راههای خداشناسی: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== * +==منابع== {{منابع}} * )) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{نبوت}} | {{نبوت}} | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[راههای خداشناسی در قرآن]] - [[راههای خداشناسی در حدیث]] - [[راههای خداشناسی در نهج البلاغه]] - [[راههای خداشناسی در معارف دعا و زیارات]] - [[راههای خداشناسی در کلام اسلامی]] - [[راههای خداشناسی در عرفان اسلامی]]| پرسش مرتبط = راههای خداشناسی (پرسش)}} | |||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
*بنابر [[آموزههای اسلامی]]، [[خداجویی]] و [[خداپرستی]] به گونه فطری در نهاد [[انسان]] نهفته است<ref>التوحید، ۵۶.</ref>. [[خداوند]]، [[انسان]] را ضعیف آفریده است<ref>{{متن قرآن|يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا}}؛ سوره نساء، آیه ۲۸.</ref> و از این رو او همواره [[نیازمند]] [[آفریدگار]] خویش است و [[تاریخ]] [[انسان]] نشان میدهد که میل به شناختن و پرستیدن [[خدا]] همیشه در [[جامعه بشری]] وجود داشته است<ref>تاریخ تمدن، ۱/ ۷۰.</ref>. اما این به معنای آن نیست که [[انسان]] توانسته است [[نیاز]] فطری [[خداجویی]] خویش را به گونه درست ارضا کند. او گاه به [[بیراهه]] رفته و چیزی دیگر را به جای [[خداوند متعال]] پرستیده است<ref>{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}؛ سوره زخرف، آیه ۸۷؛ تفسیر نمونه، ۲۱/ ۱۳۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 267.</ref>. | * بنابر [[آموزههای اسلامی]]، [[خداجویی]] و [[خداپرستی]] به گونه فطری در نهاد [[انسان]] نهفته است<ref>التوحید، ۵۶.</ref>. [[خداوند]]، [[انسان]] را ضعیف آفریده است<ref>{{متن قرآن|يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا}}؛ سوره نساء، آیه ۲۸.</ref> و از این رو او همواره [[نیازمند]] [[آفریدگار]] خویش است و [[تاریخ]] [[انسان]] نشان میدهد که میل به شناختن و پرستیدن [[خدا]] همیشه در [[جامعه بشری]] وجود داشته است<ref>تاریخ تمدن، ۱/ ۷۰.</ref>. اما این به معنای آن نیست که [[انسان]] توانسته است [[نیاز]] فطری [[خداجویی]] خویش را به گونه درست ارضا کند. او گاه به [[بیراهه]] رفته و چیزی دیگر را به جای [[خداوند متعال]] پرستیده است<ref>{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}؛ سوره زخرف، آیه ۸۷؛ تفسیر نمونه، ۲۱/ ۱۳۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 267.</ref>. | ||
*[[دانشمندان]] [[مسلمان]] برای [[شناخت خداوند]] سه روش را معتبر میدانند<ref>مجموعه آثار، ۱۳/ ۳۸۶- ۳۵۵.</ref>: | * [[دانشمندان]] [[مسلمان]] برای [[شناخت خداوند]] سه روش را معتبر میدانند<ref>مجموعه آثار، ۱۳/ ۳۸۶- ۳۵۵.</ref>: | ||
#'''[[حس]]:''' این روش از سه راه بهره میجوید: اول مشاهده سازمان و [[نظام]] [[حاکم]] بر [[جهان]] و تعمق در آن. هرگاه [[انسان]] در [[جهان]] پیرامون خویش بنگرد، مجموعهای منظم مییابد که از ناظمی [[حکیم]] و [[مدبر]]، حکایت میکند<ref>تبیین براهین اثبات خدا، ۴۶- ۲۷.</ref>. دوم، بهرهگیری از نیرویی پنهان. هر موجودی از گرایشی درونی نصیب برده است که او را به سوی [[خدا]] راه مینماید<ref>{{متن قرآن|فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا }}؛ | # '''[[حس]]:''' این روش از سه راه بهره میجوید: اول مشاهده سازمان و [[نظام]] [[حاکم]] بر [[جهان]] و تعمق در آن. هرگاه [[انسان]] در [[جهان]] پیرامون خویش بنگرد، مجموعهای منظم مییابد که از ناظمی [[حکیم]] و [[مدبر]]، حکایت میکند<ref>تبیین براهین اثبات خدا، ۴۶- ۲۷.</ref>. دوم، بهرهگیری از نیرویی پنهان. هر موجودی از گرایشی درونی نصیب برده است که او را به سوی [[خدا]] راه مینماید<ref>{{متن قرآن|فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا }}؛ | ||
