جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - ':"' به ': "') |
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
* باید توجه داشت بحث از حقیقت [[نبوت]] در زمره آثار عرفانی است نه جزء مباحث کلامی<ref> مصباح الهدایه، | * باید توجه داشت بحث از حقیقت [[نبوت]] در زمره آثار عرفانی است نه جزء مباحث کلامی<ref> مصباح الهدایه، ص۱۶۴.</ref>. | ||
==واژهشناسی لغوی== | ==واژهشناسی لغوی== | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
==تعریف اصطلاحی== | ==تعریف اصطلاحی== | ||
* برخی از بزرگان عرفا، حقیقت را اینگونه تعریف نمودهاند: "حقیقت عبارت از آن است که نسخ برآن روا نباشد، شریعت بدون وجود حقیقت امکان ندارد؛ زیرا حقیقت، روح است و شریعت، کالبد، شریعت گرفتنی است و حقیقت از الطاف و مواهب الهی است"<ref> کشف المحجوب، | * برخی از بزرگان عرفا، حقیقت را اینگونه تعریف نمودهاند: "حقیقت عبارت از آن است که نسخ برآن روا نباشد، شریعت بدون وجود حقیقت امکان ندارد؛ زیرا حقیقت، روح است و شریعت، کالبد، شریعت گرفتنی است و حقیقت از الطاف و مواهب الهی است"<ref> کشف المحجوب، ص۴۹۸.</ref> در واقع رابطۀ حقیقت با شریعت را مانند رابطه جسم و جان می دانند<ref> کشف المحجوب، ص۴۹۸.</ref> حقیقت بالاترین مرتبه و جامع مراتبی چون شریعت و طریقت است<ref> جامع الاسرار و منبع الانوار، ص ۳۵۴– ۳۵۵.</ref> شریعت اقتضای رسالت و طریقت اقتضای [[نبوت]] و حقیقت اقتضای ولایت [[پیامبر]] است که همه حاکی از وجود [[پیامبر]] اولواالعزم است<ref> جامع الاسرار و منبع الانوار، ص۳۴۶ ـ۳۴۷.</ref>. | ||
==تعریف نبوت در نزد اهل طریقت== | ==تعریف نبوت در نزد اهل طریقت== | ||
*[[نبوت]] در نزد اهل طریقت عبارت است از خبردادن از حقایق الهیه و اسرار ربانیه که مترتب است به محقق شدن اسماء و صفات و افعال حق<ref> آملی سید حیدر، انوار الحقیقه و اطوار الطریقه و اسرار الشریعه، | *[[نبوت]] در نزد اهل طریقت عبارت است از خبردادن از حقایق الهیه و اسرار ربانیه که مترتب است به محقق شدن اسماء و صفات و افعال حق<ref> آملی سید حیدر، انوار الحقیقه و اطوار الطریقه و اسرار الشریعه، ص۲۶۹.</ref> و بر دو قسم است: | ||
===[[نبوت تعریف]]=== | ===[[نبوت تعریف]]=== | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
{{اصلی|ولایت}} | {{اصلی|ولایت}} | ||
* [[سید حیدر آملی]] ضمن اینکه شریعت را از اقتضاء نبوت و حقیقت را از اقتضاء ولایت می داند به تعریف هر یک می پردازد که ماحصل آن چنین است: "رسالت عبارت است از تبلیغ آنچه حاصل شده است برای [[نبی]] از ناحیه [[نبوت]] و عبارت است از احکام، سیاست، تأدیب به اخلاق و تعلیم به حکمت و این عین شریعت است"<ref> آملی، سید حیدر، انوارالحقیقه، ص ۲۹ ـ ۳۰.</ref>. | * [[سید حیدر آملی]] ضمن اینکه شریعت را از اقتضاء نبوت و حقیقت را از اقتضاء ولایت می داند به تعریف هر یک می پردازد که ماحصل آن چنین است: "رسالت عبارت است از تبلیغ آنچه حاصل شده است برای [[نبی]] از ناحیه [[نبوت]] و عبارت است از احکام، سیاست، تأدیب به اخلاق و تعلیم به حکمت و این عین شریعت است"<ref> آملی، سید حیدر، انوارالحقیقه، ص ۲۹ ـ ۳۰.</ref>. | ||
