ابوجحیفه وهب بن عبدالله سوائی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۹: خط ۴۹:
}}
}}


'''وهب بن عبدالله بن مسلمه''' مشهور به '''ابوجحیفه'''، از صحابه پیامبر {{صل}} و از یاران [[امام علی]] {{ع}} بود. وی از پیامبر روایت نقل کرده است و نام او را در شمار راویان [[حدیث غدیر]] یاد کرده‌اند. ابوجحیفه در هنگام رحلت پیامبر هنوز به [[بلوغ]] نرسیده بود.
== آشنایی اجمالی ==
[[وهب بن عبدالله سوائی]] کنیه‌اش [[ابوجحیفه]] از کسانی است که [[رسول خدا]] {{صل}} را در خردسالی [[درک]] کرد و قبل از آن‌که به حد [[بلوغ]] برسد [[رسول خدا]] {{صل}} از [[دنیا]] رفت، و چون آن حضرت را [[زیارت]] کرده بود او را در زمره [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} آورده‌اند<ref>اسدالغابه، ج۵، ص۱۵۷.</ref>. وی از [[شیعیان]] و [[یاران]] نزدیک [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود<ref>رجال طوسی، ص۳۱، ش۱ و ص۶۱، ش۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۳۹۹.</ref>


ابوجحیفه در تمام جنگ‌ها در رکاب [[امام علی]] {{ع}} حاضر بود و مورد اعتماد و محبت امام {{ع}} قرار داشت. امام علی {{ع}} لقب وهب الخیر و وهب الله را به وی داد. [[شریف رضی]] در [[نهج البلاغه]] روایتی را از قول او [[نقل]] می‌کند: [[ابوجُحَیفه]] گوید از [[امیرمؤمنان]] –درود [[خدا]] بر او- شنیدم که می‌فرمود: نخستین جهادی که در آن [[شکست]] می‌خورید، [[جهاد]] با دست‌هاتان است و آن‌گاه جهاد با زبانتان و سپس جهاد با قلبتان. پس از آنکه قلباً کار نیک را نشناسد و از کار زشت بیزاری نجوید، باژگونه شود، پس [[ارزش‌ها]] در دیدگاه او سقوط کند و پستی‌ها اوج گیرد<ref>{{متن حدیث| [إِنَّ أَوَّلَ‏] أَوَّلُ مَا تُغْلَبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَیْدِیکُمْ ثُمَّ بِأَلْسِنَتِکُمْ ثُمَّ بِقُلُوبِکُمْ فَمَنْ لَمْ یَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً وَ لَمْ یُنْکِرْ مُنْکَراً قُلِبَ فَجُعِلَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ وَ أَسْفَلُهُ أَعْلَاه‏}}؛ نهج البلاغه، حکمت ٣٧٥.</ref><ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۸۱- ۸۲.</ref>
ابو جحیفه در دوران [[حکومت]] حضرت سه [[مسئولیت]] [[حکومتی]] بر عهده داشت:
# [[مسئول]] بیت المال کوفه بود. در بسیاری از منابع به این سمت وی اشاره شده است.
# مسئول [[شرطة الخمیس]] بود.
# مسئول [[خمس]] متاع‌ها و کالاهایی بود که در [[جنگ]] به دست آمده بود.


== ابو جحیفه عبدالله وهب سوائی==
او در همه جنگ‌های [[حضرت علی]]{{ع}} شرکت داشت. حضرت او را [[دوست]] داشت و به وی اطمینان می‌کرد و او را «[[وهب الخیر]]» و «[[وهب الله]]» نامید<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۲۸۱؛ سفینة البحار، ج۱، ص۳۷۱؛ الکنی و الالقاب، ج۲، ص۳۵؛ بحار الأنوار، ج۳۶، ص۳۳۲.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۸۰۸ – ۸۱۰؛ [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۸۱- ۸۲.</ref>
[[صحابی رسول خدا]]، ساکن [[کوفه]]، از [[اصحاب امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} و [[رئیس]] [[بیت المال]] و [[شرطه]] آن حضرت که [[امام]] او را و [[وهب الخیر]] می‌خواند. وی در دوره [[حکومت]] [[بشر بن مروان]] در [[عراق]] درگذشت و آخرین کسی از [[صحابه رسول خدا]] بود که در کوفه [[وفات]] یافت. [[احادیث]] او در کتب [[صحاح]] [[اهل سنت]] آمده است<ref>خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۸، ص۱۲۵، ریحانه ج۷، ص ۵۱، شمس‌الدین محمد ذهبی، سِیَر أعلام النبلاء، ج۱۳، ص ۲۰۲.</ref><ref>[[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۲ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام]] ج۲، ص ۲۱۱۳.</ref>
 
