|
|
| خط ۱: |
خط ۱: |
| | {{در دست ویرایش ۲|ماه=[[بهمن]]|روز=[[12]]|سال=[[1403]]|کاربر=فرقانی}} |
| | {{مدخل مرتبط |
| | | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی |
| | | عنوان مدخل = |
| | | مداخل مرتبط = [[آیه والنجم اذا هوی از دیدگاه اهل سنت]] |
| | | پرسش مرتبط = |
| | }} |
| | {{جعبه اطلاعات آیات نامدار |
| | | نام آیه = آیه والنجم اذا هوی |
| | | نام تصویر = آیه 1 سوره نجم. |
| | | توضیح تصویر = |
| | | متن آیه = |
| | | معنی آیه = سوگند به ستاره آن هنگام که فرود آید. |
| | | شماره آیه = 1 |
| | | نام سوره = نجم |
| | | شماره جزء = |
| | | نامهای دیگر = |
| | | شأن نزول = علی بن ابیطالب{{ع}} |
| | | مصداق آیه = وصایت علی بن ابیطالب{{ع}} |
| | | دلالت آیه = {{فهرست جعبه|امامت امیرالمؤمنین(ع)| }} |
| | | نتایج آیه = |
| | }} |
| == مقدمه == | | == مقدمه == |
| [[آیه]] [[نجم]]{{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}} از جمله [[ادله قرآنی]] [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که با توجه به [[شأن نزول]] آن درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، پس از خبر دادن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[امامت]] هر کسی که [[ستاره]] در منزلش فرود آید، با [[نزول]] ستاره در [[منزل]] امیرالمؤمنین{{ع}}،[[ امامت]] آن حضرت ثابت گردید اما با این حال [[شاهدان]] عینی این واقعه از [[بنی هاشم]]، این مسأله را [[انکار]] کرده و به پیامبر اکرم نسبت [[گمراهی]] زدند از این رو این آیه نازل شد و بر [[درستی]] گفتار آن حضرت تأکید کرد. | | [[آیه]] [[نجم]]{{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}} از جمله [[ادله قرآنی]] [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که با توجه به [[شأن نزول]] آن درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، پس از خبر دادن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[امامت]] هر کسی که [[ستاره]] در منزلش فرود آید، با [[نزول]] ستاره در [[منزل]] امیرالمؤمنین{{ع}}،[[ امامت]] آن حضرت ثابت گردید اما با این حال [[شاهدان]] عینی این واقعه از [[بنی هاشم]]، این مسأله را [[انکار]] کرده و به پیامبر اکرم نسبت [[گمراهی]] زدند از این رو این آیه نازل شد و بر [[درستی]] گفتار آن حضرت تأکید کرد. |
| خط ۲۷: |
خط ۴۹: |
| === دلالت بر [[قدرت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بر [[اعجاز]] === | | === دلالت بر [[قدرت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بر [[اعجاز]] === |
| بر اساس این [[آیه]] و با استناد به مشاهدات عینی جمعی از [[جوانان]] [[بنوهاشم]]، مبنی بر فرود آمدن ستاره در [[بیت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، این واقعه نه یک رخداد طبیعی و عادی بلکه [[معجزه]] و بینهای جهت [[اثبات حقانیت]] و [[امامت]] و [[وصایت]] آن حضرت از سوی پیامبر اکرم{{صل}} بوده که با [[اراده الهی]] و قدرت لایزال او محقق شده است. از این رو تنزل این رخداد به [[نزول]] [[صاعقه]] یا شهاب سنگ، در نهایت [[بیانصافی]] است. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> | | بر اساس این [[آیه]] و با استناد به مشاهدات عینی جمعی از [[جوانان]] [[بنوهاشم]]، مبنی بر فرود آمدن ستاره در [[بیت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، این واقعه نه یک رخداد طبیعی و عادی بلکه [[معجزه]] و بینهای جهت [[اثبات حقانیت]] و [[امامت]] و [[وصایت]] آن حضرت از سوی پیامبر اکرم{{صل}} بوده که با [[اراده الهی]] و قدرت لایزال او محقق شده است. از این رو تنزل این رخداد به [[نزول]] [[صاعقه]] یا شهاب سنگ، در نهایت [[بیانصافی]] است. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> |
|
| |
| == مناقشات [[اهل سنت]] ==
| |
| === مناقشات [[ابن تیمیه]] ===
| |
| ابن تیمیه از چند جهت به دلالت [[آیه]] بر [[امامت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]] و [[احادیث]] مشعر به آن، اشکال کرده است که خلاصه آن چنین است
| |
| #مطالبه [[صحت]] این [[حدیث]]
| |
| #به اتفاق حدیث پژوهان و حدیث شناسان، [[حدیثی]] که [[ابن مغازلی]] در این خصوص نقل کرده،[[ دروغ]] است و وی همچون [[ابونعیم]] و امثال او از کارشناسان حدیث نیستند. او همچنین به مانند [[ثعلبی]] و امثال او از گرد آورندگان [[علم]] نیستند و غالب آنچه را ذکر میکنند،[[ حق]] و برخی مطالبشان [[باطل]] است. بلکه این حدیث ساخته و پرداخته او هم نیست و او به آنچه در کتب درباره [[فضائل علی]] یافته [[اعتماد]] کرده و آنها را گردآورده است. همچون اخطب خوارزم که چنین کرده است و هر دو حدیث شناس نیستند. [[ابوالفرج]] [[ابن جوزی]] هم این حدیث را در [[الموضوعات]] آورده لیکن به سیاقی دیگر و گفته است این [[حدیث ساختگی]] است... کلبی هم متهم به ساخته و پرداخته کردن حدیث است و لذا به [[اعتقاد]] من اگر این حدیث در [[تفسیر کلبی]] معروفتر از آن نباشد، در زمره احادیثی است که پس از او ساخته شده است که این به واقع نزدیکتر است. ابوالفرج هم گفته است: گروهی این حدیث را عینا [[سرقت]] کرده و اسنادش را [[تغییر]] دادهاند.
| |
| #از قرائنی که [[دروغ]] بودن این حدیث را آشکار میسازد این است که [[ابن عباس]] [[نزول]] [[سوره نجم]] را به هنگام فرود آمدن [[ستاره]] در [[منزل]] علی گزارش کرده است در حالی که سوره نجم به اتفاق همه [[مردم]] از نخستین سورههایی است که در [[مکه]] نازل شده است. همچنین ابن عباس به هنگام [[رحلت پیامبر]]{{صل}} [[نوجوان]] بوده و در آستانه [[بلوغ]] و هنوز محتلم نمیشده است و این چنین در [[صحیحین]] از وی ثبت شده است... و نزدیکتر به واقع این است که او هنگام نزول سوره نجم متولد نشده باشد؛ چراکه این [[سوره]] از آغازین سورههای نازل شده [[قرآن]] است.
| |
| #قطعا نه در [[مکه]] و نه در [[مدینه]] و نه در محلی دیگر هرگز ستارهای به [[زمین]] فرود نیامده است.
| |
| #[[نزول]] [[سوره نجم]] در آغاز [[اسلام]] بوده است و علی{{ع}} در آن هنگام [[کودک]] بوده است... و امر [[وصایت]] به [[امامت]] اگر [[حق]] باشد، باید در آخر کار باشد چنان که آن را در [[روز غدیر خم]] ادعا میکنند، پس چگونه میشود که در آن [[وقت]] این [[امر الهی]] صادر شده باشد؟!
| |
| #[[تفسیر]] شناسان بر خلاف این قول [[اتفاق نظر]] دارند
| |
| #به [[راستی]] آنکه به [[رسول خدا]]{{صل}} گفته است به [[بیراهه]] رفتی، [[کافر]] است و [[پیامبر]]{{صل}}، [[کفار]] را پیش از گفتن [[شهادتین]] و دخول در [[اسلام]] به فروع ]یعنی [[امامت]][[[ امر]] نمیکند.
| |
| #آن [[ستاره]] اگر [[صاعقه]] بوده است پس فرود آمدن صاعقه در [[خانه]] یک شخص [[فضیلت]] و کرامتی برای او نیست و اگر از [[ستارگان]][[ آسمان]] بوده پس این [[فلک]] را نشکافته است و اگر شهاب سنگی بوده پس این چیزی بوده که برای [[رجم]] [[شیاطین]] پرتاب شده است.<ref>احمد بن عبدالحلیم، ج۷، ص۴۵-۴۹</ref>.<ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۳۹-۳۴۲</ref>
| |
| ==== نقد و بررسی اشکالات [[ابن تیمیه]] ====
| |
| #ادعای ابن [[تیمه]] در مورد عدم [[صحت]] این [[حدیث]] و ساختگی بودن آن با زیر سؤال بردن نقل برخی از بزرگان [[اهل سنت]] یا جایگاه آنها مثل [[ابن مغازلی]]، ثغلبی، کلبی و...، ادعایی واهی و گزاف است که به تفصیل در بخش مناقشات [[ابن عساکر]]، [[ابن جوزی]] و [[سیوطی]] بررسی خواهد شد.
| |
| #در مورد عدم رسیدن [[ابن عباس]] به سن [[بلوغ]] یا احتمال عدم تولد وی هنگام [[نزول]] این [[سوره]] باید گفت:
| |
| ##بر اساس نظر [[قرآن پژوهان]] [[سنی]]، [[سوره نجم]] مکی است اما حتی اکر این [[سوره مکی]] هم باشد، باز هم درمورد اینکه سوره نجم از آغازین سورههای نازل شده در [[مکه]] است، هیچ اتفاق نظری وجود ندارد و این ادعایی [[دروغ]] و افترایی بیش نیست. به این نمته هم باید توجه داشت که اساسا مکی بودن یک سوره اعم از آن است که آن سوره پیش از [[هجرت]] در مکه نازل شده باشد یا پس از آن،؛ چراکه در اصطلاح به هر سورهای که در مکه نازل شده باشد و لو نزول آن بعد از [[هجرت به مدینه]] باشد، سوره مکی گفته میشود. <ref>البرهان، زرکشی، ج۱، ص۱۸۸؛ الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۳۵، آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۹</ref>
| |
| ##نکته دیگر اینکه [[نوجوان]] بودن [[عبدالله بن عباس]] به هنگام [[رحلت پیامبر]]{{صل}} با نقل این [[حدیث]] از وی منافاتی ندارد؛ زیرا بر اساس شواهد مورد قبول [[اهل سنت]]، [[ابن عباس]] در [[زمان]] رحلت پیامبر پانزده ساله بوده است. [[ابن عبدالبر]] از طریق [[عبدالله بن احمد بن حنبل]] از پدرش و به سند وی از [[سعید بن جبیر]] و او از [[ابن عباس]] نقل میکند که گفت: «[[رسول خدا]]{{صل}} [[وفات]] کرد در حالی که من پانزده سال داشتم، عبدالله بن احمد بن حنبل گفت: پدرم گفته این قول همان قول صحیح است». <ref>ابن عبدالبر، الااستیعاب، ج۳، ص۹۳۴؛ سیوطی، تاریخ صغیر، ج۱، ص۱۶۱-۱۶۲</ref>بسیاری از [[اندیشمندان]] و [[حدیث]] پژوهان [[سنی]] نیز همین قول را قبول کردهاند<ref>ر.ک: الکفایة فی علم الروایة، ص۷۸؛ تهذیب الکمال، ج۱۵، ص۱۶۱، س۳۳۵۸</ref>خود [[ابن تیمیه]] نیز در خلال همین بحث به این مطلب [[اعتراف]] کرده و گفته است: «هنگامی که [[پیامبر]]{{صل}} ]به [[مدینه]][ [[مهاجرت]] کرد، ابن عباس حدود پنج سال داشت. <ref>احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة، ج۷، ص۴۷</ref>بر این اساس ابن عباس به هنگام [[صدور حدیث]] [[نزول]] [[ستاره]] در [[منزل]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} چهارساله بوده است؛ چراکه این حدیث در [[روایت]] کلبی از [[ابوصالح]] از ابن عباس در ضمن مباحث مروبط به [[معراج]] نقل شده است و ابن عباس هنگام معراج چهار سال داشته و [[تحمل حدیث]] در این سن نیز امکان پذیر است و اتفاقا با شرح حالی که [[اهل سنت]] برای برخی از بزرگان خود نقل کردهاند، کاملا [[همسویی]] و سازگاری دارد. به عنوان نمونه در شرح احوالات [[عبدالله بن زبیر]] آمده است که وی در [[جنگ خندق]] حضور داشته و داستانخندق را کاملا ضبط کرده است در حالی که وی در آن [[زمان]] کمتر از چهار سال سن داشته است. <ref>نووی، شرح صحیح مسلم، ج۱۵، ص۱۸۹</ref>نمونه دیگر شرح حال [[سفیان بن عیینه]] است که گفتهاند او در سن چهار سالگی [[قرآن]] را [[حفظ]] کرده است <ref>لواقع الانوار فی طبقات الاخبار، ترجمه سفیان بن عیینه</ref>
