دین و جامعه: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
جز
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == == پانویس ==' به '== پانویس ==')
خط ۲۱: خط ۲۱:
*از میان [[دانشمندان]] [[اسلامی]]، یکی از کسانی که بیش از دیگران به مباحث اجتماع و انواع مدن می‌‌پردازد و کتابی در همین جهت با عنوان [[سیاست]] مدنیه تألیف کرده است، ابونصر [[محمد]] فارابی است. شاید بتوان گفت، کمتر فیلسوفی به نقش [[انسان]] در [[تکوین]] و تحولات [[جهان]] این‌چنین پرداخته است. [[تفکر]] جامعه‌شناختی فارابی اساساً انسان‌مدارانه است. بدین سبب او کوشیده است زاویه‌های گوناگون و جلوه‌های مختلف ذات و [[طبیعت]] [[انسان]] و استعدادهای او را در کسب [[فضایل]] و طرد [[رذایل]] و محوریتش را در [[مدینه فاضله]] بررسی کند و [[شأن]] واقعی [[انسان]] را نشان دهد<ref>خلاصه‌ای از پیشگفتار مترجم و محشی بر کتاب سیاست مدینه فارابی، دکتر سید جعفر سجادی.</ref>.
*از میان [[دانشمندان]] [[اسلامی]]، یکی از کسانی که بیش از دیگران به مباحث اجتماع و انواع مدن می‌‌پردازد و کتابی در همین جهت با عنوان [[سیاست]] مدنیه تألیف کرده است، ابونصر [[محمد]] فارابی است. شاید بتوان گفت، کمتر فیلسوفی به نقش [[انسان]] در [[تکوین]] و تحولات [[جهان]] این‌چنین پرداخته است. [[تفکر]] جامعه‌شناختی فارابی اساساً انسان‌مدارانه است. بدین سبب او کوشیده است زاویه‌های گوناگون و جلوه‌های مختلف ذات و [[طبیعت]] [[انسان]] و استعدادهای او را در کسب [[فضایل]] و طرد [[رذایل]] و محوریتش را در [[مدینه فاضله]] بررسی کند و [[شأن]] واقعی [[انسان]] را نشان دهد<ref>خلاصه‌ای از پیشگفتار مترجم و محشی بر کتاب سیاست مدینه فارابی، دکتر سید جعفر سجادی.</ref>.
*او [[ریاست]] [[مدینه فاضله]] را در [[حد]] [[امام]] و [[نبی]] می‌‌داند<ref>هیک، فلسفه دین، ص۲۷۷.</ref>. از نظر فارابی مدینه‌هایی که در برابر [[مدینه فاضله]] هستند، عبارتند از:
*او [[ریاست]] [[مدینه فاضله]] را در [[حد]] [[امام]] و [[نبی]] می‌‌داند<ref>هیک، فلسفه دین، ص۲۷۷.</ref>. از نظر فارابی مدینه‌هایی که در برابر [[مدینه فاضله]] هستند، عبارتند از:
#[[مدینه]] جاهله که با [[حق]] آشنا نیستند؛
# [[مدینه]] جاهله که با [[حق]] آشنا نیستند؛
#[[مدینه]] فاسقه که با [[سعادت]] و [[حق]] آشنایند، اما به مبانی آنها عمل نمی‌کنند؛
# [[مدینه]] فاسقه که با [[سعادت]] و [[حق]] آشنایند، اما به مبانی آنها عمل نمی‌کنند؛
#[[مدینه]] ضاله: کسانی که به جای اصول واقعی، اصول دیگری به آنها آموخته شده باشد؛
# [[مدینه]] ضاله: کسانی که به جای اصول واقعی، اصول دیگری به آنها آموخته شده باشد؛
#گروه‌های خودرو، خودسر، که در [[مدینه فاضله]] [[زندگی]] می‌‌کنند؛ اما همانند علف‌های هرزه در مزارع گندم می‌باشند<ref>هیک، فلسفه دین، ص۲۵۵-۲۷۶.</ref>.
#گروه‌های خودرو، خودسر، که در [[مدینه فاضله]] [[زندگی]] می‌‌کنند؛ اما همانند علف‌های هرزه در مزارع گندم می‌باشند<ref>هیک، فلسفه دین، ص۲۵۵-۲۷۶.</ref>.
