جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پرسش مرتبط = شهادتطلبی (پرسش) | | پرسش مرتبط = شهادتطلبی (پرسش) | ||
}} | }} | ||
'''[[شهادتطلبی]]''' از الفبای برجستۀ [[نهضت عاشورا]] و از روحیّات والای [[حسین بن علی]]{{ع}} و یارانش، عنصر "شهادتطلبی" بود، یعنی [[مرگ]] در [[راه خدا]] را "احدی الحسنیین" دانستن و دریچه ای برای وصول به [[قرب]] [[خدا]] و [[بهشت]] برین دیدن و از این رو شیفتگی و [[بی صبری]] برای [[درک]] [[فضیلت]] [[شهادت]]. | '''[[شهادتطلبی]]''' از الفبای برجستۀ [[نهضت عاشورا]] و از روحیّات والای [[حسین بن علی]] {{ع}} و یارانش، عنصر "شهادتطلبی" بود، یعنی [[مرگ]] در [[راه خدا]] را "احدی الحسنیین" دانستن و دریچه ای برای وصول به [[قرب]] [[خدا]] و [[بهشت]] برین دیدن و از این رو شیفتگی و [[بی صبری]] برای [[درک]] [[فضیلت]] [[شهادت]]. | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[امام حسین]]{{ع}} در خطبۀ "خطّ الموت...". به آن تصریح میکند و با جملۀ {{متن حدیث|مَنْ کانَ باذِلا فینا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِ اللّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنا}}. [[یاران]] [[شهادت طلب]] را هم برمیگزیند و به مسلخ [[عشق]]، [[کربلا]] میبرد. اینگونه به استقبال [[مرگ]] رفتن، چون مبتنی بر [[درک]] والاتری از فلسفۀ [[حیات]] است، با خودکشی متفاوت است. خودکشی و خود را به [[هلاکت]] افکندن، شرعا [[حرام]] و عقلا [[ناپسند]] است، اما استقبال از [[مرگ]] به خاطر ارزشهای متعالی، [[مشروع]] و معقول است. | [[امام حسین]] {{ع}} در خطبۀ "خطّ الموت...". به آن تصریح میکند و با جملۀ {{متن حدیث|مَنْ کانَ باذِلا فینا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِ اللّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنا}}. [[یاران]] [[شهادت طلب]] را هم برمیگزیند و به مسلخ [[عشق]]، [[کربلا]] میبرد. اینگونه به استقبال [[مرگ]] رفتن، چون مبتنی بر [[درک]] والاتری از فلسفۀ [[حیات]] است، با خودکشی متفاوت است. خودکشی و خود را به [[هلاکت]] افکندن، شرعا [[حرام]] و عقلا [[ناپسند]] است، اما استقبال از [[مرگ]] به خاطر ارزشهای متعالی، [[مشروع]] و معقول است. | ||
حتّی اگر [[انسان]] بداند در یک [[حماسه]] و [[مبارزه]] به [[شهادت]] خواهد رسید، [[مرگ]] او خودکشی نیست، چون گاهی [[تکلیف]] ایجاب میکند که [[جان]] را فدای [[دین]] کند، چون [[دین]]، گرامیتر از [[انسان]] است. | حتّی اگر [[انسان]] بداند در یک [[حماسه]] و [[مبارزه]] به [[شهادت]] خواهد رسید، [[مرگ]] او خودکشی نیست، چون گاهی [[تکلیف]] ایجاب میکند که [[جان]] را فدای [[دین]] کند، چون [[دین]]، گرامیتر از [[انسان]] است. | ||
حلّ این معما (آگاهانه سراغ [[مرگ]] رفتن) تنها با [[درک]] و برداشت متعالیتر از [[زندگی]] والا و [[کرامت انسانی]] میسّر است. اینکه [[امام حسین]]{{ع}} هم از [[شهادت]] خود [[آگاه]] است و با همین [[علم]]، به [[کربلا]] میرود، به همین نکته بر میگردد. آن [[حضرت]] [[مرگ سرخ]] را بهتر از [[زندگی]] ننگین میداند: {{متن حدیث|لاَ أَرَى الْمَوْتَ إِلاَّ سَعَادَةً وَ الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلاَّ بَرَماً}}. | حلّ این معما (آگاهانه سراغ [[مرگ]] رفتن) تنها با [[درک]] و برداشت متعالیتر از [[زندگی]] والا و [[کرامت انسانی]] میسّر است. اینکه [[امام حسین]] {{ع}} هم از [[شهادت]] خود [[آگاه]] است و با همین [[علم]]، به [[کربلا]] میرود، به همین نکته بر میگردد. آن [[حضرت]] [[مرگ سرخ]] را بهتر از [[زندگی]] ننگین میداند: {{متن حدیث|لاَ أَرَى الْمَوْتَ إِلاَّ سَعَادَةً وَ الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلاَّ بَرَماً}}. | ||
