مراتب وحی
- این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل مراتب وحی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
ﻣﺮاﺗﺐ وﺣﯽ ﻣﺤﻤﺪی(ص)
- شواهد قرآن، روایی و تاریخی حکایت از آن دارد که رسول خاتم(ص) که صاحب "جوامع الکلم" است، جامع همه اقسام و صور وحی نیز بوده و تمامی جلوههای گوناگون وحی و تکلیم الهی را تجربه کرده است؛ از وحی به صورت دیدن در عالم خواب گرفته تا الهام قلبی در عالم بیداری و شنیدن وحی به صورت "صلصلة الجرسو دوی النحل" در عالم فرشتگان، از شنیدن وحی از جبرئیل متمثلیافته تا دیدن او در "سدرة المنتهی" در کسوت فرشتگان. از نزول حقیقت قرآن به صورت دفعی در "لیلة القدر" تا نزول تدریجی آن در بیست و سه سال و از همه اینها بالاتر از شنیدن کلام الهی بدون حجاب و واسطه در مقام "قاب قوسین أو أدنی" گرفته تا تجلی خداوند بر او در حال جذبه و مدهوشی که خود، آن را چنین توصیف کرده است: إنّ لی مع اللّه وقت لایسعنی ملک مقرّب و لا نبّی مرسل[۱] امّا متأسفانه در میان این همه مقامات، فقط یک صورت از وحی مورد توجه و تحلیل اکثر مفسران، متکلمان و حکیمان قرار گرفته است و آن صورت وحی به واسطه جبرئیل متمثل یافته با اصوات و الفاظ مسموع بوده است؛ و آن صورت وحی به واسطه جبرئیل متمثلیافته با اصوات و الفاظ مسموع بوده است؛ زیرا چنین میپنداشتهاند که قرآن مجید، عالیترین جلوه وحی خداوندی و معجزه جاویدان آیین محمدی(ص) فقط به این صورت بر ایشان نازل شده است. اکنون گزارش مختصری از تلاش دانشمندان اسلامی در خصوص تبیین مراتب و درجات وحی را مرور میکنیم:
- در آثار متکلمان اسلامی، مطلب قابل توجهی در تبیین ماهوی وحی و تفکیک مراتب آن دیده نمیشود؛ اما نگاه ایشان در مباحثی مانند "کلام الاهی"، "نبوت" و "نزول قرآن" معطوف به همین صورت از وحی میباشد. فلاسفه مسلمان اگرچه سعی درخور ستایشی در دفاع عقلانی از وحی در برابر منکران نبوت نموده و در تبیین خردپسند آن کوشیدهاند؛ لیکن تلاش بزرگان ایشان مانند ابونصرفارابی در آراء اهل المدینة الفاضلة[۲]؛ و فصوص الحکم[۳]؛ ابن سینا در المبدأ و المعاد[۴] و الاشارات و التنبیهات[۵] و دیگر آثار خود، غزالی در معارج القدس؛ سهروردی در حکمة الاشراق[۶] و تلویحات[۷] و خواجه نصیر طوسی در شرح اشارات[۸] و میرداماد در قبسات[۹] مصروف تبیین ماهوی وحی به واسطه اتصال به "عقل فعال" و چگونگی تمثل فرشته وحی در متخیله پیامبر گردیده و مراتب دیگر وحی مغفول مانده است. در میان ایشان، صدر المتألهین در آثاری مانند: المبدأ و المعاد[۱۰]، الشواهد الربوبیه[۱۱] و شرح اصول کافی [۱۲] از فارابی و ابن سینا تبعیت کرده و فقط به تکمیل نظریه ایشان پرداخته است؛ اما در اسفار[۱۳] و مفاتیح الغیب[۱۴]
