احقاق حق امامت

مهم‌ترین و بزرگ‌ترین معضل در جامعه صدر اسلام، انحراف در خط امامت و رهبری مسلمانان پس از رحلت رسول خدا بود. ظهور اسلام همراه با آموزه‌های سازنده و روشنگرانه‌اش و نیز کوشش‌های مستمر و بی‌وقفه رسول خدا (ص) سبب شد تا دشمنی‌ها و اختلافات جاهلیت جای خود را به دوستی و همبستگی و اتحاد اسلامی بدهد. با درگذشت رسول خدا (ص)، جریان سقیفه موجب شد تا بار دیگر کینه‌های فروخفته اعراب جاهلیت مشتعل شود و تکیه بر افتخارات طایفه‌ای و امتیازات قبیله‌ای در کانون توجه سقیفه‌نشینان قرار گیرد. این امر در حالی اتفاق افتاد که وصایا و سفارش‌های پیامبر (ص) درباره خلیفه و جانشین ایشان، نادیده گرفته شد. در حالی‌که علی بن ابی‌طالب (ع) و بنی‌هاشم در حال غسل، تکفین و تدفین پیامبر (ص) بودند، توافق بر سر انتخاب خلیفه‌ای جز آنچه پیامبر (ص) معیّن فرموده بود، با چنان سرعتی انجام گرفت که حتی عمر نیز در ارزیابی خود آن را اقدامی شتاب‌زده توصیف نمود و گفت: هرکس پس از آن چنین کند، مستحق مرگ خواهد بود. بیعت با ابوبکر، شتاب‌زده و ناگهانی بود که خداوند مسلمانان را از شر آن نگاه داشت، هرکس در گزینش خلیفه این‌گونه عمل کند، او را بکشید[۱]!

این واقعه هر چه بود، نخستین سنگ‌بنای اختلاف و انحراف را در جامعه اسلامی بنا نهاد. پس از این واقعه، گرچه امام علی (ع) برای حفظ مصالح اسلام و جلوگیری از فروپاشی امت اسلامی در نهایت به بیعت با خلفا مجبور شد و بیست‌وپنج سال خانه‌نشینی را برگزید، اما این بدان معنا نیست که ایشان برای احقاق حقّ از دست‌رفته خویش تلاشی انجام نداده باشند. آن حضرت در عمل، تلاش‌های وسیعی در جهت پیشگیری از انحراف آغاز کرد. گرچه این اقدامات نتیجه عملیِ مثبتی در بر نداشت، ولی حداقل به ما ثابت کرد که در سخت‌ترین شرایط نیز نباید از تلاش و کوشش جهت دست‌یابی به هدف و احقاق حق و پیشگیری از انحراف باز ایستاد[۲].

اقامه حق (قانون)

برپایی و احیای حق، از وظایف بزرگ و مهم حکومت‌هاست. امیرمؤمنان، علی(ع) بارها دلیل پذیرش حکومت را اقامه حق و دفع باطل اعلام کرد؛ چراکه در سایه‌سار آن، کارکردهای دیگر جامعه تحقق می‌پذیرد و زمینه سیر معنوی و مادی به سوی اهداف متعالی فراهم می‌شود و با تحقق آن، امنیت و دین‌داری معنا می‌یابد. عبدالله بن عباس می‌گوید: «در منطقه ذی‌قار در گذرگاه جنگ بصره، خدمت امام رفتم که داشت کفش خود را پینه می‌زد. تا مرا دید، فرمود: قیمت این کفش چقدر است؟ گفتم: بهایی ندارد. فرمود: به خدا سوگند! من این کفش را از حکومت بر شما بیشتر دوست دارم، مگر آنکه در این حکومت، حقی را بر پای دارم یا باطلی را برافکنم»[۳].

از آنجا که قانون، شاخص و امری عینی و مشخص است، مردم به آسانی می‌توانند خود را با آن سازگار و وضعیت امور جزئی‌تر و روابط خود را تعریف کنند. برقراری قانون از سوی حاکم، به معنای جلوگیری از تفسیرها، روابط نادرست و سوءاستفاده از سوی برخی است. از نگاه امام علی(ع)، دیدگاه بیشتر مردم همیشه موافق با حق و حقیقت نیست؛ پس هرگاه بیشتر جامعه پیرو حق بودند، امام پیشرو آنان می‌شد و وقتی از حق رو برمی‌تافتند، او همچنان با حق بود و از جدایی بیشتر مردم از حق و روی‌گردانی به باطل، بیم به خود راه نمی‌داد[۴].

پرسش‌های وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: ابن‌حنبل، ابوعبدالله احمد بن محمد الشیبانی، مسند، ج۱، ص۵۵؛ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی‌بکر سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص۶۷؛ عزالدین ابی‌الحسن علی بن محمد ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۲۷.
  2. ملک‌زاده، محمد، سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور، ص ۲۸۹.
  3. نهج البلاغه، خطبه ۳۳.
  4. محمدی صیفار، مهدی، اندیشه و روش اصلاح جامعه از دیدگاه امام علی ص ۷۹.