* [[نبوت]] عبارت است از اظهار آنچه برای [[نبی]] از ناحیه ولایت حاصل شده است و عبارت است از معرفت ذات حق تعالی و اسماء و صفات و افعال و احکام حق، به حسب مظاهر برای عبادش، تا متصف بشوند به صفات حق و متخلق بشوند به اخلاق او و این عین طریقت است. و ولایت عبارت است از مشاهدۀ ذات حق و صفات و افعال او در مظاهر کمالاتش به واسطه چشم بصیرت خود بعد از فنای در حق و بقاء به حق و این عین حقیقت است. ایشان در جای دیگر از ولایت به عنوان باطن [[نبوت]] یاد میکند<ref> المقدمات من کتاب نص النصوص، | * [[نبوت]] عبارت است از اظهار آنچه برای [[نبی]] از ناحیه ولایت حاصل شده است و عبارت است از معرفت ذات حق تعالی و اسماء و صفات و افعال و احکام حق، به حسب مظاهر برای عبادش، تا متصف بشوند به صفات حق و متخلق بشوند به اخلاق او و این عین طریقت است. و ولایت عبارت است از مشاهدۀ ذات حق و صفات و افعال او در مظاهر کمالاتش به واسطه چشم بصیرت خود بعد از فنای در حق و بقاء به حق و این عین حقیقت است. ایشان در جای دیگر از ولایت به عنوان باطن [[نبوت]] یاد میکند<ref> المقدمات من کتاب نص النصوص، ص۱۶۸.</ref>. | ||
==[[نبی]] نزد اهل شریعت== | ==[[نبی]] نزد اهل شریعت== | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
==دلیل و معنای برتری [[ولی]] از [[نبی]]== | ==دلیل و معنای برتری [[ولی]] از [[نبی]]== | ||
* در برتری ولایت نسبت به [[نبوت]] و به تبع آن برتری ولی نسبت به نبی گاهی ممکن است خلط و اشتباهی صورت بگیرد که چگونه می شود ولی که تابع نبی است نسبت به او برتری و فضیلت داشته باشد؟ در آثار عرفانی، این برتری و فضیلت را در یک شخص فرض کردهاند؛ یعنی در شخص [[نبی]] که جنبۀ [[نبوت]] و [[ولایت]] را باهم داراست، مقام ولایتش نسبت به مقام نبوتش برتری و تقدم دارد و ولی چون اسم خدا است: {{متن قرآن|وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ }}<ref> و او سرور ستوده است؛ سوره شوری، آیه:۲۸.</ref> همیشه باقی است اما [[نبی]] و [[رسول]] با [[نبوت]] و رسالت در [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} ختم گردیده است<ref> ممدالهمم در شرح فصوص الحکم، | * در برتری ولایت نسبت به [[نبوت]] و به تبع آن برتری ولی نسبت به نبی گاهی ممکن است خلط و اشتباهی صورت بگیرد که چگونه می شود ولی که تابع نبی است نسبت به او برتری و فضیلت داشته باشد؟ در آثار عرفانی، این برتری و فضیلت را در یک شخص فرض کردهاند؛ یعنی در شخص [[نبی]] که جنبۀ [[نبوت]] و [[ولایت]] را باهم داراست، مقام ولایتش نسبت به مقام نبوتش برتری و تقدم دارد و ولی چون اسم خدا است: {{متن قرآن|وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ }}<ref> و او سرور ستوده است؛ سوره شوری، آیه:۲۸.</ref> همیشه باقی است اما [[نبی]] و [[رسول]] با [[نبوت]] و رسالت در [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} ختم گردیده است<ref> ممدالهمم در شرح فصوص الحکم، ص۳۴۲.</ref>. | ||
==ولایت مطلقه یا عامّه و ولایت مقیّده یا خاصّه== | ==ولایت مطلقه یا عامّه و ولایت مقیّده یا خاصّه== | ||
| خط ۷۹: | خط ۷۹: | ||
===نگاه برخی از متکلمان=== | ===نگاه برخی از متکلمان=== | ||
*متکلمان ضرورت [[نبوت]] و پیامبری را مبتنی بر "قاعده لطف" کردهاند. [[شیخ مفید]] در قالب پرسش و پاسخ بیان فرموده: "اگر سؤال شود شما چه دلیلی دارید بر اینکه فرستادن پیامبران و رسولان ضروری است، پاسخ میگوییم: فرستادن پیامبران و رسولان لطف است و لطف لازم و ضروری است. پس فرستادن پیامبران و رسولان ضروری است"<ref> النکت الاعتقادیه، چاپ شده در مؤلفات الشیخ المفید، ج ۱۰، ص ۳۵.</ref>. | *متکلمان ضرورت [[نبوت]] و پیامبری را مبتنی بر "قاعده لطف" کردهاند. [[شیخ مفید]] در قالب پرسش و پاسخ بیان فرموده: "اگر سؤال شود شما چه دلیلی دارید بر اینکه فرستادن پیامبران و رسولان ضروری است، پاسخ میگوییم: فرستادن پیامبران و رسولان لطف است و لطف لازم و ضروری است. پس فرستادن پیامبران و رسولان ضروری است"<ref> النکت الاعتقادیه، چاپ شده در مؤلفات الشیخ المفید، ج ۱۰، ص ۳۵.</ref>. | ||
