آفرینش در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۹: خط ۱۹:
*گرچه در برخی از [[آیات قرآن]] خلق به غیر [[خدا]] مانند [[حضرت عیسی]]{{ع}} اسناد داده شده است: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ }}<ref> یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست؛ سوره مائده، آیه: 110.</ref> یا از ظاهر برخی [[آیات]] به دست می‌آید که آفریننده‌های دیگری جز [[خدا]] باشد: {{متن قرآن| ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ }}<ref>  سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپاره‌ای و گوشتپاره را استخوان‌هایی آفریدیم پس از آن بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است، سوره مؤمنون، آیه: 14.</ref>، در [[حقیقت]]، خالقیّت منحصر در خداست و جز او هرچه پدید آورند در طول [[خالقیت]] او و با [[اذن]] وی انجام می‌پذیرد. این انحصار از آیاتی نظیر {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ}}<ref> ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفریننده‌ای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده می‌شوید؟؛ سوره فاطر، آیه: 3.</ref>، {{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}<ref>  خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است، سوره زمر، آیه: 62.</ref> و {{متن قرآن| وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ }}<ref>  در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که می‌سازید آفریده است، سوره صافات، آیه: 96.</ref> به دست می‌آید، بنابراین هر حادثی در [[جهان]]، فعل [[خدا]] و خلق و اختراع و صنع اوست نه دیگری. [[بندگان]]، [[رفتار]]<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۶، ص ۴۳۸.</ref>، کار و پیشه و حرکات و سکنات آنها همه مخلوق و مصنوع خدایند<ref>[[کشف]] الاسرار، ج ۳، ص ۴۴۵.</ref>، زیرا آنچه [[انسان]] [[اراده]] می‌کند و سپس انجام می‌دهد، هرچند با [[اراده]] و [[اختیار]] خودش هست، این [[اراده]] به [[اراده]] [[خدای سبحان]] است و [[خدا]] می‌خواهد که [[انسان]] آن را بخواهد و با [[اختیار]] خود انجام دهد و این نوع از [[اراده]] خدای والا سبب نمی‌شود که [[اراده]] [[انسان]] [[باطل]] و بی‌اثر ماند و عمل او کاری جبری و بی‌اختیار شود<ref>[[المیزان]]، ج ۱۷، ص ۱۵۰.</ref>. به [[عقیده]] [[معتزله]]، [[اعمال]] [[بندگان]] مخلوق [[خدا]] نیستند و برای گفته خویش ادله‌ای برشمرده‌اند؛ از جمله با [[تمسک]] به [[آیه]] {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُم بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ }}<ref> بی‌گمان بینش‌هایی از (سوی) پروردگارتان به شما رسیده است پس هر کس بینا شد به سود خود اوست و آنکه کور (دل) گشت به زیان وی است و من بر شما نگهبان نیستم؛ سوره انعام، آیه: 104.</ref> گفته‌اند [[بندگان]] درباره [[اعمال]] خود مستقل در ترک یا فعل آنها هستند و مانعی نیز در فعل و ترکشان نیست؛ اما اگر [[افعال]] [[بندگان]] مخلوق [[خدا]] بود، [[بنده]] مستقل در ترک و فعل نبود، زیرا در این صورت چنانچه [[خدا]] آن را ایجاد می‌کرد، منع آن برای [[بنده]] ممتنع و چنانچه ایجاد نمی‌کرد، تحصیل آن محال بود<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص 200-201.</ref>.
*گرچه در برخی از [[آیات قرآن]] خلق به غیر [[خدا]] مانند [[حضرت عیسی]]{{ع}} اسناد داده شده است: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ }}<ref> یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست؛ سوره مائده، آیه: 110.</ref> یا از ظاهر برخی [[آیات]] به دست می‌آید که آفریننده‌های دیگری جز [[خدا]] باشد: {{متن قرآن| ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ }}<ref>  سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپاره‌ای و گوشتپاره را استخوان‌هایی آفریدیم پس از آن بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است، سوره مؤمنون، آیه: 14.</ref>، در [[حقیقت]]، خالقیّت منحصر در خداست و جز او هرچه پدید آورند در طول [[خالقیت]] او و با [[اذن]] وی انجام می‌پذیرد. این انحصار از آیاتی نظیر {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ}}<ref> ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفریننده‌ای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده می‌شوید؟؛ سوره فاطر، آیه: 3.</ref>، {{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}<ref>  خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است، سوره زمر، آیه: 62.</ref> و {{متن قرآن| وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ }}<ref>  در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که می‌سازید آفریده است، سوره صافات، آیه: 96.</ref> به دست می‌آید، بنابراین هر حادثی در [[جهان]]، فعل [[خدا]] و خلق و اختراع و صنع اوست نه دیگری. [[بندگان]]، [[رفتار]]<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۶، ص ۴۳۸.</ref>، کار و پیشه و حرکات و سکنات آنها همه مخلوق و مصنوع خدایند<ref>[[کشف]] الاسرار، ج ۳، ص ۴۴۵.</ref>، زیرا آنچه [[انسان]] [[اراده]] می‌کند و سپس انجام می‌دهد، هرچند با [[اراده]] و [[اختیار]] خودش هست، این [[اراده]] به [[اراده]] [[خدای سبحان]] است و [[خدا]] می‌خواهد که [[انسان]] آن را بخواهد و با [[اختیار]] خود انجام دهد و این نوع از [[اراده]] خدای والا سبب نمی‌شود که [[اراده]] [[انسان]] [[باطل]] و بی‌اثر ماند و عمل او کاری جبری و بی‌اختیار شود<ref>[[المیزان]]، ج ۱۷، ص ۱۵۰.</ref>. به [[عقیده]] [[معتزله]]، [[اعمال]] [[بندگان]] مخلوق [[خدا]] نیستند و برای گفته خویش ادله‌ای برشمرده‌اند؛ از جمله با [[تمسک]] به [[آیه]] {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُم بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ }}<ref> بی‌گمان بینش‌هایی از (سوی) پروردگارتان به شما رسیده است پس هر کس بینا شد به سود خود اوست و آنکه کور (دل) گشت به زیان وی است و من بر شما نگهبان نیستم؛ سوره انعام، آیه: 104.</ref> گفته‌اند [[بندگان]] درباره [[اعمال]] خود مستقل در ترک یا فعل آنها هستند و مانعی نیز در فعل و ترکشان نیست؛ اما اگر [[افعال]] [[بندگان]] مخلوق [[خدا]] بود، [[بنده]] مستقل در ترک و فعل نبود، زیرا در این صورت چنانچه [[خدا]] آن را ایجاد می‌کرد، منع آن برای [[بنده]] ممتنع و چنانچه ایجاد نمی‌کرد، تحصیل آن محال بود<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص 200-201.</ref>.
