امر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = امر | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = امر | ||
| مداخل مرتبط = [[امر در لغت]] - [[امر در قرآن]] - [[امر در علوم قرآنی]] | | مداخل مرتبط = [[امر در لغت]] - [[امر در قرآن]] - [[امر در علوم قرآنی]] - [[امر در فقه سیاسی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۰: | ||
از مجموع اینگونه [[روایات]] که کم نیست، برمیآید که امر، واژهای کنایهآمیز از امور پنهان و رازآلود [[ائمه]]{{عم}} در مورد [[هدایت امت]] و [[رهبری]] و [[ولایت]] است، که هم باید به اهلش گفت، هم فاش نساخت، هم ظرفیّت مخاطبین را سنجید.<ref>ر. ک: اصول کافی، ج ۲ ابواب: حفظ لسان ص۱۱۳، تقیه ص۲۱۷، کتمان ص۲۲۱ و اذاعه ص۳۶۹</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۰۱.</ref> | از مجموع اینگونه [[روایات]] که کم نیست، برمیآید که امر، واژهای کنایهآمیز از امور پنهان و رازآلود [[ائمه]]{{عم}} در مورد [[هدایت امت]] و [[رهبری]] و [[ولایت]] است، که هم باید به اهلش گفت، هم فاش نساخت، هم ظرفیّت مخاطبین را سنجید.<ref>ر. ک: اصول کافی، ج ۲ ابواب: حفظ لسان ص۱۱۳، تقیه ص۲۱۷، کتمان ص۲۲۱ و اذاعه ص۳۶۹</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۰۱.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۴۳: | خط ۳۶: | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']] | # [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
نسخهٔ ۱ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۰۵
معناشناسی
معنای لغوی
امر در لغت به دو صورت بهکار رفته است[۱]:
- امری که جمع آن "اوامر" است. این امر ضد نهی[۲] و به معنای طلب [۳] و فرمان بوده و به صورت مصدر و اسم مصدر کاربرد دارد [۴].
- امری که جمع آن "امور" است. این امر همواره اسم مصدر است و برای آن معناهایی مانند شأن[۵]، حال[۶]، حادثه[۷] و شیء[۸]ذکر شده است. برخی گفتهاند: بعید نیست معنای اصلی امر معنای نخست بوده و سپس در معنای دوم بهکار رفته باشد[۹]. برخی نیز معنای واحد در مادّه "ا ـ م ـ ر" را، طلب و تکلیف همراه با استعلا دانستهاند[۱۰].
امر در اصطلاح
امر در اصطلاح شیعی، تعبیری کنایهآمیز است از ولایت، عقیدۀ به امامت، شیعه بودن، مقام امامان، پذیرش ولایت و رهبری آنان، فرهنگ اهل بیت(ع)، ظهور حضرت مهدی(ع) و قیام قائم(ع) و بیشتر این کاربرد، در روایاتی است که از امام صادق(ع) نقل شده و به خاطر شرایط تقیّه، از شؤون مربوط به امامان و فرهنگ شیعی، با تعبیر امر، یا امر ما یاد میکرد. در روایات متعددی تأکید بر احیای امر ائمه به وسیلۀ رفت وآمد و نقل حدیث و دیدارهای متقابل و عزاداری و... شده است، مثل: کلام علی(ع):" شیعیان ما در راه ولایت ما اهل بذل و بخشش به یکدیگرند، در راه مودّت ما با هم دوستی میکنند و در راه احیای فرمان ما یکدیگر را دیدار میکنند"[۱۱].
امام صادق(ع) فرمود: هرکس از شما با عقیده به این امر بمیرد، شهید است، هرچند در بستر بمیرد. نیز روایاتی است که آن حضرت میفرماید:امر ما سرّ پنهان و پوشیده است و دشوار[۱۲] که این امر در اینگونه موارد، توحید ناب و معارف والای اهل بیت(ع) و ایمان خالص و معرفت مخصوص به اهل بیت است.
در مواردی هم اشاره به ارتباطات پنهانی و تشکیلاتی و امور تقیّهای و تلاش برای حاکمیت اهل بیت و رهبری امام معصوم است که باید به صورت راز بماند. امام صادق(ع) به معلی بن خنیس میفرماید: "ای معلی! امر ما را کتمان کن و آن را فاش نساز، هرکس امر ما را بپوشاند و فاش نکند خداوند در دنیا عزیزش میکند... و هرکس امر ما را افشا کند، چون کسی است که ما را انکار کرده است"[۱۳]. تأثیر زیانبار افشای اینگونه اسرار، تا حدّی است که مثل مشارکت در قتل ائمه بهشمار آمده، آن هم قتل عمد نه خطا. حضرت صادق(ع) فرمود: "هرکس چیزی از امر ما را بر ضد ما پخش کند، همچون کسی است که ما را به عمد کشته است، نه به خطا!"[۱۴] و نیز فرمود: "ای معلی! امر ما را کتمان کن و آن را فاش نساز، هرکس امر ما را بپوشاند و فاش نکند خداوند در دنیا عزیزش میکند... و هرکس امر ما را افشا کند، چون کسی است که ما را انکار کرده است امر ما را فاش و منتشر نکنید و آن را جز با اهلش در میان نگذارید؛ چراکه هرکس امر ما را بر ضد ما فاش کند، زحمت او بر ما بیش از دشمن ماست، برگردید و بروید، خدا رحمتتان کند و راز ما را فاش نکنید"[۱۵].
از مجموع اینگونه روایات که کم نیست، برمیآید که امر، واژهای کنایهآمیز از امور پنهان و رازآلود ائمه(ع) در مورد هدایت امت و رهبری و ولایت است، که هم باید به اهلش گفت، هم فاش نساخت، هم ظرفیّت مخاطبین را سنجید.[۱۶].[۱۷]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ المصباح، ص۲۱؛ مفردات، ص۸۸؛ قاموس قرآن، ج ۱، ص۱۰۹ ـ ۱۱۰، «امر».
- ↑ لسان العرب، ج ۱، ص۲۰۳، «امر».
- ↑ المصباح، ص۲۱، «امر».
- ↑ قاموس قرآن، ج ۱، ص۱۰۹، «امر».
- ↑ مفردات، ص۸۸.
- ↑ المصباح، ص۲۱، «امر».
- ↑ لسان العرب، ج ۱، ص۲۰۴؛ القاموس المحیط، ج ۱، ص۴۹۳؛ تاج العروس، ج ۶، ص۳۲، «امر».
- ↑ المنجد، ص۱۸، «امر».
- ↑ المیزان، ج ۸، ص۱۵۰ ـ ۱۵۱.
- ↑ التحقیق، ج ۱، ص۱۴۴، «امر».
- ↑ « شِيعَتُنَا الْمُتَبَاذِلُونَ فِي وَلَايَتِنَا، الْمُتَحَابُّونَ فِي مَوَدَّتِنَا، الْمُتَزَاوِرُونَ فِي إِحْيَاءِ أَمْرِنَا»؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۱۴۷
- ↑ « إِنَّ أَمْرَنَا هَذَا مَسْتُورٌ...»، «إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ...»؛ المحجّة البیضاء، ج ۱ ص۶۶
- ↑ « يَا مُعَلَّى اكْتُمْ أَمْرَنَا وَ لَا تُذِعْهُ فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَا يُذِيعُهُ أَعَزَّهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا... وَ الْمُذِيعُ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَهُ»؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۴۶۵، ح ۲۳
- ↑ «مَنْ أَذَاعَ عَلَيْنَا شَيْئاً مِنْ أَمْرِنَا، فَهُوَ كَمَنْ قَتَلَنَا عَمْداً، وَ لَمْ يَقْتُلْنَا خَطَأ»؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۴۹۶، ح ۱۶
- ↑ «لَا تُذِيعُوا أَمْرَنَا وَ لَا تُحَدِّثُوا بِهِ إِلَّا أَهْلَهُ فَإِنَّ الْمُذِيعَ عَلَيْنَا سِرَّنَا أَشَدُّ عَلَيْنَا مَئُونَةً مِنْ عَدُوِّنَا انْصَرِفُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ وَ لَا تُذِيعُوا سِرَّنَا»؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص۴۶۵، ح ۱۸
- ↑ ر. ک: اصول کافی، ج ۲ ابواب: حفظ لسان ص۱۱۳، تقیه ص۲۱۷، کتمان ص۲۲۱ و اذاعه ص۳۶۹
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۰۱.