حیا: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[حیا (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[حیا (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
*شرم و خجالت. یکی از صفات درونی [[انسان]] و حالتی است که اگر وجود داشته باشد، [[انسان]] از انجام کارهای [[زشت]] بیزار می‌شود و به خاطر [[ترس]] از مذّمت [[مردم]] و [[رسوایی]] خود، از بدیها پرهیز می‌کند. [[حیا]] یکی از ریشه‌ها و اصول [[اخلاقی]] به شمار آمده و در [[فضیلت]] آن [[روایات]] بسیاری [[نقل]] شده است. [[حیا]] عامل بازدارنده از [[گناه]] است، چه [[حیا]] و شرم از [[خدا]] باشد، یا از [[پیامبر]] و [[امام]]، یا [[حیا]] از [[مردم]] و یا [[حیا]] از خویش، یا از فرشتگانی که همراه انسان‌اند و کارهای او را ثبت می‌کند. اگر شرم و [[حیا]] وجود نداشته باشد، راه برای هر [[گناه]] و فسادی باز است. از این رو [[تربیت]] [[کودکان]] بر مبنای حیات و شرم از بدیها آثار سازنده خوبی دارد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)| فرهنگ‌نامه دینی]]، ص:۹۴.</ref>.


==مقدمه==
==مقدمه==
*حیا در لغت به‌معنای دگرگونی و انکساری است که به‌دلیل [[ترس]] از [[عیب]] بودن چیزی و [[نکوهش]] به‌خاطر آن، در [[انسان]] پدید می‌آید. مفهوم حیا نیز [[خودنگه‌داری]] از فعل ناپسند به‌خاطر حضور ناظر محترم است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 312.</ref>.
*[[حیا]] در لغت به‌معنای دگرگونی و انکساری است که به‌دلیل [[ترس]] از [[عیب]] بودن چیزی و [[نکوهش]] به‌خاطر آن، در [[انسان]] پدید می‌آید. مفهوم [[حیا]] نیز [[خودنگه‌داری]] از فعل [[ناپسند]] به‌خاطر حضور ناظر محترم است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.
*حیا از موضوعات کلیدی [[اخلاق]] [[اسلامی]] به‌شمار می‌رود و در [[نهج البلاغه]] شریف نیز به‌قدری به آن اهمیت داده شده است که [[امام علی]]{{ع}} ایمانی مانند حیا و [[صبر]] نمی‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۱۱۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 312.</ref>.
*[[حیا]] از موضوعات کلیدی [[اخلاق]] [[اسلامی]] به‌شمار می‌رود و در [[نهج البلاغه]] [[شریف]] نیز به‌قدری به آن اهمیت داده شده است که [[امام علی]]{{ع}} ایمانی مانند [[حیا]] و [[صبر]] نمی‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۱۱۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.
*بر اساس [[سخنان امام]] [[علی]]{{ع}} یکی از زمینه‌های کم شدن حیا، زیاد شدن [[اشتباهات]] [[انسان]] است، از جمله زیاد سخن گفتن که [[اشتباهات]] [[آدمی]] را زیاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۴۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 312.</ref>.
*بر اساس [[سخنان امام]] [[علی]]{{ع}} یکی از زمینه‌های کم شدن [[حیا]]، زیاد شدن [[اشتباهات]] [[انسان]] است، از جمله زیاد سخن گفتن که [[اشتباهات]] [[آدمی]] را زیاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۴۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.