*در پاسخ آنها برخی گفته‌اند [[دلیل عقلی]] بر صحت ظاهر [[آیه]] {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه: 102.</ref> هست؛ فعل به انگیزه وابسته است که [[خالق]] آن خداست و از آنجا که انگیزه و [[قدرت]] روی هم رفته فعل را هست می‌کنند، این امر اقتضا دارد که خدای والا [[خالق]] [[اعمال]] [[بندگان]] باشد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۲ ـ ۱۲۳.</ref>. گفتنی است سرّ روایاتی از قبیل سخن [[امیرمؤمنان]]{{ع}}: {{متن حدیث| أَنَا خَالِقُ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ }}<ref>جامع الاسرار، ص ۱۰ ـ ۱۱.</ref> آن است که اسمایی از قبیل [[خالقیت]] و رازقیت از اسماء فعلی هستند و از [[مقام]] فعل [[خدا]] و موطن امکان انتزاع می‌گردند. [[برتری]] و علوّی که [[نبی اکرم]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} در عالم امکان دارند، سبب احاطه و شمول ایشان نسبت به این اسماء می‌گردد و این احاطه و گستردگی به آنها [[شایستگی]] نامگذاری ایشان را به اسماء حسنا می‌دهد. [[حضرت علی]]{{ع}} که [[برترین]] آیت [[حق]] و مرآت [[خالقیت]] و رازقیت [[خدای سبحان]] است، جمله {{متن حدیث|" وَ اللَّهِ مَا لِلَّهِ‏ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّي‏‏‏ ‏"}}<ref>[[بصائر الدرجات]]، ص ۹۷؛ [[مناقب]]، ج ۲، ص ۲۹۴؛ [[بحارالانوار]]، ج ۲۳، ص ۲۰۶.</ref> را در بیان [[حقیقت]] مرآتیه خود فرموده است<ref>تحریر تمهید القواعد، ص ۱۵۳.</ref><ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص 201.</ref>.
*در پاسخ آنها برخی گفته‌اند [[دلیل عقلی]] بر صحت ظاهر [[آیه]] {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه: 102.</ref> هست؛ فعل به انگیزه وابسته است که [[خالق]] آن خداست و از آنجا که انگیزه و [[قدرت]] روی هم رفته فعل را هست می‌کنند، این امر اقتضا دارد که خدای والا [[خالق]] [[اعمال]] [[بندگان]] باشد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۲ ـ ۱۲۳.</ref>. گفتنی است سرّ روایاتی از قبیل سخن [[امیرمؤمنان]]{{ع}}: {{متن حدیث| أَنَا خَالِقُ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ }}<ref>جامع الاسرار، ص ۱۰ ـ ۱۱.</ref> آن است که اسمایی از قبیل [[خالقیت]] و رازقیت از اسماء فعلی هستند و از [[مقام]] فعل [[خدا]] و موطن امکان انتزاع می‌گردند. [[برتری]] و علوّی که [[نبی اکرم]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} در عالم امکان دارند، سبب احاطه و شمول ایشان نسبت به این اسماء می‌گردد و این احاطه و گستردگی به آنها [[شایستگی]] نامگذاری ایشان را به اسماء حسنا می‌دهد. [[حضرت علی]]{{ع}} که [[برترین]] آیت [[حق]] و مرآت [[خالقیت]] و رازقیت [[خدای سبحان]] است، جمله {{متن حدیث|" وَ اللَّهِ مَا لِلَّهِ‏ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّي‏‏‏ ‏"}}<ref>[[بصائر الدرجات]]، ص ۹۷؛ [[مناقب]]، ج ۲، ص ۲۹۴؛ [[بحارالانوار]]، ج ۲۳، ص ۲۰۶.</ref> را در بیان [[حقیقت]] مرآتیه خود فرموده است<ref>تحریر تمهید القواعد، ص ۱۵۳.</ref><ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص 201.</ref>.
