آیه والنجم اذا هوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۴۴: خط ۴۴:
=== {{متن قرآن|ضَلَّ}} و {{متن قرآن|غَوَى}} ===
=== {{متن قرآن|ضَلَّ}} و {{متن قرآن|غَوَى}} ===
بسیارى از [[مفسران]]، میان «ضَلَّ» و «غَوى» فرقى نگذاشته‌اند، و آنها را تأکید یکدیگر مى‌دانند، ولى، بعضى معتقدند: میان این دو تفاوت است: «[[ضلالت]]» آن است که [[انسان]] ابداً راهى به مقصد نیابد، ولى «غوایت» آن است که راه او مستقیم و خالى از اشکال نباشد، اولى همچون «[[کفر]]» است، و دومى همچون «[[فسق]] و [[گناه]]». اما «راغب» در «مفردات» در معنى «غى» مى‌گوید: «جهلى است که توأم با [[اعتقاد]] [[فاسد]] باشد». بنابراین، «ضلالت» به معنى مطلق [[جهل]] و نادانى و بى‌خبرى است، ولى «غوایت» جهلى است که با عقیده باطلى توأم باشد، و به هر حال، خداوند مى‌خواهد در این عبارت، هر گونه [[انحراف]] و [[جهل]] و گمراهى و [[اشتباه]] را از پیامبرش نفى‌کند، و تهمت‌هایى را که در این زمینه از سوى [[دشمنان]] به او زده مى‌شد، خنثى نماید.<ref>برگرفته از سایت دفتر [[آیت‌الله مکارم شیرازی]]،https://old.makarem.ir/main.aspx?lid=4&typeinfo=11&catid=1&pageindex=53&mid=27428</ref>
بسیارى از [[مفسران]]، میان «ضَلَّ» و «غَوى» فرقى نگذاشته‌اند، و آنها را تأکید یکدیگر مى‌دانند، ولى، بعضى معتقدند: میان این دو تفاوت است: «[[ضلالت]]» آن است که [[انسان]] ابداً راهى به مقصد نیابد، ولى «غوایت» آن است که راه او مستقیم و خالى از اشکال نباشد، اولى همچون «[[کفر]]» است، و دومى همچون «[[فسق]] و [[گناه]]». اما «راغب» در «مفردات» در معنى «غى» مى‌گوید: «جهلى است که توأم با [[اعتقاد]] [[فاسد]] باشد». بنابراین، «ضلالت» به معنى مطلق [[جهل]] و نادانى و بى‌خبرى است، ولى «غوایت» جهلى است که با عقیده باطلى توأم باشد، و به هر حال، خداوند مى‌خواهد در این عبارت، هر گونه [[انحراف]] و [[جهل]] و گمراهى و [[اشتباه]] را از پیامبرش نفى‌کند، و تهمت‌هایى را که در این زمینه از سوى [[دشمنان]] به او زده مى‌شد، خنثى نماید.<ref>برگرفته از سایت دفتر [[آیت‌الله مکارم شیرازی]]،https://old.makarem.ir/main.aspx?lid=4&typeinfo=11&catid=1&pageindex=53&mid=27428</ref>
== [[شأن نزول آیه]] ==
قاطبه [[مفسران شیعه]] و غالب [[مفسران اهل سنت]] بر اساس [[روایات صحیح]] و معتبر که در منابع [[فریقین]] ذکر شده شأن نزول این آیه را [[وصایت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته‌اند. چنانچه در روایتی علی مغازلی [[شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: من به همراه جوانانی از بنی هاشم نزد [[رسول خدا]]{{صل}} نشسته بودیم که ستاره‌ای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا{{صل}} فرمودند: هر کس که این ستاره در منزلش فرود آید، او پس از من [[وصی]] من خواهد بود. آنگاه [[جوانان]] بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در منزل [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در [[دوست داشتن علی]] به [[بیراهه]] رفته‌ای! در این هنگام بود که [[خداوند]] این آیه را نازل فرمود: {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}}<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>


== [[احادیث]] [[نزول آیه]] در [[بیت]] امیرالمؤمنین{{ع}} ==
== [[احادیث]] [[نزول آیه]] در [[بیت]] امیرالمؤمنین{{ع}} ==

نسخهٔ ‏۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۳

آیه والنجم اذا هوی
پرونده:آیه 1 سوره نجم.
ترجمه آیه
سوگند به ستاره آن هنگام که فرود آید.
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۱ سورهٔ نجم قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهعلی بن ابی‎طالب(ع)
مصادیق برای آیهوصایت علی بن ابی‌طالب(ع)
دلالت آیه
  • امامت امیرالمؤمنین(ع)

آیه نجم﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى[۱] از جمله ادله قرآنی اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع) است که با توجه به شأن نزول آن درباره امیرالمؤمنین(ع)، پس از خبر دادن پیامبر اکرم(ص) از امامت هر کسی که ستاره در منزلش فرود آید، با نزول ستاره در منزل امیرالمؤمنین(ع)،امامت آن حضرت ثابت گردید اما با این حال شاهدان عینی این واقعه از بنی هاشم، این مسأله را انکار کرده و به پیامبر اکرم نسبت گمراهی زدند از این رو این آیه نازل شد و بر درستی گفتار آن حضرت تأکید کرد.

