شمسالدین ذهبی در تاریخ اسلامی
آشنایی اجمالی
محمد بن احمد بن عثمان بن قایماز ترکمانی دمشقی شافعی (۶٧٣-٧۴٨)، معروف به «شمس الدین ذهبی» از برجستهترین علمای رجالی و از مشهورترین مورخان نیمه نخست قرن هشتم هجری است. وی نویسنده دهها کتاب رجالی و تاریخی است و تخصص عمده او در دانش رجال و جرح و تعدیل راویان و اخباریان و محدثان است[۱]. نکته مهم درباره ذهبی و ابن حجر عسقلانی آن است که این دو، آخرین افرادی هستند که به بقایای کتابهای قرون نخست اسلام دسترسی داشته و پس از آنها، بسیاری از این آثار از میان رفته است. بنابر این ارزش کتابهای ذهبی، حفظ متون فراوانی از گذشته است که با کمال تأسف امروزه در اختیار ما نیست. وی از مؤلفان پر تألیف است، به طوری که عبدالستار الشیخ، قریب ۲۷۰ اثر از وی برشمرده است[۲]. بیشتر این آثار در علم رجال، تاریخ و تلخیص آثار پیشینیان است.
مهمترین کتاب وی در تاریخ عمومی جهان اسلام، کتاب تاریخ الاسلام اوست که تاکنون حوادث تا سال ۶۲۰ هجری ضمن ۴۶ مجلد از آن چاپ شده است. نخستین مجلد آن السیرة النبویة، مجلد دوم المغازی، مجلد سوم الخلفاء الراشدون و پس از آن بر اساس شیوه سالشمار حوادث و درگذشتگان هر سال آمده است. وی هفتاد طبقه را تصور کرده و برای هر طبقه ده سال را در نظر گرفته است. مجلدات چاپ شده تاریخ الاسلام نیز بر همین اساس به صورت ده سال یا دو ده سال نشر یافته است. وی در بیان شرح حال افکار درگذشته دو شیوه را بکار گرفته است. در حوادث میانه سالهای ۴۰ تا ۳۰۰ که ده سال را یک طبقه فرض کرده در آغاز هر سال، درگذشتگان آن سال را برمیشمرد بدون آنکه شرح حال آنها را بنویسد. پس از آنکه ده سال مورد نظر تمام شد تحت عنوان «تراجم هذه الطبقة» به تفصیل شرح حال افراد درگذشته آن ده سال را یکجا بر اساس الفبا میآورد. اما از حوادث سال ۳۰۱ به بعد ابتداء حوادث هر سال را نقل میکند تا آن دهه خاتمه مییابد. پس از آن تراجم درگذشتگان هر سال را به ترتیب الفبا به صورت سالنامه میآورد به طوری که باید درگذشتگان سال ۴٢٣ را در ذیل همان سال دید، البته نه در بخش حوادث بلکه در بخش مستقل وفیات. وی در مقدمه سیره نبوی فهرستی اجمالی از مآخذ خود را به دست داده که به طور عمده آثار شناخته شده پیشینیان است. با این حال برخی از آثاری که وی یاد کرده، در حال حاضر موجود نیست. منابع وی عبارتند از: دلائل النبوة بیهقی، سیرة النبی ابن اسحاق، المغازی ابن عائذ کاتب، طبقات الکبری ابن سعد، تاریخ ابوعبدالله بخاری، تاریخ احمد بن ابی خیثمه، تاریخ یعقوب فسوی، تاریخ محمد بن مثنی عنزی، تاریخ ابوحفص فلاس، تاریخ ابن ابی شیبه، تاریخ واقدی، تاریخ هیثم بن عدی، تاریخ و طبقات خلیفة بن خیاط، تاریخ ابوزرعه دمشقی، الفتوح سیف بن عمر، تاریخ مفضل بن غسان غلابی.
وی از آثار دیگری هم که آنها را تلخیص کرده بهره برده است. از جمله آنها تاریخ نیشابور حاکم نیشابوری و تاریخ دمشق ابن عساکر و وفیات الاعیان ابن خلکان و الانساب سمعانی است. تلخیص آثار بزرگ پیشین، یکی از مهمترین کارهای علمی ذهبی است. در این میان، تلخیصی از کتاب طرق حدیث غدیر طبری مورخ کرده که خوشبختانه برجای مانده و به کشش استاد ما مرحوم عبدالعزیز طباطبایی منتشر شده است. ذهبی در همان مقدمه میافزاید: برای تألیف این اثر تاریخ طبری، تاریخ ابن اثیر، تاریخ ابن الفرضی، تاریخ وصلة ابن بشکوال، و کتابهای دیگری از جمله مرآة الزمان را مطالعه کرده است[۳].
