قناعت
- مدخلهای وابسته به این بحث:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل قناعت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
- ماده "قنع" اگر در باب "فعَل یفعَل"[۱] مانند "منَع یمنَع" به کار رود، به معنای سؤال (درخواست) خواهد بود و اگر در باب "فعِل یفعَل"؛ مانند "علِم یعلَم" به کار رود که مصدر آن قناعة و قنعان است، به معنای رضا و خشنودی است[۲]. "قانع" در اصطلاح به کسی گویند که به کم، راضی و خشنود است و هیچ اثری از نارضایتی حتی در چهره او دیده نمیشود[۳].امام صادق(ع) نیز در تعریف فرد قانع فرمود: "قانع، کسی است که به هر چه به او بدهی، اکتفا میکند و خشم نمیگیرد و ترشرویی نمیکند و چهره درهم نمیکشد"[۴][۵].
- ماده "قنع" در قرآن دوبار به کار رفته که یکی از آنها به معنای یاد شده است؛ آنجا که خداوند در قرآن میفرماید: ﴿فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ﴾[۶]. مراد از قانع، در آیه شریفه، کسی است که به آنچه به او میدهند، یا دارد، قناعت میکند. برخی میگویند، قانع، کسی است که در خواست نمیکند[۷][۸].
- قناعت بهمعنای خشنودی، خرسندی، رضا و تسلیم و صرفهجویی از نشانهها و ثمرات پارسایی و از برترین فضلیتهای انسانی است. در سایه فضیلت قناعت، آدمی در مسیر زندگی، به حد کفاف و قوام اکتفا میکند و دامن آرزو از خواستههای مادی برمیچیند. بنابراین احساس بینیازی به انسان دست میدهد که این خود، کلید زندگی پاک و حفظ و صیانت از کرامت انسانی و آزادی معنوی است. امام (ع) میفرماید: قناعت، گونهای پادشاهی است...[۹][۱۰].
- امام علی (ع) در نهج البلاغه نُه بار به موضوع قناعت اشاره کردهاند. فضیلت قناعت حیات آدمی را به سمتوسوی آخرتگرایی و توشهبرداری برای سرای باقی سوق میدهد، زیرا آدم قناعتپیشه به حد کفاف بسنده میکند و اسیر تجملات و زر و زیور بیپایان دنیا نمیشود. امام (ع) میفرماید: خوشا به حال کسی که همواره به یاد معاد باشد و برای روز حساب عمل کند و به آنچه روزیاش دادهاند، قانع و از خدا راضی باشد[۱۱][۱۲].
- بسندگی به کفاف و نیاز که مورد نظر امام است، بهمعنای زندگی فقیرانه و در زحمت نیست، بلکه بدین معناست که آدمی بهاندازه معقول و متعادل در زندگی بسنده کند و خود را اسیر تجملات دنیوی نگرداند. امام علی (ع) بیان میدارد که قناعت به حد کفاف آدمی را به زندگی پاک و با سعادت میرساند و او را از زنجیر از و طمع میرهاند. آنکه به زندگی ساده آبرومندانه بسنده کند، آسایش را به دست آورَد و در سایه آرامش و خوشی زندگی کند[۱۳][۱۴].
- از اینرو انسان قناعتپیشه انسانی سختکوش و مولد است که نیازهای خود را در سایه میانهروی و عقل فراهم میسازد و زندگی آبرومند را برمیگزیند. امام (ع) در بیانی خباب بن ارت (از یاران خویش) را مورد ستایش قرار میدهد و او را که صنعتگری فعال در عرصه زندگی بود، اینگونه میستاید: خدا رحمت کند خباب را که از صمیم دل اسلام آورد و هجرتش از روی اطاعت بود، بهقدر حاجت قناعت میکرد و از خداوند خشنود و زندگی او جهاد بود[۱۵][۱۶].
پرسشهای وابسته
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ باب فرعی ثلاثی مجرد؛ به طور کلی، در ثلاثی مجرد در صورت همسانی حرکت عین الفعل ماضی و مضارع شد، آن باب، جزو بابهای فرعی و در صورت ناهمسانی حرکت عین الفعل در ماضی و مضارع، آن باب جزو بابهای اصلی ثلاثی مجرد به شمار میآید.
- ↑ سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج ۶، ص ۴۲؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص ۶۸۵؛ ابو الحسن احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۳۳ و الزبیدی، تاج العروس، ج۱۱، ص۴۰۷.
- ↑ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۳۸۴ و ملامحسن فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۳، ص۳۷۹.
- ↑ «الْقَانِعُ الَّذِي يَرْضَى بِمَا أَعْطَيْتَهُ وَ لَا يَسْخَطُ وَ لَا يَكْلَحُ وَ لَا يَلْوِي شِدْقَهُ غَضَباً »؛ کلینی، الکافی، ج۴، ص۴۹۹؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۰۸ و محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۱۶۳.
- ↑ نبیاللهی، علی، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۷۰.
- ↑ «از (گوشت) آنها بخورید و به مستمند خواهنده و خویشتندار بخورانید» سوره حج، آیه ۳۶.
- ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۳۷.
- ↑ نبیاللهی، علی، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۷۰-۵۷۱.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۲۰
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 645.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۴۱
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 645.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۴۱
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 645- 646.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۴۱
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 646.