ویژگیهای علم غیب خدا چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پایان جمع شدن}} +}})) |
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = ') |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۱. علامه طباطبایی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۱. علامه طباطبایی؛ | ||
| تصویر = 39587474.jpg | | تصویر = 39587474.jpg | ||
| پاسخدهنده = علامه طباطبایی | | پاسخدهنده = علامه طباطبایی | ||
| پاسخ = '''[[علامه طباطبایی]]''' در کتاب ''«[http://lib.eshia.ir/50081/7/179 المیزان]»'' در اینباره گفته است: | |||
::::::«غیب خداوند مشتمل بر دو نوع از غیب است، یکی امور غیبی که پا به عرصه شهود گذاشته و دیگر اموری که در غیب مطلقند، البته اموری که پا به عرصه وجود و شهود گذاشته و عالم قدر را به وجود آوردهاند بدون در نظر گرفتن حدود و اندازهای که در سیر نزول به خود گرفتهاند، به غیب مطلق بازگشت دارند و همان غیب مطلقاند و اگر به آنها شهود و اموری دارای غیب اطلاق میشود بهدلیل این است که در یک اندازه و شکل و قدر خاص ظهور دارند و میتوانند متعلق علم بشر قرار بگیرند پس موجودات وقتی از امور شهودی هستند که متعلق علم ما قرار گیرند و گرنه بدون حد و اندازه از امور غیبی محسوب میشوند، البته جا دارد که به موجودات عالم در وقتی که متعلق علم ما قرار نگرفته است غیب نسبی نام گذاریم، چون این گونه «غیب بودن» وصف نسبی است که بر حسب نسبتها مختلف میشود. مثلاً موجودی که در خانه و محسوس برای ما است نسبت به کسی که بیرون خانه است، غیب میباشد، لکن برای کسی که داخل منزل است غیب نیست، وهمینطور نور و رنگها برای حاسه بینایی شهود و برای حاسه شنوایی غیب است. و شنیدنیها برای حس شنوایی مشهود و برای حس بینایی غیب است و محسوسات این دو نسبت به انسانی که دارای آن دو حس است مشهود است و نسبت به انسان کر و کور غیب است و روی این حساب غیبهایی که خدای متعال فرموده: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت میشود؟ (پرسش)|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ]]}}<ref>«و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر که او آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است». سوره انعام، آیه ۵۹.</ref> از نوع همین غیبهای نسبی است. برای اینکه همه آنچه در آیه ذکر شده است اموری محدود و دارای قدر است که تعلق علم انسان به آن محال نیست. | ::::::«غیب خداوند مشتمل بر دو نوع از غیب است، یکی امور غیبی که پا به عرصه شهود گذاشته و دیگر اموری که در غیب مطلقند، البته اموری که پا به عرصه وجود و شهود گذاشته و عالم قدر را به وجود آوردهاند بدون در نظر گرفتن حدود و اندازهای که در سیر نزول به خود گرفتهاند، به غیب مطلق بازگشت دارند و همان غیب مطلقاند و اگر به آنها شهود و اموری دارای غیب اطلاق میشود بهدلیل این است که در یک اندازه و شکل و قدر خاص ظهور دارند و میتوانند متعلق علم بشر قرار بگیرند پس موجودات وقتی از امور شهودی هستند که متعلق علم ما قرار گیرند و گرنه بدون حد و اندازه از امور غیبی محسوب میشوند، البته جا دارد که به موجودات عالم در وقتی که متعلق علم ما قرار نگرفته است غیب نسبی نام گذاریم، چون این گونه «غیب بودن» وصف نسبی است که بر حسب نسبتها مختلف میشود. مثلاً موجودی که در خانه و محسوس برای ما است نسبت به کسی که بیرون خانه است، غیب میباشد، لکن برای کسی که داخل منزل است غیب نیست، وهمینطور نور و رنگها برای حاسه بینایی شهود و برای حاسه شنوایی غیب است. و شنیدنیها برای حس شنوایی مشهود و برای حس بینایی غیب است و محسوسات این دو نسبت به انسانی که دارای آن دو حس است مشهود است و نسبت به انسان کر و کور غیب است و روی این حساب غیبهایی که خدای متعال فرموده: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت میشود؟ (پرسش)|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ]]}}<ref>«و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر که او آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است». سوره انعام، آیه ۵۹.</ref> از نوع همین غیبهای نسبی است. برای اینکه همه آنچه در آیه ذکر شده است اموری محدود و دارای قدر است که تعلق علم انسان به آن محال نیست. | ||
