موسی بن عقبه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۵۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد

آشنایی اجمالی

ابومحمد موسی بن عقبة بن ربیعة بن ابی عیاش مدنی قرشی اسدی مطرقی اهل مدینه بود [۱] و در آنجا متولد شد.[۲] او از موالی آل زبیر بن عوام[۳] یا ام خالد بود.[۴] از ام خالد، بنت خالد، [۵] علقمة بن وقاص، عبدالرحمان بن هرمز،[۶] سالم بن عبدالله[۷] و عروة بن زبیر روایت کرده است. همچنین افرادی مانند بکیر بن عبدالله، شعبة ابراهیم بن طهمان، حفص بن میسرة،[۸] یعقوب بن عبدالرحمن و یحیی بن سعید انصاری[۹] از وی روایت کرده‌اند.

رجال‌نویسان اهل سنت ایشان را فردی مورد اعتماد،[۱۰] حافظ،[۱۱] فقیه و مفتی دانسته‌اند.[۱۲] وی نخستین شخصی است که در مورد جنگ‌های پیامبر (ص) کتاب تألیف کرده و کتاب او را از صحیح‌ترین کتب در این مورد دانسته‌اند،[۱۳] وی در سال ۱۴۱هـ [۱۴] در شهر مدینه درگذشت.[۱۵] سال درگذشت وی مورد اختلاف است.[۱۶] کتاب مغازی رسول الله (ص) اثر وی می‌‌باشد [۱۷].[۱۸]

موسی بن عقبه (م ۱۴۱)

موسی بن عقبه بن ابی عیاش قرشی یکی از چهرهای برجسته در دانش مغازی است. وی به سال ۶۸ هجری، عبدالله بن عمر را دیده و بدین ترتیب در آن زمان، حداقل نوجوانی بوده است، وی از موالی خاندان زبیر بوده و با توجه به علاقه خاندان زبیر به مغازی که پیش از این بدان اشاره کردیم این نکته جالب به نظر می‌‌‌‌رسد[۱۹] وی در کنار ابن اسحاق، از شاگرادان زهری بوده و به طور مستقل والبته مفصل به کار تدوین مغازی مشغول. با این حال، به دلایل مختلفی که می‌‌‌‌توان از آن جمله آنها را عدم انتشار به موقع آن در عراق یا نوع ضعیف تألیف در قیاس با کار ابن اسحاق دانست، ویا دلائلی دیگر، شهرتی به دست نیاورده است. این کتاب تا قرن نهم هجری در اختیار بوده و پس از آن جز فقراتی ازآن باقی نمانده است.

سزگین نوشته است: اعتماد اساسی وی به زهری است، گرچه تعبیر حدثنی الزهری کمتر بکار رفته وبیشتر تعبیر قالب ابن شهاب و زعم ابن شهاب بکار رفته است. مالک بن انس دربرابر این سؤ ال که مغازی را از کجا فرابگیریم، می‌‌‌‌گفت: علیم بمغازی موسی بن عقبة، فانه ثقة. وی افزود: او در دوره بزرگی سن به دنبال مغازی رفت تا نام کسانی که با رسول خدا(ص) بوده‌اند ثبت کند[۲۰] عنایت مالک بن انس به مغازی موسی بن عقبه، نباید بی‌ارتباط با بی‌اعتمادی وی به ابن اسحاق باشد بعدها یحی بن معین هم می‌‌‌‌گفت: کتاب موسی بن عقبه عن الزهری أصح الکتب[۲۱] این اشاره به قدح طرق دیگر حدیثی می‌‌‌‌تواند باشد. داستانی که برای توجه وی به مغازی نوشته‌اند روشنگر حدیثی وی می‌‌‌‌تواند باشد. داستانی که برای توجه وی به مغازی نوشته‌اند روشنگر برخی نکات درباره سیره نویسیاست. سفیان بن عیینه می‌‌‌‌گید: شیهی با نام شرحبیل بن سعد در مدینه بود که از آگاهترین مردم به مغازی بود. اورا متهم کردند که برای کسانی که سابقه‌ای نداشتند، سابقه قرار می‌‌‌‌دهد. به همین دلیل مغازی اواز چشم مردم افتاد. ابراهیم بن منذر می‌‌‌‌گوید: این مسأله را به محمد بن طلحة ابن الطویل که آگاه‌تر از او به مغازی در مدینه نبود، گفتم. به من گفت: شرحبیل بن سعد عالم به مغازی بود.

اورا متهم کردند افرادی که در بدر نبوده‌اند، به عنوان بدری یاد می‌‌‌‌کردند. همین طور درباره حاضران در احد و هجرت. ب ه همین دلیل از چشم مردم افتاد. وقتی موسی بن عقبه شنید، با این که سنش زیاد بود، کار روی فهرست اسامی حاضران در بدر واحد و مهاجران حبشه ومدینه را آغاز کرد وچیزی در این باره نگاشت[۲۲] یاقوت نسخه‌ای از مغازی بن عقبه را که به خط ابونعیم اصفهانی بوده استفاده کرده است[۲۳] بخشی از مغازی را که ابن شهبه (م ۷۸۹) تهذیب کرده ساخو با ترجمه آلمانی چاپ کرده است. کتاب الدرر فی اختصار المغازی والسیر ابن عبدالبر (م ۴۶۳) تلخیص مغازی موسی بن عقبه است. فقرات فراوانی از این کتاب را ابن حجر در الاصابه آورده که سزگین شماره صفحات آن را معین کرده است[۲۴] همچین فقرات فراوانی از آن را بیهقی (م ۴۵۸) در دلائل النبوة نقل کرده است. [۲۵]

منابع

  1. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱

پانویس

  1. الثقات، ج ۵، ص۴۰۴.
  2. الاعلام، ج۷، ص۳۲۵.
  3. الجرح و التعدیل، ج۸، ص۱۵۴؛ الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۱۱.
  4. الثقات، ج ۵، ص۴۰۴.
  5. تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۱۴۸.
  6. تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۱۴۸.
  7. سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص۱۱۴.
  8. تهذیب الکمال، ج۲۹، ص۱۱۷.
  9. سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص۱۱۵.
  10. میزان الاعتدال، ج۴، ص۲۱۴.
  11. تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۱۴۸.
  12. العبر، ج۱، ص۱۴۸.
  13. سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص۱۱۵.
  14. الثقات، ج ۵، ص۴۰۴.
  15. الاعلام، ج۷، ص۳۲۵.
  16. سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص۱۱۷؛ الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۱۱؛ الثقات، ج ۵، ص۴۰۵.
  17. کشف الظنون، ج۲، ص۱۷۴۷.
  18. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص۷۸۶.
  19. تهذیب الکمال، ج۲۹، صص ۱۱۵ ۱۱۶
  20. تهذیب الکمال، ج۲۹، ص۱۱۸
  21. تهذیب الکمال، ج۲۹، ص۱۱۹
  22. تهذیب الکمال، ج۲۹، ص۱۱۹
  23. معجم البلدان، ج۴، ص۱۰۰۸، (چاپ اروپا
  24. تاریخ التراث العربی، التدوین التاریخی، ص۸۵
  25. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۶۴.