در بیشتر موارد اخبار کتاب سیره و مغازی مسند بوده و یا دست کم منبع کتابی نقل با یاد از نام مؤلف آمده است. از گردآوری آن موارد است که میتوان دامنه کار ذهبی را در استفاده از مآخذ مختلف به دست آورد. به هر روی نگاهی به کتاب تاریخ الاسلام نشان میدهد که این تنها یک فهرست کلی است و ذهبی در جای جای شرح حالها از کتابهای بیشماری بهره برده که در حال حاضر در اختیار نیست. نمونه آن تاریخ الشیعة ابن ابی طی است که قطعات نقل شده در تاریخ الاسلام ذهبی را ما در مقالی مستقل گردآوری کردهایم. (آینه پژوهش، ش ۴۶) آنچه جالب است اینکه وی، نخستین تحریر کتاب تاریخ الاسلام را در سال ٧١۴ در حالی که چهل سال داشت به پایان برده است[۴]. پس از ذهبی کتاب تاریخ الاسلام از مصادر و مآخذ اصلی آثار مؤلفان برجستهای مانند صفدی در الوافی بالوفیات، ابن شاکر کتبی در عیون التواریخ، تقی الدین سبکی در طبقات الشافعیة، و ابن کثیر در البدایة والنهایة و شماری دیگر درآمد. همچنین این کتاب چهار بار به گونههای متفاوت تلخیص شد[۵]. برخی از آثار تاریخی دیگر ذهبی عبارتند از: دول الاسلام، (تا سال ۷۰۰) ذیل دول الاسلام، (از سال ۷۰۰ تا ٧۴۴)، العبر فی خبر من عبر و ذیل آن[۶]. این کتاب در اصل تلخیص تاریخ الاسلام است اما در اندک مواردی افزودههایی بر آن دارد.
در اینجا نمیتوان از اثر سترگ دیگر ذهبی یعنی سیر اعلام النبلاء سخن نگفت. اثری که ضمن آن تراجم چهرههای بیشماری از بزرگان دنیای اسلام از هر فرقه و مسلک و هر نقطه جهان اسلام درج شده است. این کتاب توسط مؤسسة الرسالة و زیر نظر شعیب الارناؤوط در ۲۳ جلد به بهترین صورت به چاپ رسیده است. اخیراً دارالفکر بیروت نیز چاپ دیگری از آن عرضه کرده و قسم چاپ ناشدهای را بر آن افزوده است. کتاب تذکرة الحفاظ و میزان الاعتدال نیز از آثار پرارجی است که در عرصه شناساندن محدثان و راویان نوشته شده است. نباید پنهان کرد که ذهبی آگاهیهای رجالی خود را در کتابهای مختلف خود جای داده و میان هر کدام با دیگری به نوعی تمایز و تفاوتی گذاشته است. این تمایز گاه به تقسیمبندی طبقهای، گاه در وارد کردن امیران و عالمان با یکدیگر و گاه به تفصیل و تلخیص است. گرایشهای مذهبی ذهبی، گرایشهای سلفی و اهل حدیثی است و ستایش وی از ابن تیمیه (۶۶١-٧٢٨) علیرغم اشاره به برخی انتقادها نشانگر تمایلات مذهبی اوست. وی کتابی مفرد با عنوان الدرة الیتیمه فی سیرة ابن تیمیه تألیف کرده است[۷]. به همین دلیل گرایش ضد شیعی او قوی است و این مسأله به خوبی در میزان الاعتدال وی در ارزیابی ضعفا روشن است[۸]. وی در سوم ذی قعده سال ۷۴۸ در دمشق درگذشت و در قبرستان بابالصغیر مدفون شد.[۹]
منابع
پانویس
- ↑ درباره خود وی کتاب «الحافظ الذهبی، مورخ الاسلام و ناقد المحدثین أمام المعدلین و المجرحین» نگاشته شده که به تفصیل درباره او آثارش سخن گفته است. کتابی نیز بشار عواد معروف تحت عنوان «الذهبی و منهجه فی کتابه تاریخ الاسلام» نگاشته که در دست مؤلف این سطور نبوده است. کتاب دیگری قاسم علی سعد درباره میزان الاعتدال وی تحت عنوان المنهج الذهبی و موارده فی میزان الاعتدال نوشته است که آن نیز در دست ما نبود.
- ↑ الحافظ الذهبی، ص٣۴٣ به بعد.
- ↑ تاریخ الاسلام «السیرة النبویة»، صص۱۳-۱۵. همین فهرست در مقدمه مجلد «المغازی» صص۲۳-۲۶ آمده است.
- ↑ الحافظ الذهبی، ص١۴٩.
- ↑ الحافظ الذهبی، صص۴۵۵-۴۵۶.
- ↑ در اصل به صورت «غبر» چاپ شده اما بشار عواد معروف درست آن را «عبر» دانسته است. درباره این کتاب بنگرید به: الحافظ الذهبی، صص۴٨٠-۴٨٢.
- ↑ الحافظ الذهبی، ص۵٠٨.
- ↑ به عنوان نمونه نگاه کنید به آنچه ذیل شرح حال عبدالرحمان بن یوسف بن خراش آورده و به دلیل آنکه وی دو جزء در مثالب شیخین داشته، توهین سختی به وی کرده است. میزان الاعتدال، ج۲، ص۶۰۰. در جای دیگری نوشته است: كُلُّ مَنْ أَحَبَّ الشَّيْخَيْنِ فَلَيْسَ بِغَالٍ، بَلَى مَنْ تَعَرَّضَ لَهُمَا بِشَيْءٍ مِنْ تَنَقُّصٍ، فَإِنَّهُ رَافِضِيٌّ غَالٍ، فَإِنْ سَبَّ فَهُوَ مِنْ شِرَارِ الرَّافِضَةِ، فَإِنْ كَفَّرَ، فَقَدْ بَاءَ بِالْكُفْرِ وَ اسْتَحَقَّ الْخِزْيَ. سیر اعلام النبلاء، ج١۴، ص۵١١.
- ↑ جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۲۱۶.