::::::بنابراین امور غیبی بر دو گونه است. غیب مطلق و آن اموری است که انسان توانایی احاطه علمی بر آن را ندارد و غیب نسبی اموری است که انسان قدرت احاطه بر آن را دارد. اما بدلیل این که شرایط بر او آماده نشده است فعلاً از او غایب است. از بیان علامه بهدست میآید که انسان میتواند به اموری که لباس حد و اندازه به خود پوشیدهاند احاطه علمی پیدا کنند و همه آن امور بر او مشهود و او بر همه شاهد باشد»<ref>[http://lib.eshia.ir/50081/7/179 المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۷۹.]</ref>. | ::::::بنابراین امور غیبی بر دو گونه است. غیب مطلق و آن اموری است که انسان توانایی احاطه علمی بر آن را ندارد و غیب نسبی اموری است که انسان قدرت احاطه بر آن را دارد. اما بدلیل این که شرایط بر او آماده نشده است فعلاً از او غایب است. از بیان علامه بهدست میآید که انسان میتواند به اموری که لباس حد و اندازه به خود پوشیدهاند احاطه علمی پیدا کنند و همه آن امور بر او مشهود و او بر همه شاهد باشد»<ref>[http://lib.eshia.ir/50081/7/179 المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۷۹.]</ref>. | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۳. آیتالله مکارم شیرازی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۳. آیتالله مکارم شیرازی؛ | ||
| تصویر = مکارم شیرازی.jpg | | تصویر = مکارم شیرازی.jpg | ||
| پاسخدهنده = ناصر مکارم شیرازی | | پاسخدهنده = ناصر مکارم شیرازی | ||
| پاسخ = آیتالله '''[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]''' در ''«[http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=42&catid=45929&pageindex=27&mid=322578 وبگاه رسمی خود]»'' در اینباره گفته است: | |||
::::::«منظور از اختصاص [[علم غیب]] به خدا [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم ذاتی و استقلالی]] است، بنابراین دیگران مستقلًا هیچگونه آگاهی از غیب ندارند، و هرچه دارند از ناحیه خدا است، با الطاف و عنایت او است، و جنبه تبعی دارد. شاهد این جمع آیه ۲۶ سوره جن است، که میگوید: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند. جز فرستادهای را که بپسندد».</ref> در [[نهج البلاغه]] نیز به همین معنی اشاره شده است که وقتی [[علی]]{{ع}} از حوادث آینده خبر میداد (و حمله مغول را به کشورهای اسلامی پیشبینی میفرمود) یکی از یارانش عرض کرد: ای امیر مؤمنان آیا دارای علم غیب هستی؟ حضرت خندید و فرمود: {{عربی|«لَیْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَیْب وَ اِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْم!…»}}<ref>«این علم غیب نیست، این علمی است که از صاحب علمی (پیامبر) آموختهام»!</ref> این جمع را بسیاری از دانشمندان و محققان پذیرفتهاند. اسرار غیب دو گونه است قسمتی مخصوص به خدا است و هیچکس جز او نمیداند مانند قیام قیامت، و اموری از قبیل آن، و قسمتی از آن را به انبیاء و اولیاء میآموزد، چنانکه در نهج البلاغه در ذیل همان خطبهای که در بالا اشاره کردیم میفرماید: "علم غیب تنها علم قیامت است و آنچه خداوند سبحان در این آیه برشمرده است که {{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمیکند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ]]}}<ref>« بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بیگمان خداوند دانایی آگاه است»؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref> سپس فرمود: خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است، پسر است یا دختر؟ زشت است یا زیبا، سخاوتمند است یا بخیل، سعادتمند (نیک بخت) است یا شقی (بدبخت) و چه کسی آتشگیره جهنم است و چه کسی در بهشت همراه پیامبران؟. این است علم غیبی که جز خدا کسی ذاتا آن را نمیداند و غیر از آن علمی است که خداوند به پیامبرش تعلیم کرده و او به من آموخته است". ممکن است بعضی از انسانها علم اجمالی به وضع جنین یا نزول باران و مانند آن پیدا کنند، اما علم تفصیلی و آگاهی بر جزئیات این امور مخصوص ذات پاک خدا است، همانگونه که در مورد قیامت ما نیز علم اجمالی داریم، اما از جزئیات و خصوصیات بیخبریم، و اگر در روایاتی آمده است که پیامبر یا امامان از بعضی از نوزادان، یا از پایان عمر بعضی از افراد خبر دادند، مربوط به همان علم اجمالی است. (...) [[علم غیب فعلی یا دائمی به چه معناست؟ (پرسش)|خداوند بالفعل از همه اسرار غیب آگاه است]]، ولی انبیاء و اولیاء ممکن است بالفعل بسیاری از اسرار غیب را ندانند، اما [[علم غیب شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری به چه معناست؟ (پرسش)|هنگامی که اراده کنند خداوند به آنها تعلیم میدهد]]، و البته این اراده نیز با اذن و رضای خدا انجام میگیرد»<ref>[http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=42&catid=45929&pageindex=27&mid=322578 پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی]</ref>. | ::::::«منظور از اختصاص [[علم غیب]] به خدا [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم ذاتی و استقلالی]] است، بنابراین دیگران مستقلًا هیچگونه آگاهی از غیب ندارند، و هرچه دارند از ناحیه خدا است، با الطاف و عنایت او است، و جنبه تبعی دارد. شاهد این جمع آیه ۲۶ سوره جن است، که میگوید: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند. جز فرستادهای را که بپسندد».</ref> در [[نهج البلاغه]] نیز به همین معنی اشاره شده است که وقتی [[علی]]{{ع}} از حوادث آینده خبر میداد (و حمله مغول را به کشورهای اسلامی پیشبینی میفرمود) یکی از یارانش عرض کرد: ای امیر مؤمنان آیا دارای علم غیب هستی؟ حضرت خندید و فرمود: {{عربی|«لَیْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَیْب وَ اِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْم!…»}}<ref>«این علم غیب نیست، این علمی است که از صاحب علمی (پیامبر) آموختهام»!</ref> این جمع را بسیاری از دانشمندان و محققان پذیرفتهاند. اسرار غیب دو گونه است قسمتی مخصوص به خدا است و هیچکس جز او نمیداند مانند قیام قیامت، و اموری از قبیل آن، و قسمتی از آن را به انبیاء و اولیاء میآموزد، چنانکه در نهج البلاغه در ذیل همان خطبهای که در بالا اشاره کردیم میفرماید: "علم غیب تنها علم قیامت است و آنچه خداوند سبحان در این آیه برشمرده است که {{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمیکند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ]]}}<ref>« بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بیگمان خداوند دانایی آگاه است»؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref> سپس فرمود: خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است، پسر است یا دختر؟ زشت است یا زیبا، سخاوتمند است یا بخیل، سعادتمند (نیک بخت) است یا شقی (بدبخت) و چه کسی آتشگیره جهنم است و چه کسی در بهشت همراه پیامبران؟. این است علم غیبی که جز خدا کسی ذاتا آن را نمیداند و غیر از آن علمی است که خداوند به پیامبرش تعلیم کرده و او به من آموخته است". ممکن است بعضی از انسانها علم اجمالی به وضع جنین یا نزول باران و مانند آن پیدا کنند، اما علم تفصیلی و آگاهی بر جزئیات این امور مخصوص ذات پاک خدا است، همانگونه که در مورد قیامت ما نیز علم اجمالی داریم، اما از جزئیات و خصوصیات بیخبریم، و اگر در روایاتی آمده است که پیامبر یا امامان از بعضی از نوزادان، یا از پایان عمر بعضی از افراد خبر دادند، مربوط به همان علم اجمالی است. (...) [[علم غیب فعلی یا دائمی به چه معناست؟ (پرسش)|خداوند بالفعل از همه اسرار غیب آگاه است]]، ولی انبیاء و اولیاء ممکن است بالفعل بسیاری از اسرار غیب را ندانند، اما [[علم غیب شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری به چه معناست؟ (پرسش)|هنگامی که اراده کنند خداوند به آنها تعلیم میدهد]]، و البته این اراده نیز با اذن و رضای خدا انجام میگیرد»<ref>[http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=42&catid=45929&pageindex=27&mid=322578 پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی]</ref>. | ||
}} | }} | ||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۶. حجج الاسلام و المسلمین برنجکار و شاکر؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۶. حجج الاسلام و المسلمین برنجکار و شاکر؛ | ||
