آراستگی و پیراستگی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Wasity (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۷ نوامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۴:۰۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

پیامبر اکرم (ص) علاوه بر آراستگی به مکارم اخلاق که برای تحقق بخشیدن آنها برانگیخته‌های شده بود، به پاکیزگی و پیراستگی ظاهر نیز بسیار توجه می‌کرد. بی‌شک، آموزه‌های نبوی (ص) درباره زیبایی و آراستگی ظاهری و خو گرفتن به آداب و سنن پیامبر (ص) و آراستگی به اخلاق و سنن ظاهری و باطنی آن حضرت، کمال نهایی و آخرین هدف انسان‌ها است و سعادت دنیا و آخرت را به همراه دارد[۱].

آرایش و پیراستگی در سیره رسول خاتم (ص)

رسول خدا (ص) به پاکیزگی و آراستگی ظاهر خویش بسیار اهمیت می‌داد و پیوسته بر لزوم آراستگی و زینت مسلمانان نیز تأکید می‌فرمود. آن حضرت، هر روز در آینه نگاه می‌کرد و موهای سرش را شانه می‌زد [۲]. گاهی نیز برای مرتب کردن موهای خود در آب می‌نگریست[۳]. از امیرمؤمنان (ع) نیز روایت شده است که پیامبر خدا (ص) موهای خود را شانه کرده، بیشتر اوقات آن را با آب صاف می‌کرد و می‌فرمود: آب برای خوشبو کردن مؤمن، کافی است[۴][۵].

آن حضرت، خود را نه تنها برای خانواده‌اش بلکه برای یارانش نیز می‌آراست. روزی عایشه دید که رسول خدا (ص) پیش از رفتن نزد یارانش در ظرف آبی نگاه می‌کند و موهایش را مرتب می‌سازد؛ پس گفت: "پدر و مادرم به فدایت! در آب نگاه می‌کنی و موهایت را منظم می‌کنی؛ در حالی که تو پیامیر (ص) و بهترین خلق خدایی؟" رسول اکرم (ص) فرمود: خداوند دوست دارد هنگامی که بنده‌ای نزد برادرانش می‌رود، خود را برای آنان بیاراید و زیبا سازد[۶][۷].

نبی اکرم (ص) موهای سرش را که از نرمه گوشش تجاوز نمی‌کرد[۸] هر روز با شانه مرتب و هر روز دوبار محاسن خویش را شانه می‌کرد[۹]. آن بزرگوار، موهای سر و محاسنش را با سدر[۱۰] یا گل خطمی می‌شست[۱۱] و به آن روغن می‌مالید و روغن زدن به مو را دوست داشت و از ژولیدگی بدش می‌آمد[۱۲]. حضرت، موی زیبا را پوششی خدایی می‌دانست و به مسلمانان سفارش می‌کرد که به موهای خود رسیدگی کنند[۱۳][۱۴].

رسول خدا (ص) درباره داشتن محاسن و آراستگی آن تأکید داشت و می‌فرمود: آتش‌پرست‌ها ریش خود را می‌تراشند و سبیل را پرپشت می‌سازند و ما سبیل خود را کوتاه کرده، محاسن را بلند می‌سازیم[۱۵]. با این حال، مسلمانان را از بلند کردن بیش از حد ریش و ژولیدگی آن، برحذر می‌داشت. نقل شده است، روزی ایشان مردی را دید که موهای صورتش بلند و ژولیده بود، پس فرمود: چه ضرر داشت اگر این مرد، ریش خود را اصلاح می‌کرد؟ آن مرد، چون سخن پیامبر (ص) را شنید، رفت و ریش خود را اصلاح کرد و سپس نزد آن حضرت بازگشت، خاتم انبیا (ص) وقتی او را دید، فرمود: این گونه اصلاح کنید[۱۶]. همچنین ایشان بر کوتاه کردن سبیل تأکید داشت و می‌فرمود: شارب و موی خود را بچینید و خود را بر این کار مجبور کنید؛ این کار بر زیبایی شما می‌افزاید[۱۷]. حضرت رسول (ص) کوتاه کردن موی سبیل را به گونه‌ای که لب آشکار شود؛ از سنت‌های خود بر می‌شمرد[۱۸]. رسول خدا (ص) خضاب می‌کرد[۱۹] و به مسلمانان نیز توصیه می‌فرمود که موهای خود را رنگ کنند. خاتم انبیا (ص) معمولا با حنا و کتم (نوعی رنگ) موهای سر و صورتش را رنگ می‌کرد[۲۰] و می‌فرمود: بهترین رنگی که می‌توانید با آن موهای سپید خود را بدان رنگ خضاب کنید، حنا و کتم است[۲۱]. رسول خدا (ص) دوست داشتنی‌ترین رنگ‌ها را برای خضاب، رنگ مشکی می‌دانست[۲۲] و می‌فرمود: رنگ مشکی، نور اسلام و ایمان، و سبب محبت زنانتان و ترس دشمنانتان است[۲۳][۲۴].

روایت شده است که روزی مردی نزد پیامبر (ص) آمد، در حالی که ریش‌هایش را با رنگ زرد، خضاب کرده بود؛ آن حضرت فرمود: "سیمای او چه قشنگ است". روز دیگر، آن مرد در حالی نزد پیامبر (ص) آمد که ریش خود را با حنا سرخ کرده بود. فرستاده خدا (ص) فرمود: این، زیباتر است. روز دیگر، آن مرد در حالی به دیدار پیغمبر (ص) آمد که ریش خود را سیاه کرده بود. پیامبر (ص) خندید و فرمود: رنگ مشکی از آن دو رنگ بهتر است[۲۵]. طبق برخی روایات، آب سدر هم از چیزهایی بود که رسول خدا (ص) برای رنگ کردن ریش خود از آن بهره می‌گرفت[۲۶][۲۷].

نبی خدا مسواک می‌زد و دیگران را نیز به این کار بسیار سفارش می‌فرمود. آن بزرگوار، پیش از هر نماز[۲۸] و پیش از خواب[۲۹] و طبق نقلی، شبی سه بار مسواک می‌زد: یک بار پیش از خواب، یک بار وقتی که از خواب برای راز و نیاز برمی‌خاست و یک بار پیش از آنکه برای نماز صبح بیرون رود[۳۰]. همچنین می‌فرمود: آن قدر به مسواک زدن، فرمان داده شدم که ترسیدم بر من واجب شود[۳۱]. آن بزرگوار، ناخن‌هایش را نیز به طور مرتب، هر جمعه پیش از نماز کوتاه می‌کرد[۳۲][۳۳].

لباس‌هایش در حین سادگی همواره پاکیزه بود و دیگران را نیز به نظافت لباس‌ها توصیه می‌کرد[۳۴] و می‌فرمود: "لباس‌هایتان را تمیز و موهای خود را کوتاه کنید و مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید؛ زیرا یهودیان چنین نمی‌کردند و زنانشان منحرف شدند" [۳۵]؛ در برخی منابع نقل شده است، زمانی که نمایندگان دیگر قبایل به نزد ایشان وارد می‌شدند، ایشان زیباترین و بهترین لباسش را می‌پوشید و اصحاب را نیز به این کار دستور می‌داد[۳۶]. خاتم رسولان (ص) پوشیدن کفش خوب و مناسب را هم از مصادیق آراستگی برمی‌شمرد و کفش خوب را ‌خلخال زینت مردان معرفی می‌کرد[۳۷][۳۸].

محبوب‌ترین چیزها نزد رسول خدا (ص) عطر بود و آن را بسیار دوست داشت[۳۹] و برای تهیه آن، بیش از خوراک، هزینه می‌کرد[۴۰]. استفاده ایشان از عطر به حدی بود که به خاطر کثرت استفاده از آن رنگ محاسن و موی سر ایشان به رنگ سرخ تغییر یافته بود[۴۱]. هنگامی که از خانه خارج می‌شد، مردم از بوی خوش آن حضرت می‌فهمیدند که آمده است[۴۲] و از بوی عطرش می‌فهمیدند که از چه مکانی عبور کرده است[۴۳]. گفته‌اند، هدیه عطر از چیزهایی بود که حضرت، آن را رد نمی‌کرد[۴۴]. رسول خدا (ص) بوی خوش را دوست داشت و خوش نداشت که از وی بوی آزاردهنده‌ای به مشام برسد[۴۵]؛ از این رو، همواره خود را خوشبو و از خوردن سیر و پیاز و تره به علت بوی بدشان خودداری می‌کرد[۴۶] و غذایی را هم که در آن سیر بسیار داشت، نمی‌خورد تا مردم را از بوی بدش آزرده‌خاطر نسازد[۴۷]. به همین خاطر، رسول اکرم (ص) حتی از عسلی که در آن مغافیر[۴۸] وجود داشت، نمی‌خورد[۴۹][۵۰].

رسول خدا (ص) روزهای جمعه و عیدهای فطر و قربان با وضعی بهتر و آراسته‌تر از روزهای دیگر میان مردم ظاهر می‌شد. آن حضرت پس از اصلاح و غسل، ناخن‌هایش را کوتاه می‌کرد، لباس نو می‌پوشید[۵۱]، مسواک می‌زد[۵۲] و به موهایش روغن می‌زد و آنها را معطر می‌کرد[۵۳]. اگر آن حضرت، عطری نمی‌یافت، روسری معطر زنان خود را با آب، ‌‌ تر می‌کرد و سپس آن را به صورت خویش می‌کشید تا اینکه بدنش معطر شود[۵۴] و یا اینکه بر لباس رنگ‌شده با زعفران، آب می‌پاشید و سپس آن را به صورت و دست خود می‌‌کشید[۵۵]. رسول اکرم (ص) علاوه بر لباس‌های روزمره، دو جامه و عمامه داشت که مخصوص روزهای جمعه بود[۵۶].[۵۷][۵۸].

موارد نهی شده

رسول خدا (ص) با اینکه بر آراستگی‌ها و زیبایی‌های مشروع تأکید داشت، اما مسلمانان، اعم از زن یا مرد را از برخی آراستگی‌ها و زینت‌های حرام برحذر می‌داشت. ایشان مردان را از پوشیدن لباس‌های ابریشمی، دیبا و خز نهی می‌کرد[۵۹] و استفاده از طلا را برای زینت بر مردان ممنوع می‌دانست. آن حضرت، طلا را زینت مشرکان و نقره را زیور مردان مسلمان معرفی کرده است[۶۰][۶۱].

همچنین رسول خدا (ص) زنان را نهی می‌کرد که زینت و بوی خوش را برای غیر شوهرانشان استفاده کنند[۶۲] و به آنان سفارش می‌فرمود که پس از استفاده از بوی خوش در نماز جماعت حاضر نشوند[۶۳]. آن بزرگوار، گناه رساندن بوی خوش به مشام مردان نامحرم را همتای عمل زشت زنا برشمرده است[۶۴][۶۵].

منابع

پانویس

  1. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۷۶.
  2. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۳۴ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۱۱.
  3. همان.
  4. محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص ۱۵۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۶۹ و محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۰۸.
  5. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۷۶.
  6. مکارم الاخلاق، ص ۳۴ - ۳۵.
  7. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۷۷.
  8. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۰؛ کلینی، الکافی، ج ۶، ص ۴۸۵ و وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۱۰۹.
  9. مکارم الاخلاق، ص ۳۳ و مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۰۸.
  10. شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص ۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۲ و مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۳۸۷.
  11. فقه الرضاع ص ۱۲۸ و مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۴۴.
  12. مکارم الاخلاق، ص ۳۳ و وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۱۵۷.
  13. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۲۹؛ الجعفریات، ص ۱۵۶؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنف، ج ۶، ص ۵۹ و نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۱۲۵.
  14. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۷۷.
  15. من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص ۱۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۶۷ و وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۱۱۶.
  16. الکافی، ج ۶، ص ۴۸۸ و مکارم الاخلاق، ص ۶۷.
  17. ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۱۳۵؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۱۶ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۱، ص ۱۲۲.
  18. مکارم الاخلاق، ص ۶۷ و حمیری قمی، قرب الاسناد، ص ۱۲۲.
  19. الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۲۲ و مکارم الاخلاق، ص ۸۴.
  20. الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۷ - ۳۳۸؛ نویری، نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۴۴؛ نورالدین هیثمی، مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۱۶۰ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۳۴۳.
  21. الطبقات الکبری ج ۱،، ص ص ۳۳۸ ۳۴۰،. مسند احمد، ج ۵، ص ۱۴۷ و عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۱۱۳.
  22. الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۴۰.
  23. الکافی، ج ۶، ص ۴۸۱ و مکارم الاخلاق، ص ۷۹.
  24. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۷۷-۷۸.
  25. مکارم الاخلاق، ص۷۸.
  26. الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۸؛ نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۴۵ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۳۴۳.
  27. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۷۸-۷۹.
  28. مسند احمد، ج ۵، ص ۴۱۰ و البخاری، صحیح، ج ۱، ص ۲۱۴.
  29. مکارم الاخلاق، ص ۳۹ و مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۳۶۶.
  30. مکارم الاخلاق، ص ۳۹ و مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۳۶۶.
  31. من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۳؛ شیخ صدوق، الامالی، ص ۴۲۸ و ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۶۱
  32. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۳۵۸ و مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۴۶
  33. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۷۹.
  34. الطبرانی، المعجم، الکبیر، ج ۱۲، ص ۳۰۲؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۵۴۶ و مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۱۳۲.
  35. «اغْسِلُوا ثِيَابَكُمْ وَ خُذُوا مِنْ شُعُورِكُمْ وَ اِسْتَاكُوا وَ تَزَيَّنُوا وَ تَنَظَّفُوا فَإِنَّ بَنِي اسْرَائِيلَ لَمْ يَكُونُوا يَفْعَلُونَ ذَلِكَ فَزَنَتْ نِسَاؤُهُمْ»؛ المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۶، ص ۶۴۰؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۵۴۶ و شمس الدین محمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج ۱۸، ص ۲۵۹.
  36. الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۴۵.
  37. دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۴ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۷۶.
  38. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۷۹-۸۰.
  39. دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۴ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۷۶.
  40. مکارم الاخلاق، ص۳۴
  41. الطبقات الکبری. ، ج ۱، ص ۳۳۷؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۱، ص ۲۰۲ و تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص ۱۵۴
  42. الکافی، ج ۶، ص ۵۱۵ و وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۵۰۰.
  43. قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۱۵۴ و قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء ص ۲۸۷.
  44. الکافی، ج ۶، ص ۵۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۰۰ و وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۱۴۸.
  45. امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۹۱؛ مسند احمد، ج ۶، ص ۲۴۹ و الطبرانی، المعجم الأوسط، ج ۳، ص ۱۸۵.
  46. الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۵۹ و کنز العمال، ج ۷، ص ۱۰۵.
  47. مسند احمد، ج ۵، ص ۹۵؛ نسائی، سنن النبی، ج ۴، ص ۱۴۸ و المعجم الکبیر، ج ۲، ص ۲۲۷.
  48. مغافیر، چیزی که از گیاهان در شکم زنبوران عسل مانده و هنگام درست شدن عسل، در آن باقی می‌ماند؛ این ماده، بوی بدی به عسل می‌دهد.
  49. مکارم الاخلاق، ص ۳۰ و وسائل الشیعه، ج ۲۵، ص ۸.
  50. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۸۰.
  51. فقه الرضا، ص ۱۲۸ - ۱۲۹ و بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۳۶۰.
  52. بحار الانوار، ج ۸۶، ص ۳۵۸
  53. الطبقات الکبری، ج ۴، ص ۱۱۳.
  54. الکافی، ج ۴، ص ۵۱۱؛ مکارم الاخلاق، ص ۴۱ و وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۶۵.
  55. من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۲۵ و وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۶۵ - ۳۶۶.
  56. الدارقطنی، علل، ج ۷، ص ۴۱ و محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ص ۱۲۱
  57. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص ۱۷۱ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۱۰.
  58. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۸۰-۸۱.
  59. من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۷؛ امالی صدوق، ص ۴۲۴ و مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۵۸.
  60. الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۶۶۹ و کنز العمال، ج ۶، ص ۶۷۵.
  61. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۸۱.
  62. من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۶؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۵۷ و مکارم الاخلاق، ص ۴۲۵.
  63. السنن الکبری (نسائی)، ج ۵، ص ۴۳۳.
  64. مسند احمد، ج ۴، ص ۴۱۴؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج ۲، ص ۳۹۶ و ابن حبان، صحیح، ج ۱۰، ص ۲۷۱.
  65. موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۸۱.