جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) برچسب: برگرداندهشده |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') برچسب: برگرداندهشده |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
اصل دعبل از [[کوفه]] و به قولی «قرقیسیاء»، از شهرهای [[شام]] بود و در یک جا سکونت نمیکرد، بلکه پیوسته از شهری به شهری دیگر منتقل میشد، گرچه بیشتر سکونتش در [[بغداد]] بود.<ref>تاریخ بغداد، ج۸، ص۳۸۲.</ref> او [[امام کاظم]] {{ع}} را دیده و از [[امام رضا]] {{ع}} [[روایت]] کرده است.<ref>رجال النجاشی، ج۲، ص۱۱۵.</ref> همچنین از [[مالک بن انس]]، [[واقدی]]، [[شعبه]]، [[سفیان ثوری]] و [[مأمون]] [[خلیفه عباسی]] روایت کرده و [[ابن ابی دؤاد]] [[قاضی]] القضات، [[محمد بن موسی]] و برادرانش علی و اسماعیل از او [[نقل حدیث]] کردهاند.<ref>تاریخ الاسلام، ج۱۸، ص۲۵۹؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۹، ص۱۷۶.</ref> خطیب [[روایات]] او از مالک و دیگران را نادرست میداند و میگوید که آن [[احادیث]] را فرزند برادرش اسماعیل ساخته است.<ref>تاریخ بغداد، ج۸، ص۳۸۳.</ref> | اصل دعبل از [[کوفه]] و به قولی «قرقیسیاء»، از شهرهای [[شام]] بود و در یک جا سکونت نمیکرد، بلکه پیوسته از شهری به شهری دیگر منتقل میشد، گرچه بیشتر سکونتش در [[بغداد]] بود.<ref>تاریخ بغداد، ج۸، ص۳۸۲.</ref> او [[امام کاظم]] {{ع}} را دیده و از [[امام رضا]] {{ع}} [[روایت]] کرده است.<ref>رجال النجاشی، ج۲، ص۱۱۵.</ref> همچنین از [[مالک بن انس]]، [[واقدی]]، [[شعبه]]، [[سفیان ثوری]] و [[مأمون]] [[خلیفه عباسی]] روایت کرده و [[ابن ابی دؤاد]] [[قاضی]] القضات، [[محمد بن موسی]] و برادرانش علی و اسماعیل از او [[نقل حدیث]] کردهاند.<ref>تاریخ الاسلام، ج۱۸، ص۲۵۹؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۹، ص۱۷۶.</ref> خطیب [[روایات]] او از مالک و دیگران را نادرست میداند و میگوید که آن [[احادیث]] را فرزند برادرش اسماعیل ساخته است.<ref>تاریخ بغداد، ج۸، ص۳۸۳.</ref> | ||
دعبل مدتی [[والی]] سمنگان، از شهرهای افغانستان و مدتی والی اسوان، از شهرهای [[مصر]] بود.<ref>معجم البلدان، ج۲۰، ص۱۶۱.</ref> وی را [[شاعری]] پیش کسوت، خوش ذوق، بسیار [[هجوکننده]] و تندگو | دعبل مدتی [[والی]] سمنگان، از شهرهای افغانستان و مدتی والی اسوان، از شهرهای [[مصر]] بود.<ref>معجم البلدان، ج۲۰، ص۱۶۱.</ref> وی را [[شاعری]] پیش کسوت، خوش ذوق، بسیار [[هجوکننده]] و تندگو وصف کرده و گفتهاند که هیچ یک از [[خلفا]] و [[وزرا]] و فرزندانشان از جانب او آسوده نبودهاند.<ref>الاغانی، ج۲۰، ص۱۲۰.</ref> در [[شجاعت]] و [[بیباکی]] او همین بس که خود گفته است: پنجاه سال است چوبه دارم را بر دوش میکشم، ولی کسی را نمییابم که مرا بر آن بیاویزد.<ref>وفیات الاعیان، ج۲، ص۲۶۶.</ref> او [[مأمون]]، [[معتصم]]، [[واثق]] و [[متوکل]] را هجو کرد و چون معتصم قصد کشتنش را نمود، به [[ایران]] گریخت.<ref>الاغانی، ج۲۰، ص۱۴۰ ـ ۱۴۶.</ref> مشهورترین [[شعر]] [[دعبل]]، تائیهای است که برای [[امام رضا]] {{ع}} خواند و در آن، از [[مصائب]] [[خاندان پیامبر]] و [[محبت اهل بیت]] {{ع}} سخن گفته است. این قصیده حدود شصت [[بیت]] است که دو بیت مشهور آن چنین است: | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
{{ب|''مَدَارِسُ آيَاتٍ خَلَتْ مِنْ تِلاَوَةٍ''|2=''وَ مَنْزِلُ وَحْيٍ مُقْفِرُ اَلْعَرَصَاتِ''}} | {{ب|''مَدَارِسُ آيَاتٍ خَلَتْ مِنْ تِلاَوَةٍ''|2=''وَ مَنْزِلُ وَحْيٍ مُقْفِرُ اَلْعَرَصَاتِ''}} | ||