| |
| #در پاسخ به این ادعای ابن تیمیه که با استناد به سن کم امیرالمؤمنین{{ع}}، مدعی است [[تعیین وصی]] برای [[امامت]] ضرورتا باید در سالهای آخر [[عمر شریف پیامبر]]{{صل}} صورت گیرد، میگوییم: روشن است که این سخن نیز ادعایی بیاساس است و هیچ دلیلی بر [[اثبات]] و [[درستی]] آن وجود ندارد زیرا نه سن کم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و نه [[اعلان]] [[وصایت]] و [[خلافت]] ایشان در [[آغاز بعثت]] هیچ کدام منع [[عقلی]] و [[شرعی]] ندارند، بلکه وصایت و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از همان آغاز از سوی [[خداوند سبحان]] تعیین و ثابت شده و [[رسول خدا]] نیز در [[طول عمر]] [[پربرکت]] و [[شریف]] خود بارها و به مناسبتهای مختلف از این [[امر الهی]] [[مردم]] را [[آگاه]] ساختهاند که نمونه بارز و روشن آن در [[یوم الانذار]] بوده است که به عنوان مثال میتوان به [[حدیث یوم الدار]] اشاره کرد. بنابراین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از همان آغاز [[دعوت]] خویش بر [[وصایت]] و [[خلافت الهی]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} تأکید داشتهاند. شاید [[ابن تیمیه]] چنین توهم کرده که منظور از معرفی [[وصی]] همچون وصیتهای رایج در میان مردم است که معمولا در کهن سالی صورت میگیرد اما باید دانست چنین توهمی بسیار دور از [[خرد]] است و هر کسی میداند که منظور از وصی در [[کلام پیامبر اکرم]]{{صل}} [[جانشینی]] پس از ایشان است و صایت در اینجا به معنای [[امامت]] و [[خلافت]] است چنانچه در [[حدیث]] معروف از [[ابوالفرج]] بن جوزی و برخی دیگر از حدیث پژوهان به جای وازه وصی، تعبیر "خلیفتی" به کار رفته است.
| |
| #اما در مورد اینکه ابن تیمیه ادعا میکند که نه در [[مکه]] و نه در مدینه هرگز ستارهای فرود نیامده و یا برای آن احتمالاتی فرض میکند که آن را از [[فضیلت]] و کمال بودن برای امیرالمؤمنین{{ع}} خارج نماید، باید گفت چنین سخنان سرد و بیمغزی تنها صرف ادعاست که از [[درک]] پایین وی نسبت به این ماجرا حکایت دارد؛ چراکه فرود آمدن [[ستاره]] آن هم با [[اخبار]] قبلی یک [[پیامبر]] در [[منزل]] شخصی، امری عادی و طبیعی نبوده تا وی با ناممکن شمردن آن از نظر طبیعی، [[حدیث پیامبر]]{{صل}} را [[انکار]] نماید. این ستاره از [[ستارگان]][[ آسمان]] و یا از نوع [[صاعقه]] و شهاب سنگ معمولی نبوده است بلکه از سراسر حدیث کاملا هویداست که این واقعه [[معجزه]] و بینهای برای تثبیت وصایت و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بوده و انکار ابن تیمیه و امثال و [[اتباع]] او نظیر واکنش همان کسانی است که در آن جریان حضور داشته و حتی پس از [[مشاهده]] عینی آن واقعه نیز نسبت [[گمراهی]] به [[رسول خدا]]{{صل}} دادند. حتی اگر مراد از ستارهای که به [[منزل]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرود آمده [[صاعقه]] باشد، از آنجا که این صاعقه بینهای آشکار برای [[اثبات حقانیت]] و [[حقیقت]] ایشان بوده و مورد اشاره [[پیامبر]] قرار گرفته است، به [[یقین]] [[کرامت]] بزرگی برای آن حضرت خواهد بود. اما باید دانست منزلی که به [[امر خداوند]][[ ستاره]] به آن نازل میشود هرگز جای سنگهایی نیست که برای [[رجم]] [[شیاطین]] پرتاب میکنند بلکه دلهای سیاه [[لشکریان شیطان]] که تاب [[تحمل]] مهجزه [[الهی]] را ندارند، محل اصلی فرود آمدن این سنگهاست.
| |
| #در پاسخ به اشکال دیگر [[ابن تیمیه]] میگوییم: [[اظهار اسلام]] همواره به معنای [[کفر]] نیست بلکه مسلمانانی هستند که در ظاهر [[نبوت پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[شریعت]] او را پذیرفتهاند اما سخنان آن حضرت را [[انکار]] میکنند و معجزههای ایشان را [[سحر]] مینامند و به سخره میگیرند. این [[منافقان]] نه تنها از نسبت [[گمراهی]] و [[بیراهه]] رفتن و [[هذیان]] گویی به [[پیامبراسلام]]{{صل}} ابایی ندارند بلکه سخنانی شنیعتر و زشتتر از این هم به زبان میرانند. از آنها در اطراف [[پیامبر]] هم بسیار بودهاند چنانکه [[خدای متعال]] در کتاب خود از این [[حقیقت]] پرده برداشته است. <ref>{{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ...}}، سوره توبه، آیه۱۰۱</ref>
| |
| #ادعای ابن تیمیه مبنی بر [[اتفاق نظر]] [[مفسران]] بر خلاف این [[حدیث]] نیز بیپایه و اساس است زیرا کسانی که این حدیث را در ذیل [[آیه]] مطرح کردهاند نیز از مفسران [[سنی]] هستند هر چند که ابن تیمیه هر جا سخنی بر خلاف [[هوای نفس]] خود ببیند صاحب آن را مورد [[طعن]] قرار میدهد. با این حال حتی اگر این مفسران مورد [[تأیید]] ابن تیمیه هم نباشند، ادعای اتفاق نظر مفسران را نقض میکند و هرگز نمیتوان با [[طعنه]] بر [[اندیشمندان]] [[قوم]] همچون ثغلبی، [[ابونعیم]]، خوارزمی، [[ابن مغازلی]] و نظایر آنها، دیدگاهی را [[نفی]] و طرد کرد. <ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۶-۳۵۲</ref>
| |
|
| |
| === مناقشات [[ابوالفرج]] [[ابن جوزی]] ===
| |
| درباره [[سند حدیث]] نیز نظرات مختلفی وجود دارد. ابوالفرج ابن جوزی این حدیث را به سند خود در کتاب موضوعات به صورت زیر [[روایت]] کرده: {{متن حدیث|محمد بن مروان عن الکلبی عن ابی صالح عن ابن عباس... فی دار من وقع هذا النجم، فهو خلیفتی من بعدی}}
| |
| «[[محمد بن مروان]] از کلبی از [[ابوصالح]] از [[ابن عباس]]... این [[ستاره]] در [[خانه]] هر کس واقع شود، او پس [[خلیفه]] و [[جانشین]] من خواهد بود».