*پس از فارابی کسی که بحث [[جامعه]] را طرح می‌‌کند و بین [[حکمای اسلامی]] اولین کسی است که به صراحت از "اصالت [[جامعه]]" به مفهوم [[فلسفی]] سخن گفته است، [[خواجه نصیرالدین طوسی]] است<ref>جمعی از نویسندگان، تاریخچه جامعه‌شناسی، ص۲۲۸.</ref>. او [[هدف]] [[جامعه]] را اشاعه خیرات در عالم و از بین بردن [[شرور]] به [[قدر]] استطاعت انسانی می‌‌داند<ref>طوسی، اخلاق ناصری، ص۲۵۵ - ۲۵۴.</ref>.
*پس از فارابی کسی که بحث [[جامعه]] را طرح می‌‌کند و بین [[حکمای اسلامی]] اولین کسی است که به صراحت از "اصالت [[جامعه]]" به مفهوم [[فلسفی]] سخن گفته است، [[خواجه نصیرالدین طوسی]] است<ref>جمعی از نویسندگان، تاریخچه جامعه‌شناسی، ص۲۲۸.</ref>. او [[هدف]] [[جامعه]] را اشاعه خیرات در عالم و از بین بردن [[شرور]] به [[قدر]] استطاعت انسانی می‌‌داند<ref>طوسی، اخلاق ناصری، ص۲۵۵ - ۲۵۴.</ref>.
*[[علامه طباطبایی]]، اجتماع را امری اختیاری و [[غیر طبیعی]] می‌‌داند، و دراین‌باره [[معتقد]] است: [[انسان‌ها]] چون دیدند به همدیگر [[نیاز]] دارند، پی بردند به اینکه باید اجتماع مدنی و تعاونی تشکیل دهند. بعد از این، به این نتیجه رسیدند که برای دوام اجتماع باید هر [[صاحب]] حقی به [[حق]] خود برسد که این، همان [[عدالت اجتماعی]] است. پس، اجتماع مدنی و [[عدالت اجتماعی]]، مقوله‌هایی هستند که [[اضطرار]] [[بشر]]، آنها را ایجاب کرده است<ref>طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۱۱۷.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۶.</ref>.
* [[علامه طباطبایی]]، اجتماع را امری اختیاری و [[غیر طبیعی]] می‌‌داند، و دراین‌باره [[معتقد]] است: [[انسان‌ها]] چون دیدند به همدیگر [[نیاز]] دارند، پی بردند به اینکه باید اجتماع مدنی و تعاونی تشکیل دهند. بعد از این، به این نتیجه رسیدند که برای دوام اجتماع باید هر [[صاحب]] حقی به [[حق]] خود برسد که این، همان [[عدالت اجتماعی]] است. پس، اجتماع مدنی و [[عدالت اجتماعی]]، مقوله‌هایی هستند که [[اضطرار]] [[بشر]]، آنها را ایجاب کرده است<ref>طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۱۱۷.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۶.</ref>.
*[[استاد مطهری]] [[جامعه]] را یک "واحد [[حقیقی]]" می‌‌داند، نه اعتباری و به همین خاطر [[جامعه]] قوت و [[ضعف]] دارد، [[سرنوشت]] مشترک دارد، اما نه از نوع ترکیب‌های [[حقیقی]] شیمیایی که شخصیت افراد هیچ استقلالی ندارد؛ بلکه [[استقلال]] فرد در یک حد معین محفوظ است و لذا افراد می‌‌توانند مسیر [[جامعه]] و [[تاریخ]] را عوض کنند. ایشان می‌‌افزاید: ترکیب [[جامعه انسانی]] [ترکیب اعتباری و شیمیایی نیست؛ بلکه] ترکیب نوع سوم است <ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۵۹۳.</ref>. [[انسان]] تحت تأثیر [[جامعه]] شکل می‌‌گیرد، رشد می‌‌کند و به خود رنگ می‌‌گیرد؛ ضمن اینکه یک نوع [[آزادی]] و [[استقلال]] دارد؛ اما دارای دو، "من" نمی‌شود، یعنی من فردی و من [[اجتماعی]]<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۵۹۴.</ref>.