==پیوند [[خلقت]] با دیگر [[صفات خدا]]==
*[[آیه]] {{متن قرآن|أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ}}<ref>  آیا آنکه آفریده است نمی‌داند؟ با آنکه او نازک‌بین آگاه است ، سوره ملک، آیه: 14.</ref> می‌رساند میان [[علم]] [[خدا]] به موجودات و [[خالقیت]] پیوندی ریشه‌ای هست: [[اعمال انسان‌ها]] هرچند نسبتی به خود آنان دارد، در [[حقیقت]]، خدای والا آنها را [[اراده]] و از طریق [[اختیار]] [[بنده]] و اقتضای دیگر اسباب پدید می‌آورد، بنابراین "خلق" عمل خداست، زیرا [[صاحب]] عمل با همه آثار و اعمالش و روابطی که میان او و آثارش هست، همگی مخلوق خدایند: {{متن قرآن| الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى}}<ref>  آنکه آفرید و باندام ساخت، و آنکه اندازه کرد و راه نمود، سوره اعلی، آیه: 2-3.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ }}<ref> خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است؛ سوره زمر، آیه: 62.</ref>، بنابراین [[خدا]] محیط به مخلوقات است؛ چه به عین و جسم یا به آثار و [[اعمال]] آنها و این، جز با [[علم الهی]] عملی نمی‌شود: {{متن قرآن|أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ}}<ref>  آیا آنکه آفریده است نمی‌داند؟ با آنکه او نازک‌بین آگاه است ، سوره ملک، آیه: 14.</ref><ref>[[المیزان]]، ج ۱۹، ص ۳۵۴ ـ ۳۵۵.</ref> بر اساس برخی [[آیات]]، [[خالقیت]] با [[ربوبیت]] پیوندی ناگسستنی دارد؛ نظیر {{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُو}}<ref>  و اگر از آنان بپرسید که چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را رام کرده است خواهند گفت: خداوند؛ پس چگونه (از حق) باز گردانده می‌شوند؟، سوره عنکبوت، آیه: 61.</ref> و {{متن قرآن| قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاء لاَ يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلَّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ }}<ref> بگو: پروردگار آسمان‌ها و زمین کیست؟ بگو: خداوند؛ بگو: آیا در برابر او سرورانی گزیده‌اید که هیچ سود و زیانی برای خویش در اختیار ندارند؟ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است؟ یا تیرگی‌ها با روشنایی برابرند؟ یا برای خداوند شریک‌هایی تراشیده‌اند که همانند آفرینش او را آفریده‌اند بنابراین (این دو) آفرینش بر آنان مشتبه شده است؟ بگو خداوند آفریننده هر چیز است و اوست که یگانه دادفرماست؛ سوره رعد، آیه: 16.</ref> بر پایه این [[آیات]]، [[مشرکان]] [[توحید در خالقیت]] را قبول داشتند و [[مخالفت]] آنها با [[توحید در ربوبیت]] بود، پس طبق [[آیات]] مذکور می‌توان گفت همین که آنها نسبت به [[توحید]] [[خالق]] و موجد [[تسلیم]] بوده و [[خلقت]] و ایجاد را منحصر در [[خدا]] می‌دانسته‌اند، خودش مبطل اعتقادشان به [[شرک]] در [[ربوبیت]] است، زیرا وقتی خلق و ایجاد، تنها از آنِ [[خدا]] باشد، دیگر هیچ موجودی در وجود و در [[علم]] و [[قدرت]] [[استقلال]] نخواهد داشت و با نبود این صفات کمالی، [[ربوبیت]] برای وی معنا ندارد:{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه: 102.</ref>؛ نیز {{متن قرآن| ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لّا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ }}<ref>  این است خداوند پروردگار شما، آفریننده هر چیز که هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوید؟، سوره غافر، آیه: 62.</ref><ref>[[المیزان]]، ج ۱۱، ص ۳۲۵ ـ ۳۲۶.</ref>. بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ}}<ref> ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفریننده‌ای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده می‌شوید؟؛ سوره فاطر، آیه: 3.</ref> [[خدا]] تنها [[خالق]] [[جهان]] و رازق است و در این [[آیه]] خالقی که روزی دهنده نباشد نفی شده است، پس میان دو صفت [[خالقیت]] و رازقیت پیوندی ناگسستنی هست و نمی‌شود [[خدا]] [[خالق]] باشد ولی رازق نباشد؛ نیز به یاد آوردن [[نعمت‌های خدا]] سبب [[درک]] [[یگانگی]] او در [[خالقیت]] و رازقیت و اعتراف به آن است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ}}<ref> ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفریننده‌ای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده می‌شوید؟؛ سوره فاطر، آیه: 3.</ref> [[توانایی]] [[خدا]] بر [[آفرینش]] هر چیزی و انجام دادن هر کاری و انحصار [[خالقیت]] در وی، نشانه یکتایی او و انحصار [[الوهیت]] در وی است: {{متن قرآن| ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لّا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ }}<ref>  این است خداوند پروردگار شما، آفریننده هر چیز که هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوید؟، سوره غافر، آیه: 62.</ref><ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص 201-202.</ref>.