| |
| وی سپس درباره سند این [[روایت]] میگوید: «در [[اسناد حدیث]]، تاریکیهایی هست از جمله اینکه [[ابوصالح]] بارذام که درغگو است. کلبی و [[محمد بن مروان]] سدی ]هم از نقاط تاریک این سند هستند[ و کلبی ]به ساخته و پرداخته کردن [[حدیث]][ متهم است. [[ابوحاتم]] [[ابن حبان]] گفت: کلبی در زمره کسانی است که قائلند علی{{ع}} نمرده است و به [[دنیا]] باز خواهد گشت و هرگاه ابری میدیدند، میگفتند: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در آن است.[[ احتجاج]] به وی هم جایز نیست». <ref>ابن جوزی، الموضوعات، ج۱، ص۳۷۲ و ۳۷۳</ref>
| |
| بنابراین از نظر [[ابن جوزی]] این [[حدیث ساختگی]] است.<ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۳</ref>
| |
| ==== نقد و بررسی مناقشات ابن جوزی ====
| |
| این سخن از وی پذیرفته نیست؛ چراکه بسیاری از [[اندیشمندان]] [[اهل سنت]] تأکید دارند که [[اعتماد]] به آراء و انظار ابن جوزی در [[کتاب الموضوعات]]، جایز نیست. این دسته از اندیشمندان به صراحت [[اذعان]] میکنند که بسیاری از [[احادیث]] ذکر شده در موضوعات صحیح هستند و هیچ دلیلی بر ساختگی بودن آنها وجود ندارد. در نتیجه نظر ابن جوزی و آراء وی در کتاب موضوعات قابل اعتماد و مقبول نیست، ولی از آنجا که این سخن ابن جوزی به دلخواه [[ابن تیمیه]] است، وی به آن استناد میکند.
| |
| نکته دیگری اینکه [[مفسران اهل سنت]] کاملا به آراء کلبی اعتماد میکنند و [[روایات تفسیری]] را از او میپذیرند. در نتیجه [[اتهام]] [[جعل]] و وضع حدیث به وی مردود و غیر قابل قبول است.<ref>میلانی، [[سید]] علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۴-۳۴۵</ref>
| |
|
| |
| === مناقشات [[جلال الدین سیوطی]] ===
| |
| [[سیوطی]][[ حدیث]] فرود آمدن [[ستاره]] در [[منزل]] امیرالمؤمنین{{ع}} را به اسناد از جوزقانی، به نقل از انس روایت کرده و درباره آن مینویسد: «حدیث اصلی ندارد. ابوالفضل [[عطار]]،[[ سلیمان]]، استادش و مالک بن [[غسان]] هر سه مجهولند و ثوبان [[صوفی]] و [[زاهد]] است، لیکن [[ضعیف]] است و ابوقطاعه نیز متروک است. <ref>اللآلی المصنوعة، ج۱، ص۳۲۷</ref>
| |
| ==== نقد و بررسی مناقشات [[سیوطی]] ====
| |
| بر این اساس از نظر سیوطی نیز این [[حدیث ساختگی]] نیست. بلکه وی این [[حدیث]] را صرفا از جهت سندی [[ضعیف]] میداند. با این حال اسانید حدیث و اشتهار آن در میان [[اندیشمندان]] و [[حدیث]] پژوهان [[سنی]]، موجب [[وثوق]] و [[اطمینان]] به آن است. به علاوه از نظر متن نیز این حدیث با [[احادیث]] فراوان دیگری که در آنها به [[وصایت]] و [[خلافت بلافصل امیرالمؤمنین]]{{ع}}، تصریح شذه است کاملا همسو و سازگار است و این قرینه دیگری بر وثوق به [[صدور حدیث]] به شمار میآید. <ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۶</ref>
| |
| === مناقشات [[ابن عساکر]] ===
| |
| ابن عساکر پس از [[نقل حدیث]] به اسناد خود از [[سعید بن جبیر]] مینویسد: «این [[حدیث منکر]] است و افرادی که در میان [[ابوعمر]] و هشیم قرار گرفتهاند، مجهول و ناشناختهاند». <ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ۳۹۲</ref>
| |
| ==== نقد و بررسی سخن ابن عساکر ====
| |
| روشن است که حدیث منکر غیر از [[حدیث ساختگی]] است. [[نووی]] در تعریف حدیث منکر میگوید: «نوع چهاردهم [[شناخت]] حدیث منکر است. [[حافظ]] بردیجی گفته است: حدیث منکر، تک [[حدیثی]] است که متن آن از غیر روایش شناخته نمیشود و بسیاری این چنین اطلاق کردهاند و نظر صحیح تفصیلی است که در [بحث حدیث] شاذ گذشت». <ref>تدریب الراوی، ج۱، ص۲۳۸ – ۲۳۹</ref>.<ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۵</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| == پانویس == | | == پانویس == |