[[سید رضی]] در [[نهج البلاغه]] روایتی را از قول او [[نقل]] می‌کند: [[ابوجُحَیفه]] گوید از [[امیرمؤمنان]] ـ درود [[خدا]] بر او ـ شنیدم که می‌فرمود: نخستین جهادی که در آن [[شکست]] می‌خورید، [[جهاد]] با دست‌هایتان است و آن‌گاه جهاد با زبانتان و سپس جهاد با قلبتان. پس از آنکه قلباً کار نیک را نشناسد و از کار زشت بیزاری نجوید، واژگونه شود، پس [[ارزش‌ها]] در دیدگاه او سقوط کند و پستی‌ها اوج گیرد<ref>{{متن حدیث| [إِنَّ أَوَّلَ‏] أَوَّلُ مَا تُغْلَبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَیْدِیکُمْ ثُمَّ بِأَلْسِنَتِکُمْ ثُمَّ بِقُلُوبِکُمْ فَمَنْ لَمْ یَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً وَ لَمْ یُنْکِرْ مُنْکَراً قُلِبَ فَجُعِلَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ وَ أَسْفَلُهُ أَعْلَاه‏}}؛ نهج البلاغه، حکمت ٣٧٥.</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۸۱- ۸۲.</ref>
 
== ابوجحیفه و [[غدیر خم]] ==
حضور ابوجحیفه در [[سفر حج]] رسول خدا{{صل}} باعث شد که وی [[شاهد]] [[واقعه غدیر خم]]، پس از [[مراسم حج]] باشد که در آن علی{{ع}} به عنوان [[خلیفه]] پس از پیامبر{{صل}} معرفی شد. [[علامه امینی]] در [[کتاب شریف الغدیر]] ابوجحیفه را جزو ۱۰۹ نفر از [[صحابه]] معرفی می‌کند که [[حدیث غدیر خم]] را در [[خلافت]] و [[ولایت علی]]{{ع}} نقل کرده‌اند. درباره وی می‌نویسد: «[[ابوجحیفه وهب بن عبدالله سوائی]] که به او «وهب خیر» گفته می‌شود و در سال ۷۴ هجری از دنیا رفته، [[حدیث غدیر]] را نقل کرده است. [[حدیث]] وی را حافظ [[ابن عقده]] در [[حدیث ولایت]] با سند خود نقل نموده است»<ref>الغدیر، ج۱، ص۶۰.</ref>.
 
ابوجحیفه افزون بر روایت حدیث [[غدیر]]، راوی [[حدیثی]] است که رسول خدا{{صل}} خلفای پس از خود را [[دوازده نفر]] دانسته است این [[روایت]] در منابع شیعه<ref>إعلام الوری، ج۱، ص۱۵۹؛ مناقب آل ابیطالب، ج۱، ص۲۸۹ - ۲۹۱.</ref> و [[اهل سنّت]] از [[ابوجحیفه]] و [[جابر بن سمره]] نقل شده است.
 
[[عون]] بن ابی جحیفه از پدرش نقل می‌کند که همراه عمویم نزد [[پیامبر]]{{صل}} بودم در حالی که حضرت [[سخنرانی]] می‌کرد، پس فرمود: همیشه امر امّتم بر [[نیکی]] است تا این که [[دوازده خلیفه]] بیایند و [[خلافت]] کنند<ref>{{متن حدیث|لَا يَزَالُ أَمْرُ أُمَّتِي صَالِحاً حَتَّى يَمْضِيَ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً}}</ref>. سپس صدای خود را کوتاه کرد. به عمویم که جلو من بود گفتم: چه فرمود پیامبر ای عمو؟ گفت: ای فرزند! فرمود: همه آنها از [[قریش]] هستند<ref>{{متن حدیث|كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ}}؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۶۱۸؛ طبرانی، معجم الأوسط، ج۶، ص۲۰۹.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۸۱۲ ـ ۸۱۵.</ref>
 