* [[استاد مطهری]] [[جامعه]] را یک "واحد [[حقیقی]]" می‌‌داند، نه اعتباری و به همین خاطر [[جامعه]] قوت و [[ضعف]] دارد، [[سرنوشت]] مشترک دارد، اما نه از نوع ترکیب‌های [[حقیقی]] شیمیایی که شخصیت افراد هیچ استقلالی ندارد؛ بلکه [[استقلال]] فرد در یک حد معین محفوظ است و لذا افراد می‌‌توانند مسیر [[جامعه]] و [[تاریخ]] را عوض کنند. ایشان می‌‌افزاید: ترکیب [[جامعه انسانی]] [ترکیب اعتباری و شیمیایی نیست؛ بلکه] ترکیب نوع سوم است <ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۵۹۳.</ref>. [[انسان]] تحت تأثیر [[جامعه]] شکل می‌‌گیرد، رشد می‌‌کند و به خود رنگ می‌‌گیرد؛ ضمن اینکه یک نوع [[آزادی]] و [[استقلال]] دارد؛ اما دارای دو، "من" نمی‌شود، یعنی من فردی و من [[اجتماعی]]<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۵۹۴.</ref>.
*استاد [[مصباح یزدی]] نیز درباره اعتباری بودن [[جامعه]] در [[آیات قرآن]] می‌‌گوید: اینکه در [[قرآن]] در آیاتی، مانند {{متن قرآن|زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ}}<ref>«ما کردار هر امتی را (در دیدشان) آراسته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۰۸.</ref>، [[افعال]] به صورت جمع آمده‌اند؛ [[دلیل]] بر این است که [[افعال]] از یکایک [[امت]] سر می‌‌زند، نه از خود [[امت]] به عنوان یک موجود [[حقیقی]] مستقل، و مخاطب [[پیامبران]]، [[انسان‌ها]] هستند، نه [[جامعه]]، و اگر در برخی [[آیات]]، مانند {{متن قرآن|مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا}}<ref>«هیچ امّتی از زمانه  خود نه پیش و نه واپس می‌افتد» سوره حجر، آیه ۵.</ref>، [[مرگ]] را به [[جامعه]] نسبت می‌‌دهد، مراد این است که آنچه موجب [[اتحاد]] [[مردم]] می‌‌شود، وجود [[حکومت]] است که امری اعتباری است، نه [[حقیقی]]. در مجموع، از هیچ کدام از آیاتی که از کلماتی مانند [[قوم]]، ناس، امة، قریه، اناس به کار برده شده و می‌‌تواند به عنوان لفظ [[جامعه]] باشد؛ نمی‌توان [[وحدت]] [[حقیقی]] و واقعی از گروه و [[جامعه]] به دست آورد<ref>بنگرید به مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ص۹۶ - ۹۱.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۷.</ref>.
*استاد [[مصباح یزدی]] نیز درباره اعتباری بودن [[جامعه]] در [[آیات قرآن]] می‌‌گوید: اینکه در [[قرآن]] در آیاتی، مانند {{متن قرآن|زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ}}<ref>«ما کردار هر امتی را (در دیدشان) آراسته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۰۸.</ref>، [[افعال]] به صورت جمع آمده‌اند؛ [[دلیل]] بر این است که [[افعال]] از یکایک [[امت]] سر می‌‌زند، نه از خود [[امت]] به عنوان یک موجود [[حقیقی]] مستقل، و مخاطب [[پیامبران]]، [[انسان‌ها]] هستند، نه [[جامعه]]، و اگر در برخی [[آیات]]، مانند {{متن قرآن|مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا}}<ref>«هیچ امّتی از زمانه  خود نه پیش و نه واپس می‌افتد» سوره حجر، آیه ۵.</ref>، [[مرگ]] را به [[جامعه]] نسبت می‌‌دهد، مراد این است که آنچه موجب [[اتحاد]] [[مردم]] می‌‌شود، وجود [[حکومت]] است که امری اعتباری است، نه [[حقیقی]]. در مجموع، از هیچ کدام از آیاتی که از کلماتی مانند [[قوم]]، ناس، امة، قریه، اناس به کار برده شده و می‌‌تواند به عنوان لفظ [[جامعه]] باشد؛ نمی‌توان [[وحدت]] [[حقیقی]] و واقعی از گروه و [[جامعه]] به دست آورد<ref>بنگرید به مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ص۹۶ - ۹۱.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۷.</ref>.


خط ۴۴: خط ۴۴:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:دین و جامعه]]
[[رده:دین و جامعه]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش