بحث:امامت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
==دلالت [[سنت]]==
روایاتی در منابع معتبر وجود دارد که مورد اتفاق [[فریقین]] است، و اصل بودن [[امامت]] از این [[روایات]] به خوبی استفاده می‌شود. برخی از این روایات در ادامه مطرح می‌گردد:
==[[حدیث]] {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ}}==
{{متن حدیث|قال رسول الله{{صل}}: [[من مات]] من [[أهل]] القبلة و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهلية}}<ref>شرح مقاصد، ج۲، ص۲۷۵؛ شرح عقائد نسفیه، ص۲۳۲.</ref>؛
هر کس بمیرد در حالی که [[امام]] زمانش را نمی‌شناسد به [[مرگ جاهلی]] از [[دنیا]] رفته است.
این حدیث به همین لفظ در کتاب شرح مقاصد و شرح [[عقاید]] نسفیه آمده است. [[تفتازانی]] این [[روایت]] را به طور ارسال مسلمات از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل می‌کند.
بر اساس نقل [[ملا علی قاری]] در کتاب مرقاة المفاتیح این حدیث با همین لفظ در [[صحیح مسلم]] آمده است<ref>الغدیر، ج۱۰، ص۴۹۳. در این منبع آمده که این حدیث از چاپ سال ۱۳۱۳ عقائد نسفیه اسقاط شده.</ref>.
اما در چاپ‌های موجود صحیح مسلم این حدیث به الفاظ دیگر از [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است. در صحیح مسلم آمده است:
من مات ولیس فی عنقه [[بیعة]] مات میتة جاهلیة<ref>صحیح مسلم، ج۶، ص۲۲، حدیث ۴۸۹۹؛ مرقاة المفاتیح، ج۱۱، ص۳۱۲.</ref>.
[[احمد بن حنبل]] نیز روایت را به این صورت نقل می‌کند.
{{متن حدیث|من مات بغير إمام مات ميتة جاهلية}}<ref>مسند احمد، ج۴، ص۹۶، حدیث ۱۶۹۲۲.</ref>.
در برخی [[منابع اهل سنت]] نیز روایت به صورت زیر وارد شده است:
{{متن حدیث|من مات وليس عليه إمام جماعة فإن موتته موتة جاهلية}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۱۵۰، ص۲۰۳، حدیث ۲۵۹ و ۴۰۳.</ref>.
چنان که گفتیم این روایت مورد اتفاق فریقین است. [[مرحوم صدوق]] [[رحمة]] [[الله]] علیه نقل می‌کند:
{{متن حدیث|إن الأرض لا تخلو من حجة لله على خلقه إلى يوم القيامة وإن من مات ولم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهلية}}<ref>کمال الدین، ج۲، ص۴۰۹.</ref>؛
[[زمین]] تا [[روز قیامت]] از [[حجت خدا]] بر [[خلق]] خالی نمی‌شود و هر کس بمیرد در حالی که امام زمانش را نمی‌شناسد به [[مرگ جاهلیت]] مرده است.
مرحوم [[کلینی]] روایت دیگری، از [[فضیل بن یسار]] نقل می‌کند که گفت:
{{متن حدیث|ابتدأنا أبو عبد الله{{ع}} يوما وقال: قال [[رسول الله]]{{صل}}: [[من مات]] وليس عليه إمام فميتته ميتة جاهلية. فقلت: قال ذلك رسول الله{{صل}}؟
فقال: إي والله قد قال، قلت: فكل من مات وليس له إمام فميتته ميتة جاهلية؟ قال نعم}}<ref>کافی، ج۱، ص۳۷۶.</ref>؛
روزی [[امام صادق]]{{ع}} سخن آغاز کرد و فرمود: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هر کس بمیرد در حالی‌که امامی برای او نیست پس مرگش، [[مرگ]]، [[جاهلیت]] است. عرض کردم: رسول خدا{{صل}} چنین فرموده است؟ فرمود: بله به [[خدا]] [[سوگند]] ایشان چنین فرموده است. عرض کردم: هرکس بمیرد در حالی‌که [[امام]] ندارد مرگش، [[مرگ جاهلی]] است؟
فرمود: بله.
در این [[حدیث]] امام صادق{{ع}} در مقابل سؤال [[راوی]] قسم یاد می‌کند و تأکید می‌فرماید که این حدیث قطعا از رسول خدا{{صل}} صادر شده است.
در [[روایت]] دیگری [[حارث بن مغیره]] از امام صادق{{ع}} در مورد [[صحت]] استناد این حدیث به [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} سؤال می‌کند، و پس از [[تأیید]] امام{{ع}} عرض می‌کند:
{{عربی|جاهلية جهلاء أو جاهلية لا يعرف إمامه؟ قال: جاهلية كفر ونفاق وضلال}}<ref>کافی، ج۱، ص۳۷۷.</ref>؛
منظور از جاهلیت جاهلیت [[نادانی]] است یا جاهلیت به معنای عدم [[شناخت امام]]؟ امام صادق{{ع}} فرمود: مراد جاهلیت به معنای [[کفر]]، [[نفاق]] و [[گمراهی]] است.
روشن است که بر اساس همین روایت که [[فریقین]] در مورد صدور آن از رسول خدا{{صل}} [[اتفاق نظر]] دارند، می‌توان [[حکم]] کرد به این که [[امامت اصلی]] از [[اصول دین اسلام]] است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۹۲.</ref>
==[[حدیث]] چهارم==
==[[حدیث]] چهارم==
{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}‌: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَحْيَا مَحْيَايَ وَ يَمُوتَ مَمَاتِي وَ يَسْكُنَ جَنَّةَ عَدْنٍ فَلْيَتَوَالَ عَلِيّاً مِنْ بَعْدِي وَ لْيَقْتَدِ بِأَهْلِ بَيْتِي فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي خُلِقُوا مِنْ طِينَتِي وَ رُزِقُوا فَهْمِي وَ عِلْمِي فَوَيْلٌ لِلْمُكَذِّبِينَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمَّتِي الْقَاطِعِينَ مِنْهُمْ صِلَتِي لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي}}<ref>حلیة الاولیاء، ج۱، ص۸۶؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۴۰.</ref>؛
{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}‌: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَحْيَا مَحْيَايَ وَ يَمُوتَ مَمَاتِي وَ يَسْكُنَ جَنَّةَ عَدْنٍ فَلْيَتَوَالَ عَلِيّاً مِنْ بَعْدِي وَ لْيَقْتَدِ بِأَهْلِ بَيْتِي فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي خُلِقُوا مِنْ طِينَتِي وَ رُزِقُوا فَهْمِي وَ عِلْمِي فَوَيْلٌ لِلْمُكَذِّبِينَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمَّتِي الْقَاطِعِينَ مِنْهُمْ صِلَتِي لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي}}<ref>حلیة الاولیاء، ج۱، ص۸۶؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۴۰.</ref>؛