== [[مرگ]] [[ابوجحیفه]] ==
درگذشت ابوجحیفه را در دروان [[خلافت]] [[عبدالملک مروان]] دانسته‌اند. [[یعقوبی]] وی را با عنوان [[ابوحجیفه وهب بن عبدالله عامری اسدی]] جزو [[فقیهان]] دوران [[عبدالملک]] دانسته است<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۸۲.</ref>. او در [[بصره]] در [[زمان]] [[حکومت]] [[بشر بن مروان]] بر آن [[شهر]] از [[دنیا]] رفت. [[ابن اثیر]] [[تاریخ]] مرگش را سال ۷۲ دانسته که سال [[امارت]] بشر بن مروان در بصره بوده است<ref>اسدالغابه، ج۶، ص۴۹.</ref>.
 
درست آن است که مرگ وی در سال ۷۴ هجری بوده است<ref>تاریخ الاسلام، ج۶۱ - ۸۰، ص۵۴۹.</ref>. این تاریخ را که [[علامه امینی]] در [[الغدیر]] یاد کرده درست می‌باشد؛ زیرا در سال ۷۳ [[عبدالله بن زبیر]] به هلاکت رسید و عبدالملک [[عراق]] و [[حجاز]] را فتح کرد و در اواخر آن سال بشر بن مروان [[حاکم کوفه]] و بصره شد. بنابه نقل ابن اثیر در کامل، مرگ ابوجحیفه در [[کوفه]] در سال ۷۴ بوده است<ref>الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۸ و ۳۳.</ref>. [[رحمت خدا]] بر او باد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۸۱۵.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۶۷: خط ۸۴:
# [[پرونده: 1100830.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|'''سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳''']]
# [[پرونده: 1100830.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|'''سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳''']]
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:IM009869.jpg|22px]] [[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ ‏۲ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۰۳

ابوجحیفه وهب بن عبدالله سوائی
تصویر نمادین جنگ صفین
نام کاملوهب بن عبدالله بن مسلمه
جنسیتمرد
کنیهابوجحیفه
لقب
از قبیلهبنی عامر بن صعصعه
پسرعون بن وهب بن عبدالله بن مسلمه
محل تولدمدینه
محل زندگیکوفه
درگذشت۷۲ هجری، کوفه
از اصحاب
حضور در جنگ
فعالیت‌های او

آشنایی اجمالی

وهب بن عبدالله سوائی کنیه‌اش ابوجحیفه از کسانی است که رسول خدا (ص) را در خردسالی درک کرد و قبل از آن‌که به حد بلوغ برسد رسول خدا (ص) از دنیا رفت، و چون آن حضرت را زیارت کرده بود او را در زمره اصحاب رسول خدا (ص) آورده‌اند[۱]. وی از شیعیان و یاران نزدیک امیرالمؤمنین (ع) بود[۲].[۳]

ابو جحیفه در دوران حکومت حضرت سه مسئولیت حکومتی بر عهده داشت:

  1. مسئول بیت المال کوفه بود. در بسیاری از منابع به این سمت وی اشاره شده است.
  2. مسئول شرطة الخمیس بود.
  3. مسئول خمس متاع‌ها و کالاهایی بود که در جنگ به دست آمده بود.

او در همه جنگ‌های حضرت علی(ع) شرکت داشت. حضرت او را دوست داشت و به وی اطمینان می‌کرد و او را «وهب الخیر» و «وهب الله» نامید[۴].[۵]

سید رضی در نهج البلاغه روایتی را از قول او نقل می‌کند: ابوجُحَیفه گوید از امیرمؤمنان ـ درود خدا بر او ـ شنیدم که می‌فرمود: نخستین جهادی که در آن شکست می‌خورید، جهاد با دست‌هایتان است و آن‌گاه جهاد با زبانتان و سپس جهاد با قلبتان. پس از آنکه قلباً کار نیک را نشناسد و از کار زشت بیزاری نجوید، واژگونه شود، پس ارزش‌ها در دیدگاه او سقوط کند و پستی‌ها اوج گیرد[۶].[۷]

ابوجحیفه و غدیر خم

حضور ابوجحیفه در سفر حج رسول خدا(ص) باعث شد که وی شاهد واقعه غدیر خم، پس از مراسم حج باشد که در آن علی(ع) به عنوان خلیفه پس از پیامبر(ص) معرفی شد. علامه امینی در کتاب شریف الغدیر ابوجحیفه را جزو ۱۰۹ نفر از صحابه معرفی می‌کند که حدیث غدیر خم را در خلافت و ولایت علی(ع) نقل کرده‌اند. درباره وی می‌نویسد: «ابوجحیفه وهب بن عبدالله سوائی که به او «وهب خیر» گفته می‌شود و در سال ۷۴ هجری از دنیا رفته، حدیث غدیر را نقل کرده است. حدیث وی را حافظ ابن عقده در حدیث ولایت با سند خود نقل نموده است»[۸].

ابوجحیفه افزون بر روایت حدیث غدیر، راوی حدیثی است که رسول خدا(ص) خلفای پس از خود را دوازده نفر دانسته است این روایت در منابع شیعه[۹] و اهل سنّت از ابوجحیفه و جابر بن سمره نقل شده است.

عون بن ابی جحیفه از پدرش نقل می‌کند که همراه عمویم نزد پیامبر(ص) بودم در حالی که حضرت سخنرانی می‌کرد، پس فرمود: همیشه امر امّتم بر نیکی است تا این که دوازده خلیفه بیایند و خلافت کنند[۱۰]. سپس صدای خود را کوتاه کرد. به عمویم که جلو من بود گفتم: چه فرمود پیامبر ای عمو؟ گفت: ای فرزند! فرمود: همه آنها از قریش هستند[۱۱].[۱۲]

مرگ ابوجحیفه

درگذشت ابوجحیفه را در دروان خلافت عبدالملک مروان دانسته‌اند. یعقوبی وی را با عنوان ابوحجیفه وهب بن عبدالله عامری اسدی جزو فقیهان دوران عبدالملک دانسته است[۱۳]. او در بصره در زمان حکومت بشر بن مروان بر آن شهر از دنیا رفت. ابن اثیر تاریخ مرگش را سال ۷۲ دانسته که سال امارت بشر بن مروان در بصره بوده است[۱۴].

درست آن است که مرگ وی در سال ۷۴ هجری بوده است[۱۵]. این تاریخ را که علامه امینی در الغدیر یاد کرده درست می‌باشد؛ زیرا در سال ۷۳ عبدالله بن زبیر به هلاکت رسید و عبدالملک عراق و حجاز را فتح کرد و در اواخر آن سال بشر بن مروان حاکم کوفه و بصره شد. بنابه نقل ابن اثیر در کامل، مرگ ابوجحیفه در کوفه در سال ۷۴ بوده است[۱۶]. رحمت خدا بر او باد[۱۷].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. اسدالغابه، ج۵، ص۱۵۷.
  2. رجال طوسی، ص۳۱، ش۱ و ص۶۱، ش۱.
  3. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۳۹۹.
  4. تنقیح المقال، ج۳، ص۲۸۱؛ سفینة البحار، ج۱، ص۳۷۱؛ الکنی و الالقاب، ج۲، ص۳۵؛ بحار الأنوار، ج۳۶، ص۳۳۲.
  5. ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳، ص ۸۰۸ – ۸۱۰؛ دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص ۸۱- ۸۲.
  6. « [إِنَّ أَوَّلَ‏] أَوَّلُ مَا تُغْلَبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَیْدِیکُمْ ثُمَّ بِأَلْسِنَتِکُمْ ثُمَّ بِقُلُوبِکُمْ فَمَنْ لَمْ یَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً وَ لَمْ یُنْکِرْ مُنْکَراً قُلِبَ فَجُعِلَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ وَ أَسْفَلُهُ أَعْلَاه‏»؛ نهج البلاغه، حکمت ٣٧٥.
  7. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص ۸۱- ۸۲.
  8. الغدیر، ج۱، ص۶۰.
  9. إعلام الوری، ج۱، ص۱۵۹؛ مناقب آل ابیطالب، ج۱، ص۲۸۹ - ۲۹۱.
  10. «لَا يَزَالُ أَمْرُ أُمَّتِي صَالِحاً حَتَّى يَمْضِيَ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً»
  11. «كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ»؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۶۱۸؛ طبرانی، معجم الأوسط، ج۶، ص۲۰۹.
  12. ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳، ص ۸۱۲ ـ ۸۱۵.
  13. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۸۲.
  14. اسدالغابه، ج۶، ص۴۹.
  15. تاریخ الاسلام، ج۶۱ - ۸۰، ص۵۴۹.
  16. الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۸ و ۳۳.
  17. ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳، ص ۸۱۵.