| تصویر = 873589.jpg | | تصویر = 873589.jpg | ||
| پاسخدهنده = رضا برنجکار | | پاسخدهنده = رضا برنجکار | ||
| پاسخ = حجج الاسلام و المسلمین '''دکتر [[رضا برنجکار|برنجکار]]''' و '''[[محمد تقی شاکر |شاکر ]]''' در مقاله ''«[[مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]»'' در اینباره گفتهاند: | |||
::::::«بیشک میان بنده ـ در هر جایگاهی که باشد ـ و خداوند فرق بسیار زیادی است؛ زیرا قیود امکانی بشر در علم او همواره ملحوظ است؛ اما علم الهی به غیب با یکتایی مخصوص به ذات او همراه است. مقایسه میان علم ذاتی مطلق و علم عرضی محدود، و علمی که چگونگی نمیپذیرد و زمان و مکان ندارد، با علمی که محدود و مقید است، و نیز علم ازلی و ابدی با علم حادث و موقت و علم اصیل با علمی که از دیگری کسب شده، غلط است؛ چراکه [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیب ذاتی و مطلق]]، مخصوص خداوند علیم است و از صفات ذاتی اوست. :پس میتوان گفت علم خداوند متعال: (۱): ذاتی است؛ (۲): مطلق است؛ (۳): زمان ندارد؛ (۴): مکان ندارد؛ (۵): ازلی است؛ (۶): ابدی است؛ (۷): اصیل است؛ (۸): چگونگی نمیپذیرد؛ (۹): پیش از معلومات است. بدینسان، سزاوار نیست گمان شود که انبیا در صفت علم، شریک خداوند هستند؛ نیز صحیح نیست گفته شود علم به غیب و یا علم حضوری داشتن انبیا نوعی شرک و غلو بهحساب میآید؛ زیرا اوصاف این دو علم مختلف است. حضور معلوم نزد انبیا و آگاهان از غیب همانند [[ائمه اطهار]]{{عم}} تنها به معنای وضوح و انکشاف بالفعل معلوم برای اوست. به عبارت دیگر علم خدا ذاتی است، اما علم ایشان دانشی عرضی است که خدا به آنها عطا کرده است؛ محدود میباشد و امکان بداء در آن وجود دارد. پس هیچ مجالی برای ادعای اتحاد این دو علم باقی نمیماند<ref>[[محمد حسین مظفر]]، [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الامام]]، ص۲۸.</ref>»<ref>[[مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]، شماره ۱۰، تابستان ۱۳۹۱، ص ۶۸.</ref>. | ::::::«بیشک میان بنده ـ در هر جایگاهی که باشد ـ و خداوند فرق بسیار زیادی است؛ زیرا قیود امکانی بشر در علم او همواره ملحوظ است؛ اما علم الهی به غیب با یکتایی مخصوص به ذات او همراه است. مقایسه میان علم ذاتی مطلق و علم عرضی محدود، و علمی که چگونگی نمیپذیرد و زمان و مکان ندارد، با علمی که محدود و مقید است، و نیز علم ازلی و ابدی با علم حادث و موقت و علم اصیل با علمی که از دیگری کسب شده، غلط است؛ چراکه [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیب ذاتی و مطلق]]، مخصوص خداوند علیم است و از صفات ذاتی اوست. :پس میتوان گفت علم خداوند متعال: (۱): ذاتی است؛ (۲): مطلق است؛ (۳): زمان ندارد؛ (۴): مکان ندارد؛ (۵): ازلی است؛ (۶): ابدی است؛ (۷): اصیل است؛ (۸): چگونگی نمیپذیرد؛ (۹): پیش از معلومات است. بدینسان، سزاوار نیست گمان شود که انبیا در صفت علم، شریک خداوند هستند؛ نیز صحیح نیست گفته شود علم به غیب و یا علم حضوری داشتن انبیا نوعی شرک و غلو بهحساب میآید؛ زیرا اوصاف این دو علم مختلف است. حضور معلوم نزد انبیا و آگاهان از غیب همانند [[ائمه اطهار]]{{عم}} تنها به معنای وضوح و انکشاف بالفعل معلوم برای اوست. به عبارت دیگر علم خدا ذاتی است، اما علم ایشان دانشی عرضی است که خدا به آنها عطا کرده است؛ محدود میباشد و امکان بداء در آن وجود دارد. پس هیچ مجالی برای ادعای اتحاد این دو علم باقی نمیماند<ref>[[محمد حسین مظفر]]، [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الامام]]، ص۲۸.</ref>»<ref>[[مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]، شماره ۱۰، تابستان ۱۳۹۱، ص ۶۸.</ref>. | ||
}} | }} | ||
نسخهٔ ۲۳ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۲۳:۰۲
| ویژگیهای علم غیب خدا چیست؟ | |
|---|---|
| موضوع اصلی | بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب |
| مدخل اصلی | علم غیب |
ویژگیهای علم غیب خدا چیست؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث علم غیب معصوم است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی علم غیب مراجعه شود.