این [[فرهنگ]]، پذیرفتۀ همۀ [[اقوام]] و ملّتهاست و این نوع [[مرگ]] انتخابی و آگاهانه، مکمّل [[حیات]] شرافتمندانه است، نه در تناقض با آن. چون [[مرگ]]، پایان نیست تا کسی با [[انتخاب]] [[مرگ]]، به پایان یافتن خویش کمک کرده باشد. [[مرگ سرخ]] و [[شهادت]]، نوع کمال یافته تری از [[حیات]] است. [[امام حسین]]{{ع}} با [[علم]] به [[شهادت]] در [[حادثۀ کربلا]] به آن قربانگاه رفت، تا در سایۀ شهادتش، [[اسلام]] زنده بماند و [[حق]]، [[حیات]] یابد. این، هدفی است [[ارزشمند]] که میسزد چون [[حسین]]{{ع}} هم [[قربانی]] آن گردد. [[سید الشهدا]]{{ع}} این [[راه]] را برگزید و آن را پیش پای بشریّت گشود و روندگان این [[صراط]] جاودانه، همه [[شاگردان]] [[مکتب]] عاشورایند. | این [[فرهنگ]]، پذیرفتۀ همۀ [[اقوام]] و ملّتهاست و این نوع [[مرگ]] انتخابی و آگاهانه، مکمّل [[حیات]] شرافتمندانه است، نه در تناقض با آن. چون [[مرگ]]، پایان نیست تا کسی با [[انتخاب]] [[مرگ]]، به پایان یافتن خویش کمک کرده باشد. [[مرگ سرخ]] و [[شهادت]]، نوع کمال یافته تری از [[حیات]] است. [[امام حسین]] {{ع}} با [[علم]] به [[شهادت]] در [[حادثۀ کربلا]] به آن قربانگاه رفت، تا در سایۀ شهادتش، [[اسلام]] زنده بماند و [[حق]]، [[حیات]] یابد. این، هدفی است [[ارزشمند]] که میسزد چون [[حسین]] {{ع}} هم [[قربانی]] آن گردد. [[سید الشهدا]] {{ع}} این [[راه]] را برگزید و آن را پیش پای بشریّت گشود و روندگان این [[صراط]] جاودانه، همه [[شاگردان]] [[مکتب]] عاشورایند. | ||
[[اصحاب امام حسین]]{{ع}} نیز در [[شب عاشورا]]، یک به یک برخاسته، این [[روحیه]] را ابراز میداشتند و از [[مرگ]]، هراسی در دلشان نبود. [[علی اکبر]]{{ع}} هم در مسیر [[راه]] [[کربلا]]، وقتی کلمۀ [[استرجاع]] را از زبان [[امام حسین]]{{ع}} شنید و [[حضرت]] خبر از آیندۀ [[شهادت]] آمیز داد، پرسید: {{متن حدیث|أ لَسْنَا عَلَی الْحَقِّ؟}} مگر بر [[حق]] نیستیم؟ فرمود: آری. [[علی اکبر]] گفت: {{متن حدیث|یا ابه لا نبالی بالموت}} پس چه ترسی از [[مرگ]]؟ | [[اصحاب امام حسین]] {{ع}} نیز در [[شب عاشورا]]، یک به یک برخاسته، این [[روحیه]] را ابراز میداشتند و از [[مرگ]]، هراسی در دلشان نبود. [[علی اکبر]] {{ع}} هم در مسیر [[راه]] [[کربلا]]، وقتی کلمۀ [[استرجاع]] را از زبان [[امام حسین]] {{ع}} شنید و [[حضرت]] خبر از آیندۀ [[شهادت]] آمیز داد، پرسید: {{متن حدیث|أ لَسْنَا عَلَی الْحَقِّ؟}} مگر بر [[حق]] نیستیم؟ فرمود: آری. [[علی اکبر]] گفت: {{متن حدیث|یا ابه لا نبالی بالموت}} پس چه ترسی از [[مرگ]]؟ | ||
[[حضرت]] [[قاسم]] هم [[شب عاشورا]] وقتی از [[امام]] پرسید که آیا من نیز کشته خواهم شد؟ و [[امام]] <ref>حیاه الإمام الحسین، ج۳، ص۷۳؛ لهوف، ص۲۶.</ref> پرسید: [[مرگ]] در نظرت چگونه است؟ پاسخ داد: شیرینتر از عسل ({{متن حدیث|احلی من العسل}})<ref>اثبات الهداه، ج۵، ص۲۰۴.</ref>. | [[حضرت]] [[قاسم]] هم [[شب عاشورا]] وقتی از [[امام]] پرسید که آیا من نیز کشته خواهم شد؟ و [[امام]] <ref>حیاه الإمام الحسین، ج۳، ص۷۳؛ لهوف، ص۲۶.</ref> پرسید: [[مرگ]] در نظرت چگونه است؟ پاسخ داد: شیرینتر از عسل ({{متن حدیث|احلی من العسل}})<ref>اثبات الهداه، ج۵، ص۲۰۴.</ref>. | ||
اینها همه نشاندهندۀ این [[روحیه]] و [[اندیشه]] است که [[مرگ]] در [[راه]] [[عقیده]] و [[شهادت در راه خدا]]، آرزوی [[قلبی]] وارستگانی است که رشتۀ تعلّقات [[دنیوی]] را بریده و به [[حیات]] برین و [[رزق]] [[الهی]] در سایۀ [[شهادت]] [[دل]] بستهاند. در اشعاری هم که [[امام حسین]]{{ع}} [[روز عاشورا]] یا قبل از آن روز میخواند، این مفهوم مطرح بود. از جمله: | اینها همه نشاندهندۀ این [[روحیه]] و [[اندیشه]] است که [[مرگ]] در [[راه]] [[عقیده]] و [[شهادت در راه خدا]]، آرزوی [[قلبی]] وارستگانی است که رشتۀ تعلّقات [[دنیوی]] را بریده و به [[حیات]] برین و [[رزق]] [[الهی]] در سایۀ [[شهادت]] [[دل]] بستهاند. در اشعاری هم که [[امام حسین]] {{ع}} [[روز عاشورا]] یا قبل از آن روز میخواند، این مفهوم مطرح بود. از جمله: | ||
{{متن حدیث|و ان یکن الأبدان للموت انشأت فقتل امرئ بالسّیف فی الله افضل}}. | {{متن حدیث|و ان یکن الأبدان للموت انشأت فقتل امرئ بالسّیف فی الله افضل}}. | ||
و نیز در رجزهای آن [[حضرت]]، [[مرگ]] را بر [[زندگی]] [[ذلّت]] بار ترجیح دادن میدرخشد: {{متن حدیث|الْمَوْتُ تولی مِنْ رُكُوبِ الْعَارِ}}<ref>کشف الغمه، ج۲، ص۳۲.</ref>. [[حضرت زینب]]{{ع}} در خطبهاش در مجلس [[یزید]]، بر این شهادتها [[افتخار]] میکند: {{متن حدیث|وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ الَّذِي خَتَمَ لِأَوَّلِنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ وَ لِآخِرِنَا بِالشَّهَادَةِ وَ الرَّحْمَةِ}}<ref>بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۳۵.</ref>. [[حضرت سجاد]]{{ع}} نیز در برابر تهدیدی که [[ابن زیاد]] کرد که آن [[حضرت]] را بکشند، فرمود: {{متن حدیث|أَ بِالْقَتْلِ تُهَدِّدُنِي يَا اِبْنَ زِيَادٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْقَتْلَ لَنَا عَادَةٌ وَ كَرَامَتَنَا الشَّهَادَةُ}} [[مرگ]]، برای ما [[عادت]] است و [[شهادت]]، [[افتخار]] ماست، مرا از [[مرگ]] میترسانی؟ | و نیز در رجزهای آن [[حضرت]]، [[مرگ]] را بر [[زندگی]] [[ذلّت]] بار ترجیح دادن میدرخشد: {{متن حدیث|الْمَوْتُ تولی مِنْ رُكُوبِ الْعَارِ}}<ref>کشف الغمه، ج۲، ص۳۲.</ref>. [[حضرت زینب]] {{ع}} در خطبهاش در مجلس [[یزید]]، بر این شهادتها [[افتخار]] میکند: {{متن حدیث|وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ الَّذِي خَتَمَ لِأَوَّلِنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ وَ لِآخِرِنَا بِالشَّهَادَةِ وَ الرَّحْمَةِ}}<ref>بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۳۵.</ref>. [[حضرت سجاد]] {{ع}} نیز در برابر تهدیدی که [[ابن زیاد]] کرد که آن [[حضرت]] را بکشند، فرمود: {{متن حدیث|أَ بِالْقَتْلِ تُهَدِّدُنِي يَا اِبْنَ زِيَادٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْقَتْلَ لَنَا عَادَةٌ وَ كَرَامَتَنَا الشَّهَادَةُ}} [[مرگ]]، برای ما [[عادت]] است و [[شهادت]]، [[افتخار]] ماست، مرا از [[مرگ]] میترسانی؟ | ||
[[امام خمینی]] فرمود: "[[مرگ سرخ]]، بمراتب از [[زندگی]] سیاه است و ما امروز به [[انتظار]] [[شهادت]] نشستهایم، تا فردا فرزندانمان در مقابل [[کفر]] جهانی با [[سرافرازی]] بایستند"<ref>صحیفه نور، ج۹، ص۹۷.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۲۸۳.</ref>. | [[امام خمینی]] فرمود: "[[مرگ سرخ]]، بمراتب از [[زندگی]] سیاه است و ما امروز به [[انتظار]] [[شهادت]] نشستهایم، تا فردا فرزندانمان در مقابل [[کفر]] جهانی با [[سرافرازی]] بایستند"<ref>صحیفه نور، ج۹، ص۹۷.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۲۸۳.</ref>. | ||