سوره شمس، آیه ۸.</ref>. سوم، توجه به اینکه [[جهان]]، حادث است. [[انسان]] با [[درک]] این [[حقیقت]] که روزی [[جهان]] نبوده است و سپس هستی یافته است، به وجود هستیبخش [[جهان]] پی میبرد<ref>کشف المراد، ۱۷۹ و ۳۱۹.</ref>. این سه راه از گذر [[حس]] طی میشوند و [[نیازمند]] [[درک]] [[عرفانی]] و پیچیده نیستند و همچنین به استدلالهای [[عقلی]] محض [[نیاز]] ندارند. با این حال، نمیتوان راه [[حس]] را برای [[شناخت خداوند]] کافی دانست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 267.</ref>. | سوره شمس، آیه ۸.</ref>. سوم، توجه به اینکه [[جهان]]، حادث است. [[انسان]] با [[درک]] این [[حقیقت]] که روزی [[جهان]] نبوده است و سپس هستی یافته است، به وجود هستیبخش [[جهان]] پی میبرد<ref>کشف المراد، ۱۷۹ و ۳۱۹.</ref>. این سه راه از گذر [[حس]] طی میشوند و [[نیازمند]] [[درک]] [[عرفانی]] و پیچیده نیستند و همچنین به استدلالهای [[عقلی]] محض [[نیاز]] ندارند. با این حال، نمیتوان راه [[حس]] را برای [[شناخت خداوند]] کافی دانست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 267.</ref>. | ||
#'''[[دل]] و [[فطرت]]:''' [[حکما]] و عرفا بر آناند که راههای رسیدن به [[خدا]] به شمار آفریدگان متعدد است؛ بدین معنا که هر موجودی را راهی به سوی [[خدا]] هست<ref>شرح الاسماء الحسی، ۱/ ۲۴۵.</ref>. این بدان سبب است که [[انسان]] دارای [[فطرت الهی]]] است و در [[سرشت]] خویش، [[خدا]] را میجوید<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ }}؛ سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. هر دلی به سوی [[آفریدگار]] راه دارد و هر نفسی به سوی [[صاحب]] انفاس در حرکت است. این راه که به [[معرفت]] شهودی میانجامد، بسیار کارآمد و اثربخش و توأم با [[لذت]] است. [[آدمی]] با [[رجوع]] به [[فطرت]] خویش، نیرویی مییابد که او را به سوی [[خدا]] فرامیخواند<ref>نهج البلاغه، خ ۱۱۰/ ۲۱۱.</ref>. با این همه، راه [[فطرت]] را نمیتوان به دیگران آموخت و بیشتر جنبه شخصی دارد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 268.</ref>. | # '''[[دل]] و [[فطرت]]:''' [[حکما]] و عرفا بر آناند که راههای رسیدن به [[خدا]] به شمار آفریدگان متعدد است؛ بدین معنا که هر موجودی را راهی به سوی [[خدا]] هست<ref>شرح الاسماء الحسی، ۱/ ۲۴۵.</ref>. این بدان سبب است که [[انسان]] دارای [[فطرت الهی]]] است و در [[سرشت]] خویش، [[خدا]] را میجوید<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ }}؛ سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. هر دلی به سوی [[آفریدگار]] راه دارد و هر نفسی به سوی [[صاحب]] انفاس در حرکت است. این راه که به [[معرفت]] شهودی میانجامد، بسیار کارآمد و اثربخش و توأم با [[لذت]] است. [[آدمی]] با [[رجوع]] به [[فطرت]] خویش، نیرویی مییابد که او را به سوی [[خدا]] فرامیخواند<ref>نهج البلاغه، خ ۱۱۰/ ۲۱۱.</ref>. با این همه، راه [[فطرت]] را نمیتوان به دیگران آموخت و بیشتر جنبه شخصی دارد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 268.</ref>. | ||
#'''[[عقل]]:''' راه [[تدبر]] و [[استدلال عقلی]] از آن رو که آموزشپذیر است و در تثبیت و تحکیم [[عقیده]] و تکمیل [[شناخت]]، نقشی اساسی دارد، [[بهترین]] شیوه [[شناخت خداوند]] است<ref>اصول و مبانی خداشناسی استدلالی، ۵.</ref>. به همین [[دلیل]]، [[قرآن]] همواره [[آدمی]] را بدین راه فراخوانده است<ref>{{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}؛ سوره انبیاء، آیه ۲۲؛ {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الأَلْبَابِ }}؛ سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. راه [[عقل]]، از [[براهین]] [[فلسفی]] و [[کلامی]] مدد میگیرد و از این رهگذر وجود [[خداوند]] را اثبات میکند و [[خالق]] هستی را به [[انسان]] میشناساند. میتوان به گونه کلی گفت که راه [[عقل]]، راهی است که وجود حقایق ماوراء الطبیعه را [[کشف]] و اثبات میکند. [[عقل]] و استدلالهای [[عقلی]] در [[روایات]] بزرگان [[معصوم]] {{ع}} نیز جایگاهی والا دارد. بنابر این [[روایات]]، [[هدف]] از [[بعثت پیامبران]] {{ع}} این است که [[بندگان]] درباره [[خداوند]] بیندیشند و در این میان، هر کس [[عقل]] خویش را به کمالی بیشتر برساند، در [[دنیا]] و [[آخرت]] بلند پایهتر است<ref>اصول کافی، ۱/ ۱۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 268.</ref>. | # '''[[عقل]]:''' راه [[تدبر]] و [[استدلال عقلی]] از آن رو که آموزشپذیر است و در تثبیت و تحکیم [[عقیده]] و تکمیل [[شناخت]]، نقشی اساسی دارد، [[بهترین]] شیوه [[شناخت خداوند]] است<ref>اصول و مبانی خداشناسی استدلالی، ۵.</ref>. به همین [[دلیل]]، [[قرآن]] همواره [[آدمی]] را بدین راه فراخوانده است<ref>{{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}؛ سوره انبیاء، آیه ۲۲؛ {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الأَلْبَابِ }}؛ سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. راه [[عقل]]، از [[براهین]] [[فلسفی]] و [[کلامی]] مدد میگیرد و از این رهگذر وجود [[خداوند]] را اثبات میکند و [[خالق]] هستی را به [[انسان]] میشناساند. میتوان به گونه کلی گفت که راه [[عقل]]، راهی است که وجود حقایق ماوراء الطبیعه را [[کشف]] و اثبات میکند. [[عقل]] و استدلالهای [[عقلی]] در [[روایات]] بزرگان [[معصوم]] {{ع}} نیز جایگاهی والا دارد. بنابر این [[روایات]]، [[هدف]] از [[بعثت پیامبران]] {{ع}} این است که [[بندگان]] درباره [[خداوند]] بیندیشند و در این میان، هر کس [[عقل]] خویش را به کمالی بیشتر برساند، در [[دنیا]] و [[آخرت]] بلند پایهتر است<ref>اصول کافی، ۱/ ۱۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 268.</ref>. | ||
==منابع== | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
* [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']] | * [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']] | ||
{{پایان منابع}} | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[خداشناسی]] | * [[خداشناسی]] | ||
* [[اثبات خدا]] | * [[اثبات خدا]] | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۰: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:راههای خداشناسی]] | [[رده:راههای خداشناسی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۰۰:۱۲
مقدمه
- بنابر آموزههای اسلامی، خداجویی و خداپرستی به گونه فطری در نهاد انسان نهفته است[۱]. خداوند، انسان را ضعیف آفریده است[۲] و از این رو او همواره نیازمند آفریدگار خویش است و تاریخ انسان نشان میدهد که میل به شناختن و پرستیدن خدا همیشه در جامعه بشری وجود داشته است[۳]. اما این به معنای آن نیست که انسان توانسته است نیاز فطری خداجویی خویش را به گونه درست ارضا کند. او گاه به بیراهه رفته و چیزی دیگر را به جای خداوند متعال پرستیده است[۴][۵].
- دانشمندان مسلمان برای شناخت خداوند سه روش را معتبر میدانند[۶]:
- حس: این روش از سه راه بهره میجوید: اول مشاهده سازمان و نظام حاکم بر جهان و تعمق در آن. هرگاه انسان در جهان پیرامون خویش بنگرد، مجموعهای منظم مییابد که از ناظمی حکیم و مدبر، حکایت میکند[۷]. دوم، بهرهگیری از نیرویی پنهان. هر موجودی از گرایشی درونی نصیب برده است که او را به سوی خدا راه مینماید[۸]. سوم، توجه به اینکه جهان، حادث است. انسان با درک این حقیقت که روزی جهان نبوده است و سپس هستی یافته است، به وجود هستیبخش جهان پی میبرد[۹]. این سه راه از گذر حس طی میشوند و نیازمند درک عرفانی و پیچیده نیستند و همچنین به استدلالهای عقلی محض نیاز ندارند. با این حال، نمیتوان راه حس را برای شناخت خداوند کافی دانست[۱۰].
- دل و فطرت: حکما و عرفا بر آناند که راههای رسیدن به خدا به شمار آفریدگان متعدد است؛ بدین معنا که هر موجودی را راهی به سوی خدا هست[۱۱]. این بدان سبب است که انسان دارای فطرت الهی] است و در سرشت خویش، خدا را میجوید[۱۲]. هر دلی به سوی آفریدگار راه دارد و هر نفسی به سوی صاحب انفاس در حرکت است. این راه که به معرفت شهودی میانجامد، بسیار کارآمد و اثربخش و توأم با لذت است. آدمی با رجوع به فطرت خویش، نیرویی مییابد که او را به سوی خدا فرامیخواند[۱۳]. با این همه، راه فطرت را نمیتوان به دیگران آموخت و بیشتر جنبه شخصی دارد[۱۴].
- عقل: راه تدبر و استدلال عقلی از آن رو که آموزشپذیر است و در تثبیت و تحکیم عقیده و تکمیل شناخت، نقشی اساسی دارد، بهترین شیوه شناخت خداوند است[۱۵]. به همین دلیل، قرآن همواره آدمی را بدین راه فراخوانده است[۱۶]. راه عقل، از براهین فلسفی و کلامی مدد میگیرد و از این رهگذر وجود خداوند را اثبات میکند و خالق هستی را به انسان میشناساند. میتوان به گونه کلی گفت که راه عقل، راهی است که وجود حقایق ماوراء الطبیعه را کشف و اثبات میکند. عقل و استدلالهای عقلی در روایات بزرگان معصوم (ع) نیز جایگاهی والا دارد. بنابر این روایات، هدف از بعثت پیامبران (ع) این است که بندگان درباره خداوند بیندیشند و در این میان، هر کس عقل خویش را به کمالی بیشتر برساند، در دنیا و آخرت بلند پایهتر است[۱۷][۱۸].
منابع
جستارهای وابسته
- خداشناسی
- اثبات خدا
- اخلال به معرفت الله
- ادله توحید
- اسباب افزایش حب به خدا
- اسباب خداشناسی
- اسمای الهی
- افعال الهی
- آثار خداشناسی
- آسان ترین راه خداشناسی
- آفرینش آسمان
- آفرینش جهان
- تکلیف به معرفت الله
- توحید
- حرص بر تفکر در الهیات
- خودشناسی
- ستایش خدا شناسی
- سعه معرفت الله
- صفات الهی
- عجایب صنع آدمی
- علت پیدایش مفهوم خدا
- فراموشی خدا
- فطرت خداشناسی
- مراتب خداشناسی
- معرفت تنزیهی خدا
- موانع خداشناسی
- وجوب معرفت الله
پانویس
- ↑ التوحید، ۵۶.
- ↑ ﴿يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا﴾؛ سوره نساء، آیه ۲۸.
- ↑ تاریخ تمدن، ۱/ ۷۰.
- ↑ ﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾؛ سوره زخرف، آیه ۸۷؛ تفسیر نمونه، ۲۱/ ۱۳۶.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 267.
- ↑ مجموعه آثار، ۱۳/ ۳۸۶- ۳۵۵.
- ↑ تبیین براهین اثبات خدا، ۴۶- ۲۷.
- ↑ ﴿فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴾؛ سوره شمس، آیه ۸.
- ↑ کشف المراد، ۱۷۹ و ۳۱۹.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 267.
- ↑ شرح الاسماء الحسی، ۱/ ۲۴۵.
- ↑ ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ﴾؛ سوره روم، آیه ۳۰.
- ↑ نهج البلاغه، خ ۱۱۰/ ۲۱۱.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 268.
- ↑ اصول و مبانی خداشناسی استدلالی، ۵.
- ↑ ﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾؛ سوره انبیاء، آیه ۲۲؛ ﴿كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الأَلْبَابِ ﴾؛ سوره ص، آیه ۲۹.
- ↑ اصول کافی، ۱/ ۱۹.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 268.