==منابع==
==منابع==

نسخهٔ ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۰۶

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث آفرینش است. "آفرینش" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل آفرینش (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • خلقت در لغت به معنای نهاد، فطرت، طبیعت، سرشت، خمیره، طبع و آفرینش است[۱]. این واژه به معنای آفرینش انتزاعی است که ذیل آن به همه بحث‌های مربوط به ایجاد و آفرینش الهی که با واژه خلق و مشتقات آن در قرآن به کار رفته‌اند، پرداخته می‌شود، زیرا در قرآن کریم مشتقات خلق در موارد بسیاری به دو معنای آفریدن ﴿إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ[۲] و آفریده ﴿وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا [۳] به کار رفته‌اند که تنها معنای نخست موضوع بحث در این مقاله است، چنان که در آیاتی نیز با اسماء الهی "خالق" ( ۹ بار )، "احسن الخالقین" ( دو بار ) و "خلاق" ( دو بار ) به آن اشاره شده است. اصل "خلق" به معنای اندازه‌گیری است[۴] و در ابداع و پدید آوردن به کار می‌رود[۵]. حقیقت خلق، اخراج مقدور از عدم به وجود با نوعی تقدیر است[۶]. برخی گفته‌اند خلق آن است که چیزی از عدم صرف به وجود آید[۷]؛ ولی بعضی معتقدند اگر ماده چیزی موجود بود و آن را به صورت تازه درآوردند[۸] یا نمونه‌ای از آن باشد، باز درباره آن "خلق" اطلاق می‌شود، از این رو خالق به نو بیرون آورنده بر مثال سابق هم معنا شده است[۹]. خالق از اسماء حسنای خدا و یکی از ۹۹ اسم اوست [۱۰] که از اسماء افعال شمرده شده است[۱۱]. در باره تفاوت خلق با برخی دیگر از افعال الهی، نظیر، فطر، ذرء، ایجاد، احداث، ابداع، اختراع و جعل، چنین گفته شده است: "فاطر" کسی است که بار نخست چیزی را آفریده باشد[۱۲] و از آنجا که اصل کلمه "ذرء " به معنای اظهار است: الگو:متن عربی به معنای اظهار آنها به ایجاد پس از عدم است[۱۳]. برخی اصل واحد در موارد فوق را ایجاد شی‌ء با کیفیتی مخصوص دانسته‌اند؛ با این تفاوت که در ایجاد، تنها، نظر به آفرینش شی‌ء است از جهت ابداع، در احداث به حادث بودن شی‌ء، در ابداع به کیفیت شی‌ء به گونه‌ای که قبلاً سابقه‌ای نداشته باشد، در اختراع به آسانی اشتقاق و در جعل به ایجاد تعلق و ارتباط[۱۴]، بنابراین خدا از آن حیث که مقدّر چیزی است که به وجود آورده است، "خالق" نام دارد و آن جهت که ممیز و مخترع بعضی موجودات از برخی دیگر به واسطه اشکال مختلف است، "بارئ " و چون صورت‌های مخلوقات را به بهترین ترتیب آفریده است « مصور » نامیده می‌شود[۱۵][۱۶].

تبیین خلقت و ابعاد آن

  • در معنای خلق اندازه‌گیری معتبر است[۱۷]، زیرا خلقت با اسبابی انجام می‌شود که مقدم بر شی‌ء و مقارن با اوست، بنابراین در خلقت هر چیز وجود و آثار وجودی آن بر حسب اسباب یاد شده اندازه‌گیری می‌شوند[۱۸]، از این رو قرآن کریم تقدیر هر چیزی را همانند خلقت آن به خدا اسناد می‌دهد: ﴿الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا [۱۹] همچنین در معنای خلق اراده خالق معتبر است، بنابر این نمی‌توان گفت خورشید نور خلق می‌کند، مگر به مجاز و تشبیه، چون اراده ندارد و خلق کردن خدا با اراده است[۲۰] که به طور ضمنی می‌توان آن را از آیاتی برداشت کرد که در آنها آمده است که خدا آنچه را بخواهد و اختیار کند می‌آفریند: ﴿وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ [۲۱]؛ ﴿وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ[۲۲] قرآن کریم خدا را خالق آسمان‌ها و زمین: ﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتَى بَلَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ [۲۳]، شب و روز و خورشید و ماه: ﴿وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ[۲۴]، انسان: ﴿خَلَقَ الإِنسَانَ[۲۵]، مرگ و زندگی: ﴿الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ[۲۶]، جن: ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ [۲۷]،شیطان: ﴿ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ[۲۸]، چارپایان: ﴿وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ[۲۹]، مرکب‌های سواری: ﴿ وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ[۳۰]؛ نیز ﴿عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۳۱] و دیگر پدیده‌ها: ﴿قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاء لاَ يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلَّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ [۳۲]؛ ﴿اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ[۳۳] نیز ﴿ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لّا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ [۳۴]؛ ﴿وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ[۳۵]؛ ﴿ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاء يَهَبُ لِمَنْ يَشَاء إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَن يَشَاء الذُّكُورَ [۳۶] و... دانسته است و بر آفرینش دوباره توانا: ﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاَّ رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلاَّ كُفُورًا [۳۷]؛ نیز به جهت کثرت خلق کردن خدا که خاصّ اوست، وی را "خلاّق"[۳۸] ﴿أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ [۳۹]؛ ﴿ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ[۴۰] معرفی کرده است[۴۱].
  • برخی مفهوم خلق را بر احداث چیزی مبنی بر خصوصیت و صورت معیّنی از ماده سابق نیز صادق و بر این اساس، اطلاق "خالق" را بر غیر خدا را جایز، از این رو تعبیر ﴿الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ و ﴿أَحْسَنُ الْخالِقِين‏ را برای خدا صحیح دانسته‌اند: ﴿ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ [۴۲]؛﴿ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ[۴۳][۴۴]. ﴿أَحْسَنُ الْخالِقِين‏ بودن وی بدین جهت است که افزون بر قدرت تام، علم، حکمت و احاطه‌ای که دارد، خالقیت وی اگر بر اساس ماده و سابقه‌ای باشد، آن را خود او آفریده است، در حالی که غیر خدا نمی‌شود چیزی را بی‌سابقه یا با سابقه‌ای که خود آن را آفریده باشد خلق کند[۴۵]. به دیگر سخن، خدا ماده و صورت اشیاء را می‌آفریند؛ برخلاف انسان که تنها با استفاده از مواد موجود جهان می‌تواند صورت تازه‌ای به اشیاء بدهد[۴۶]؛ همچنین و خلق کردن خدا از روی شهود؛ ولی خلق کردن بندگان بر پایه تصور است: انسان باید از میان موجودات خارجی موجودی را تصور و سپس اراده کند که مانند آن را بیافریند؛ برخلاف خدا که آفرینش وی ابتدایی و بی نمونه قبلی است[۴۷]. برخی با نفی خالق بودن غیر خدا، ﴿أَحْسَنُ الْخالِقِين‏ را به معنای "احسن المقدرین" و یا آن را بر اساس پندار کسانی دانسته‌اند که معتقد بودند غیر خدا هم مبدع است[۴۸]. برخی نیز در توجیه ﴿أَحْسَنُ الْخالِقِين‏ بودن خدا گفته‌اند: خالق بودن خدا مطلق است، چرا که افعال او همه از روی حکمت و صواب است؛ اما خالق بودن غیر او مطلق نیست، چون فعل آنها نامقدّر و در آن محکم و مشوّش و حسن و قبیح هست[۴۹]. بعضی ﴿أَحْسَنُ الْخالِقِين‏ را به معنای "احسن‌ الصانعین" دانسته‌اند، زیرا در لغت عرب به جای صانع، خالق به کار می‌رود[۵۰]. قرآن کریم در آیاتی به چگونگی آفرینش الهی اشاره کرده است؛ از جمله اینکه هر چیز را به صورت زوج خلق می‌کند: ﴿وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ[۵۱]، همه‌چیز را محکم و متقن: ﴿وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ[۵۲]، به حق: ﴿ أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ[۵۳]، هدفمند: ﴿وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ [۵۴]؛ نیز ﴿ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[۵۵] و به اندازه: ﴿ إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ[۵۶] می‌آفریند و به طور کلی، جهان و موجودات را طبق نظام احسن آفریده است، چون هیچ موجودی از آن جهت که موجود و مخلوق است به بدی وصف نمی‌شود و خدا همه پدیده‌ها را نیکو آفریده است: ﴿الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ [۵۷] پیوست این آیه به آیاتی نظیر ﴿اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ [۵۸] می‌نمایاند اولاً خلقت ملازم باحسن است و هر موجودی از جهت مخلوق بودنش نیکو ست و ثانیا هیچ زشتی و بدی مخلوق خدا نیست، زیرا شرور و زشتی‌ها اموری عدمی هستند و وجود خارجی ندارند. گناه و نافرمانی نیز از آن جهت که گناه و زشت و بدند مخلوق خدا نیستند، بنابراین موجودات و آفریدگان خدا همه بر اساس نظام احسن آفریده شده‌اند[۵۹]. در زمینه کیفیت خلقت، غیر حق و آنچه جهان نامیده می‌شود، نسبت به خدا مانند سایه شخص نسبت به اوست، زیرا همان گونه که سایه بی شخص نیست، عالم نیز بی‌حق موجود نیست[۶۰]. برخی برای مطلب مذکور به آیه ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلا [۶۱] استشهاد کرده‌اند[۶۲][۶۳].

انحصار خلقت در خدا

  • گرچه در برخی از آیات قرآن خلق به غیر خدا مانند حضرت عیسی(ع) اسناد داده شده است: ﴿إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ [۶۴] یا از ظاهر برخی آیات به دست می‌آید که آفریننده‌های دیگری جز خدا باشد: ﴿ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ [۶۵]، در حقیقت، خالقیّت منحصر در خداست و جز او هرچه پدید آورند در طول خالقیت او و با اذن وی انجام می‌پذیرد. این انحصار از آیاتی نظیر ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ[۶۶]، ﴿اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ [۶۷] و ﴿ وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ [۶۸] به دست می‌آید، بنابراین هر حادثی در جهان، فعل خدا و خلق و اختراع و صنع اوست نه دیگری. بندگان، رفتار[۶۹]، کار و پیشه و حرکات و سکنات آنها همه مخلوق و مصنوع خدایند[۷۰]، زیرا آنچه انسان اراده می‌کند و سپس انجام می‌دهد، هرچند با اراده و اختیار خودش هست، این اراده به اراده خدای سبحان است و خدا می‌خواهد که انسان آن را بخواهد و با اختیار خود انجام دهد و این نوع از اراده خدای والا سبب نمی‌شود که اراده انسان باطل و بی‌اثر ماند و عمل او کاری جبری و بی‌اختیار شود[۷۱]. به عقیده معتزله، اعمال بندگان مخلوق خدا نیستند و برای گفته خویش ادله‌ای برشمرده‌اند؛ از جمله با تمسک به آیه ﴿قَدْ جَاءَكُم بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ [۷۲] گفته‌اند بندگان درباره اعمال خود مستقل در ترک یا فعل آنها هستند و مانعی نیز در فعل و ترکشان نیست؛ اما اگر افعال بندگان مخلوق خدا بود، بنده مستقل در ترک و فعل نبود، زیرا در این صورت چنانچه خدا آن را ایجاد می‌کرد، منع آن برای بنده ممتنع و چنانچه ایجاد نمی‌کرد، تحصیل آن محال بود[۷۳].