تبیین مفردات

﴿النَّجْمِ

در این که مراد از «النجم» در اینجا چیست؟ مفسران احتمالات بسیار داده، و هر یک تفسیرى را برگزیده‌اند.

  1. جمعى، آن را اشاره به «قرآن مجید» مى‌دانند،؛ چراکه متناسب با آیات بعد درباره وحى است، و تعبیر به «نجم» به خاطر این است که، عرب از چیزى که تدریجاً و در فواصل مختلف انجام مى‌گیرد، تعبیر به «نجوماً» مى‌کند، (همانگونه که در اقساط وام‌ها و امور دیگرى از این قبیل تعبیر «نجوماً» بسیار به کار مى‌رود) و از آنجا که قرآن در طول ۲۳ سال، و در مقاطع مختلف، بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده است، به عنوان «نجم» از آن یاد شده، و منظور از «إِذا هَوى» نزول آن، بر قلب پاک رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است.
  2. جمعى دیگر، آن را اشاره به یکى از ستارگانآسمان مانند «ثریا»[۲] یا «شعرى»[۳] دانسته‌اند،؛ چراکه این ستارگان از اهمیت خاصى برخوردار هستند.
  3. بعضى نیز گفته‌اند: منظور از «النجم» شهاب‌هایى است که به وسیله آن شیاطین از صحنه آسمان رانده مى‌شوند، و عرب این شهاب‌ها را «نجم» مى‌نامد.

ولى هیچ یک از این چهار تفسیر، دلیل روشنى ندارد، بلکه ظاهر آیه آن چنان که اطلاق واژه «النجم» اقتضاء مى‌کند، سوگند به همه ستارگان آسمان است که از نشانه‌هاى بارز عظمت خداوند و از اسرار بزرگ جهان آفرینش و از مخلوقات فوق العاده عظیم پروردگار است. این نخستین بار نیست که قرآن به موجودات عظیمى از جهان خلقت سوگند یاد مى‌کند، در آیات دیگر قرآن نیز به خورشید و ماه و مانند آن، سوگند یاد شده است.

﴿إِذَا هَوَى

تکیه بر غروب ستارگان، در حالى که طلوع آنها بیشتر جلب توجه مى‌کند، به خاطر آن است که غروب ستارگان، دلیل بر حدوث آنها است و نیز دلیلى است بر نفى عقیده ستاره پرستان، همان‌گونه که در داستان «ابراهیم»(ع) آمده است: {{متن قرآن|﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ[۴]

این معنى نیز قابل توجه است که مسأله «طلوع»، در ریشه لغتِ «نجم» افتاده،؛ چراکه به گفته «راغب» در «مفردات»، اصل «نجم» همان «کوکب طالع» است، و به خاطر همین است که از «روئیدن گیاه در زمین»، و «دندان در دهان»، و «آشکار شدن نظریه‌اى در ذهن»، تعبیر به «نجم» مى‌شود.

به این ترتیب، خداوند هم سوگند به طلوع ستارگان یاد کرده، و هم غروب آنها؛ چراکه دلیل بر حدوث و اسارتشان در چنگال قوانینخلقت است.[۵]

﴿صَاحِبُكُمْ

تعبیر به «صاحب» که به معنى دوست و همنشین است، ممکن است اشاره به این باشد که آنچه او مى‌گوید، از روى محبت و دلسوزى براى شما است.