*[[خواجه نصیر طوسی]] ضمن اشاره به این دلیل به تبیین لطف بودن بعثت پیامبران پرداخته است. وی چنین آورده: "بعثت پیامبران واجب و ضروری است، چرا که پیآمد بعثت پیامبران این است، [[پیامبر]] دستورات و تکالیف سمعی را به مردم ابلاغ می کند و تکالیف سمعی و حقیقت بازگو کننده تکالیفیاند که عقل بدان حکم میکنند"<ref> تجرید الاعتقاد، چاپ شده در کشف المراد، | *[[خواجه نصیر طوسی]] ضمن اشاره به این دلیل به تبیین لطف بودن بعثت پیامبران پرداخته است. وی چنین آورده: "بعثت پیامبران واجب و ضروری است، چرا که پیآمد بعثت پیامبران این است، [[پیامبر]] دستورات و تکالیف سمعی را به مردم ابلاغ می کند و تکالیف سمعی و حقیقت بازگو کننده تکالیفیاند که عقل بدان حکم میکنند"<ref> تجرید الاعتقاد، چاپ شده در کشف المراد، ص۳۷۵.</ref>. | ||
*[[علامه حلی]] در توضیح این دلیل آن را به شکل صغرا و کبرای منطقی ارائه مینماید: "از وجود و کمالات [[نبی]] در مبحث عرفان انسان کامل تعبیر گردیده و بحث انسان کامل در این دو وادی بلند معرفت و دانش برگشت به [[نبوت]] در اعلی مرتبه آن که [[نبوت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} و خاتم پیامبران است دنبال گردیده. اما در علم کلام از طریق تبیین فوائد و آثار بعثت انبیا با تمسک به قاعده لطف به این مسأله پرداخته شده است<ref> کشف المراد، شرح تجرید الاعتقاد، مقصد ۴، مسأله ۱، ص ۴۸۱.</ref>. | *[[علامه حلی]] در توضیح این دلیل آن را به شکل صغرا و کبرای منطقی ارائه مینماید: "از وجود و کمالات [[نبی]] در مبحث عرفان انسان کامل تعبیر گردیده و بحث انسان کامل در این دو وادی بلند معرفت و دانش برگشت به [[نبوت]] در اعلی مرتبه آن که [[نبوت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} و خاتم پیامبران است دنبال گردیده. اما در علم کلام از طریق تبیین فوائد و آثار بعثت انبیا با تمسک به قاعده لطف به این مسأله پرداخته شده است<ref> کشف المراد، شرح تجرید الاعتقاد، مقصد ۴، مسأله ۱، ص ۴۸۱.</ref>. | ||
*معتزله میگویند، بعثت پیامبران ضروری است و دلیل آنان چنین است، تکالیف سمعی [[پیامبر]] و [[امام]] در معنای اول با هم مشارکت دارند؛ چه آنکه هر دو از لحاظ گفتار و کردار مقتدای مردم هستند. بنابراین معنا هر پیامبری [[امام]] است، لکن در معنای دوم هیچگونه ملازمه و مشارکتی میان [[امام]] و [[پیامبر]] نیست، چه آنکه ممکن است [[پیامبر]] صرفاً مأموریت ابلاغ پیام الهی به مردم داشته و وظیفهای در قبال اجرای آنها نداشته باشد؛ یعنی [[امام]] نباشد<ref> سعید، جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، | *معتزله میگویند، بعثت پیامبران ضروری است و دلیل آنان چنین است، تکالیف سمعی [[پیامبر]] و [[امام]] در معنای اول با هم مشارکت دارند؛ چه آنکه هر دو از لحاظ گفتار و کردار مقتدای مردم هستند. بنابراین معنا هر پیامبری [[امام]] است، لکن در معنای دوم هیچگونه ملازمه و مشارکتی میان [[امام]] و [[پیامبر]] نیست، چه آنکه ممکن است [[پیامبر]] صرفاً مأموریت ابلاغ پیام الهی به مردم داشته و وظیفهای در قبال اجرای آنها نداشته باشد؛ یعنی [[امام]] نباشد<ref> سعید، جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص۳۷۲.</ref>. | ||
===دیدگاه برخی از حکما=== | ===دیدگاه برخی از حکما=== | ||