  • در پاسخ آنها برخی گفته‌اند دلیل عقلی بر صحت ظاهر آیه ﴿ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ [۷۴] هست؛ فعل به انگیزه وابسته است که خالق آن خداست و از آنجا که انگیزه و قدرت روی هم رفته فعل را هست می‌کنند، این امر اقتضا دارد که خدای والا خالق اعمال بندگان باشد[۷۵]. گفتنی است سرّ روایاتی از قبیل سخن امیرمؤمنان(ع): « أَنَا خَالِقُ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ »[۷۶] آن است که اسمایی از قبیل خالقیت و رازقیت از اسماء فعلی هستند و از مقام فعل خدا و موطن امکان انتزاع می‌گردند. برتری و علوّی که نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) در عالم امکان دارند، سبب احاطه و شمول ایشان نسبت به این اسماء می‌گردد و این احاطه و گستردگی به آنها شایستگی نامگذاری ایشان را به اسماء حسنا می‌دهد. حضرت علی(ع) که برترین آیت حق و مرآت خالقیت و رازقیت خدای سبحان است، جمله «" وَ اللَّهِ مَا لِلَّهِ‏ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّي‏‏‏ ‏"»[۷۷] را در بیان حقیقت مرآتیه خود فرموده است[۷۸][۷۹].

پیوند خلقت با دیگر صفات خدا

  • آیه ﴿أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ[۸۰] می‌رساند میان علم خدا به موجودات و خالقیت پیوندی ریشه‌ای هست: اعمال انسان‌ها هرچند نسبتی به خود آنان دارد، در حقیقت، خدای والا آنها را اراده و از طریق اختیار بنده و اقتضای دیگر اسباب پدید می‌آورد، بنابراین "خلق" عمل خداست، زیرا صاحب عمل با همه آثار و اعمالش و روابطی که میان او و آثارش هست، همگی مخلوق خدایند: ﴿ الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى[۸۱]؛ نیز ﴿اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ [۸۲]، بنابراین خدا محیط به مخلوقات است؛ چه به عین و جسم یا به آثار و اعمال آنها و این، جز با علم الهی عملی نمی‌شود: ﴿أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ[۸۳][۸۴] بر اساس برخی آیات، خالقیت با ربوبیت پیوندی ناگسستنی دارد؛ نظیر ﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُو[۸۵] و ﴿ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاء لاَ يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلَّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ [۸۶] بر پایه این آیات، مشرکان توحید در خالقیت را قبول داشتند و مخالفت آنها با توحید در ربوبیت بود، پس طبق آیات مذکور می‌توان گفت همین که آنها نسبت به توحید خالق و موجد تسلیم بوده و خلقت و ایجاد را منحصر در خدا می‌دانسته‌اند، خودش مبطل اعتقادشان به شرک در ربوبیت است، زیرا وقتی خلق و ایجاد، تنها از آنِ خدا باشد، دیگر هیچ موجودی در وجود و در علم و قدرت استقلال نخواهد داشت و با نبود این صفات کمالی، ربوبیت برای وی معنا ندارد:﴿ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ [۸۷]؛ نیز ﴿ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لّا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ [۸۸][۸۹]. بر اساس آیه ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ[۹۰] خدا تنها خالق جهان و رازق است و در این آیه خالقی که روزی دهنده نباشد نفی شده است، پس میان دو صفت خالقیت و رازقیت پیوندی ناگسستنی هست و نمی‌شود خدا خالق باشد ولی رازق نباشد؛ نیز به یاد آوردن نعمت‌های خدا سبب درک یگانگی او در خالقیت و رازقیت و اعتراف به آن است: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ[۹۱] توانایی خدا بر آفرینش هر چیزی و انجام دادن هر کاری و انحصار خالقیت در وی، نشانه یکتایی او و انحصار الوهیت در وی است: ﴿ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لّا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ [۹۲][۹۳].

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. لغت‌نامه، ج ۶، ص ۸۷۱۲ ، «خلقت».
  2. به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز می‌پوشاند- که آن را شتابان می‌جوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان؛ سوره اعراف، آیه: 54.
  3. و گفتند: آیا هنگامی که استخوان‌هایی شویم و خاکستری با آفرینشی تازه برانگیخته می‌شویم؟، سوره اسراء، آیه: 49.
  4. القاموس المحیط، ج ۲، ص ۱۱۷۰، «خلق»؛ شرح الاسماء، ص ۵۹۳ ؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۷۲.
  5. مفردات، ص ۲۹۶، «خلق».
  6. روض الجنان، ج ۱، ص ۱۵۱.
  7. التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۳۲.
  8. نثر طوبی، ج ۱، ص ۲۳۵.
  9. لغت نامه ، ج ۶، ص ۸۲۴۴ ، "خالق"؛ لسان العرب، ج ۴، ص ۱۹۳، «خلق».
  10. بحارالانوار، ج ۴، ص ۱۸۶؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۳۴.
  11. شرح فصوص الحکم، ص ۴۶؛ الفتوحات المکیه، ج ۱، ص ۲۹۵.
  12. اقرب‌الموارد، ج ۲، ص ۹۳۲ ـ ۹۳۳؛ النهایه، ج ۳، ص ۴۵۷، «فطر».
  13. معجم الفروق اللغویه، ص ۲۴۱.
  14. التحقیق، ج ۳، ص ۱۱۰، «خلق».
  15. مجمع البحرین، ج ۱، ص ۵۴۷ ، «خلق».
  16. یغمایی، ابوالفضل، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۲، ص 197-198.
  17. نثر طوبی، ج ۱، ص ۲۳۳.
  18. المیزان، ج ۱۵، ص ۱۷۶.
  19. همان که فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین او راست و فرزندی نگزیده است و در فرمانفرمایی او را انبازی نیست و هر چیز را آفرید آنگاه آن را به شایستگی اندازه نهاد؛ سوره فرقان، آیه: 2.
  20. نثر طوبی، ج ۱، ص ۲۳۴.
  21. و خداوند هر جنبده‌ای را از آبی آفریده است، برخی از آنان بر شکم می‌خزند و برخی بر دو پا گام برمی‌دارند و برخی بر چهارپا راه می‌روند؛ خداوند هر چه بخواهد می‌آفریند؛ بی‌گمان خداوند بر هر کاری تواناست، سوره نور، آیه: 45.
  22. و پروردگارت هر چه خواهد می‌آفریند و می‌گزیند؛ آنان را گزینشی نیست، پاکا خداوند و فرابرترا (که اوست) از آنچه (برای او) شریک می‌آورند؛ سوره قصص، آیه: 68.
  23. آیا در نیافته‌اند «3» که خداوندی که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و در آفرینش آنها درمانده نشده است می‌تواند مردگان را زنده گرداند؟ چرا، بی‌گمان او بر هر کاری تواناست، سوره احقاف، آیه: 33.
  24. و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخه‌ای شناورند، سوره انبیاء، آیه: 33.
  25. آدمی را آفرید، سوره رحمان، آیه: 3.
  26. همان که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکردارترید و او پیروز آمرزنده است، سوره ملک، آیه: 2.
  27. و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند؛ سوره ذاریات، آیه: 56.
  28. خداوند) فرمود: آنگاه که به تو فرمان دادم. چه چیز تو را از فروتنی بازداشت؟ گفت: من از او بهترم! مرا از آتش و او را از گل آفریده‌ای ، سوره اعراف، آیه: 12.
  29. و چارپایان را آفرید که در (پوست) آنان برای شما گرما و سودهایی (دیگر) است و از آنها می‌خورید، سوره نحل، آیه: 5.
  30. و نیز اسبان و استران و درازگوشان را (آفرید) تا سوارشان شوید و تا مایه آراستگی (باشند) و چیزهایی می‌آفریند که نمی‌دانید، سوره نحل، آیه: 8.
  31. بر راهی راست، سوره یس، آیه: 4.
  32. بگو: پروردگار آسمان‌ها و زمین کیست؟ بگو: خداوند؛ بگو: آیا در برابر او سرورانی گزیده‌اید که هیچ سود و زیانی برای خویش در اختیار ندارند؟ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است؟ یا تیرگی‌ها با روشنایی برابرند؟ یا برای خداوند شریک‌هایی تراشیده‌اند که همانند آفرینش او را آفریده‌اند بنابراین (این دو) آفرینش بر آنان مشتبه شده است؟ بگو خداوند آفریننده هر چیز است و اوست که یگانه دادفرماست؛ سوره رعد، آیه: 16.
  33. خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است؛ سوره زمر، آیه: 62.
  34. این است خداوند پروردگار شما، آفریننده هر چیز که هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوید؟، سوره غافر، آیه: 62.
  35. و پروردگارت هر چه خواهد می‌آفریند و می‌گزیند؛ آنان را گزینشی نیست، پاکا خداوند و فرابرترا (که اوست) از آنچه (برای او) شریک می‌آورند؛ سوره قصص، آیه: 68.
  36. فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است، آنچه را بخواهد می‌آفریند، به هر که خواهد فرزندان دختر و به هر که خواهد فرزندان پسر می‌بخشد، سوره شوری، آیه: 49.
  37. آیا ندیده‌اند خداوندی که آسمان‌ها و زمین را آفریده است تواناست که همانند آنان را بیافریند؟ و برای آنان اجلی نهاده است که تردیدی در (آمدن) آن نیست اما ستمگران جز سر ناسپاسی ندارند، سوره اسراء، آیه: 99.
  38. الجوهر الثمین، ج ۵ ، ص ۲۴۰.
  39. و آیا آن کس که آفریننده آسمان‌ها و زمین است توانا نیست که مانند آنان را بیافریند؟ چرا (هست) و اوست که آفریننده داناست، سوره یس، آیه: 81.
  40. به راستی پروردگار توست که آفریدگار داناست، سوره حجر، آیه: 86.
  41. یغمایی، ابوالفضل، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۲، ص 198.
  42. سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپاره‌ای و گوشتپاره را استخوان‌هایی آفریدیم پس از آن بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است، سوره مؤمنون، آیه: 14.
  43. به راستی پروردگار توست که آفریدگار داناست، سوره حجر، آیه: 86.
  44. التحقیق، ج ۳، ص ۱۱۰ ـ ۱۱۱.
  45. التحقیق، ص ۱۱۱.
  46. نمونه، ج ۱۴، ص ۲۰۹.
  47. رحمة من الرحمن، ج ۳، ص ۱۸۷.
  48. مفردات، ص ۲۹۶، «خلق».
  49. روض الجنان، ج ۱، ص ۱۵۲.
  50. جامع البیان، ج ۱۸، ص ۱۶.
  51. و از هر چیز دو جفت آفریدیم باشد که پند گیرید، سوره ذاریات، آیه: 49.
  52. و کوه‌ها را می‌نگری، آنها را ایستا می‌پنداری با آنکه چون گذار ابر در گذرند؛ آفرینش خداوند را (بنگر) که هر چیز را استوار آفریده است؛ بی‌گمان او از آنچه انجام می‌دهید آگاه است، سوره نمل، آیه: 88.
  53. آیا با خویش نیندیشیده‌اند که خداوند آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در میان آن دو، است جز راستین و با سرآمدی معین نیافریده است؟ و بی‌گمان بسیاری از مردم منکر لقای پروردگار خویشند، سوره روم، آیه: 8.
  54. و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم؛ این پندار کافران است پس وای از آتش (دوزخ) بر کافران!، سوره ص، آیه: 27.
  55. همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار، سوره آل عمران، آیه: 191.
  56. ما هر چیزی را به اندازه‌ای آفریده‌ایم، سوره قمر، آیه: 49.
  57. اوست که هر چه آفرید نیکو آفرید و آفرینش آدمی را از گلی آغازید، سوره سجده، آیه: 7.
  58. خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است، سوره زمر، آیه: 62.
  59. المیزان، ج ۱۶، ص ۲۴۹؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۶، ص ۵۳ ـ ۵۴.
  60. شرح فصوص الحکم، ص ۶۹۱.
  61. آیا ندیده‌ای که پروردگارت چگونه سایه را گسترانده است و اگر بخواهد آن را بی‌جنبش می‌گرداند سپس خورشید را بر آن رهنمون گرداندیم، سوره فرقان، آیه: 45.
  62. شرح فصوص الحکم، ص ۶۹۶.
  63. یغمایی، ابوالفضل، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۲، ص 198-200.
  64. یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست؛ سوره مائده، آیه: 110.
  65. سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپاره‌ای و گوشتپاره را استخوان‌هایی آفریدیم پس از آن بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است، سوره مؤمنون، آیه: 14.
  66. ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفریننده‌ای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده می‌شوید؟؛ سوره فاطر، آیه: 3.
  67. خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است، سوره زمر، آیه: 62.
  68. در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که می‌سازید آفریده است، سوره صافات، آیه: 96.
  69. مجمع البیان، ج ۶، ص ۴۳۸.
  70. کشف الاسرار، ج ۳، ص ۴۴۵.
  71. المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵۰.
  72. بی‌گمان بینش‌هایی از (سوی) پروردگارتان به شما رسیده است پس هر کس بینا شد به سود خود اوست و آنکه کور (دل) گشت به زیان وی است و من بر شما نگهبان نیستم؛ سوره انعام، آیه: 104.
  73. یغمایی، ابوالفضل، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۲، ص 200-201.
  74. این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه: 102.
  75. التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۲ ـ ۱۲۳.
  76. جامع الاسرار، ص ۱۰ ـ ۱۱.
  77. بصائر الدرجات، ص ۹۷؛ مناقب، ج ۲، ص ۲۹۴؛ بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۲۰۶.
  78. تحریر تمهید القواعد، ص ۱۵۳.
  79. یغمایی، ابوالفضل، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۲، ص 201.
  80. آیا آنکه آفریده است نمی‌داند؟ با آنکه او نازک‌بین آگاه است ، سوره ملک، آیه: 14.
  81. آنکه آفرید و باندام ساخت، و آنکه اندازه کرد و راه نمود، سوره اعلی، آیه: 2-3.
  82. خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است؛ سوره زمر، آیه: 62.
  83. آیا آنکه آفریده است نمی‌داند؟ با آنکه او نازک‌بین آگاه است ، سوره ملک، آیه: 14.
  84. المیزان، ج ۱۹، ص ۳۵۴ ـ ۳۵۵.
  85. و اگر از آنان بپرسید که چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را رام کرده است خواهند گفت: خداوند؛ پس چگونه (از حق) باز گردانده می‌شوند؟، سوره عنکبوت، آیه: 61.
  86. بگو: پروردگار آسمان‌ها و زمین کیست؟ بگو: خداوند؛ بگو: آیا در برابر او سرورانی گزیده‌اید که هیچ سود و زیانی برای خویش در اختیار ندارند؟ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است؟ یا تیرگی‌ها با روشنایی برابرند؟ یا برای خداوند شریک‌هایی تراشیده‌اند که همانند آفرینش او را آفریده‌اند بنابراین (این دو) آفرینش بر آنان مشتبه شده است؟ بگو خداوند آفریننده هر چیز است و اوست که یگانه دادفرماست؛ سوره رعد، آیه: 16.
  87. این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه: 102.
  88. این است خداوند پروردگار شما، آفریننده هر چیز که هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوید؟، سوره غافر، آیه: 62.
  89. المیزان، ج ۱۱، ص ۳۲۵ ـ ۳۲۶.
  90. ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفریننده‌ای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده می‌شوید؟؛ سوره فاطر، آیه: 3.
  91. ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفریننده‌ای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده می‌شوید؟؛ سوره فاطر، آیه: 3.
  92. این است خداوند پروردگار شما، آفریننده هر چیز که هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوید؟، سوره غافر، آیه: 62.
  93. یغمایی، ابوالفضل، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۲، ص 201-202.