نسخهٔ ‏۲۶ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۵۹

حدیث چهارم

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)‌: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَحْيَا مَحْيَايَ وَ يَمُوتَ مَمَاتِي وَ يَسْكُنَ جَنَّةَ عَدْنٍ فَلْيَتَوَالَ عَلِيّاً مِنْ بَعْدِي وَ لْيَقْتَدِ بِأَهْلِ بَيْتِي فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي خُلِقُوا مِنْ طِينَتِي وَ رُزِقُوا فَهْمِي وَ عِلْمِي فَوَيْلٌ لِلْمُكَذِّبِينَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمَّتِي الْقَاطِعِينَ مِنْهُمْ صِلَتِي لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي»[۱]؛ رسول خدا(ص) فرمود: هر کس شاد می‌شود به این که زندگیش مثل زندگی من و مرگش مانند مرگ من باشد و در بهشت عدنی که خدای تعالی آن را کاشته است، ساکن شود باید از علی پیروی کند و دوستداران او را دوست بدارد پس از من و پس از من به اهل بیتم اقتدا کند؛ زیرا ایشان اهل بیت من هستند و از طینت من خلق شده‌اند و از فهم و علم من روزی داده شده‌اند پس وای بر کسانی از امتم که فضیلت ایشان را تکذیب کنند و صلۀ مرا در مورد ایشان قطع کنند، خداوند شفاعتم را به ایشان نمی‌رساند.

از این حدیث به خوبی استفاده می‌شود که اهل بیت رسول خدا صلوات الله علیهم اجمعین ادامه ایشان هستند، از طینت ایشان خلق شده‌اند، و بدین ترتیب خلأ فقدان رسول الله(ص) را پر می‌کنند و باید مقتدا باشند چنان که رسول خدا(ص) مقتدا بود. خداوند فهم و علم رسول الله(ص) را به ایشان عطا فرموده است لذا شایسته اطاعتند. اطاعت از ایشان تنها راه نجات و عدم متابعت از ایشان موجب بدبختی است. صلۀ رسول خدا(ص) با صلۀ اهل بیت ایشان(ع) محقق می‌شود و قطع کنندگان این صله از شفاعت پیامبر(ص) محرومند. در تفاسیر شیعه و سنی ذیل آیه ﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى[۲] آمده است که پیامبر اکرم(ص) به قدری گناهکاران امت خویش را شفاعت خواهند کرد تا آنکه راضی و خشنود گردد[۳].

به تصریح روایات شیعه[۴] و سنی شفاعت پیامبر اکرم(ص) شامل اهل کبائر نیز خواهد شد. طبرانی از رسول خدا(ص) نقل می‌کند: «شَفَاعَتِي لِأَهْلِ الْكَبَائِرِ مِنْ أُمَّتِي‌»[۵]؛ شفاعت من برای اهل کبائر از امتم می‌باشد. با این همه به تصریح حدیث مورد بحث، عدم متابعت از اهل بیت(ع) گناهی است که هرگز بخشیده نمی‌شود، و شفاعت رسول خدا(ص) منکران ولایت و مقتدا بودن اهل بیت(ع) را شامل نمی‌گردد. با توجه به این نکته روشن است که امامت، از اصول دین است و انکار آن انکار یکی از اصول دین و گناهی نابخشودنی است.[۶]

منابع

پانویس

  1. حلیة الاولیاء، ج۱، ص۸۶؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۴۰.
  2. «و زودا که پروردگارت به تو (اختیار میانجیگری) ببخشد و تو خرسند گردی» سوره ضحی، آیه ۵.
  3. ر.ک: البرهان، ج۵، ص۶۸۳؛ تفسیر کبیر، ج۳۱، ص۱۹۴؛ معالم التنزیل بغوی، ج۵، ص۲۶۷؛ الکشف والبیان، ج۱۰، ص۲۲۴؛ الدر المنثور، ج۶، ص۳۶۱، و تفاسیر دیگر در ذیل سوره ضحی آیه ۵.
  4. رسائل المرتضی، ج۱، ص۱۵۱؛ الکافی حلبی، ص۴۶۹ و منابع دیگر.
  5. التاریخ الکبیر، ج۱، ص۱۷۰، حدیث ۵۰۹؛ المعجم الاوسط، ج۴، ص۴۳؛ کنز العمال، ج۱۴، ص۳۹۸، حدیث ۳۹۰۵۵.
  6. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱، ص ۳۱۷.