- اندکی از آن فراتر رفته و به بعضی از مراتب دیگر وحی توجه کرده است. ایشان در اسفار ذیل عنوان انارة قلبیّة و إشارة نوریّة به بیان اجمالی این مطلب پرداخته است که پیامبر علاوه بر مشاهده صورت تمثلیافته جبرئیل، وجود حقیقی او را نیز در مقام "قا بقوسین أو أدنی" مشاهده کرده است و از آن معدن وحی، کلام الهی را با مکالمه حقیقی دریافت نموده است؛ امّا در اینجا از این حد فراتر نرفته است و به تبیین همه مراتب وحی و تمایز آنها از یکدیگر نمیپردازد. تا اینکه بالأخره درتفسیر سوره بقره که شاید آن را بعد از آثار پیشگفته نوشته، تا حدودی به این مطلب پرداخته است. ایشان در تفسیر قرآن کریم خود[۱۵]
مراتب وحی را از پایین به بالا، به سه مرتبه تقسیم و وحی به واسطه فرشته متمثلیافته را پایینترین مرتبه وحی معرفی میکند که چون نفس پیامبر هنوزهمه حجابها را کنار نزده است، فرشته وحی را در صورت متمثلیافته میبیند. او چنین مینگارد:
- "و لکن حیث أنّ النفس تکون بعد فی دار غربتها بالطبع أو أنها لم تتجرّد عن عالم التمثل بالکلیّة و إن تجرّدت عن عوالم المادة بالکلیّة، فیکون منالها فیما تنالهبحسب ذلک الشأن و تلک الدرجة تحوّل الملک الحامل للوحی علی صورة متمثلةفی شبح شخص بشریّ ناطق بکلمات الهیّة، منظومة مسموعة کما قال تعالی:«فتمثّل لها بشرا سویّا»"[۱۶]
- اما مرتبه دوم و میانه وحی، هنگامی صورت میگیرد که نفس پیامبر، تجردبیشتری یافته و حجابهای ظلمانی را پشت سر میگذارد و از اشتغال به حواس وعالم ماده وتمثل، رهایی مییابد و عقل فعال یا همان فرشته وحی و معلم قدسی رادر صورت حقیقی و ملکوتیاش مشاهده و علوم و معارف را بیواسطه از او دریافت میکند. ملاصدرا در خصوص این مرتبه میگوید: "و ربمّا یکون صقاله النفس النبویه اتمّ و تجرّدها فی بعض الأحایین أقوی وسلطانها علی قهر الصوارف الجسدانیّه و الشواغل الهیولانیّه أعظم، فیکون عندالانصراف عن عالم الحسّ و الاتصال بروح القدس استیناسها بجوهر ذاتهالمجرّدۀ، أشدّ منه بالشّبح المتمثّل، فتشاهد ببصر ذاتها العاقلۀ الصائرۀ عقلابالفعل معلّمها القدسی و مخرجها من حدّ القوّۀ النفسانیّۀ إلی حدّ الکمالالعلمی و العقل الصوری و تستفید منه و هو فی صورۀ القدسیّه العلوم و الأحوال".[۱۷]
- امّا مرتبه سوم و أعلا مرتبه وحی نزد صدر المتألهین، آن صورتی است که پیامبر، همه حجابهای ظلمانی و نورانی را پشت سر گذاشته و خداوند متعال در مقام "قا بقوسین أو أدنی" بر او تجلی کرده است و او کلام الاهی را بدون هیچ واسطه وحجابی از ذات اقدس او دریافت میکند: "و ربّما وصل النبی(ص) إلی مقام أعلی من أن یتوسّط بینه و بین المبدأ الأول والمفیض علی الکل، واسطه فسمع کلام اللّه بلاواسطه کما قال تعالی «ثمّ دنیفتدلّی فکان قاب قوسین أو أدنی*فأوحی إلی عبده ما أوحی."[۱۸] او سپس متذکر میشود که قبل از این سه مرتبه، مراتب پایینتری نیز وجوددارد؛ مانند وحی به واسطه رؤیای صادق که علاوه بر انبیا برای اولیا و محمدثین نیز قابل تحقق است.
