عقل در حدیث: تفاوت میان نسخهها
←پیامدهای بیخردی
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
*[[امام کاظم]]{{ع}} میفرماید: "آنکه [[عقل]] ندارد [[جوانمردی]] هم ندارد"<ref>{{متن حدیث|اَ مُرُوَّةَ لِمَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۹.</ref>. | *[[امام کاظم]]{{ع}} میفرماید: "آنکه [[عقل]] ندارد [[جوانمردی]] هم ندارد"<ref>{{متن حدیث|اَ مُرُوَّةَ لِمَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۹.</ref>. | ||
*[[امام کاظم]]{{ع}} میفرماید: "[[نشانه]] [[بیخردی]] همین بس که مرتکب کاری شوی که از آن [[نهی]] کردهاند"<ref>{{متن حدیث|كَفَى بِكَ جَهْلاً أَنْ تَرْكَبَ مَا نُهِيتَ عَنْهُ}}؛ محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۱، ص۱۵۰.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۱۸۵-۱۸۷.</ref>. | *[[امام کاظم]]{{ع}} میفرماید: "[[نشانه]] [[بیخردی]] همین بس که مرتکب کاری شوی که از آن [[نهی]] کردهاند"<ref>{{متن حدیث|كَفَى بِكَ جَهْلاً أَنْ تَرْكَبَ مَا نُهِيتَ عَنْهُ}}؛ محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۱، ص۱۵۰.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۱۸۵-۱۸۷.</ref>. | ||
==نقش [[عقل]] در [[خودسازی]]== | |||
*پیش از این دانستیم که هریک از قوای نفس دارای رذیلتها و بیماریهایی هستند که از یکی از دو طریق به حوزه [[دل]] [[آدمی]] [[نفوذ]] و آن را [[آلوده]] میکنند: | |||
*'''طریق اول:''' "تخطی کمی" به این معنا که فرد در استفاده از قوای خود از حد [[اعتدال]] خارج شود. [[خروج]] از [[اعتدال]]، چه به صورت "[[افراط]]" و افزایش استفاده از قوا و چه به صورت "[[تفریط]]" و کاهش، موجب به وجودآمدن رذیلتها میشود؛ در حالی که استفاده [[متعادل]]، معقول، به جا و مطابق معیارهای [[شرعی]] و [[عقلی]] از آنها، جز [[حسن]] و [[نیکی]] به بار نمیآید. | |||
*'''طریق دوم:''' تخطی کیفی بدین صورت که [[انسان]] در بسیاری از موارد، در کیفیت و نحوه و مصداق استفاده از یک [[قوه]]، دچار [[اشتباه]] میشود؛ مثلاً نسبت به آنکه باید [[خشم]] بگیرد، نمیگیرد و نسبت به کسی که نباید، [[خشم]] میگیرد. از این رو وجود نیرویی [[برتر]] که دیگر قوا را در خواستههایشان [[متعادل]] کند و نوعی [[همکاری]] در میانشان ایجاد کند،، ضروری به نظر میرسد [[عقل]] همان نیروی مهارکننده، و [[راهبر]] است. از آن جهت که قوای [[نفسانی]] همواره در خطر [[افراط و تفریط]] قرار دارند و [[انسان]] پیوسته از این [[ناحیه]] [[تهدید]] میشود، نفس [[انسانی]] همیشه به این [[رهبری]] محتاج است و چون [[عقل]] تنها نیرویی است که با [[درک]] [[حقیقت]] و تشخیص خوب و بد، به خوبی از [[عهد]] [[هدایت]] قوای دیگر برمیآید، این [[وظیفه]] خطیر بر عهده [[عقل]] نهاده شده است. [[عقل]] در [[مقام]] [[فرماندهی]] و [[هدایت]] قوا، دارای سه [[وظیفه]] است: اول اندازهگیری مقدار لازم قوا؛ دوم، سنجش [[موقعیت]]؛ سوم، سنجش کیفیت و چگونگی بهکارگیری قوا. | |||
*در صورتی که [[عاقل]] [[وظایف]] [[رهبری]] خود را به خوبی و [[درستی]] انجام دهد، در وجود [[انسان]] [[عدالت]] و [[قسط]] داخلی برقرار میشود و هرگاه سه [[قوه]] غضیبه، شهویه و واهمه، به [[فرماندهی]] [[عقل]] گردن نهند، [[عدالت]] درونی پایدار میشود و [[روح انسان]] به کمال مطلوب میرسد<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۱۸۷-۱۸۸.</ref>. | |||
==[[حفظ]] معیار== | |||
*نیروی [[عقل]] همانند سایر نیروهای نفس دارای حالتهای صحت و [[بیماری]] و [[اعتدال]] و [[انحراف]] است، بنابراین پیش از آنکه [[رهبری]] نیروهای دیگر برا بر [[عهد]] بگیرد، لازم است به درممان خود پرداخته، زذیلتها و ناپاکیها را از خود دور کند، در غیر این صورت [[بدیهی]] است که نمیتواند نیروهای دیگر را مهار و کنترل کند، در غیر این صورت [[بدیهی]] است که نمیتواند نیروهای دیگر را مهار و کنترل کند. [[بیماریها]] و رذیلتهای [[قوه عاقله]] نیز از سه منشا [[افراط]]، [[تفریط]] و [[اشتباه]] در کیفیت ناشی میشوند و تنها در حالت [[اعتدال]] و استفاده صحیح و بهجاست که فضیلتهای [[قوه عاقله]] مجال بروز پیدا کرده، محیط نفس [[آدمی]] از رذیلتهای این [[قوه]] [[پاک]] میشود. گفتنی است که استفاده نا به جا از این نیرو، هر چند به لحاظ اهمیت بهطور مستقل ذکر شد، از مصداقهای [[افراط]] است؛ بنابراین رذیلتهای هر [[قوه]] یا مستند به [[افراط]] در کاربرد آن نیروست یا ناشی از [[تفریط]] در کاربست آن<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۱۸۸.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||