حیا: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۲۷: خط ۲۷:
==موارد حیای منفی و آثار آن==
==موارد حیای منفی و آثار آن==
*[[امام]]{{ع}} ضمن [[تبیین]] میدان معنایی حیا و یادکرد دو نوع مثبت و منفی به ذر مواردی چند درباره وجه منفی حیا که از آن تعبیر به [[شرمساری]] می‌شود، پرداخته‌اند. از جمله: [[کم‌رویی]] از پرسشی که پاسخش را نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ}}</ref>؛ [[کم‌رویی]] از [[دانش‌آموزی]] در آنچه نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ}}</ref>؛ [[کم‌رویی]] از [[بخشش]] [[مال]] اندک و نیز [[محروم]] کردن از [[بخشش]] کم، بدتر است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۶۷: {{متن حدیث|لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ}}</ref>؛ اثر حیای منفی و خجالت، [[محروم]] شدن است؛ [[شرمندگی]] همراه بی‌بهرگی است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۲۱: {{متن حدیث|قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ}}</ref>»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۳.</ref>.
*[[امام]]{{ع}} ضمن [[تبیین]] میدان معنایی حیا و یادکرد دو نوع مثبت و منفی به ذر مواردی چند درباره وجه منفی حیا که از آن تعبیر به [[شرمساری]] می‌شود، پرداخته‌اند. از جمله: [[کم‌رویی]] از پرسشی که پاسخش را نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ}}</ref>؛ [[کم‌رویی]] از [[دانش‌آموزی]] در آنچه نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ}}</ref>؛ [[کم‌رویی]] از [[بخشش]] [[مال]] اندک و نیز [[محروم]] کردن از [[بخشش]] کم، بدتر است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۶۷: {{متن حدیث|لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ}}</ref>؛ اثر حیای منفی و خجالت، [[محروم]] شدن است؛ [[شرمندگی]] همراه بی‌بهرگی است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۲۱: {{متن حدیث|قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ}}</ref>»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۳.</ref>.
== پرسش‌های وابسته ==


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۳۰ مارس ۲۰۲۰، ساعت ۰۹:۲۸

مدخل‌های وابسته به این بحث:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل حیا (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
  • حیا: شرم و خجالت. یکی از صفات درونی انسان و حالتی است که اگر وجود داشته باشد، انسان از انجام کارهای زشت بیزار می‌شود و به خاطر ترس از مذّمت مردم و رسوایی خود، از بدیها پرهیز می‌کند. حیا یکی از ریشه‌ها و اصول اخلاقی به شمار آمده و در فضیلت آن روایات بسیاری نقل شده است. حیا عامل بازدارنده از گناه است، چه حیا و شرم از خدا باشد، یا از پیامبر و امام، یا حیا از مردم و یا حیا از خویش، یا از فرشتگانی که همراه انسان‌اند و کارهای او را ثبت می‌کند. اگر شرم و حیا وجود نداشته باشد، راه برای هر گناه و فسادی باز است. از این رو تربیت کودکان بر مبنای حیات و شرم از بدیها آثار سازنده خوبی دارد[۱].

مقدمه

آثار حیا

  1. در میدان نبرد: شرم کنید از آن‌که بگریزید، که گریز برای بازماندگان مایه ننگ است و ملامت و آتشی است برای روز قیامت[۹][۱۰].
  2. در خلوت: آنچه در عیان انجام نمی‌دهی در نهان نیز ترک کن[۱۱][۱۲].
  3. در هنگام مسئولیت: حضرت علی(ع) در نامه‌ای به مالک اشتر برای تشخیص عاملان حکومتی به او توصیه می‌کنند که آنان را در اهل تجربه و حیا جست‌وجو کن[۱۳][۱۴].

اقسام حیا

  • حیا اگر در جای خود به‌کار رود حیای مثبت و اگر در جایی که موضع حیا نیست به‌کار رود حیای منفی است و کم‌رویی نامیده می‌شود. از این‌رو میدان معنایی حیا به این صورت تعریف می‌شود: حیا خودداری از فعل قبیح و شرمساری (حیای منفی) خودداری از فعل غیرقبیح است[۱۵].

موارد حیای منفی و آثار آن

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۹۴.
  2. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  3. نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳
  4. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  5. نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹
  6. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  7. نهج البلاغه، حکمت ۲۳۳
  8. نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹
  9. نهج البلاغه، خطبه ۶۶: «وَ اسْتَحْيُوا مِنَ الْفَرِّ فَإِنَّهُ عَارٌ فِي الْأَعْقَابِ وَ نَارٌ يَوْمَ الْحِسَابِ»
  10. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  11. نهج البلاغه، نامه ۶۹: «احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ يُعْمَلُ بِهِ فِي السِّرِّ وَ يُسْتَحَى مِنْهُ فِي الْعَلَانِيَةِ»
  12. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  13. نهج البلاغه، نامه ۵۳: «وَتَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَالْحَيَاءِ»
  14. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲.
  15. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۲-۳۱۳.
  16. نهج البلاغه، حکمت ۸۲: «وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ»
  17. نهج البلاغه، حکمت ۸۲: «وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ»
  18. نهج البلاغه، حکمت ۶۷: «لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ»
  19. نهج البلاغه، حکمت ۲۱: «قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ»
  20. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۳.