| آیه والنجم اذا هوی |
|---|
| پرونده:آیه 1 سوره نجم. |
|
| سوگند به ستاره آن هنگام که فرود آید. |
|
| بخشی از | آیهٔ ۱ سورهٔ نجم قرآن کریم |
|---|
|
| شأن نزول آیه | علی بن ابیطالب(ع) |
|---|
| مصادیق برای آیه | وصایت علی بن ابیطالب(ع) |
|---|
| دلالت آیه | |
|---|
|
مقدمه
آیه نجم﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى﴾ از جمله ادله قرآنی اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع) است که با توجه به شأن نزول آن درباره امیرالمؤمنین(ع)، پس از خبر دادن پیامبر اکرم(ص) از امامت هر کسی که ستاره در منزلش فرود آید، با نزول ستاره در منزل امیرالمؤمنین(ع)،امامت آن حضرت ثابت گردید اما با این حال شاهدان عینی این واقعه از بنی هاشم، این مسأله را انکار کرده و به پیامبر اکرم نسبت گمراهی زدند از این رو این آیه نازل شد و بر درستی گفتار آن حضرت تأکید کرد.
قاطبه مفسران شیعه و غالب مفسران اهل سنت بر اساس روایات صحیح و معتبر که در منابع فریقین ذکر شده شأن نزول این آیه را وصایت و خلافت امیرالمؤمنین(ع) دانستهاند. چنانچه در روایتی علی مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده که گفت: من به همراه جوانانی از بنی هاشم نزد رسول خدا(ص) نشسته بودیم که ستارهای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس که این ستاره در منزلش فرود آید، او پس از من وصی من خواهد بود. آنگاه جوانان بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در منزل علی بن ابیطالب(ع) فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در دوست داشتن علی به بیراهه رفتهای! در این هنگام بود که خداوند این آیه را نازل فرمود: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى﴾. [۱]
احادیثی که ذیل سوره مبارکه نجم وارد شده و بیانگر فرود آمدن ستاره در منزل امیرالمؤمنین(ع) است، در منابع و کتب حدیثی متعدد فریقین و به صورتهای مختلفی روایت شده است که بیانگر اخبار رسول خدا(ص) از وصایت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) هستند که در ادامه به اهم منابع معتبر و مشهور فریقین اشاره مینماییم
- تاریخ مدینه دمشق: ابن عساکر دمشقی [۲]
- کفایة الطالب: ابوعبدالله گنجی شافعی [۳]
- مناقب علی بن ابیطالب: ابن مغازلی شافعی [۴]
- شواهد التنزیل: حاکم حسکانی[۵]
مرحوم علامه حلی در کتاب نهج الحق مینویسد: «روی الجمهور» یعنی جمهور اهل سنت این روایت را ذکر کردهاند و بدین منظور سخن ابوالفرج جوزی را به عنوان شاهدی بر این مدعا میآورد چه اینکه ابن جوزی این روایت را به گروهی از راویان سنی منتسب ساخته است. [۶]
علاوه بر این با مراجعه به اسانید حدیث در کتابهای یاد شده، به روشنی میتوان دریافت که برخی از حدیث پژوهان نامی اهل سنت در زمره راویان این حدیث هستند که از جمله آنها میتوان به ابو محمد جوهری اشاره کرد. [۷]
مرحوم علامه حلی این آیه را در کتاب منهاج الکرامة خود به عنوان دلیل چهارم بر اثبات ولایت و امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) مطرح ساخته و در ذیل آن روایتی را از ابن مغزلی شافعی آورده است. ایشان مینویسد: «فقیه علی مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده که گفت: من به همراه جوانانی از بنی هاشم نزد رسول خدا(ص) نشسته بودیم که ستارهای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس که این ستاره در منزلش فرود آید، او پس از من وصی من خواهد بود. آنگاه جوانان بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در منزل علی بن ابیطالب(ع) فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در دوست داشتن علی به بیراهه رفتهای! در این هنگام بود که خداوند این آیه را نازل فرمود: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى﴾. با توجه به این حدیث، آیه شریفه به روشنی بر وصایت و خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. [۸].[۹]
