روشهای آموزشی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←اقراء) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
این نکته را نیز باید مدنظر قرار داد که بهکارگیری روشهای شفاهی و چهره به چهره در مواجهه با مخاطبانی که با [[تعالیم اسلام]] کاملاً [[بیگانه]] بودند، بیشترین اثرگذاری را داشت. افرادی که بیشتر، تحت تأثیر شرایط و اقتضائات [[جامعه]] خود، [[اجتماعی]] شده باشند، درصورتیکه به هر دلیل، با تغییر و تحولات جدید روبهرو شوند، دچار چالشی عمیق و انقلابی درونی خواهند شد<ref>برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۲.</ref>. بر این اساس بهترین و کارآمدترین وسیله تسریع و تسهیل این [[تغییر]]، دستگاه مکالمه شفاهی و ارتباط مستقیم است؛ دستگاه مکالمه و ارتباط مستقیمی که کاملا پیوسته و همساز، بهکار گرفته شود<ref>برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۷-۲۰۹.</ref>. بنابراین اتخاذ روش شفاهی توسط [[اهلبیت]]{{عم}} بسیار منطقی و هدفمند بود. آنها برای انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود با روش شفاهی از پنج شیوه به ترتیب و شرح زیر بهره میگرفتند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۳۹ ـ ۱۴۱.</ref>: | این نکته را نیز باید مدنظر قرار داد که بهکارگیری روشهای شفاهی و چهره به چهره در مواجهه با مخاطبانی که با [[تعالیم اسلام]] کاملاً [[بیگانه]] بودند، بیشترین اثرگذاری را داشت. افرادی که بیشتر، تحت تأثیر شرایط و اقتضائات [[جامعه]] خود، [[اجتماعی]] شده باشند، درصورتیکه به هر دلیل، با تغییر و تحولات جدید روبهرو شوند، دچار چالشی عمیق و انقلابی درونی خواهند شد<ref>برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۲.</ref>. بر این اساس بهترین و کارآمدترین وسیله تسریع و تسهیل این [[تغییر]]، دستگاه مکالمه شفاهی و ارتباط مستقیم است؛ دستگاه مکالمه و ارتباط مستقیمی که کاملا پیوسته و همساز، بهکار گرفته شود<ref>برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۷-۲۰۹.</ref>. بنابراین اتخاذ روش شفاهی توسط [[اهلبیت]]{{عم}} بسیار منطقی و هدفمند بود. آنها برای انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود با روش شفاهی از پنج شیوه به ترتیب و شرح زیر بهره میگرفتند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۳۹ ـ ۱۴۱.</ref>: | ||
==== [[اقراء]] | ==== اقراء ==== | ||
{{اصلی|اقراء}} | |||
اقراء از [[روشهای تعلیمی]] صدر اسلام به شمار میرود. از آنجا که این روش برخاسته از [[فرهنگ عمومی]] آن [[زمان]] است، مورد تأکید و اهتمام جدی [[اهلبیت]]{{عم}}، به ویژه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بود. اقراء به معنی خواندن میباشد. اقراء در صدر اسلام را میتوان به معنی خواندن و ابلاغ حروف ضمیمه شده و مفاهیم جمع شده دانست که به قصد [[تعلیم]] دادن مواد مورد نظر از حفظ یا از روی متن مکتوب عرضه میگردید. بررسی [[سیره]] تعلیمی اهلبیت{{عم}} نیز مؤید این معنا است. | |||
اقراء مهمترین روشی بود که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[تعالیم]] خود از آن بهره میبرد. اقراء روشی برخاسته از [[فرهنگ جامعه]] [[عرب]] [[صدر اسلام]] بود. اقراء قرآن و [[تعلیم]] [[آموزههای اسلامی]] در دوران حضور پیامبر{{صل}} در [[مکه]] با دشواریهای فراوانی همراه بود. | |||
[[تشکیل حکومت اسلامی]] در مدینه، آغاز فعالیتهای گسترده پیامبر{{صل}} در حوزه تعلیمی و [[تبلیغی]] بود. [[دعوت]] سایر [[قبایل]] و سفرهای متعدد اعراب به مدینه جهت اطلاع یافتن از محتوای [[دعوت پیامبر]]{{صل}}، موجب تشویقهای فراوان ایشان به اقراء قرآن و [[تعلیم]] در کنار [[تعلم]] شد. | |||
شرایط [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] بر بسیاری از جنبههای [[تعلیمی]] اهلبیت{{عم}} مؤثر بود. رقابت سیاسی قرشیها با [[بنیهاشم]]، فشار سیاسی [[خلفا]]، فتوحات، پیدایش [[حس]] غنیمتجویی و فاصله گرفتن از اهلبیت{{عم}} که در فصل بعد به تفصیل به هر یک از آنها پرداخته خواهد شد، همگی از موانعی بهشمار میآیند که فعالیت تعلیمی اهلبیت{{عم}} را تحت تأثیر خود قرار دادند؛ اما از آنجا که اقرای قرآن عموماً با منافع دستگاه [[حکومتی]] در تعارض نبود، این بخش از سیره تعلیمی اهلبیت{{عم}} از عوامل و موانع مذکور متأثر نشد و بهرهگیری از روش اقراء در سراسر دوره زندگانی اهلبیت{{عم}} دنبال گردید<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص۱۴۱ ـ ۱۴۲.</ref>. | |||
==== [[مناظره]] ==== | ==== [[مناظره]] ==== | ||
نسخهٔ ۱۳ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۵۹
مقدمه
توجه به ساختار اجتماعی و فرهنگ کهن هر جامعه در امر تعلیم، امری ضروری است. اهلبیت(ع) متناسب با ساختار اجتماعی و هویت فرهنگی جامعه عصر خود روشهایی را در تعلیم اتخاذ میکردند که در ادامه به بارزترین آنها اشاره میشود[۱].
روش شفاهی
روش شفاهی، روشی گفتاری و شنیداری است که کتابت و استفاده از ابزارآلات نوشتاری در آن جایی ندارد و مبتنی بر قدرت حافظه میباشد. اهلبیت(ع) با توجه به شرایط جامعه، در تعلیمات خود غالباً از روشهای شفاهی بهره میبردند. چنانکه در بخش زمینههای فرهنگی به تفصیل بیان شد، فرهنگ جامعه عرب فرهنگی شفاهی بود[۲]. جغرافیای سخت و دشوار جزیرةالعرب، کوچروی و عدم سکونت بیشتر ساکنان آن، نامناسب بودن وضع معیشتی و مهیا نبودن نیازهای اولیه و فقدان امنیت و آرامش سبب شده بود که اعراب، به یادگیری خواندن و نوشتن بیتوجه باشند؛ از اینرو خط عربی در آغاز اسلام به سبب دوری اعراب از تمدن و شهرنشینی، بسیار ابتدایی و ناقص بود و حتی قرآن تا زمان تابعان به قصد تیمّن و تبرّک، با همان رسمالخط نامناسب نوشته میشد و هیچ تلاشی برای تغییر و اصلاح خط صورت نمیگرفت[۳].
آگاهیهای اعراب عمدتاً به روش سینه به سینه منتقل میشد و پایبندی به ارزشها و سنتهای پدران و نیاکان که همگی به صورت شفاهی به آنها میرسید، بسیار شدید بود. این ویژگیها و شرایط فرهنگی و اجتماعی عرب جاهلیت که در صدر اسلام نیز به قوت خود باقی بود، سبب گردید که اهلبیت(ع) در انتقال مفاهیم مورد نظر خود بیشتر از روشهای شفاهی و متناسب با فرهنگ جامعه بهره گیرند تا به نتایج مطلوب دست یابند.
این نکته را نیز باید مدنظر قرار داد که بهکارگیری روشهای شفاهی و چهره به چهره در مواجهه با مخاطبانی که با تعالیم اسلام کاملاً بیگانه بودند، بیشترین اثرگذاری را داشت. افرادی که بیشتر، تحت تأثیر شرایط و اقتضائات جامعه خود، اجتماعی شده باشند، درصورتیکه به هر دلیل، با تغییر و تحولات جدید روبهرو شوند، دچار چالشی عمیق و انقلابی درونی خواهند شد[۴]. بر این اساس بهترین و کارآمدترین وسیله تسریع و تسهیل این تغییر، دستگاه مکالمه شفاهی و ارتباط مستقیم است؛ دستگاه مکالمه و ارتباط مستقیمی که کاملا پیوسته و همساز، بهکار گرفته شود[۵]. بنابراین اتخاذ روش شفاهی توسط اهلبیت(ع) بسیار منطقی و هدفمند بود. آنها برای انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود با روش شفاهی از پنج شیوه به ترتیب و شرح زیر بهره میگرفتند[۶]:
اقراء
اقراء از روشهای تعلیمی صدر اسلام به شمار میرود. از آنجا که این روش برخاسته از فرهنگ عمومی آن زمان است، مورد تأکید و اهتمام جدی اهلبیت(ع)، به ویژه پیامبر اکرم(ص) بود. اقراء به معنی خواندن میباشد. اقراء در صدر اسلام را میتوان به معنی خواندن و ابلاغ حروف ضمیمه شده و مفاهیم جمع شده دانست که به قصد تعلیم دادن مواد مورد نظر از حفظ یا از روی متن مکتوب عرضه میگردید. بررسی سیره تعلیمی اهلبیت(ع) نیز مؤید این معنا است.
اقراء مهمترین روشی بود که پیامبر اکرم(ص) در تعالیم خود از آن بهره میبرد. اقراء روشی برخاسته از فرهنگ جامعه عرب صدر اسلام بود. اقراء قرآن و تعلیم آموزههای اسلامی در دوران حضور پیامبر(ص) در مکه با دشواریهای فراوانی همراه بود.
تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، آغاز فعالیتهای گسترده پیامبر(ص) در حوزه تعلیمی و تبلیغی بود. دعوت سایر قبایل و سفرهای متعدد اعراب به مدینه جهت اطلاع یافتن از محتوای دعوت پیامبر(ص)، موجب تشویقهای فراوان ایشان به اقراء قرآن و تعلیم در کنار تعلم شد.
شرایط اجتماعی و سیاسی بر بسیاری از جنبههای تعلیمی اهلبیت(ع) مؤثر بود. رقابت سیاسی قرشیها با بنیهاشم، فشار سیاسی خلفا، فتوحات، پیدایش حس غنیمتجویی و فاصله گرفتن از اهلبیت(ع) که در فصل بعد به تفصیل به هر یک از آنها پرداخته خواهد شد، همگی از موانعی بهشمار میآیند که فعالیت تعلیمی اهلبیت(ع) را تحت تأثیر خود قرار دادند؛ اما از آنجا که اقرای قرآن عموماً با منافع دستگاه حکومتی در تعارض نبود، این بخش از سیره تعلیمی اهلبیت(ع) از عوامل و موانع مذکور متأثر نشد و بهرهگیری از روش اقراء در سراسر دوره زندگانی اهلبیت(ع) دنبال گردید[۷].
مناظره
خطابه
سؤال و جواب
مذاکره یا مدارسه
روش کتابی
با وجود سیطره فرهنگ شفاهی بر جامعه عرب صدر اسلام، کتابت امری ضروری بود. پیامبر(ص) و اهلبیت ایشان(ع) مبلغ و حامل دین جدیدی بودند که روشهای گفتاری و شفاهی تنها سبب تبلیغ و نشر آن در اذهان میشد؛ حال آنکه انتقال و رواج این دین جهانی که به نوعی ختم همه ادیان تلقی میشد، به کتابت و استفاده از روشهای کتابی نیازمند بود. کتابت در واقع مهمترین ابزار توسعه و تقویت فرهنگ است که میتواند در طول سالها و قرنهای متمادی یادآور ارزشها، باورها و هنجارهای جامعه باشد[۸]. اهلبیت(ع) با عنایت به این نیاز و ضرورت که برآمده از مقتضیات نوین پس از گسترش اسلام در خارج از جزیرةالعرب بود، درصدد برآمدند با بهرهگیری از روشهای کتابی آموزهها و تعالیم اسلامی را تثبیت و ماندگار سازند؛ چراکه برخورد شفاهی با قرآن و معارف اسلامی که باید به نسلهای آینده انتقال مییافت، نادرست بود و آنها را در معرض انحرافات گوناگون قرار میداد. بر همین اساس اهلبیت(ع) در سیره تعلیمی خود بر کتابت و بهرهگیری از روشهای کتابی تأکید فراوانی داشتند و برای تثبیت و انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود از سه روش کتابی املاء، مکاتبه و صحیفهنگاری استفاده کردند که در این بخش به این روشها و زمینههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایجاد آنها پرداخته میشود[۹].
املاء
مکاتبه
صحیفهنگاری
روش رفتاری
منابع
پانویس
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۳۹.
- ↑ ر.ک: پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهلبیت، ص۷۱-۷۶.
- ↑ ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۳۱-۸۳۲.
- ↑ برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۲.
- ↑ برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۷-۲۰۹.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۳۹ ـ ۱۴۱.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص۱۴۱ ـ ۱۴۲.
- ↑ بابایی طلاتپه، محمدباقر، مبانی استراتژی فرهنگی از دیدگاه امام علی(ع)، ص۱۰۱.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۸۰.