تبیین فلسفی مراتب وحی
- ابتدا به شرح مختصری از تبین فلاسفه از ماهیت مراتب وحی و بعد به نقد وبررسی آن میپردازیم. گذشت که فلاسفه مسلمان از فارابی تا ملاصدرا بیشترین همت خود را صرف تبیین ماهوی یک صورت از وحی یعنی وحی به واسطه فرشته نمودهاند. تبیین ایشان از کیفیت نزول وحی بر اصول و مبانی تقریبا مشترکی قراردارد که به آنها اشاره میکنیم:
- در ورای عالم طبیعت، عالم مجردات یعنی عالم عقول و نفوس سماوی وجود دارد.[۱۹] آخرین عقل از عالم عقول عقل فعال نام دارد که نزدیکترین عقل به عالم ماده و نفس انسانی است و وظیفه تدبیر و صورتبخشی به موجودات عالم ماده را بر عهده دارد. نفوس انسانی برای فعلیت یافتن استعدادهای خود در ادراک حقایق از او کسب فیض میکنند.[۲۰]
- این جواهر عقلانی و نفوس سماوی به همه موجودات جزئی مادون خود علم دارند. عقول به صورت کلی، و نفوس به صورت جزئی به آنها علم دارند. این عقول و نفوس نسبت به حوادث عالم ماده، نقش علیّت ایفا میکنند و صور همه موجودات مادون، در عقول به وجود بسیط جمعی و در نفوس به صورت تفصیلی وجود دارند.[۲۱]
- نفس انسانی ذاتا مجرد، و مستعد و مشتاق اتصال به مبادی عالی و دریافت صور از آنها میباشد. در مواقع بسیاری، موانعی مانند اشتغال به حواس و تفکر در واردات، نفس را از اتصال به منابع معرفت بازمیدارد. اگر اسبابی مانند رؤیا، نفس انسانی را از اشتغال به خارج رهایی بخشد یا اگر نفس، چنان قوی باشد که اشتغال به یک جانب، او را از جانب دیگر غافل نسازد، امکان اتصال به عقول و نفوس نیزبرای او فراهم میگردد و در نتیجه او حقایقی از آن عالم -به خصوص آنچه با اغراض او مناسب است- را دریافت میکند. [۲۲]
- انعکاس صور از عقل فعال در نفس، مانند انعکاس یک صورت از آینهای به آینه دیگر در برابر آن باشد. "فإذا اتصلت(أی النفس)بتلک الجواهر قبلت ما فیها، أعنی نقش ما فی تلکالجواهر من صورة الأشیاء. . . کانطباع الصورة فی مرآة أخری یقابلها". [۲۳]
- چون امور غیبی در جواهر عقلانی به وصف کلیت وجود دارند. به همین صورت کلی نیز در آینه عقل منعکس میشوند. اگر این صور معقول به همین وصف معقولیت، در خزانه حافظه باقی بمانند، چنین انعکاسی وحی صریح خواهد بود و نیازی به تأویل ندارد؛ اما اگر این صور از آینه عقل در آینه متخیله منعکس شوند، طبیعی است که قوه متخیله این صور معقول را به صور خیالی مناسب، محاکات (شبیهسازی) خواهد کرد و آنها را مثلا به صورت اشکال، حروف و اصوات مسموع تصویر مینماید. سپس آنها را در لوح حس مشترک منعکس مینماید تا مشاهده یااستماع گردند. البته وحی، نیازمند به تأویل خواهد بود و به قول ملاصدرا: "إن ضعفت المتخیلة بقی فی الحفظ ما انکشف له من الغیب بعینه، فکان وحیاصریحا. و إن قویت المتخیلة و اشتغلت بطبیعة المحاکاة، فیکون هذا الوحی مفتقراإلی التأویل، کما تفتقر الرؤیا إلی التعبیر"[۲۴]
اکنون با توجه به اصول پیشگفته میگوییم: به عقیده فلاسفه، پیامبران انسانهایی والا و دارای سه خصلت ویژه هستند که مجموع این خصلتها ایشان را از انسانهای دیگر متمایز میسازد: کمال قوه عاقله، جودت و قوت قوه تخیل و شدت قوه متصرفه. [۲۵] پیامبر به واسطه خصلت نخست، یعنی برخورداری از عالیترین مرتبه قوه حدس، بدون نیاز به تعلیم و تعلم بشری، علوم و معارف را از عقل فعال که در لسان شرع از آن به لوح محفوظ تعبیر میشود در کوتاهترین زمان ممکن دریافت میکند. سپس قوه متخیله پیامبر از چنان قدرتی بهرهمند است که در آن صور کلی دریافتی از عقل فعال را به صور خیالی مناسب محاکات کند و آنها را به صورت الفاظی موزون و در نهایت فصاحت و بلاغت و از زبان شخصی نیکو منظر به تمثیل درآورد و در لوح حس مشترک پیامبر منعکس سازد تا مورد مشاهده و استماع قرار گیرند. چنانکه ملاحظه میشود، قوه متخیله علاوه بر آنکه در تنزل و تمثل حقایق وحیانی از مرتبه عقل به مرتبه حس نقش دارد، در تمثل فرشته وحی به صورت جسمانی نیز نقش اساسی ایفا میکند؛ زیرا پیامبر، حقیقت وجود جبرئیل را با قوه عاقله نفس درک میکند و سپس قوه متخیله او، وی را به زیباترین صورت برای پیامبر متمثل میسازد.[۲۶]
جستارهای وابسته
- وحی در قرآن
- وحی در حدیث
- وحی در کلام اسلامی
- وحی در حکمت اسلامی
- وحی در عرفان اسلامی
- وحی از دیدگاه بروندینی
- ارتباط رسول با پروردگار
- اشراق
- الهام
- انکشاف
- پدیدارگری
- تجلی
- تجلیگری
- تنزیل
- سمع
- کشف
- شهود
- مکاشفه
- نص
- نقل
- القای الهی
- وحی الهی
- وحی به اسباط
- وحی تشریعی
- وحی تکوینی
- وحی تبلیغی
- احادیث قدسی
- اساس شرایع
- القای وحی
- القائات شیطانی
- اولیای وحی الهی
- تجربه روحی خواب مصنوعی
- جبرئیل
- ضرورت وحی
- عصر وحی
- عصمت وحی
- قوام رسالت
- کاتبان وحی
- کلام خفی
- محتوای وحی
- مرحله اخذ وحی
- مرحله تبلیغ وحی
- مرحله حفظ وحی
- نزول جبرئیل
- وحی غیرمباشری
- وحی مباشری
- احادیث وحی
- امکان وحی
- انقطاع وحی
- کاتبان وحی
- انکار وحی
- دوره فترت وحی
- زبان وحی
- صوت وحی
- فرشته وحی
- مواقع وحی
- نزول وحی
- حدیث ورقة بن نوفل
- حقیقت وحی
- خواب مصنوعی
- کتابت قرآن
- نزول قرآن
- تجربه دینی
منبعشناسی جامع مراتب وحی
منابع
پانویس
- ↑ مجلسی، بحار الانوار ج ۱۸ صفحه ۳۶۰.
- ↑ ابـو نـصر فارابی آراء اهـل المدینة الفاضلة صفحه ۷۸ تا ۸۱.
- ↑ ابـو نـصر فارابی فصوص الحکم،تحقیق محمد حسن آل یـاسین صفحه ۸۷ تا ۸۹.
- ↑ محمد باقر میرداماد، القبسات صفحه ۱۱۵ تا ۱۲۰.
- ↑ حسین بن عبد الله ابن سینا، الاشـارات و التـنبیهات فصلهای ۱۰ -۲۰.
- ↑ سهروردی، مـجموعه مصنفات صفحه ۲۴۰ - ۲۴۵.
- ↑ سهروردی، مـجموعه مصنفات صفحه ۹۹ - ۱۰۵.
- ↑ نصیر الدین طوسی، شرح الاشـارات و التنبیهات صفحه ۳۹۹ - ۴۱۰.
- ↑ میرداماد، القبسات صفحه ۴۰۱ - ۴۰۲.
- ↑ محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، المبدا و المعاد صفحه ۵۹۵ - ۶۲۴.
- ↑ محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، الشواهد الربوبیه صفحه ۳۴۰ - ۳۵۲.
- ↑ بیتا: کتاب الحجّه، باب الفرق بین النبی و الرسول والمحدّث، ذیل حدیث یکم.
- ↑ محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، الأسفار الأربـعه صفحه ۲۶.
- ↑ محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، مـفاتیح الغیب،تصحیح محمد خواجوی صفحه ۳۵.
- ↑ محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم صفحه ۲۹۵-۳۰۱.
- ↑ محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم صفحه ۲۹۹.
- ↑ محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم صفحه ۳۰۱.
- ↑ محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم صفحه ۳۰۱.
- ↑ ابن سینا، الشـفاء(الالهیات) صفحه ۴۳۹.
- ↑ ابن سینا، النجاة ص ۱۹۲؛ صدر الدین شیرازی،الأسفار الأربـعه ص ۲۶۲-۲۸۱
- ↑ طوسی، شرح الاشـارات و التنبیهات، ص ۳۹۹
- ↑ طوسی، شرح الاشـارات و التنبیهات، ص ۴۰۱-۴۰۷؛ صدر الدین شیرازی، المبدا و المعاد، ص ۵۹۵
- ↑ صدر الدین شیرازی، المبدا و المعاد، ص ۵۹۶
- ↑ صدر الدین شیرازی، المبدا و المعاد، ص ۶۰۳
- ↑ ابن سینا، المبدأ و المعاد، تـحقیق عـبد ا..نـورانی ص ۱۱۶؛ صدر الدین شیرازی، الشواهد الربوبیه،تـحقیق سـید جلال الدین آشتیانی ص ۳۴۱
- ↑ صدر الدین شیرازی، الأسفار الأربـعه، ص ۲۴-۲۷