﴿ضَلَّ و ﴿غَوَى

بسیارى از مفسران، میان «ضَلَّ» و «غَوى» فرقى نگذاشته‌اند، و آنها را تأکید یکدیگر مى‌دانند، ولى، بعضى معتقدند: میان این دو تفاوت است: «ضلالت» آن است که انسان ابداً راهى به مقصد نیابد، ولى «غوایت» آن است که راه او مستقیم و خالى از اشکال نباشد، اولى همچون «کفر» است، و دومى همچون «فسق و گناه». اما «راغب» در «مفردات» در معنى «غى» مى‌گوید: «جهلى است که توأم با اعتقاد فاسد باشد». بنابراین، «ضلالت» به معنى مطلق جهل و نادانى و بى‌خبرى است، ولى «غوایت» جهلى است که با عقیده باطلى توأم باشد، و به هر حال، خداوند مى‌خواهد در این عبارت، هر گونه انحراف و جهل و گمراهى و اشتباه را از پیامبرش نفى‌کند، و تهمت‌هایى را که در این زمینه از سوى دشمنان به او زده مى‌شد، خنثى نماید.[۶]

شأن نزول آیه

قاطبه مفسران شیعه و غالب مفسران اهل سنت بر اساس روایات صحیح و معتبر که در منابع فریقین ذکر شده شأن نزول این آیه را وصایت و خلافت امیرالمؤمنین(ع) دانسته‌اند. چنانچه در روایتی علی مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده که گفت: من به همراه جوانانی از بنی هاشم نزد رسول خدا(ص) نشسته بودیم که ستاره‌ای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس که این ستاره در منزلش فرود آید، او پس از من وصی من خواهد بود. آنگاه جوانان بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در منزل علی بن ابیطالب(ع) فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در دوست داشتن علی به بیراهه رفته‌ای! در این هنگام بود که خداوند این آیه را نازل فرمود: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى[۷]

احادیث نزول آیه در بیت امیرالمؤمنین(ع)

احادیثی که ذیل سوره مبارکه نجم وارد شده و بیانگر فرود آمدن ستاره در منزل امیرالمؤمنین(ع) است، در منابع و کتب حدیثی متعدد فریقین و به صورت‌های مختلفی روایت شده است که بیانگر اخبار رسول خدا(ص) از وصایت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) هستند که در ادامه به اهم منابع معتبر و مشهور فریقین اشاره می‌نماییم

منابع شیعه

منابع عامه

  1. تاریخ مدینه دمشق: ابن عساکر دمشقی [۸]
  2. کفایة الطالب: ابوعبدالله گنجی شافعی [۹]
  3. مناقب علی بن ابیطالب: ابن مغازلی شافعی [۱۰]
  4. شواهد التنزیل: حاکم حسکانی[۱۱]

مرحوم علامه حلی در کتاب نهج الحق می‌نویسد: «روی الجمهور» یعنی جمهور اهل سنت این روایت را ذکر کرده‌اند و بدین منظور سخن ابوالفرج جوزی را به عنوان شاهدی بر این مدعا می‌آورد چه اینکه ابن جوزی این روایت را به گروهی از راویان سنی منتسب ساخته است. [۱۲] علاوه بر این با مراجعه به اسانید حدیث در کتاب‌های یاد شده، به روشنی می‌توان دریافت که برخی از حدیث پژوهان نامی اهل سنت در زمره راویان این حدیث هستند که از جمله آنها می‌توان به ابو محمد جوهری اشاره کرد. [۱۳]

دلالت آیه

دلالت بر وصایت و خلافت امیرالمؤمنین(ع)

مرحوم علامه حلی این آیه را در کتاب منهاج الکرامة خود به عنوان دلیل چهارم بر اثبات ولایت و امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) مطرح ساخته و در ذیل آن روایتی را از ابن مغزلی شافعی آورده است. ایشان می‌نویسد: «فقیه علی مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده که گفت: من به همراه جوانانی از بنی هاشم نزد رسول خدا(ص) نشسته بودیم که ستاره‌ای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس که این ستاره در منزلش فرود آید، او پس از من وصی من خواهد بود. آنگاه جوانان بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در منزل علی بن ابیطالب(ع) فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در دوست داشتن علی به بیراهه رفته‌ای! در این هنگام بود که خداوند این آیه را نازل فرمود: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى. با توجه به این حدیث، آیه شریفه به روشنی بر وصایت و خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. [۱۴].[۱۵]

دلالت بر افضلیت امیرالمؤمنین(ع)

ماجرای فرود آمدن ستاره در بیت امیرالمؤمنین(ع) را به هر نحوی که تفسیر نماییم چه آن را به عنوان معجزه‌ای از سوی رسول خدا(ص) دانسته و چه آن را نشانه و علامتی از سوی خدا متعال بدانیم، بر برتری و افضلیت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد چه اینکه رسول خدا(ص) این واقعه را نشانه‌ای بر امامت و خلافت پس از خود دانسته و خدای متعال نیز آیه‌ای در تأیید این مسأله نازل کرد. [۱۶]