عبارتهای دیگری از این پرسش
پاسخ نخست

- علامه امینی در کتاب «الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب» در اینباره گفته است:
- «علم غیب ذاتی و مطلق بدون آنکه مقید به کم و کیف باشد مانند علم به آشکار به همین طریق مخصوص خدا و از صفات ذاتی اوست نه هر علم غیب و آشکاری. و همین معنی نفیا و اثباتا در این آیات مبارکه منظور شده است: ﴿قُل لّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ﴾[۱]؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ عَالِمُ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ﴾[۲]؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ﴾[۳]؛ ﴿ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴾[۴]؛ ﴿عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ﴾[۵]؛ ﴿عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾[۶]. از نوح پیامبر نقل می کند: به شما نمیگویم که خزینههای خدا پیش من است و نه از غیب آگاهم و نمیگویم که من فرشته هستم . و از قول پیامبرش نقل میکند: و اگر علم غیب داشتم بر نفع و خیرم میافزودم. و با این تفصیلی که درباره علم بیان کردیم دانسته میشود که تعارضی میان ادله کتاب و سنت در این مسأله از لحاظ نفی و اثبات وجود ندارد، بلکه هر کدام از ادله نفی و اثبات به ناحیه خاصی توجه دارد»[۷].
پاسخها و دیدگاههای متفرقه
| ۱. علامه طباطبایی؛ |
|---|
|
علامه طباطبایی در کتاب «المیزان» در اینباره گفته است:
|
| ۲.آیتالله مغنیه؛ |
|---|
|
آیتالله محمد جواد مغنیهدر کتاب «تفسیر کاشف» در اینباره گفته است:
|
| ۳. آیتالله مکارم شیرازی؛ |
|---|
|
آیتالله مکارم شیرازی در «وبگاه رسمی خود» در اینباره گفته است:
|
| ۴. حجت الاسلام و المسلمین رضایی اصفهانی؛ |
|---|
|
حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضایی اصفهانی در کتاب «تفسیر قرآن مهر» در اینباره گفته است:
|
| ۵. حجت الاسلام و المسلمین موسوی؛ |
|---|
|
حجت الاسلام و المسلمین سید امین موسوی، در مقاله «گستره علم غیب از دیدگاه عهدین و قرآن» در اینباره گفته است:
|
| ۶. حجج الاسلام و المسلمین برنجکار و شاکر؛ |
|---|
|
حجج الاسلام و المسلمین دکتر برنجکار و شاکر در مقاله «مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران» در اینباره گفتهاند:
|
| ۷. حجت الاسلام و المسلمین خوشباور؛ |
|---|
|
حجت الاسلام و المسلمین داوود خوشباور، در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «علم غیب از دیدگاه فریقین» در اینباره گفته است:
|
| ۸. پژوهشگران ماهنامه پرسمان. |
|---|
|
پژوهشگران «ماهنامه پرسمان» در مقاله «چند پاسخ درباره چگونگی علم امام» در پاسخ به این پرسش آوردهاند:
|
پرسشهای وابسته
منبعشناسی جامع علم غیب معصوم
پانویس
- ↑ بگو: جز خدا کسانی که در آسمان و زمین قرار دارند، علم غیب نمیدانند؛ سوره نمل:۶۵.
- ↑ «خدا دانای غیب آسمانها و زمین است او دانای به اسرار دلها است»؛ سوره فاطر:۳۸.
- ↑ «خدا غیب آسمانها و زمین را میداند و به آنچه که انجام میدهید بینا است»؛ سوره حجرات:۱۸.
- ↑ «سپس به سوی خدایی که دانای غیب و آشکار است برگردانده میشوید تا به آنچه که انجام میدادید خبردارتان کند»؛ سوره جمعه:۸.
- ↑ «او خدای دانای غیب و شهادت است او رحمان و رحیم است»؛ سوره حشر:۲۲.
- ↑ «این است آن خدایی که دانای آشکار و نهان، عزیز و رحیم است»؛ سوره سجده:۶.
- ↑ الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب ج۵ ص۸۰.
- ↑ «و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر که او آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است». سوره انعام، آیه ۵۹.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۷۹.
- ↑ تفسیر کاشف ج۳.
- ↑ سوره جن آیه۲۶.
- ↑ «و خدا بر آن نیست که شما را از غیب بیاگاهاند؛ ولی برخی از پیامبرانش را که خود بخواهد بر میگزیند».سوره آل عمران آیه۱۷۹.
- ↑ «گفتند: منزهی تو. ما را جز آنچه خود به ما آموختهای دانشی نیست. تویی دانای حکیم».سوره بقره آیه۳۲.
- ↑ تفسیر کاشف ج۳.
- ↑ «او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند. جز فرستادهای را که بپسندد».
- ↑ «این علم غیب نیست، این علمی است که از صاحب علمی (پیامبر) آموختهام»!
- ↑ « بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بیگمان خداوند دانایی آگاه است»؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.
- ↑ پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی
- ↑ «(او) دانای نهان و آشکار، بزرگ [و] بسیار بلند مرتبه است. * (برای او) یکسان است کسی از شما که سخن را پنهان کند، و کسی که آن را آشکار سازد؛ و کسی که او در شب مخفی شود و در روز آشکارا حرکت کند».
- ↑ تفسیر قرآن مهر، جلد دهم، ص۲۱۴ و ۲۱۵.
- ↑ برشیت ربا، ۱ :۶ .
- ↑ سفر اعداد: ۱۲.
- ↑ کهن، گنجینهای از تلمود: ۳۹ ـ ۴۰.
- ↑ مزامیر، ۱۹ :۱ـ۶.
- ↑ اول شموئیل، ۷ :۱۶؛ اول پادشاهان، ۸ :۳۹؛ مزامیر، ۲۱ :۴۴.
- ↑ دانیال، ۲۲ :۲؛اشعیا، ۹ :۴۲
- ↑ اول شموئیل، ۱۰ :۱۳ـ۲۳؛ ۲۰ـ۱۷ :۳۸ ،یرمیاه
- ↑ سلیمانی اردستانی، درآمدی بر الهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت، ص۱۰۸
- ↑ سلیمانی اردستانی، درآمدی بر الهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت، ص۱۰۸
- ↑ پایک، کلام فلسفی، ص۲۵۷ـ۲۵۸
- ↑ رساله عبرانیان، ۴ :۱۳؛ انجیل متی، ۶ :۳۲
- ↑ اعمال رسولان، ۲ :۲۳؛ رساله اول پطرس، ۱ :۲
- ↑ اعمال رسولان، ۱۵ :۱۸.
- ↑ ابن عبدالوهاب، مجموعة المؤلفات، ص۴۱
- ↑ قمیصی، الصراع بين الاسلام و الوثنية، ۱ :ب
- ↑ ابن عبدالوهاب، مجموعة المؤلفات، ج۱،ص :۱۹۵
- ↑ بیگمان خداوند دانای نهان آسمانها و زمین است؛ او به اندیشهها داناست؛ سوره فاطر، آیه: ۳۸.
- ↑ دانای نهان و آشکار است؛ سوره انعام، آیه:۷۳.
- ↑ سوره سبأ، آیه: ۳.
- ↑ سوره مائده، آیه: ۱۰۹.
- ↑ و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر که او آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است؛ سوره انعام، آیه: ۵۹.
- ↑ گستره علم غیب از دیدگاه عهدین و قرآن؛ ص: ۴۹ - ۵۱.
- ↑ محمد حسین مظفر، علم الامام، ص۲۸.
- ↑ مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران، فصلنامه مطالعات تفسیری، شماره ۱۰، تابستان ۱۳۹۱، ص ۶۸.
- ↑ علم غیب از دیدگاه فریقین؛ ص۴۸.
- ↑ چند پاسخ درباره چگونگی علم امام، ماهنامه پرسمان، شماره۲۵، ص۴.







