فاطمه بنت اسد

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Amini (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۷ اکتبر ۲۰۲۰، ساعت ۰۵:۴۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

فاطمه بنت اسد، مادر امام علی(ع) و همسر ابوطالب است. این بانو که از زنانی است که جزو اصحاب پیامبر به شمار می آیند، دومین زنی است که مسلمان شد و نخستین زنی است که به مدینه هجرت کرد.

فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبدمناف
مشخصات فردی
زادگاهمکه
محل زندگیمکهمدینه
مهاجر/انصارمهاجر
خویشاوندان سرشناسامام علی(ع) (فرزند) • ابوطالب (همسر)
مدفنقبرستان بقیع، مدینه
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردندومین زنی که مسلمان شد
هجرت بهمدینه
دلیل شهرتمادر امام علی(ع)
نقش‌های برجستهسرپرستی پیامبر خاتم در کودکی
مشخصات حدیثی

زندگی‌نامه

فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبدمناف، مادر امام علی(ع) و همسر ابوطالب است.[۱]. او اولین زن هاشمی بود که از مردی هاشمی فرزنددار شد. الگو:Fix/category[نیاز به گسترش]


او صاحب پسرانی به نام‌های طالب، عقیل، جعفر، علی(ع) و دو دختر به نام‌ جُمانه و فاخته بودند.الگو:Fix/category[نیازمند منبع]


پیامبر خاتم و فاطمه بنت اسد

پیامبر اکرم(ص) پس از وفات پدربزرگش عبدالمطلب، در سن هشت سالگی در منزل ابوطالب زندگی می‌‌کرد. فاطمه بنت اسد، همسر ابوطالب، احترام بسیاری به پیامبر میگذاشت و در ابراز محبت، او را بر فرزندانش مقدم می‌‌کرد. پیامبر در ارتباط با رفتار فاطمه بنت اسد با خود فرمود: «او، پس از ابوطالب، بهترین مردمان از نظر رفتار با من بود. او مادر دیگر من پس از مادرم بود. ابوطالب بر من نیکی می‌کرد و ما را بر سر طعامی که تهیه دیده بود، می‌نشاند و سهم مرا از بقیه بیشتر می‌داد»[۲]. رسول خدا(ص) نیز محبت و علاقه زیادی به ایشان داشت و بسیار به او احترام می‌گذاشت، به خانه فاطمه بنت اسد رفت و آمد می‌کرد و گاهی شب را در خانه او به‌سر می‌برد. رسول اکرم(ص) در این زمینه فرمودند: «پس از ابوطالب به کسی نیکوکاتر از فاطمه با خودم برخورد نکرده‌ام»[۳].

امام صادق(ع) نیز فرمودند: «بی‌گمان، فاطمه بنت اسد، مادر امیرمؤمنان، نخستین زنی بود که با پای‌ پیاده از مکه به مدینه و به سوی پیامبر خدا هجرت کرد و از مهربان‌ترینِ مردمان به پیامبر(ص) بود. او از پیامبر خدا شنید که می‌فرمود: "بی‌گمان، مردم در روز قیامت، لُختِ مادرزاد، محشور می‌شوند". پس فاطمه بنت اسد گفت: وای از رسوایی! سپس پیامبر خدا به او فرمود: "من از خدا می‌خواهم که تو را پوشیده برانگیزد". همچنین شنید که پیامبر(ص) از فشار قبر یاد می‌کند. پس گفت: وای از ناتوانی! پس پیامبر خدا به او فرمود: "من از خدا می‌خواهم که از این (فشار قبر)، کفایتت کند". روزی فاطمه به پیامبر خدا گفت: می‌خواهم این کنیزم را آزاد کنم. پیامبر(ص) به او فرمود: "اگر چنین کنی، خداوند در برابر هر عضو او، عضوی از تو را از آتش می‌رهانَد". زمانی که فاطمه بیمار شد، پیامبر خدا را وصی خود قرار داد و از او خواست که خادمش را آزاد کند و زبانش بند آمد. پس با اشاره به پیامبر خدا وصیت کرد و ایشان هم وصیتش را پذیرفت. روزی پیامبر(ص) نشسته بود که امیرمؤمنان، گریان نزدش آمد. پیامبر(ص) به او فرمود: "چه چیز گریانت کرده است؟". گفت: مادرم فاطمه درگذشت. پیامبر خدا فرمود: "و نیز مادر من، به خدا سوگند!" و شتابان برخاست و به درون خانه آمد. پس به او نگاه کرد و گریه کرد. سپس به زنان دستور داد تا غسلش دهند و فرمود: "هنگامی که [از کار غسل‌] فارغ شدید، پیش از آگاه کردن من، کاری نکنید". پس چون فارغ شدند، به ایشان خبر دادند. پیامبر(ص)، پیراهن زیرینش را به آنان داد و فرمان داد که او را در آن کفن کنند و به مسلمانان گفت: "هرگاه دیدید من کاری کردم که پیش از این نکرده بودم، از من بپرسید: چرا آن را کردی؟". پس چون زنان از غسل و کفن او فارغ شدند، پیامبر(ص) به درون آمد و جنازه او را بر دوش خود حمل کرد و پیوسته زیر جنازه‌اش بود تا بر سرِ قبرش آورد. سپس آن را بر زمین قرار داد و به درون قبر رفت و در آن به پهلو خوابید. سپس برخاست و او را بر دستانش گرفت و در قبر گذاشت. سپس مدتی دراز خم شد و با او زمزمه کرد.»..[۴].[۵]

 
تابلوی مولود کعبه اثر استاد محمود فرشچیان که لحظه خروج فاطمه بنت اسد از کعبه پس از وضع حمل را به تصویر کشیده است.

وضع حمل در کعبه

فاطمه بنت اسد تنها زنی است که فرزندش در خانه کعبه به دنیا آمد[۶]. در این زمینه از یزید بن قنب روایت شده به همراه عباس بن عبدالمطلب و افراد دیگری روبه‌روی خانه خدا نشسته بودیم. فاطمه در حالی که نُه ماه از حملش می‌گذشت و درد حمل او را فراگرفته بود، نمایان شد. دست به دعا گشود و با ابراز اعتقاد به یگانگی خدا دعا کرد تا خدا وضع حمل او را بر او آسان گرداند. آنگاه دیدیم دیوار خانه شکافت، فاطمه داخل شد و سپس دیوار به حال اول بازگشت. ما نیز خواستیم برای ما هم چنین شود اما نشد، فهمیدیم این امر خدایی است. روز چهارم فاطمه از خانه خارج شد، در حالی که علی(ع) در آغوش او بود. او بر زنان عالم برتری یافته و در خانه خدا از روزی‌های خاص بهره برده بود. هنگام خروج صدایی بر گوش او خواند که این مولود را علی نام‌گذار که او بلندمرتبه است[۷]. ایشان پس از خدیجه(س) دومین زنی است که اسلام آورد و نخستین زنی است که به مدینه هجرت کرد[۸].[۹]

وفات

فاطمه بنت اسد در سال چهارم هجری در شهر مدینه از دنیا رفت[۱۰] و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شدالگو:Fix/category[نیازمند منبع] .پیامبر اکرم(ص) او را با پیراهن خود کفن کرد و بر او نماز خواند و در نماز بر او هفتاد تکبیر گفت. سپس بر قبر او وارد شد و با دستان خود قبر او را وسیع کرد. آنگاه از قبر بیرون آمد و در حالی که اشک از چشمانش جاری بود با دستان خود خاک بر پیکر او ریخت. پیامبر در پاسخ عمار که دلیل اکرام پیامبر را نسبت به این بانو سؤال کرد، فرمود: «اهل این قبر از خانواده من است. او فرزندان بسیار داشت، بهره آنها بسیار ولی بهره ما کمتر بود. با این همه مرا سیر می‌کرد، در حالی‌که فرزندانش گرسنه می‌ماندند، مرا می‌پوشاند، در حالی‌که فرزندانش لباس مناسب نداشتند، مرا آرایش می‌کرد و بر سر من روغن می‌مالید، در حالی‌که فرزندانش آشفته بودند»[۱۱].[۱۲]

پرسش‌های وابسته

منابع

  1.   عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابی‌طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱‌
  2.   دانشنامه نهج البلاغه ج۲
  3.   محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین

پانویس

  با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر.ک: عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابی‌طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص ۱۲۲؛ محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۲۴.
  2. کنز العمال، ج ۱۳، ص ۶۳۶، ح ۳۷۶۰۷.
  3. ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۱-۶۰۳.
  4. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ أُمَّ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ کَانَتْ أَوَّلَ اِمْرَأَةٍ هَاجَرَتْ إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مِنْ مَکَّةَ إِلَی اَلْمَدِینَةِ عَلَی قَدَمَیْهَا وَ کَانَتْ مِنْ أَبَرِّ اَلنَّاسِ بِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَسَمِعَتْ رَسُولَ اَللَّهِ وَ هُوَ یَقُولُ إِنَّ اَلنَّاسَ یُحْشَرُونَ یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ عُرَاةً کَمَا وُلِدُوا فَقَالَتْ وَا سَوْأَتَاهْ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَإِنِّی أَسْأَلُ اَللَّهَ أَنْ یَبْعَثَکِ کَاسِیَةً وَ سَمِعَتْهُ یَذْکُرُ ضَغْطَةَ اَلْقَبْرِ فَقَالَتْ وَا ضَعْفَاهْ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَإِنِّی أَسْأَلُ اَللَّهَ أَنْ یَکْفِیَکِ ذَلِکِ وَ قَالَتْ لِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَوْماً إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُعْتِقَ جَارِیَتِی هَذِهِ فَقَالَ لَهَا إِنْ فَعَلْتِ أَعْتَقَ اَللَّهُ بِکُلِّ عُضْوٍ مِنْهَا عُضْواً مِنْکِ مِنَ اَلنَّارِ فَلَمَّا مَرِضَتْ أَوْصَتْ إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَمَرَتْ أَنْ یُعْتِقَ خَادِمَهَا وَ اُعْتُقِلَ لِسَانُهَا فَجَعَلَتْ تُومِی إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ إِیمَاءً فَقَبِلَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَصِیَّتَهَا فَبَیْنَمَا هُوَ ذَاتَ یَوْمٍ قَاعِدٌ إِذْ أَتَاهُ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ هُوَ یَبْکِی فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَا یُبْکِیکَ فَقَالَ مَاتَتْ أُمِّی فَاطِمَةُ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ وَ أُمِّی وَ اَللَّهِ وَ قَامَ مُسْرِعاً حَتَّی دَخَلَ فَنَظَرَ إِلَیْهَا وَ بَکَی ثُمَّ أَمَرَ اَلنِّسَاءَ أَنْ یَغْسِلْنَهَا وَ قَالَ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ إِذَا فَرَغْتُنَّ فَلاَ تُحْدِثْنَ شَیْئاً حَتَّی تُعْلِمْنَنِی فَلَمَّا فَرَغْنَ أَعْلَمْنَهُ بِذَلِکَ فَأَعْطَاهُنَّ أَحَدَ قَمِیصَیْهِ اَلَّذِی یَلِی جَسَدَهُ وَ أَمَرَهُنَّ أَنْ یُکَفِّنَّهَا فِیهِ وَ قَالَ لِلْمُسْلِمِینَ إِذَا رَأَیْتُمُونِی قَدْ فَعَلْتُ شَیْئاً لَمْ أَفْعَلْهُ قَبْلَ ذَلِکَ فَسَلُونِی لِمَ فَعَلْتُهُ فَلَمَّا فَرَغْنَ مِنْ غُسْلِهَا وَ کَفْنِهَا دَخَلَ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَحَمَلَ جَنَازَتَهَا عَلَی عَاتِقِهِ فَلَمْ یَزَلْ تَحْتَ جَنَازَتِهَا حَتَّی أَوْرَدَهَا قَبْرَهَا ثُمَّ وَضَعَهَا وَ دَخَلَ اَلْقَبْرَ فَاضْطَجَعَ فِیهِ ثُمَّ قَامَ فَأَخَذَهَا عَلَی یَدَیْهِ حَتَّی وَضَعَهَا فِی اَلْقَبْرِ ثُمَّ اِنْکَبَّ عَلَیْهَا طَوِیلاً یُنَاجِیهَا...»؛ الکافی، ج ۱، ص ۴۵۳، ح ۲.
  5. ر.ک: عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابی‌طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص ۱۲۲؛ محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۲۴.
  6. ر.ک: عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابی‌طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص ۱۲۲؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۱-۶۰۳.
  7. ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۱-۶۰۳.
  8. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۰۸۹؛ موسوعة التاریخ الاسلامی، یوسفی غروی، ج۱، ص۷۴۸.
  9. ر.ک: عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابی‌طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص ۱۲۲؛ محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۲۴.
  10. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص ۶.
  11. تاریخ یعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۴؛ کشف الغمه، ابن ابی الفتح الاربلی، ج۱، ص۶۰؛ الفصول المهمه، ابن صباغ مالکی، ج۱، ص۱۷۷؛ تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه: حسین علی عربی)، ج۱، ص۳۴۳.
  12. ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۱-۶۰۳؛ عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابی‌طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص ۱۲۲.