دلالت بر منصوص بودن مقام امامت

اینکه رسول خدا(ص) از حرکت یک ستاره و فرود آمدن آن توجه دیگران را به خلافت و وصایت پس از خود جلب کرده و فرود آمدن آن را در منزل یک شخص، علامت و نشانه‌ای بر خلافت و وصایت صاحب آن بیت، پس از خود دانستند، حاکی از آن است که آن حضرت از فرود آمدن ستاره در بیت شخصی که خدای متعال او را به عنوان وصی و خلیفه خود تعیین کرده، خبر داشته و صرفا از این ماجرا در جهت معرفی اولیه امیرالمؤمنین(ع) به این مقام استفاده کرده‌اند؛ چراکه رسول خدا(ص) از همان آغازین روز دعوت علنی خویش امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان خلیفه، وصی، برادر و وزیر خود معرفی کرده و بارها و بارها در مواضع متععد بر خلافت آن حضرت تأکید کرده‌اند؛شاهد بر این سخن، احادیث فراوانی همچون یوم الانذار، منزلت، اخوت، رایت، طیر و... در این خصوص است. روشن است که این ماجرا نیز از منصوص بودن این مقام برای امیرالمؤمنین(ع) و انتصاب آن حضرت به این جایگاه توسط خدای متعال، حکایت داشته و رسول خدا(ص) به نزول ستاره در بیت آن حضرت یقین داشته‌اند. حتی اگر این جریان را معجزه‌ای از سوی رسول خدا(ص) بدانیم باز هم از آنجا که قدرت بر اعجاز از سوی خدای متعال و با اتصال به آن منبع قادر متعال به آن حضرت داده شده، اثبات این مدعا، امری سهل خواهد بود. [۱۷]

دلالت بر عصمت پیامبر اکرم(ص)

نزول آیه‌ای از قرآن مبنی بر عدم گمراهی رسول خدا(ص) از یکسو به منزله تأیید گفتار و رفتار آن حضرت در ماجرای فرود آمدن ستاره به خانه امیرالمؤمنین(ع) بوده و از سوی دیگر رد گفتار شاهدان عینی ماجرا در اتهام زنی به آن حضرت است، جمع میان این دو به اثبات عصمت رسول خدا(ص) و مصونیت آن حضرت از عدم گمراهی و به بیراهه رفتن است. [۱۸]

دلالت بر قدرت پیامبر اکرم(ص) بر اعجاز

بر اساس این آیه و با استناد به مشاهدات عینی جمعی از جوانان بنوهاشم، مبنی بر فرود آمدن ستاره در بیت امیرالمؤمنین(ع)، این واقعه نه یک رخداد طبیعی و عادی بلکه معجزه و بینه‌ای جهت اثبات حقانیت و امامت و وصایت آن حضرت از سوی پیامبر اکرم(ص) بوده که با اراده الهی و قدرت لایزال او محقق شده است. از این رو تنزل این رخداد به نزول صاعقه یا شهاب سنگ، در نهایت بی‌انصافی است. [۱۹]

منابع

پانویس

  1. «سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ که همنشین شما گمراه و بیراه نیست» سوره نجم، آیات 1 و 2
  2. «ثریا»، مجموعه ستارگانى هفتگانه است، که اکثر آنها آشکار و یکى بسیار کم نور است، که معمولاً براى شناسائى قدرت دید، افراد را به وسیله آن آزمایش مى‌کنند، سوگند به این ستاره ممکن است به خاطر مسافت زیاد آن از ما بوده باشد
  3. «شعرى»، یکى از پرنورترین ستارگان آسمان است. رمز سوگند به آن ممکن است از این نظر باشد که فوق العاده پرفروغ و درخشان و داراى ویژگى‌هایى است
  4. «و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم» سوره انعام، آیه ۷۶.
  5. اگر در بعضى از روایات، «نجم» به شخص پیامبر(ص) تفسیر شده و «هوى» به معنى نزول او از آسمان در شب معراج، در حقیقت جزء بطون آیه است نه ظاهر آن.
  6. برگرفته از سایت دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی،https://old.makarem.ir/main.aspx?lid=4&typeinfo=11&catid=1&pageindex=53&mid=27428
  7. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
  8. ج۴۲، ص۳۹۲
  9. ص۲۶۰ و ۲۶۱
  10. ص۲۱۶ و ۲۱۷، ش۲۸۱
  11. ج۲، ص۲۷۸، ش۹۱۲
  12. نهج الحق و کشف الصدق، ج۲، ص۲۷۸، ش۹۱۲
  13. میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۲-۳۴۳
  14. علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۱۹-۱۲۰
  15. میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۳۷ و ۳۳۸
  16. مکاتبه اختصاصی دانشنامهامامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
  17. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
  18. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
  19. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی