ادبیات شیعی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹: خط ۹:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
از آنجاکه [[تشیع]]، یک مرام و [[مکتب]] است، بخشى از ادبیات شیعى در مسیر [[احتجاج‌ها]] و [[مناظرات]] تجلّى مى‌کند و از آنجا که تشیع، پیروى [[امامان معصوم]] است و [[اسوه]] قرار دادن [[اهل بیت پیامبر]] و سرلوحۀ عمل خویش، بخشى از ادبیات شیعى نیز به ذکر [[مناقب]] و [[فضایل]] [[خاندان عصمت]] مى‌پردازد. و از آنجا که پس از [[رسول خدا]]{{صل}} به [[اهل بیت]] ستم‌هاى بسیار شده و صحنه‌هاى خونین [[مظلومیت]] آنان انکارناپذیر است، یکى از محورهاى این ادبیات نیز مرثیه‌ها و سوگ سروده‌ها و افشاى جنایات [[امویان]] و [[عباسیان]] و بیان وقایع [[عاشورا]] و شهادت‌هاى [[معصومین]] است. [[تهمت‌ها]] و افتراهایى که علیه شیعه همیشه وجود داشته، [[شاعران]] را به پاسخگویى واداشته است. پس بخشى از ادبیات شیعى هم ادبیات دفاعى و نفى افتراها و افشاى دروغ‌هاست. شاعران برجسته‌اى که در طول [[تاریخ]] به خطّ اهل بیت جلوه و تابندگى داده‌اند، ادبیات شیعى را ماندگار و درخشان ساخته و از نظر شکلى نیز بر غناى ادبیات افزوده‌اند. مضمون ادبیات شیعى، مضمونى اعتقادى، موضعى، ولایى و حاوى فضایل، مناقب، [[معجزات]]، [[مدایح]] و مراثى اهل بیت پیامبر و دفاع از حقیقت [[غدیر]] و خطّ [[امامت]] و [[ولایت]] است، هم برخوردار از سوز است، هم [[شور]]. گنجاندن مناقب این [[خاندان]] در اشعار، از تعهّدهاى شعرى شاعران شیعى است. ازاین‌رو [[شاهد]] تضمین [[آیات]] و [[روایات]] فراوانى در اینگونه اشعاریم که دربارۀ [[مقام]] و [[منزلت]] [[آل اللّه]] است و مدایح، مراثى، تعزیه‌ها و منقبت‌سرایى، بخش عمده‌اى از اشعار شیعى را تشکیل مى‌دهد. بخش دیگر، به خاطر فشارهاى بنى‌امیه و بنى عباس، روحى حماسى و ضد [[ظلم]] پیدا کرده است و درست گفته‌اند که: در [[حقیقت]] [[ادب]] [[شیعه]]، در لفظ و معنى پیرو [[کلام]] على{{ع}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} بوده و بر محور خونخواهى و [[انتقام]] از [[ستمکاران]] و [[انتظار]] بهبود و [[فرج]] و [[اطمینان]] از آیندۀ بهتر است... [[شاعران]] شیعه از این حربۀ [[قاطع]] ([[شعر]]) براى توجیه [[افکار]] عمومى و [[تبلیغ]] [[تشیع]] و [[تشویق]] [[شیعیان]] و نقد مخالفان و تحریکات سیاسى و [[خلق]] شعارهاى دلخواه، حدّاکثر استفاده را به عمل آورده و همواره با شعر خود، جنبش‌هاى قومى و انقلاب‌هاى مذهبى و سیاسى را رهبرى مى‌کردند.<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۲ ص۳۶</ref> پس [[ادبیات]] شیعى، اشعارى هدفمند، مکتبى، آیینى و بیانگر [[اعتقادات]] سیاسى و ولایى با طرح مسأله [[خلافت]] [[اهل بیت]] و برترى آنان براى رهبرى و نقد [[غصب خلافت]] و پرداختن به [[معارف]] و [[مصائب]] و [[مناقب اهل بیت]] است. چنین ادبیاتى هنوز هم تداوم دارد و هرزمان به نوعى جوهر شیعى خود را بروز داده است.<ref>در زمینۀ ادبیات [[شیعى]] از جمله ر. ک: ادب الشیعه، عبد الحسیب طه حمیده، الأدب فى ظل التشیّع، عبد اللّه نعمه</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۷.</ref>
از آنجاکه [[تشیع]]، یک مرام و [[مکتب]] است، بخشى از ادبیات شیعى در مسیر [[احتجاج‌ها]] و مناظرات تجلّى مى‌کند و از آنجا که تشیع، پیروى [[امامان معصوم]] است و [[اسوه]] قرار دادن [[اهل بیت پیامبر]] و سرلوحۀ عمل خویش، بخشى از ادبیات شیعى نیز به ذکر [[مناقب]] و [[فضایل]] [[خاندان عصمت]] مى‌پردازد. و از آنجا که پس از [[رسول خدا]]{{صل}} به [[اهل بیت]] ستم‌هاى بسیار شده و صحنه‌هاى خونین [[مظلومیت]] آنان انکارناپذیر است، یکى از محورهاى این ادبیات نیز مرثیه‌ها و سوگ سروده‌ها و افشاى جنایات [[امویان]] و [[عباسیان]] و بیان وقایع [[عاشورا]] و شهادت‌هاى [[معصومین]] است. [[تهمت‌ها]] و افتراهایى که علیه شیعه همیشه وجود داشته، [[شاعران]] را به پاسخگویى واداشته است. پس بخشى از ادبیات شیعى هم ادبیات دفاعى و نفى افتراها و افشاى دروغ‌هاست. شاعران برجسته‌اى که در طول [[تاریخ]] به خطّ اهل بیت جلوه و تابندگى داده‌اند، ادبیات شیعى را ماندگار و درخشان ساخته و از نظر شکلى نیز بر غناى ادبیات افزوده‌اند. مضمون ادبیات شیعى، مضمونى اعتقادى، موضعى، ولایى و حاوى فضایل، مناقب، [[معجزات]]، [[مدایح]] و مراثى اهل بیت پیامبر و دفاع از حقیقت [[غدیر]] و خطّ [[امامت]] و [[ولایت]] است، هم برخوردار از سوز است، هم [[شور]]. گنجاندن مناقب این [[خاندان]] در اشعار، از تعهّدهاى شعرى شاعران شیعى است. ازاین‌رو [[شاهد]] تضمین [[آیات]] و [[روایات]] فراوانى در اینگونه اشعاریم که دربارۀ [[مقام]] و [[منزلت]] [[آل اللّه]] است و مدایح، مراثى، تعزیه‌ها و منقبت‌سرایى، بخش عمده‌اى از اشعار شیعى را تشکیل مى‌دهد. بخش دیگر، به خاطر فشارهاى بنى‌امیه و بنى عباس، روحى حماسى و ضد [[ظلم]] پیدا کرده است و درست گفته‌اند که: در [[حقیقت]] [[ادب]] [[شیعه]]، در لفظ و معنى پیرو [[کلام]] على{{ع}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} بوده و بر محور خونخواهى و [[انتقام]] از [[ستمکاران]] و [[انتظار]] بهبود و [[فرج]] و [[اطمینان]] از آیندۀ بهتر است... [[شاعران]] شیعه از این حربۀ [[قاطع]] ([[شعر]]) براى توجیه [[افکار]] عمومى و [[تبلیغ]] [[تشیع]] و [[تشویق]] [[شیعیان]] و نقد مخالفان و تحریکات سیاسى و [[خلق]] شعارهاى دلخواه، حدّاکثر استفاده را به عمل آورده و همواره با شعر خود، جنبش‌هاى قومى و انقلاب‌هاى مذهبى و سیاسى را رهبرى مى‌کردند.<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۲ ص۳۶</ref> پس [[ادبیات]] شیعى، اشعارى هدفمند، مکتبى، آیینى و بیانگر [[اعتقادات]] سیاسى و ولایى با طرح مسأله [[خلافت]] [[اهل بیت]] و برترى آنان براى رهبرى و نقد [[غصب خلافت]] و پرداختن به [[معارف]] و [[مصائب]] و [[مناقب اهل بیت]] است. چنین ادبیاتى هنوز هم تداوم دارد و هرزمان به نوعى جوهر شیعى خود را بروز داده است<ref>در زمینۀ ادبیات [[شیعى]] از جمله ر.ک: ادب الشیعه، عبد الحسیب طه حمیده، الأدب فى ظل التشیّع، عبد اللّه نعمه</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۷.</ref>
 
== شعر شیعی ==
از آنجا که [[غدیر خم]] و [[ولایت]] [[علوی]] سرچشمۀ جوشش غدیریه‌های [[شیعی]] است و از آنجا که [[امامت]] [[امام علی|امیر مؤمنان]] {{ع}}، نشان [[کمال دین]] و ارائۀ الگوی [[شایسته]] برای [[هدایت]] [[جامعه]] است، [[شاعران]] [[شیعه]] نیز همین جوهرۀ [[ناب]] را در سروده‌های آیینی خود بر محور [[ولایت]] مطرح کرده و [[فرهنگ]] [[غنی]] "شعر شیعی" را بنیاد نهاده‌اند. شعر شیعی نشأت گرفته از باورهای [[ناب]] معتقدان به [[ولایت]] [[امام علی|علی بن ابی طالب]] است و آبشخور آن [[غدیر]] است، با پیشینه‌ای درخشان و پیش‌کسوتانی نامور و محتوایی [[غنی]] و متأثّر از [[آیات]] [[قرآن]] و [[معارف]] [[اهل بیت]] و سرشار از اشارات [[قرآنی]] و [[حدیثی]] به [[مناقب]] [[صاحب ولایت]]. شعر شیعی هم بعد مدیحه دارد هم مرثیه و هم [[حماسه]]. بارزترین شاخصۀ شعر شیعی، پرداختن به مسأله [[امامت اهل بیت]] و [[هدایتگری]] [[خاندان]] [[عصمت]] و احیای یاد مظلومیّت‌های [[خاندان رسالت]] و افشای جنایات [[ظالمان]] نسبت به دودمان [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} است. ازاین رو در آیینۀ شعر شیعی، تصویری از [[فضیلت‌ها]]، [[پاکی‌ها]]، [[مبارزات]] حق‌طلبانه، [[مظلومیّت]] [[عترت]] و حماسۀ [[عاشورا]] و [[غدیر]] دیده می‌شود. از آنجا که [[حقیقت]] [[تشیّع]]، ریشه‌دار و ماندگار است شعر شیعی نیز جاویدان و فروغ‌بخش و حرکت‌ساز است و گنجینه‌ای از [[علوم]] و [[معارف]] [[اهل]] بیتی و [[قرآنی]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۴۰.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۲ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۵۸

ادبیات، به عنوان یک زبان براى انتقال فکر و دفاع از یک حقیقت یا نشر یک باور، در نگاه شیعه از صبغه و ویژگى تعهد و مکتبى بودن برخوردار است و شاعر و ادیب شیعى، آن را به عنوان سلاحى در دفاع از حق یا تبلیغ ایمان یا افشاى ظلم و برانگیختن مظلوم به‌کار مى‌برد. قالب‌هاى مختلفى که ادبیات شیعى دارد، به تناسب زمان و زمینه و موضوع، فرق مى‌کند.

مقدمه

از آنجاکه تشیع، یک مرام و مکتب است، بخشى از ادبیات شیعى در مسیر احتجاج‌ها و مناظرات تجلّى مى‌کند و از آنجا که تشیع، پیروى امامان معصوم است و اسوه قرار دادن اهل بیت پیامبر و سرلوحۀ عمل خویش، بخشى از ادبیات شیعى نیز به ذکر مناقب و فضایل خاندان عصمت مى‌پردازد. و از آنجا که پس از رسول خدا(ص) به اهل بیت ستم‌هاى بسیار شده و صحنه‌هاى خونین مظلومیت آنان انکارناپذیر است، یکى از محورهاى این ادبیات نیز مرثیه‌ها و سوگ سروده‌ها و افشاى جنایات امویان و عباسیان و بیان وقایع عاشورا و شهادت‌هاى معصومین است. تهمت‌ها و افتراهایى که علیه شیعه همیشه وجود داشته، شاعران را به پاسخگویى واداشته است. پس بخشى از ادبیات شیعى هم ادبیات دفاعى و نفى افتراها و افشاى دروغ‌هاست. شاعران برجسته‌اى که در طول تاریخ به خطّ اهل بیت جلوه و تابندگى داده‌اند، ادبیات شیعى را ماندگار و درخشان ساخته و از نظر شکلى نیز بر غناى ادبیات افزوده‌اند. مضمون ادبیات شیعى، مضمونى اعتقادى، موضعى، ولایى و حاوى فضایل، مناقب، معجزات، مدایح و مراثى اهل بیت پیامبر و دفاع از حقیقت غدیر و خطّ امامت و ولایت است، هم برخوردار از سوز است، هم شور. گنجاندن مناقب این خاندان در اشعار، از تعهّدهاى شعرى شاعران شیعى است. ازاین‌رو شاهد تضمین آیات و روایات فراوانى در اینگونه اشعاریم که دربارۀ مقام و منزلت آل اللّه است و مدایح، مراثى، تعزیه‌ها و منقبت‌سرایى، بخش عمده‌اى از اشعار شیعى را تشکیل مى‌دهد. بخش دیگر، به خاطر فشارهاى بنى‌امیه و بنى عباس، روحى حماسى و ضد ظلم پیدا کرده است و درست گفته‌اند که: در حقیقت ادب شیعه، در لفظ و معنى پیرو کلام على(ع) و ائمه اطهار(ع) بوده و بر محور خونخواهى و انتقام از ستمکاران و انتظار بهبود و فرج و اطمینان از آیندۀ بهتر است... شاعران شیعه از این حربۀ قاطع (شعر) براى توجیه افکار عمومى و تبلیغ تشیع و تشویق شیعیان و نقد مخالفان و تحریکات سیاسى و خلق شعارهاى دلخواه، حدّاکثر استفاده را به عمل آورده و همواره با شعر خود، جنبش‌هاى قومى و انقلاب‌هاى مذهبى و سیاسى را رهبرى مى‌کردند.[۱] پس ادبیات شیعى، اشعارى هدفمند، مکتبى، آیینى و بیانگر اعتقادات سیاسى و ولایى با طرح مسأله خلافت اهل بیت و برترى آنان براى رهبرى و نقد غصب خلافت و پرداختن به معارف و مصائب و مناقب اهل بیت است. چنین ادبیاتى هنوز هم تداوم دارد و هرزمان به نوعى جوهر شیعى خود را بروز داده است[۲].[۳]

شعر شیعی

از آنجا که غدیر خم و ولایت علوی سرچشمۀ جوشش غدیریه‌های شیعی است و از آنجا که امامت امیر مؤمنان (ع)، نشان کمال دین و ارائۀ الگوی شایسته برای هدایت جامعه است، شاعران شیعه نیز همین جوهرۀ ناب را در سروده‌های آیینی خود بر محور ولایت مطرح کرده و فرهنگ غنی "شعر شیعی" را بنیاد نهاده‌اند. شعر شیعی نشأت گرفته از باورهای ناب معتقدان به ولایت علی بن ابی طالب است و آبشخور آن غدیر است، با پیشینه‌ای درخشان و پیش‌کسوتانی نامور و محتوایی غنی و متأثّر از آیات قرآن و معارف اهل بیت و سرشار از اشارات قرآنی و حدیثی به مناقب صاحب ولایت. شعر شیعی هم بعد مدیحه دارد هم مرثیه و هم حماسه. بارزترین شاخصۀ شعر شیعی، پرداختن به مسأله امامت اهل بیت و هدایتگری خاندان عصمت و احیای یاد مظلومیّت‌های خاندان رسالت و افشای جنایات ظالمان نسبت به دودمان حضرت رسول (ص) است. ازاین رو در آیینۀ شعر شیعی، تصویری از فضیلت‌ها، پاکی‌ها، مبارزات حق‌طلبانه، مظلومیّت عترت و حماسۀ عاشورا و غدیر دیده می‌شود. از آنجا که حقیقت تشیّع، ریشه‌دار و ماندگار است شعر شیعی نیز جاویدان و فروغ‌بخش و حرکت‌ساز است و گنجینه‌ای از علوم و معارف اهل بیتی و قرآنی است[۴].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. دائرة المعارف تشیّع، ج ۲ ص۳۶
  2. در زمینۀ ادبیات شیعى از جمله ر.ک: ادب الشیعه، عبد الحسیب طه حمیده، الأدب فى ظل التشیّع، عبد اللّه نعمه
  3. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۵۷.
  4. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۴۰.