ماجرای فرود آمدن ستاره در بیت امیرالمؤمنین(ع) را به هر نحوی که تفسیر نماییم چه آن را به عنوان معجزهای از سوی رسول خدا(ص) دانسته و چه آن را نشانه و علامتی از سوی خدا متعال بدانیم، بر برتری و افضلیت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد چه اینکه رسول خدا(ص) این واقعه را نشانهای بر امامت و خلافت پس از خود دانسته و خدای متعال نیز آیهای در تأیید این مسأله نازل کرد. [۱۰]
اینکه رسول خدا(ص) از حرکت یک ستاره و فرود آمدن آن توجه دیگران را به خلافت و وصایت پس از خود جلب کرده و فرود آمدن آن را در منزل یک شخص، علامت و نشانهای بر خلافت و وصایت صاحب آن بیت، پس از خود دانستند، حاکی از آن است که آن حضرت از فرود آمدن ستاره در بیت شخصی که خدای متعال او را به عنوان وصی و خلیفه خود تعیین کرده، خبر داشته و صرفا از این ماجرا در جهت معرفی اولیه امیرالمؤمنین(ع) به این مقام استفاده کردهاند؛ چراکه رسول خدا(ص) از همان آغازین روز دعوت علنی خویش امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان خلیفه، وصی، برادر و وزیر خود معرفی کرده و بارها و بارها در مواضع متععد بر خلافت آن حضرت تأکید کردهاند؛شاهد بر این سخن، احادیث فراوانی همچون یوم الانذار، منزلت، اخوت، رایت، طیر و... در این خصوص است. روشن است که این ماجرا نیز از منصوص بودن این مقام برای امیرالمؤمنین(ع) و انتصاب آن حضرت به این جایگاه توسط خدای متعال، حکایت داشته و رسول خدا(ص) به نزول ستاره در بیت آن حضرت یقین داشتهاند. حتی اگر این جریان را معجزهای از سوی رسول خدا(ص) بدانیم باز هم از آنجا که قدرت بر اعجاز از سوی خدای متعال و با اتصال به آن منبع قادر متعال به آن حضرت داده شده، اثبات این مدعا، امری سهل خواهد بود. [۱۱]
نزول آیهای از قرآن مبنی بر عدم گمراهی رسول خدا(ص) از یکسو به منزله تأیید گفتار و رفتار آن حضرت در ماجرای فرود آمدن ستاره به خانه امیرالمؤمنین(ع) بوده و از سوی دیگر رد گفتار شاهدان عینی ماجرا در اتهام زنی به آن حضرت است، جمع میان این دو به اثبات عصمت رسول خدا(ص) و مصونیت آن حضرت از عدم گمراهی و به بیراهه رفتن است. [۱۲]
بر اساس این آیه و با استناد به مشاهدات عینی جمعی از جوانان بنوهاشم، مبنی بر فرود آمدن ستاره در بیت امیرالمؤمنین(ع)، این واقعه نه یک رخداد طبیعی و عادی بلکه معجزه و بینهای جهت اثبات حقانیت و امامت و وصایت آن حضرت از سوی پیامبر اکرم(ص) بوده که با اراده الهی و قدرت لایزال او محقق شده است. از این رو تنزل این رخداد به نزول صاعقه یا شهاب سنگ، در نهایت بیانصافی است. [۱۳]
منابع
پانویس
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ ج۴۲، ص۳۹۲
- ↑ ص۲۶۰ و ۲۶۱
- ↑ ص۲۱۶ و ۲۱۷، ش۲۸۱
- ↑ ج۲، ص۲۷۸، ش۹۱۲
- ↑ نهج الحق و کشف الصدق، ج۲، ص۲۷۸، ش۹۱۲
- ↑ میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۲-۳۴۳
- ↑ علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۱۹-۱۲۰
- ↑ میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۳۷ و ۳۳۸
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامهامامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی