و پنجاه، ج۲، ص۱۳۴.
  14. طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۹۹.
  15. محمدی، رمضان، مقاله «ابوزهراء قشیری»، دانشنامه سیره نبوی ج۱، ص:۳۱۳.