==آثار حیا==
==آثار حیا==
*حیا مانند لباسی است که اگر بر تن [[آدمی]] رود کسی [[عیب]] او را نبیند. آن‌که [[لباس]] شرم درپوشد [[مردم]] [[عیب]] او را نبینند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳۳</ref>. از دیگر سو، کمی حیا موجب کم شدن [[پارسایی]] و [[ورع]] می‌شود و کمی [[ورع]] به مردن [[دل]] می‌انجامد و دل‌مرده جایگاهش در [[آتش]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۴۹</ref>. [[امام]]{{ع}} ضمن بیان صفت حیا به‌عنوان عاملی برای [[رستگاری]] [[آدمی]]، مواردی را مطرح می‌کنند که وجود این صفت دارای [[ضرورت]] و [[وجوب]] بیشتری است. از جمله:  
*[[حیا]] مانند لباسی است که اگر بر تن [[آدمی]] [[رود]] کسی [[عیب]] او را نبیند. آن‌که [[لباس]] شرم درپوشد [[مردم]] [[عیب]] او را نبینند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳۳</ref>. از دیگر سو، کمی [[حیا]] موجب کم شدن [[پارسایی]] و [[ورع]] می‌شود و کمی [[ورع]] به مردن [[دل]] می‌انجامد و دل‌مرده جایگاهش در [[آتش]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۴۹</ref>. [[امام]]{{ع}} ضمن [[بیان]] صفت [[حیا]] به‌عنوان عاملی برای [[رستگاری]] [[آدمی]]، مواردی را مطرح می‌کنند که وجود این صفت دارای [[ضرورت]] و [[وجوب]] بیشتری است. از جمله:  
*'''در میدان [[نبرد]]:''' شرم کنید از آن‌که بگریزید، که گریز برای بازماندگان مایه ننگ است و ملامت و آتشی است برای [[روز قیامت]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۶: {{متن حدیث|وَ اسْتَحْيُوا مِنَ الْفَرِّ فَإِنَّهُ عَارٌ فِي الْأَعْقَابِ وَ نَارٌ يَوْمَ الْحِسَابِ}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 312.</ref>.
*'''در میدان [[نبرد]]:''' شرم کنید از آن‌که بگریزید، که [[گریز]] برای بازماندگان مایه ننگ است و ملامت و آتشی است برای [[روز قیامت]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۶: {{متن حدیث|وَ اسْتَحْيُوا مِنَ الْفَرِّ فَإِنَّهُ عَارٌ فِي الْأَعْقَابِ وَ نَارٌ يَوْمَ الْحِسَابِ}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.
*'''در خلوت:''' آنچه در عیان انجام نمی‌دهی در [[نهان]] نیز ترک کن<ref>نهج البلاغه، نامه ۶۹: {{متن حدیث|احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ يُعْمَلُ بِهِ فِي السِّرِّ وَ يُسْتَحَى مِنْهُ فِي الْعَلَانِيَةِ}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 312.</ref>.
*'''در خلوت:''' آنچه در عیان انجام نمی‌دهی در [[نهان]] نیز ترک کن<ref>نهج البلاغه، نامه ۶۹: {{متن حدیث|احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ يُعْمَلُ بِهِ فِي السِّرِّ وَ يُسْتَحَى مِنْهُ فِي الْعَلَانِيَةِ}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.
*'''در هنگام [[مسئولیت]]:''' [[حضرت علی]]{{ع}} در نامه‌ای به [[مالک اشتر]] برای تشخیص عاملان حکومتی به او توصیه می‌کنند که آنان را در اهل تجربه و حیا جست‌وجو کن<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳: {{متن حدیث|وَتَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَالْحَيَاءِ}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 312.</ref>.
*'''در هنگام [[مسئولیت]]:''' [[حضرت علی]]{{ع}} در نامه‌ای به [[مالک اشتر]] برای تشخیص عاملان [[حکومتی]] به او توصیه می‌کنند که آنان را در اهل تجربه و [[حیا]] جست‌وجو کن<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳: {{متن حدیث|وَتَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَالْحَيَاءِ}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.


==اقسام حیا==
==اقسام حیا==
*حیا اگر در جای خود به‌کار رود حیای مثبت و اگر در جایی که موضع حیا نیست به‌کار رود حیای منفی است و [[کم‌رویی]] نامیده می‌شود. از این‌رو میدان معنایی حیا به این صورت تعریف می‌شود: حیا خودداری از [[فعل قبیح]] و [[شرمساری]] (حیای منفی) خودداری از فعل غیرقبیح است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 312-313.</ref>.
*[[حیا]] اگر در جای خود به‌کار [[رود]] حیای مثبت و اگر در جایی که موضع [[حیا]] نیست به‌کار [[رود]] حیای منفی است و [[کم‌رویی]] نامیده می‌شود. از این‌رو میدان معنایی [[حیا]] به این صورت تعریف می‌شود: [[حیا]] [[خودداری]] از [[فعل قبیح]] و [[شرمساری]] (حیای منفی) [[خودداری]] از فعل غیرقبیح است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲-۳۱۳.</ref>.


==موارد حیای منفی و آثار آن==
==موارد حیای منفی و آثار آن==
*[[امام]]{{ع}} ضمن [[تبیین]] میدان معنایی حیا و یادکرد دو نوع مثبت و منفی به ذر مواردی چند درباره وجه منفی حیا که از آن تعبیر به [[شرمساری]] می‌شود، پرداخته‌اند. از جمله: [[کم‌رویی]] از پرسشی که پاسخش را نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ}}</ref>؛ [[کم‌رویی]] از [[دانش‌آموزی]] در آنچه نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ}}</ref>؛ [[کم‌رویی]] از [[بخشش]] [[مال]] اندک و نیز [[محروم]] کردن از [[بخشش]] کم، بدتر است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۶۷: {{متن حدیث|لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ}}</ref>؛ اثر حیای منفی و خجالت، [[محروم]] شدن است؛ [[شرمندگی]] همراه بی‌بهرگی است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۲۱: {{متن حدیث|قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ}}</ref>»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 313.</ref>.
*[[امام]]{{ع}} ضمن [[تبیین]] میدان معنایی [[حیا]] و یادکرد دو نوع مثبت و منفی به ذر مواردی چند درباره وجه منفی [[حیا]] که از آن تعبیر به [[شرمساری]] می‌شود، پرداخته‌اند. از جمله: [[کم‌رویی]] از پرسشی که پاسخش را نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ}}</ref>؛ [[کم‌رویی]] از [[دانش‌آموزی]] در آنچه نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ}}</ref>؛ [[کم‌رویی]] از [[بخشش]] [[مال]] اندک و نیز [[محروم]] کردن از [[بخشش]] کم، بدتر است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۶۷: {{متن حدیث|لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ}}</ref>؛ اثر حیای منفی و خجالت، [[محروم]] شدن است؛ [[شرمندگی]] همراه بی‌بهرگی است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۲۱: {{متن حدیث|قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ}}</ref>»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۳.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
خط ۳۲: خط ۳۴:
==منابع==
==منابع==
* [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
* [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
* [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]


==پانویس==
==پانویس==

نسخهٔ ‏۶ فوریهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۲:۰۱

مدخل‌های وابسته به این بحث:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل حیا (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
  • شرم و خجالت. یکی از صفات درونی انسان و حالتی است که اگر وجود داشته باشد، انسان از انجام کارهای زشت بیزار می‌شود و به خاطر ترس از مذّمت مردم و رسوایی خود، از بدیها پرهیز می‌کند. حیا یکی از ریشه‌ها و اصول اخلاقی به شمار آمده و در فضیلت آن روایات بسیاری نقل شده است. حیا عامل بازدارنده از گناه است، چه حیا و شرم از خدا باشد، یا از پیامبر و امام، یا حیا از مردم و یا حیا از خویش، یا از فرشتگانی که همراه انسان‌اند و کارهای او را ثبت می‌کند. اگر شرم و حیا وجود نداشته باشد، راه برای هر گناه و فسادی باز است. از این رو تربیت کودکان بر مبنای حیات و شرم از بدیها آثار سازنده خوبی دارد[۱].

مقدمه

آثار حیا

اقسام حیا

موارد حیای منفی و آثار آن

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص:۹۴.
  2. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  3. نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳
  4. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  5. نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹
  6. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  7. نهج البلاغه، حکمت ۲۳۳
  8. نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹
  9. نهج البلاغه، خطبه ۶۶: «وَ اسْتَحْيُوا مِنَ الْفَرِّ فَإِنَّهُ عَارٌ فِي الْأَعْقَابِ وَ نَارٌ يَوْمَ الْحِسَابِ»
  10. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  11. نهج البلاغه، نامه ۶۹: «احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ يُعْمَلُ بِهِ فِي السِّرِّ وَ يُسْتَحَى مِنْهُ فِي الْعَلَانِيَةِ»
  12. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  13. نهج البلاغه، نامه ۵۳: «وَتَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَالْحَيَاءِ»
  14. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  15. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲-۳۱۳.
  16. نهج البلاغه، حکمت ۸۲: «وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ»
  17. نهج البلاغه، حکمت ۸۲: «وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ»
  18. نهج البلاغه، حکمت ۶۷: «لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ»
  19. نهج البلاغه، حکمت ۲۱: «قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ»
  20. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۳.